روزنامهنگاری- همشهريآنلاين-معصومه كيهاني:
يكي از دغدغههاي مهمي كه قبلا درحوزه كارروزنامهنگاري مطرح بود
پرهيز از بهكارگيري واژههايي بود كه غيرفارسي، دشوار و نامانوس به نظرميرسيد
پيش از اينها همواره تلاش ميكرديم با صرف وقت و جستجوي بيشتر، براي واژههاي فرنگي و يا دشوار و نامانوس جايگزينهاي مناسب فارسي پيدا كنيم.
استفاده از واژهها و بكارگيري درست آنها، حداقل به دو دليل از دغدغههاي اخلاقي - حرفهاي مهم درروزنامهنگاري به شمار ميآيد:
دليل اول:
وسايل ارتباط جمعي از جمله مطبوعات در واقع همچون يك دانشگاه نقش آموزشي براي طيف فراگير و وسيعي از گروههاي سني مختلف با سطوح متفاوت تحصيلي را دارد.
از اين رو، هراشتباهي يا هرنوع بيتوجهي دراستفاده از كلمات و عبارتهاي نادرست به لحاظ مفهومي و مغاير با قواعد و ضوابط زبان فارسي، ميتواند تاثير نامطلوب فرهنگي و موجب بياعتمادي و بياعتباري آن رسانه نزد مخاطبان شود. بنابراين مسئوليت اخلاقي- حرفهاي حكم ميكند كه روزنامهنگار با رعايت قواعد زبان و درست و ساده نويسي، اصالت زبان فارسي و نيز حرمت مخاطبان خود را حفظ كند. به دليل اهميت همين موضوع است كه درس شيوه نگارش فارسي در مطبوعات، دربرنامه آموزشي رشتههاي علوم ارتباطات اجتماعي و روزنامهنگاري، وجود دارد. اگرچه اين مقوله، بنا به جايگاهي كه دارد همواره در درسهاي ديگرنيز مورد توجه و تاكيد قرار ميگيرد.
دليل دوم:
دليل ديگري كه دغدغه استفاده از واژههاي مناسب و مانوس را براي روزنامهنگاران ايجاد ميكند، مسئوليت آنها در بيان واقعيت يا حداقل نزديك به واقعيت است. فردي كه قلم به دست ميگيرد تا موضوع يا خبري را به اطلاع مردم برساند نبايد با واژهها بازي كند چرا كه دراين صورت با وقت و اعتماد مخاطب بازي كرده است.
در روزنامهنگاري حرفهاي، علاوه بر ضرورت فراگيري آموزش دانشگاهي، تمرين و پايداري در درست و سادهنويسي و تجربه اندوزي، درنهايت فرد صاحب قلم را به آنجا ميرساند كه به هنر چگونه نويسي براي جلب اعتماد مخاطب و انجام مسئوليت اخلاقي دست يابد.
به عبارتي، روزنامهنگار، هم بايد فن نويسندگي براي مطبوعات را بياموزد كه در چارچوب همان قواعد زبان و نحوه درست تلفيق واژهها قرار ميگيرد و هم بايد به هنر چگونه نوشتن دست يابد كه درواقع تجربه اندوزي دراين مسير، جايگاه ويژهاي خواهد داشت.
او بايد به تدريج بياموزد كه براي طرح واقعيت و همچنين افكار و نظريات خود از چه واژهها، عبارتها و چه قالبهاي بياني استفاده كند.
بنابراين او براي انتخاب واژههاي مناسب، گاهي بايد تامل و جستجوي قابل توجهي را دنبال كند تا بتواند در نهايت، هرچه واقعبينانهتر و بيطرفانهتر مخاطبان را در جريان مسايل و موضوعات مورد علاقه آنها قراردهد.
بيترديد مطالعه از جمله ابزارهاي جدي حرفه روزنامهنگاري است كه چه در مسير كشف واقعيتها در هر حوزهاي و چه در مسير آشنايي با واژههاي بيشتر، بسيار راهگشا و تعيينكننده است.
اين مسايل را گفتم تا برسم به اينجا كه ما امروز شاهد مواردي از شيوههاي ناصحيح به كار گيري زبان در عرصه روزنامهنگاري هستيم و گويا آن دغدغههاي حرفهاي سمت و سوهاي ديگري يافتهاند.
براي مثال، شما با واژهسازيهايي روبرو ميشويد كه به طور اساسي به لحاظ مفهومي دچار تناقض آشكار است. گويا هرچه واژهها عجيب و غريبتر باشد، از جذابيت بيشتري برخوردارند؛ حالا براي مخاطب يا نويسنده، اين بحث ديگري است.
به عنوان نمونه، عبارت "شكوفه اندوه" تركيب عجيبي است. من نميتوانم تصوركنم كه چگونه اندوه قادراست "شكوفه" را كه مظهر زيبايي و نوزايي است به ارمغان آورد و اين دو واژه چگونه امكان همگرايي مفهومي دارند. و يا درحالتي خفيفتر، تركيب "نغمه درد" نيز همين مشكل را دارد. در مراجعه به لغتنامه دهخدا مشاهده ميكنيم كه نغمه، واژهاي است مثبت به مفهوم ترانه، آهنگ، گفتار و آواز نيك كه براي تركيب با كلمه درد مناسب نيست.
حتي استفاده از واژههاي نامانوس و غير فارسي نيز كه زياد ديده ميشود؛در تيتر مطالب هم حضوري جدي دارد. "آموزش؛ عنصر مغفول در توسعه روزنامه نگاري"، نمونهاي از اين نوع تيترهاست كه واژه نامانوس و دشوار مغفول در آن بكار رفته است.
درپايان، ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه بيترديد در حرفه روزنامه نگاري همچون بسياري از حرفههاي ديگر، تجربه به عنوان ستون فقرات و تكيهگاه اصلي اين كار بهشمار ميآيد. اگرچه برخي، اين عامل بسيارجدي را به هيچ انگارند