Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 09:53  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
يك نمونه از غزل تجربي
شاعران- محمدرضا شالبافان:
عليرضا بهرامي كه از شاعران و به‌ويژه غزلسرايان دهه هفتادي‌ كرج است، پس از سال‌ها شاعري، چندي پيش مجموعه شعر «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» كه  بخش عمده آن  به غزل اختصاص يافته را  به كوشش انتشارات داستان سرا روانه بازار كرد.

اين مجموعه چندي پيش در كتابفروشي انتشارات آينده روشن با حضور 3  نفر از نام آشنايان غزل اين روزها و ديروزها بررسي شد كه گزارش آن در پي مي‌آيد.

عليرضا طبايي  در ابتداي نشست نقد و بررسي آخرين مجموعه شعر بهرامي گفت: در مقايسه با نخستين دفتر شاعران بنام معاصر، مجموعه شعر «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» چيزي كم ندارد و كسي كه آغاز كارش با اين مجموعه همراه است در آينده آثار ارزنده‌تري را عرضه خواهد كرد. «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» ضمن اينكه به سنت‌هاي پوياي ادبيات كلاسيك نظر دارد، در حال و هواي غزل امروز نفس مي‌كشد.

طبايي در ادامه درباره ويژگي‌هاي شعر بهرامي گفت: شاعر در اين مجموعه گرايش به سوي غزل امروز دارد هرچند ويژگي‌هاي آثار كلاسيك را در اثرش رعايت كرده است. آنچه ما در غزل امروز با عنوان ساختارشكني، چندزبانه‌بودن، تعدد راوي و مسائل ديگر مي‌شناسيم در غزل بهرامي،  هم هست و هم نيست. هست،  به اين جهت كه آن ويژگي‌ها به شكل تلطيف‌شده‌اي در غزل‌هايش هست، و نيست هم از اين‌رو كه گرفتار آن گرايش‌هاي افراطي نمي‌شود. تعليق،  ويژگي ديگر غزل‌هاي بهرامي است. درواقع شاعر تمام ذهنش را براي مخاطب در آغاز غزل رو نمي‌كند.

طبايي افزود: بهره‌گيري از واژه‌هاي تازه و حتي استفاده از كلمات بيگانه كه گاهي خطر براي زبان فارسي به حساب مي‌آيد و برخي از اين واژگان در زبان فارسي برابري براي آنها تعريف نشده است و به اعتقاد من اين جنس واژه‌ها در آثار غزل‌سرا مي‌تواند خطر باشد، ويژگي آثار بهرامي است. اما مي‌بينيم كه شاعر به شكل‌ اغراق‌آميزي از اين واژه‌ها استفاده نكرده است.

نويسنده «شايد گناه از عينك من باشد» افزود: بهرامي به انسان امروز نظر دارد و در برج عاج ذهنش درباره وضعيت انسان قضاوت نمي‌كند. همچنين استفاده از اوزان بلند در غزل‌هاي بهرامي، نشان از تبحر شاعر در استفاده از وزن‌هاي بلند مي‌دهد و  ارتباط عمودي و افقي در شعر اين شاعر به خوبي رعايت مي‌شود.

اين شاعر پيشكسوت از بهرامي با عنوان شاعر تعادل ياد كرد و نگاهش به زندگي را در اشعارش مسئولانه دانست.

اودر بيان ضعف‌هاي «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» گفت: شاعر نياز به جسارت دارد و ما در اين مجموعه جسارت را كم مي‌بينيم. البته اين‌ با گرفتار خودمحوري شدن متفاوت است. جسارت به اين معناست كه شاعر افق‌هاي تازه‌اي را تجربه كند و در آفاق بالاتري بال بزند و سعي كند بيشتر از حصارهاي غزل كلاسيك بيرون برود.

پس از او محمد رمضاني فرخاني با طنز و كنايه از طرح جلد كتاب «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» تمجيد كرد و با استناد به شعر «مرگ بي‌معني» نكاتي كوتاه را در اين‌باره گفت و خطاب به شاعر دفتر اظهار كرد: خوشبختي بهرامي در اين بوده كه غزل به سراغش آمده است. سلامت ذوقي شاعر مايه اميدواري است و از آن حركت‌هاي آيروبيك در شعرش خبري نيست.

وي در ادامه با انتقاد از نسل شاعران جواني كه نسبت به شعر ساده‌انگارانه برخورد مي‌كنند، تأكيد كرد: شعر حاصل است، محصول نيست. عده‌اي مي‌گويند غزل شعر زمانه ما نيست و يا «ضياء موحد» برمي‌دارد غزلي را در آخر دفتر شعرش منتشر مي‌كند و مي‌گويد ما هم‌زماني از اين بوق‌ها مي‌زديم، خب اگر غزل به درد نمي‌خورد چرا آمده‌اي در مجموعه‌ات گذاشته‌اي؟!

اين شاعر با انتقاد از آشفتگي موجود در حوزه شعر امروز تصريح كرد: شعر و كلمه بي‌ارزش شده است و شاعران امروز اگر بزرگ بودند به ناشر فكر نمي‌كردند.

فرخاني در دفاع از غزل گفت: غزل جايي اوج پيدا كرده است كه يك رنسانس يا رستاخيزي بوده است. شاعران امروز ما به غزل تنها به‌عنوان يك قالب نگاه مي‌كنند و در بهترين حالت شعرهايي با حس و حال نيمايي را در وزن غزل مي‌گويند. اين غزل نيست؛  غزل ظرفيت‌ها و امكانات خودش را دارد كه بايد آنها را ديد.

او بي‌مطالعه بودن را ايراد بزرگ شاعران امروز دانست و گفت: ساعت‌ها مي‌نشينيم و درباره «زبان» حرف مي‌زنيم اما از پس خواندن بدون غلط شاهنامه برنمي‌آييم.

او در پايان اظهار كرد: بعد از شاعران سبك هندي ما يك شاعر قدرتمند فارسي داريم كه آن هم اقبال لاهوري است و اين شاعر زبان مادري‌اش اردو است اما بهتر از من و شما شعر به فارسي مي‌گويد. تا اينكه زمان به دوران شعر و مي‌رسد و يك حركت تازه‌اي آغاز مي‌شود و شاعران دهه 40 را پرورش مي‌دهد.  اما براي ما بعد از انقلاب اين اتفاق نيفتاده است چون كه ما سنگ بزرگي را برداشته‌ايم.  البته اين سنگ بزرگ نشانه نزدن نيست.

همچنين آرش شفاعي در اين نشست گفت: بعد از نخستين خوانش دفتر «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» يك نااميدي توأم با اميدواري در من ايجاد شد و به اين دليل به اثر بهرامي نگاه خاص‌تري داشتم كه با او علاوه بر جنبه و جاذبه شاعري دغدغه مشترك كار رسانه‌اي هم دارم و دنبال اين پرسش بودم كه كار رسانه مزاحم كار هنري است يا نه. از آن‌جايي كه اين پرسش براي كساني كه با عنوان مشترك شاعر- خبرنگار فعاليت دارند شايد چندان معني‌دار نباشد، نااميد شدم از اين جهت كه ديدم شاعر زياد دغدغه و زيست رسانه‌اي‌اش را در كار بازتاب نداده و خوشحال شدم كه ديدم مي‌توان شعر گفت و گرفتار زبان مصرفي روزمره رسانه‌اي نشد.

او افزود: به‌نظر مي‌آيد بهرامي جريان‌هاي غزل امروز را رصد كرده و برخي از عناصر تازه را در شعرش تجربه كرده است. او گاه از شيوه‌هاي غزل رباعي بهره مي‌برد و گاه وزن بلند را در شعرش به كار مي‌گيرد؛ هرچند آن‌قدر وزن بلند است كه موسيقي شعر را مي‌كشد. او همچنين از رديف‌هاي نو مثل «كه مي‌شوم»، «انگار» و « برايت مي‌نويسم»  و نيز قافيه‌هايي تازه در غزلش استفاده مي‌كند؛  اينها يعني كه بهرامي شاعري تجربه‌گراست.

او در نقد «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» گفت: به‌نظر مي‌آيد برايند تجربه‌هاي بهرامي جز در چند غزل كه به سلامت گذشته است در اغلب شعرهايش ديده نمي‌شود و شاعري را مي‌بينيم كه شعر بي‌حادثه مي‌گويد. من برخلاف جناب طبايي فكر مي‌كنم كه معتقد است بهرامي شاعر تعادل است و علت اينكه شعر بي‌حادثه مي‌گويد هم مواجهه خودآگاهانه با شعر است.

 شاعر با حسابگري و حساب‌هاي دودوتا چهارتايي براي تحقق شعر با شعر مواجه مي‌شود. درواقع در شعر او ظرفيت نسبت به رخدادها كم است. شاعر جسارت
 وارد شدن به جزئيات رخدادها را ندارد كه اين البته مربوط به شعر بهرامي نيست؛ شعر من و بسياري ديگر از هم‌سن و سالان ما هم كم‌وبيش اين ويژگي‌ها را دارد.

اين شاعر ادامه داد: بهرامي در شعرش درگير كلان روايت‌هاست و وارد جزئيات نمي‌شود، درحالي‌كه با استناد به يكي دو شعرش مي‌توان گفت آنجا كه شاعر جسارت ترجمه احساسش را در شعر دارد و با واردشدن در اصل خبر و تشريح آن حس و حال،  مي‌بينيم كه خوب عمل مي‌كند و البته اين منوط است به اينكه شاعر از برخورد مودبانه با زبان دست بردارد.

اين روزنامه‌نگار و منتقد در پايان گفت: ما به بهرامي شورشي‌تر در زبان نياز داريم كه اين‌قدر محترمانه با زبان برخورد نكند. در برايند كلي «تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم» چند غزل برجسته دارد كه نقطه عزيمت‌ شاعر براي رسيدن به ساحت غزلي است كه از او انتظار مي‌رود.

تاریخ درج: 13 اسفند 1387 ساعت 09:03 تاریخ تایید: 15 اسفند 1387 ساعت 10:12 تاریخ به روز رسانی: 15 اسفند 1387 ساعت 10:11
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است