آيينها- نيلوفر رستمي:
سال 87 هم رفت. سال جديد با چاشني آجيل، شيريني،سفره هفت سين و يك عالمه عيدي در راه است.
البته با يادآوري اين موضوع كه يكسال ديگر هم گذشت با بسياري از كارهاي باقي مانده؛ حسي كه غالبا موقع سال تحويل، درگيرمان ميكند. آنقدر كه نميدانيم با خودمان و زندگي گذشته چه كنيم اما به قول بزرگترها اين را نبايد از ياد ببريم كه زندگي جز تكراري خوشايند نيست. پس عيدتان مبارك و به قول قديميها صد سال به اين سالها غم ديروز نخوريد كه فردا در راه است. آن هم به آرامي يك گاو بزرگ.
ما آمديم شما تشريف نداشتيد
سال جديد، سال گاو است، ميگويند گاو مظهر آرامش و صبر است. پس در اين سال آرام و صبور باشيد. در ضمن يكي از سال شناسها در سايت شخصياش نوشته است اين سال براي آدمهايي كه فعاليت گروهي را به فعاليت انفرادي ترجيح ميدهند ميتواند بينظير باشد.
يكي ديگر از رسمهاي اين روزها، تبريك گفتن به دوست و آشنا است. در قديم رسم بود كه در كارت پستالهاي پر از گل و دار و درخت مينوشتيم: اين عيد سعيد باستاني را به شما و خانواده گرامي تبريك ميگويم. يادتان هست؟
و زير جملهمان يك امضا بزرگ به يادگار ميگذاشتيم. حالا ديگر كمتر كسي زحمت خريد كارت پستال را به خودش ميدهد و بازار اين نوع كالاها كساد شده، حالا با يك اساماس خودماني ميتوانيم تبريك عيد را براي صدها نفر بفرستيم.
رسم ديگر ديد و بازديدهاي عيد است، خيليها رسم دارند كه به تمام اقوام دور و نزديك و دوست و آشنا و همسايه خود، حتي شده براي چند دقيقه سر بزنند اما خيلي وقتها پشت در صاحبخانه ميمانند، چون صاحبخانه همراه با خانواده به ديد و بازديد رفته است. بنابراين بزرگ خانواده از هر جا شده يك ورق كاغذ تهيه ميكند و روي آن مينويسد:«سلام، ما آمديم شما تشريف نداشتيد.» بعضي اوقات تعداد اين نامهها آنقدر زياد ميشود كه ديگر از صرافت دوباره رفتن ميافتدند.
روايتهاي مختلف براي بزرگترين عيد ايراني
نوروز واژهاي مركب از دو جز است كه روي هم معناي روزنوين را ميدهد و بر نخستين روز از نخستين ماه، آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مييابد گذارده ميشود. نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با هزار افسانه و آيين زنده مانده است، ردپاي نوروز را از تختجمشيد گرفته تا آثار هنري عربي و افغاني هم ميتوان ديد اما ظاهرا كهنترين كتابي كه درباره جشن نوروز گفته است كتاب « آثارالباقيه » نوشته ابوريحان بيروني است.
در باره پيدايش اين جشن روايت و افسانههاي مختلفي وجود دارد، يكي از روايتهاي جالب مربوط به جمشيد شاه است، ميگويند روزي جمشيد نيشكر را كشف كرد و از شهد آ ن شكر براي مردمش درست كرد و از آن روز به جشن نوروز معروف شد؛ يا روايت ديگري است كه در اين روز جمشيد بر اهريمن پيروز شد و به خشكسالي چند ساله پايين داد و بهجاي هر نهال خشكي، سبزي روياند و از اين پس هرسال در اين روز جشن گرفته ميشد.
اما روايت ديگري كه شايد به اوضاع و احوال ما كمي نزديك تر باشد اين است كه ايرانيان دو جشن بزرگ در طول سال داشته اند. يكي براي آغاز فصل سرما و ديگري در با آمدن بهار. از آنجا كه همه انسانها نيز ذاتا تغيير فصل و بهار برايشان جالب است هنوز اين جشن را زنده نگه داشتهاند.
هفتسين و سبزه
هفتسين، هفت واژه كه با حروف « سين » شروع ميشوند نيز از سنتهاي جالب نوروز است. امروز، هفتسين مشخصا معاني استعارهاي خاص خود را دارد: سمنو (جوانههاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته ميشود)، سيب، سنجد، سير. زرتشتيان، «اوستا»، كتاب مقدس آسماني خود را در راس سفره هفتسين قرار ميدهند. تخم مرغهاي رنگين، گلاب، سكه، طلا، ماهي قرمز در آب، آينه، شمع و هريك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است.
در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز، جوانه گندم و عناب، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزي، سكه، و سركه سمبل و نماد افكار نيك، كردار نيك، خدا پرستي، نيك بختي، جاودانگي و داد و دهش است. سبزه سبز كردن نيز يكي از اصول است. ايرانيان باستان و هنوز زرتشتيان دانههاي گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت، و ماش را سبز ميكنند و سبز شدن هركدام را به فال نيك ميگيرند.
خانه تكاني
خانه تكاني كه از اسفندماه شروع ميشود و تنها رسم سخت عيد است فلسفهاش زدودن خانه از هر گرد و غبار و كهنگي است. پس از پايان كارهاي خانه كوزه اي را ميشكستند كه نشانه رفتن آلودگيها و اندوههاي يك ساله بود.
همچنين ظرفهاي مسين را به مسگران ميسپردند، نقرهها را جلا ميدادند. آنها باور داشتند كه ارواح مردگان در اين روزها به خانه و كاشانه خود باز ميگردند، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال ميشوند و براي باز ماندگان خود دعا ميفرستند و اگر نه، غمگين و افسرده باز ميگردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر ميسوزاندند و شمع و چراغ ميافروختند.
رسم خوش خوردن
شايد به گمان خيليها خوراكيهاي مخصوص جشن، بهترين بخش نوروز باشد. در خيلي از شهرها و روستاها رسم است كه دختران و مادران فاميل غذاها و شيرينيهاي عيد را دستجمعي درست كنند. هر شهري نيز شيريني خاص خود را دارد مثلا در قزوين رسم است كه زنان باقلوا درست ميكنند و در يزد شيريني با خرما كه به «كماچ» معروف است و نخودچي، باقلوا و قطاب درست ميكنند و يا مردم آمل شيريني معروف به «قاب دندان » دارند كه شبيه همين نخود چيهاي خودمان است اما آنقدر خوش طمع و اندازه دهان است كه به آن ميگويند قاب دندان.
اهالي گيلان بهخصوص رشتيهاي قديمي در اين روزها شيريني بهنام « خرش حلوا» درست ميكنند. پس از تفت دادن آرد، سبزي مخصوصي كه آن را «فريش» مينامند و عطر و بوي خوبي هم دارد و قبلا نيز آن را سرخ كردهاند همراه با آرد و شربت شكر و زعفران و كره خوب ورز ميدهند. سپس در سيني ريخته و بهصورت لوزي آن را برش ميدهند. اين شيريني خانگي بسيار خوشمزه است.
همشهری استانها