نقد- حميد رضا اميدي سرور:
رمان اقليمگرايانه در ادبيات داستاني ايران نمونههاي فراوان داشته است
بهويژه در ميان نويسندگاني كه خاستگاه فرهنگي و جغرافيايي آنها از شاخصههاي بومي منحصربهفرد و درعينحال غني برخوردار بوده است.
اين رويكرد ادبي در ميان نويسندگان يك منطقه گاه چنان بهلحاظ كمي و كيفي پربار بوده كه پس ازچندي مرجع اين جريان بهعنوان يك مكتب ادبي ارزيابي و شناسايي شدهاست. نويسندگان مكتب جنوب نمونهاي از اين حركت جمعي بومگرايانه بودهاند كه حاصل پرباري نيز از خود برجاي نهاده است.
در شمال ايران نيز چنين حركتهايي كم نبوده است؛ نويسندگان مختلفي از اين خطه سربرآوردهاند كه ويژگيهاي طبيعي، فرهنگي و همچنين باورهاي مذهبي توده مردم اقليم خود را در آثارشان بازتاب دادهاند. فريدون حيدري ملكميان نيز ازجمله چنين نويسندگاني است كه در آثار خود به زادگاه خود بهعنوان بستري براي پرداختن به رخدادها بهره برده است. اين نويسنده بهسال 1340 در روستايي در شرق گيلان بهدنيا آمده است.
در كارنامه او سابقه همكاري با نشريات بهويژه در كسوت ويراستار و همچنين بهعنوان نمايشنامهنويس راديويي نيز وجود دارد. نخستين رمان او «مرگ بيتوبه بيوصيت» به سال1371 منتشر شد و با همين اثر سيماي نويسندهاي پيش روي ما قرار گرفت كه علاوه بر اهميت بسياري كه به زبان داستان خود قائل است، ويژگيهاي اقليمگرايانه نيز ديگر ويژگي مهم اثر او محسوب ميشود. «روز هزار ساعت دارد» تازهترين اثر فريدون حيدري ملكميان كه توسط نشر افق به بازار آمده است، رماني است در 171 صفحه و قيمت 2800 تومان كه دستاورد ادبي نويسنده در سالهاي 4-1383 بهحساب ميآيد.
رمان روز هزار ساعت دارد آشكارا نشان از پختهتر شدن نثر نويسنده و همچنين احاطهيافتن موفقتر او در فرمي است كه براي روايت رمان خود بهكار گرفته است. اين رمان از نظر نقطه ديد روايت آميزهاي است از 2شيوه كه هر دو بهنوعي زيرمجموعه داناي كل قرار ميگيرند. به اين ترتيب نويسنده با سوژه قراردادن زندگي راوي، بخشهايي از رمان را به شيوه داناي كل كه راوي نيز بهعنوان يكي از شخصيتها حضور دارد روايت ميكند و در بخشهاي ديگر رمان كه راوي خود بازگوكننده رخدادههاست به زمان و مكاني مربوط ميشود كه اغلب خود راوي در آن حضور نداشته و آنها را براساس دانستههاي خود روايت ميكند.
نوآوري نويسنده و تفاوت كار او نيز در همين نكته نهفته است كه برخلاف سنتهاي معمول روايت اولشخص توسط راوي كه حاصل حضور خود او در موقعيتهاست، در اين اثر آنجا كه خود راوي حضور دارد، به شيوه داناي كل و آنجا كه خود او نيست، توسط راوي روايت ميشود و بهنوعي خود او نيز در كسوت داناي كل قرار ميگيرد.
به اين ترتيب نويسنده شگردي تازه را ميآزمايد كه فينفسه ميتواند امتيازي براي كار او بهحساب آيد. روز هزار ساعت دارد نيز رماني است اقليمگرايانه. نويسنده بهطور مشخص دست روي زادگاه خود بهعنوان جغرافياي رمان گذاشته است و در لابهلاي سطور رمان ميتوانيم شاهد ارجاعهاي بسياري باشيم كه نويسنده به منطقه ملكميان- كه ظاهراً در خطه گيلان واقع است- ميدهد؛ ارجاعهايي كه هم شامل ويژگيهاي طبيعي اين منطقه است و هم اينكه دربرگيرنده فرهنگ، باورها و مناسبات حاكم بر مردم اين ناحيه، از سوي ديگر همچون اغلب رمانهاي اقليمگرايانه نويسنده واژههايي را بهكار برده است كه در ميان مردم آن منطقه رايج و مورد استفاده است.
رمان آشكارا نشان از دقت نظر و وسواس نويسنده روي نثر آن دارد؛ نثري كه گاه آهنگين و حتي شاعرانه مينمايد و گاه به نثري پرتكلف پهلو ميزند كه ميتواند ارتباط مخاطب با آن را دشوار سازد.«راوي در روزي شوم در ملكميان زاده ميشود و دنياگردي بهشيوه دراويش و حتي نوشتن به سبك دعاگران و پيشگويان در طالع اوست. شايد از همين روست كه ميخواهد در هالهاي از وهم و رويا از آينده بنويسد... .»
به هر روي روز هزار ساعت دارد بهعنوان تجربهاي متفاوت و آزمودن شيوهاي تازه در روايت ميتواند اثري خواندني و درخور اعتنا محسوب شود.