Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی جهان
 
هنوز چريك هستم
خاورميانه- احسان تقدسی:
سمير قنطار، عمرش را صرف فعاليت‌هاي چريكي كرده است. آن گونه كه مي‌گويد از همان نوجواني خود را آماده هر اتفاقي «حتي مرگ» هم كرده بود.

شايد درميان همه اسراي لبناني كه تاكنون در بند رژيم صهيونيستي بوده‌اند هيچ كدام شهرت سمير قنطار را نداشته‌اند. وي كه در سال 1979 به اسارت اسرائيل درآمده بود پس از حدود 30 سال اسارت تيرماه سال‌جاري در جريان مبادله اسرا ميان حزب‌الله و رژيم صهيونيستي آزاد شد. سمير قنطار، 20 جولاي 1962در روستاي دروزي نشين عيبه از توابع استان جبل لبنان به دنيا آمد.

 سمير قنطار در تاريخ 22 آوريل 1979 در حالي كه تنها 16 سال داشت به همراه 3 نفر از اعضاي گروه فلسطيني جبهه خلق براي آزادي فلسطين به شمال اراضي اشغالي نفوذ كردند و به محل اقامت يك صهيونيست به نام هاران در شهر نهاريا يورش بردند و در اقدامي متهورانه او را ربودند. در همين زمان با نيروهاي امنيتي اسرائيل مواجه و با آنان درگير شدند كه در جريان اين درگيري يكي از نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي كشته شد.

در اين درگيري 2نفر از همراهان قنطار كشته شدند اما وي و يكي ديگر از اعضاي گروهش از سوي نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي دستگير شدند. رژيم صهيونيستي مدعي است كه در جريان اين درگيري قنطار پيش از دستگيري، گروگان‌هاي خود را به قتل رسانده است.

وي متهم است در قتل 5صهيونيست و زخمي شدن يك صهيونيست ديگر هم دست داشته است. رژيم صهيونيستي پيش از اين با آزادي قنطار مخالفت كرده و آزادي وي را منوط به ارائه اطلاعاتي درباره خلبان مفقود شده صهيونيستي ران آراد كرده بود.قنطار در طول دوران حبس توانست به‌عنوان دانشجوي آزاد (آموزش از راه دور) در دانشگاه تل‌آويو مشغول به تحصيل شود و در رشته علوم اجتماعي اين دانشگاه موفق به اخذ مدرك ليسانس شود.

در 24 ژانويه 2004 رژيم صهيونيستي در عمليات تبادلي كه با حزب‌الله و با ميانجيگري آلمان انجام داد، اسراي لبناني را آزاد كرد اما برخلاف مذاكرات انجام شده از آزادي سمير قنطار سر باز زد تا اينكه تيرماه سال‌جاري وي در جريان مبادله اسرا به همراه 4 نفر ديگر از اسراي لبناني كه در جنگ ژوئيه سال 2006 به اسارت درآمدند، آزاد شد.

مصاحبه با او از هرجهت مي‌تواند از نوعي ديگر  باشد،  چه آنكه وي چريكي بود كه 30 سال از عمرش را در زندان‌هاي اسرائيل گذراند. توصيف او از فعاليت‌هايش و آنچه در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي بر وي گذشته است خواندني است.

  • شما چگونه و در چه شرايطي توانستيد در 14 سالگي به جبهه آزاديبخش ملي فلسطين كه آرمانش آزادي قدس بود بپيونديد؟

شرايطي كه باعث شد من به جبهه آزاديبخش ملي فلسطين بپيوندم به خاطر جو خاص آن دوران بود كه هم در فلسطين و هم در لبنان حاكم بود. بسياري از مردم فلسطين آواره شده و در اردوگاه‌ها در شرايط بسيار نامناسبي زندگي مي‌كردند؛ علاوه بر اين اسرائيل هرروز به اين اردوگاه‌ها حملات هوايي مي‌كرد. من در چنين جوي به جبهه آزاديبخش ملي فلسطين پيوستم. در اين امر من تحت‌تأثير شخص يا جرياني نبودم و نفس ديدن همين جنايات رژيم صهيونيستي براي پيوستن من به جبهه آزاديبخش انگيزه كافي را مي‌داد.

  • چه دوره‌هاي آموزشي را پس از پيوستن به جبهه آزاديبخش ملي فلسطين مي‌ديديد؟

ما آموزش‌هاي فراوان چريكي مي‌ديديم كه بتوانيم در داخل سرزمين‌هاي اشغالي عمليات چريكي انجام دهيم.

  • ظاهرا اولين عمليات شما هم در سال 1978 ميلادي در اردن بود كه حبس 11 ماهه‌اي را هم به خاطر آن گذرانديد. ماجراي آن عمليات چه بود؟

ما به‌دنبال انجام عملياتي در اردن بوديم كه متأسفانه توسط نيروهاي ضد‌اطلاعات اردن بازداشت شديم، بدون اينكه عملياتي را انجام دهيم.

  •  آيا زندان اردن تاثيري در روحيه و نوع نگاه شما به مقاومت داشت؟

 نه  بر عكس. ما متوجه شديم كه اسرائيل و دوستانش تلاش دارند تا شعله‌هاي مقاومت را در ما خاموش يا كم‌سو كنند انگيزه مقاومت هم در ما قوي و دو چندان شد. 

  • دوست داريم حادثه مشهور سال 1979 ميلادي را از زبان شما بشنويم.

اين ماجرا خود نياز به يك كتاب دارد. تئوريسين آن عمليات من بودم. همه محاسبات دقيق انجام شده بود و اين آمادگي را داشتيم كه اين عمليات را با موفقيت انجام دهيم. درباره اين عمليات هم 2 روايت وجود دارد كه يكي از اين روايت‌ها توسط اسرائيلي‌ها بيان مي‌شود. دليل آن هم مشخص است. اسرائيل تلاش داشت تا اينگونه وانمود كند كه اهداف ما صرفا غيرنظاميان بوده‌اند. آن فرد صهيونيستي هم كه در جريان اين عمليات كشته شد را هم به‌عنوان فردي غيرنظامي معرفي كردند كه ارتباطي با مسائل نظامي نداشت.

اما واقعيت اين است كه اهداف مورد نظر عمليات ما صرفا اهدافي نظامي‌ بود. اول تلاش داشتيم تا به گشتي‌هاي نظامي اسرائيل ضربه‌اي بزنيم و در درجه دوم مي‌خواستيم يكي از افراد مهم ارتش اسرائيل را به اسارت خود درآوريم. اين طبيعي است كه اسرائيلي‌ها به‌دنبال برعكس جلوه دادن ماجرا باشند و اهداف واقعي ما را غيرنظاميان عنوان كنند. آن دو فردي كه رژيم صهيونيستي مدعي است توسط ما كشته شده‌اند هم به ما ارتباطي نداشت اما اسرائيل وصله آن را به ما چسباند.

  • اجازه دهيد قدري هم به دوران زندان شما بپردازيم. واقعا فكر مي‌كرديد اين مدت 30 سال طول بكشد؟

هر چريكي مي‌داند ممكن است عملياتي با شكست مواجه شود. ما هم از اين امر مستثنا نبوديم. اين شكست ممكن است به قيمت جان چريك هم تمام شود. از همان روز اول اسارت براي ما حكم اعدام صادر شد اما در اسرائيل براساس قوانيني كه توسط خاخام‌هاي يهود و مؤسسات ديني ديكته مي‌شود، حكم اعدام حذف شد و به جاي آن 5 بار حبس ابد با اعمال شاقه در نظر گرفته شد. مي‌خواستند ما را به جاي يك بار اعدام كردن در طول ساليان دراز اعدام كنند. چندين بار قرار بود من را آزاد كنند كه بعدا اين موضوع را لغو كردند. اين ماجراها به هيچ وجه در روحيه من تاثير منفي نگذاشت.

  • حكم شما چيزي نبود كه احتمال آزادي در آن وجود داشته باشد. واقعا فكر مي‌كرديد آزاد شويد؟

بله؛ مطمئن بودم كه ما روزي آزاد خواهيم شد و مدام به آن فكر مي‌كردم. آزادي از نگاه ما 2 بخش است؛ يا شهادت و دادن جان در راه آرمان و يا آزادي به شكل ظاهري آن‌كه امروز شاهدش هستيد.

  • ظاهرا در دوران اسارت درس هم خوانده‌ايد. ماجراي اين درس خواندن چيست؟

‌من 19 روز اعتصاب غذا كردم تا اين حق را به‌دست‌آورم. اسرائيلي‌ها اصرار داشتند تا ما را در اتاقكي قرار دهند تا از صبح تا شب به سقف نگاه كنيم. همين امر باعث مي‌شد تا حالتي از ياس و نااميدي بر ما مستولي شود. ماجراي اعتصاب غذا منحصر به من نبود بلكه كل اسرا اين كار را كردند و اصرار داشتند تا حداقل بتوانند در دانشگاه ادامه تحصيل دهند. علت اين امر هم تمايل اسرا براي استفاده از وقتشان به بهترين نحو ممكن بود. اسرائيلي‌ها بعد از موافقت با ادامه تحصيل زندانيان خواستار پرداخت شهريه شدند كه قاعدتا خانواده‌هاي ما پول شهريه و كتاب‌ها را مي‌فرستادند و ما هم پس از خواندن كتاب‌ها امتحان مي‌داديم.

  • تا چه مقطعي در دانشگاه تل‌آويو ادامه تحصيل داديد؟

توانستم ليسانس علوم اجتماعي را بگيرم و بسياري از واحدهاي فوق ليسانس را هم پشت سرگذاشتم كه با آزادي من قاعدتا ادامه تحصيلم هم ناتمام ماند. پس از آزادي هم به مقاومت پيوسته و ديگر ادامه تحصيل ندادم.

  •  ناگفته‌اي از دوران اسارت شما باقي مانده كه تا حالا نشنيده باشيم؟

اسرائيلي‌ها من را به چشم سركرده همه اسرا مي‌ديدند و از همين رو سخت‌ترين شرايط را برمن تحميل مي‌كردند. مدت زيادي را به همين دليل در سلول انفرادي گذراندم و صهيونيست‌ها هرچه را كه مي‌خواستند بر سر اسرا درآورند، اول بر سرمن مي‌آوردند. اسرائيلي‌ها فقط به من لقب تروريست داده‌اند.

  • روز آزادي بر شما چه گذشت؟

 با توجه به اعتقادات شخصي و شناختي كه از سيد حسن نصرالله داشتم، همانگونه كه پيش از اين هم اشاره‌اي داشتم من مي‌دانستم كه در نهايت روزي آزاد خواهم شد. سيل جمعيتي كه هنگام ورود من به لبنان با آن مواجه شدم، هم سبب يكه خوردن و هم يكه نخوردن من شد. مي‌گويم يكه نخوردم چون ديدم همه اعتقاداتم درباره آزادي درست از كار درآمد و يكه خوردم كه نگاه مردم به مقاومت از زمان اسارت من تاكنون چه تغييري كرده است. هم اينك كل لبنان را جريان مقاومت فرا گرفته است.

  • شما از نظر تشكيلاتي بيشتر به جريان وليد جنبلاط نزديك بوديد. فكر مي‌كنيد چرا حزب‌الله و سيدحسن نصرالله بر آزادي شما اصرار داشتند؟

سيد حسن نصرالله مقاومت را متعلق به جريان و طيف خاصي نمي‌داند و آن را متعلق به همه لبناني‌ها و مسلمانان مي‌داند. دروزي، شيعه و سني براي سيد حسن نصرالله  فرقي نمي‌كند. ضمن آنكه ديد سيد حسن نصرالله به مقاومت جامع و كامل است و همين وسعت نظر هم سبب شده تا مقاومت امروز به اين ميزان از فراگيري و ثبات برسد. دروزي بودن من مهم نبود، مبارزه من با اسرائيل مهم بود. شما حتما سخنراني‌هاي سيد حسن را گوش كرده‌ايد. با وجود اينكه بسياري از مستمعين وي شيعه هستند اما او به هيچ وجه روي كلمه شيعه در جمع مردم تاكيد نمي‌كند.

  • پس از آزادي چه مي‌كنيد؟

من فعلا در حال همكاري با مقاومت هستم و برخي فعاليت‌هاي اجتماعي هم دارم.

  • آيا هنوز خود را يك چريك مي‌دانيد؟

‌ بله.

  •  آيا اگر لازم باشد دوباره حاضر به انجام عمليات چريكي بر ضد‌اسرائيل هستيد؟

( با خنده) بله؛ آمادگي كامل دارم.

  • پس از آزادي شما، برخي رهبران رژيم صهيونيستي رسما اعلام كردند كه با وجود آزادي، شما جزو اهداف اصلي جوخه‌هاي ترور اين رژيم هستيد. نمي‌ترسيد؟

من تا وقتي در زندان بودم نمي‌ترسيدم؛ الان بترسم؟!

  • هنوز با گروه‌هاي چريكي ارتباط داريد؟

بله؛ عضوي از مقاومت هستم.

تاریخ درج: 19 بهمن 1387 ساعت 09:52 تاریخ تایید: 19 بهمن 1387 ساعت 10:22 تاریخ به روز رسانی: 19 بهمن 1387 ساعت 10:22
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است