Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کودک و نوجوان
 
لنگه كفش؛ دوست داري كجاي ايران بري؟
اجتماع- حسينعلي مكوندي:
يادمه يه معلم خوب جغرافي داشتيم؛ آخرهاي سال كه مدرسه تعطيل مي‌شد و تابستان گرم و طولاني  مي‌اومد، از همه ما پرسيد: «دوست دارين كجاي ايران برين.»

شاگردها خيلي چيزها گفتن. حرف بعضي‌هاشون يادمه، اما اول، حرفي رو كه خودم زدم، مي‌گم.

يادمه گفتم: «آقا من دوست دارم برم بوشهر. بابام مي‌گه اونجا يه مدرسه‌اي هست مال صد سال پيش، به اسم مدرسه سعادت. اين مدرسه را مردم با پول خودشون ساختن. اين مدرسه اون زمون‌ها آزمايشگاه داشته؛ زبان توش تدريس مي‌شده؛ تيم تنيس داشته؛ كتاب‌هاي درسي  را هم خود معلم‌ها مي‌نوشتند؛ آخر سال هم به كسي كارنامه نمي‌دادن. يه هيأت تصميم مي‌گرفته كه شاگردها برن كلاس بالاتر يا نه. آقا، بابام مي‌گه چند تا از نويسنده‌هاي خوب ما شاگرد همين مدرسه بودن.»

   - يكي گفت: من بچه عشايرم، يعني از بختياري‌هام، دلم مي‌خواد با كوچ لرها از جنوب برم تا چهار محال و بختياري، بين راه اسب ‌سوار بشم، از آب خروشان كارون رد بشم، ماست و كره محلي بخورم، حتي نان بلوط.

   - يكي گفت: آقا، مامان من اهل نيشابوره. امسال مي‌خواد مارو ببره نيشابور. خيلي دلم مي‌خواد اون‌جا آرامگاه عطار و خيام و يه نقاش معروف رو ببينم.

تصويرگري: هدا حدادي

   - آقا من عاشق ماهي‌گيري‌ام. بلد هم نيستم كه كجا مي‌شه رفت ماهي گرفت؟

   - آقا من جنوبي‌ام، اما جنوب نبودم.دوست دارم برم اهواز سوار بلم بشم، روي رود كارون.

   - آقا، بابام از جيرفت خيلي تعريف مي‌كنه. مي‌گه هندوستان ايرانه. خيلي چيزها كه همه جاي ايران عمل نمي‌آد، اون‌جا توي باغ‌هاش هست؛ مثل انبه و غيره. من باغ و گل و گياه و درخت خرما خيلي دوست دارم. اصلاً هميشه دلم مي‌خواست باغبون باشم، اما بابام مي‌گه پسر من بايد دكتر بشه.

   من از بيمارستان و دوا بدم مي‌آد. اصلاً دلم نمي‌خواد دكتر بشم. زوركي كه نيست!

   - يكي گفت: من دوست دارم برم مسجد سليمون. اولين چاه نفت ايران رو ببينم.

   - من دوست دارم تابستونا بيام تهران؛ تهروني حرف بزنم و برم كوه.

   - يكي گفت: من دوست دارم برم كيش. مي‌گن آب‌هاي اين جزيره خيلي زيباست و توي آب‌هاش 73 نوع ماهي رنگي هست . شنيدم توي اين جزيره يه درختي هست كه  بهش مي‌گن انجير معابد. بايد درخت جالبي باشه. دوست دارم برم اونهارو ببينم.

   اون روز شاگردا خيلي حرف‌هاي ديگه هم زدن. اون‌وقت يه نفر هم از معلم پرسيد كه آقا شما دوست دارين كجا برين؟

   همون موقع زنگ خورد و مدرسه شلوغ شد؛ خلاصه نشد معلم جواب بده. اما گفت: جلسه بعد يادم بيارين بهتون بگم.

تاریخ درج: 28 آبان 1387 ساعت 12:49 تاریخ تایید: 2 آذر 1387 ساعت 16:36 تاریخ به روز رسانی: 2 آذر 1387 ساعت 16:33
 
مطالب مرتبط
شوت بازي؛ كانال افسردگي! براي افسردگي عجله نكنيد مثل يك خبر هميشه تازه است دوچرخه كجاست؟ 8 مشكل بزرگ دنيا روز ملي ايمني در برابر زلزله؛ تصویر دردناک تولد دوباره شوت‌بازي؛ خرٌ و پف! غولي که نمی‌توان پرش داد كاوشگران همیشگی به دنبال كتاب در يخچال حس خوب توجه باز هم تبعیض دوچرخه شماره 488 منتشر شد نشانه‌هاي پاييزي شوت‌بازي؛ كله هيكل ژاكت و باران و آنفلونزا كتابخانه چراغ راهنما؛ و اكنون زندگي شوت‌بازي؛ دكتر اجباري كمك كن راه را پيدا كنم لنگه كفش؛ اسمش را نبر زماني براي آموختن امان از گرسنگي من چشم ديگري دارم پيكاسوهاي ناشناخته روز جهاني كودك روح كودكي من كودك نيستم پاييز،سمفوني دلتنگي آدم‌ها
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است