کلانشهرها- جواد نصرتي:
پوتراجايا شهري كاملا برنامهريزي شده است. همه چيز در اين شهر پيش از اينكه ساخته شود برنامهريزي شده است: از كاخ نخستوزيري گرفته تا مراكز خريد، بلوكهاي مسكوني و چراغهاي خيابانها.
اين شهر يكي از پايتختهاي جنوبشرق آسياست اما در آن توسعه بيرويه حاشيه شهر وجود ندارد. خانهها بايد رنگي را كه براي آنها مشخص شده است، داشته باشند و در هيچ خانهاي حصار (فنس) وجود ندارد. پوتراجايا شهر قانون است. مقامات شهر سعي ميكنند در آن يكپارچگي و استانداردهاي خاصي كه تعريف شده است به دقت اجرا شود. اين شهر در مقايسه با شهرهاي جاكارتا و بانكوك كه در آنها معماري هواي باز را از ساكنان ميگيرد يك بهشت به حساب ميآيد.
شايد بتوان گفت پوتراجايا را ميشود با پايتختهاي مصنوعي ديگر جهان، برزيليا و كانبرا مقايسه كرد اما نكته اينجاست كه پوتراجايا مانند هيچكدام از اين دو نيست. پوتراجايا با كلانشهري به نام كوالالامپور كه يكي از شهرهاي مشهور جهان است تنها 25 كيلومتر فاصله دارد و بهگونهاي خود حومه اين شهر به حساب ميآيد؛ حومهاي مدرن، از لحاظ اداري و سياسي بسيار مهم و بسيار آرام.در مركز شهر با استفاده از جريان هدايتشده آب، يك جزيره ايجاد شده است.
در اطراف اين جزيره چندين پل وجود دارد تا جزيره را به ديگر مناطق شهر متصل كند. اين طرح يكي از نوآوريهاي معماران پوتراجاياست كه نظر برخي مقامات منطقهاي را بهخود جلب كرده است. يكي از اين مقامات رئيسجمهور اندونزي است. وي پس از بازديد از پوتراجايا از كابينهاش خواست تا با مطالعه اين طرح از آن در استان آچه اندونزي كه بهشدت در مقابل تسوناميهاي جنوب شرق آسيا خسارت ديده است استفاده شود.
اما اين شهر كه طرحهاي معماري آن براي كشورهاي همسايه ميتواند الگو باشد، براي ساكنانش كه تسونامي آنها را تهديد نميكند، داراي ايرادات كوچك و مهم زيادي است. برخي از اين مشكلات كمبود جاي پارك و سرقتهاي شبانه است كه براي ساكنان پوتراجايا از بسياري مسائل كلانشهر مهمتر هستند.با اين حال بزرگترين مزيت پوتراجايا براي ساكنانش را ميتوان آرامشي دانست كه در شهرهاي مهم و بزرگ جنوب شرق آسيا تقريبا دست نيافتني است.
وجود درياچهاي مصنوعي و پاكيزه، پوتراجايا را به مكاني رؤيايي تبديل كرده است و شهروندان آن ميتوانند از آرامش بينظيري كه در شهر وجود دارد استفاده كنند. مقداري از اين آرامش البته با استفاده از تلويزيونهاي مداربسته و گشتهاي امنيتي خصوصي در شهر تامين ميشود. در كنار آن شهر نسبت به كوالالامپور هواي پاكيزهتر و خنكتري دارد. از ديگر مولفههاي وجود آرامش در شهر اين است كه مردم در محلات همديگر را ميشناسند و نسبت به شهرهاي بزرگي همچون كوالالامپور ارتباطات بيشتري ميان آنها برقرار است.
اين كه در شهر هيچ حصاري وجود ندارد هم يكي از مولفههاي ديگر وجود آرامش در شهر است. اين مسئله ابتدا با واكنش منفي ساكنان مواجه شد. آنها نسبت به زندگي در جايي كه در آن هيچ حصاري وجود ندارد بيميل بودند اما پس از مدتي از اين امر استقبال كردند.
اما آرامش تنها چيزي نيست كه ساكنان يك شهر نياز دارند. شهروندان گاهي به هيجان و شلوغي نياز دارند و اين چيزي است كه پوتراجايا نتوانسته است به ساكنان خود بدهد.
بسياري از ساكنان جوان پوتراجايا از نبود زندگي هيجانآميز در شهر گله دارند. اين شهر ساكتتر از آن است كه جوانان بتوانند در آن جواني كنند. كمبود امكانات تفريحي يكي از مشكلات ديگري است كه مردم شهر با آن روبهرو هستند. با اين حال برخي مسئولان شهري ضمن تلاش براي رفع اين مشكلات معتقدند كه پوتراجايا پايتخت اداري و سياسي مالزي است و شهروندان آن بايد با اين حقيقت كنار بيايند. آنها معتقدند بيشتر ساكنان اين شهر از كاركنان دولتي هستند و زندگي آنها در چارچوبهاي خاصي تعريف شده كه شهر مطابق با آنها معماري شده است.