عمومی- گروه سلامت- صدف كوه كن:
خبر اقدام شگفت انگيز پزشكي كه يك بيمار مرگ مغزي (يا فلج مغزي) را به حيات برگردانده در چند روز گذشته در بسياري از رسانهها منعكس شد.
در جزئيات اين خبر، به نقل از دكتر محمدمحسن همايي، متخصص بيهوشي و فوق تخصص مراقبتهاي ويژه، آمده بود: درمان فلج مغزي حاد با اريتروپويتين وريدي براي اولين بار است كه در دنيا انجام شده و بيمار بهبودي كامل يافته است و اين درحالي است كه بازگشت اين بيماران با اين درجات فلج مغزي معمولا ماهها تا سالها ممكن است طول بكشد.
اريتروپويتين دارويي است كه جهت اصلاح كم خوني در بيماران كليوي مصرف ميشود و اصولا دارويي خونساز است.
دكتر همايي در گفتوگو با خبرگزاري فارس با بيان اينكه در 2سال اخير مطالعات آزمايشگاهي در جهان نشان داده اگر اين دارو از سد مغزي خوني عبور كند، ميتواند باعث ترميم اعصاب مركزي با تاثير روي سلولهاي بنيادي مغز شود و نيز باعث متوقف كردن مراحل چهارگانه مرگ سلول مغزي ميشود.
وي گفته بود: در مطالعات آزمايشگاهي نشان داده شده تا 4روز بعد از آسيب شديد مغزي اين دارو ميتواند مؤثر باشد.
انتشار اين خبر اگرچه با واكنش منفي و ترديد متخصصان همراه بود، اما رسانهها را ذوقزده كرد و باعث شد براي بسياري از مردم اين سؤال مطرح شود كه آيا واقعا بيمار مرگ مغزي قابل برگشت به زندگي است؟
در اين حال، دكتر همايي، پزشك معالج بيماري كه عسگر فرجي نام دارد، در گفتوگوبا همشهري، ضمن تكذيب آنچه در روزهاي نخست و به نقل از او در خبرگزاريها درج شده بود، ميگويد: من در گفتوگوبا خبرگزاريها هرگز بيمار فوق را مرگ مغزي عنوان نكرده بودم!
همايي ادامه ميدهد: بيمار بهدليل قرارداشتن در مرحله ترك اعتياد، داروي كلونيدين كه پايين آورنده فشارخون است را به جاي داروي آرامبخش به تعداد 30 عدد مصرف كرده بود و دچار ايست قلبي شده و بهدنبال آن دچار آسيب شديد مغزي شده بود و از آنجايي كه جراح اعصاب هم مغز را در مرحلهاي غيرقابل بازگشت بعد از 48 ساعت تشخيص داده بود، من با گرفتن رضايت كتبي از خانواده بيمار، تحقيقي را كه در مقالههاي متعدد خوانده بودم، بر اين بيمار به شكل تجربي اجرا كردم.
دكتر همايي در پاسخ به اين سؤال كه چگونه تنها با داشتن نتايج چند بررسي روي حيوانات تصميم به اقدام تزريق اريتروپويتين در دوز بسيار بالا كرده است، ادامه ميدهد: قبلا يك مورد انساني هم بوده كه نتايج آن مبهم است و حتي دوز دارو در آن مشخص نشده است، اما چون پس از مطالعه دارو به اين نتيجه رسيدم كه تزريق دوز بالاي آن براي بيمار كشنده نيست اقدام به اين كار كردم.
با اينحال، بيشتر متخصصان، از اثر بخشي اريتروپويتين روي بهبود عملكرد سلولهاي مغزي ابراز بياطلاعي ميكنند.
وزارت بهداشت: بررسي ميكنيم
با گذشت چندين روز از اعلام اين خبر، دكتر عباس زارع نژاد، مديركل روابط عمومي وزارت بهداشت به پيگيريهاي وزارت بهداشت اشاره كرده و به همشهري ميگويد: حوزه نظارت بر درمان وزارت بهداشت و درمان در حال پيگيري ماجراست چرا كه براي اين كار نه تنها طرح تحقيقاتي انجام نشده بود بلكه اين كار در فضايي غيرآموزشي اتفاق افتاده است.
به گفته وي، دليل بهبود بيماري كه نه مرگ مغزي بلكه ايست قلبي داشته، ممكن است تحتتأثير درمانهاي ديگر اتفاق افتاده باشد كه وزارت بهداشت سعي ميكند با پيگيري موضوع در روزهاي آينده به اصل قضيه دسترسي پيدا كند.
در همين حال، دكتر كتايون نجفيزاده، فوق تخصص ريه و رئيس واحد فراهمآوري اعضاي بيمارستان مسيحدانشوري نيز اشكالاتي را در نحوه انتشار خبر بر ميشمرد و به همشهري ميگويد: ما اصطلاحي به نام فلج مغزي نداريم و نوعي از آنكه به اختلالي مادرزادي مربوط ميشود هم نامي مشابه دارد.
به گفته وي، از آنجا كه بيمار فوق با مسموميت دارويي دچار ايست قلبي شده بوده است در پروسه احيا هم اكسيژن رساني به قلب كاهش پيدا كرده بوده و فرد وارد كما شده است، يعني اساسا مرگ مغزي در كار نبوده و بيمار در حال كما قرارداشته است.
نجفيزاده معتقد است كه مردم بايد بدانند كه امكان بازگشت بيمار مرگ مغزي وجود ندارد و مرگ مغزي با كما فرق دارد.
رئيس واحد فراهم آوري اعضاي بيمارستان مسيح دانشوري، با بيان اينكه متأسفانه بسياري از مردم فرق بين كما و مرگ مغزي را نميدانند ميگويد: اين دو مورد از هم متفاوتند، به اين معني كه در مرگ مغزي، سلولهاي مغزي از بين ميروند در حالي كه در كما اين عملكرد سلولهاست كه از بين ميرود نه خود سلولها.
بنابراين در موارد كما امكان بازگشت عملكرد سلولهاي مغزي وجود دارد و در مرگ مغزي اساسا سلولي وجود ندارد كه بخواهد بازگردد و همين مسئله مرگ مغزي را بيبازگشت ميكند.
اهداي عضو، فرايندي ساده نيست
دكتر توكلي، رئيس واحد فراهمآوري اعضاي بيمارستان شريعتي كه بيمارستانهاي زير مجموعه دانشگاه علوم پزشكي تهران را پوشش ميدهد و بيمارستان تخصصي اعصاب و روان ميمنت هم يكي از آنهاست، به همشهري ميگويد: در تهران تنها 3 مركز براي اين كار وجود دارد كه باز هم در هر كدام از اين بيمارستانها، تيم هماهنگ كنندهاي دارند كه وزارت بهداشت اعضاي آن را بهعنوان بالينگرهاي اوليه برگزيده و آنها شرايط بيمار را بررسي ميكنند تا تيمتاييدكننده مرگ مغزي بعد از آنها به سراغ بيمار بروند و با دقت بسيار بيشتري روند اهدا عضو را انجام دهند.
به گفته وي، اگر قرار بر اهداي اعضا هم باشد، هيچ متخصصي به جز تيمتاييد مرگ مغزي كه از سوي وزارت بهداشت تعيين ميشود و شامل يك جراح اعصاب، يك متخصص داخلي اعصاب، يك متخصص داخلي و يك نفر متخصص بيهوشي است، نميتواند تاييد را انجام بدهد، در ضمن علائمي كه براي مرگ مغزي باليني وجود دارد هم بايد 24 ساعت پايدار مانده باشد؛
به اين معنا كه نبود رفلكت قرينه، عدمتنفس، عدمرفلكس به شديدترين تحريكات و...تا 24 ساعت به همان شكل بوده كه بعد از آن، تيم تاييد به همراه 2پزشك از سوي پزشكي قانوني، كه نمايندگان قوه قضائيه هستند براي بررسي بيمار ميآيند كه آنها هم 2بار و به فاصله حداقل 6 ساعت بيمار را ويزيت ميكنند و هربارتست آپنه (عدمتنفس) و 20 دقيقه نوار مغزي براي تاييد گرفته ميشود كه بايد اين نوار صاف يا flatباشد به اين معنا كه هيچگونه امواج مغزي وجود ندارد.
وي در ادامه متذكرميشود كه ممكن است با ديدن علائم اوليه مرگ مغزي افرادي كه در بيمارستانها مستقرهستند از خانواده بيمار براي چند و چون رضايت آنها درصورت اعلام مرگ مغزي سؤال و پرس و جوكنند اما اين به هيچ وجه معناي تاييد اهدا را نميدهد، چرا كه با كوچكترين عكسالعملي در كل فرايند ياد شده و بعد از آوردن بيمار به بيمارستان مرجع ممكن است كه مرگ مغزي تاييد نشود و بيمار به بخش مراقبتهاي ويژه منتقل شود و فرم مراقبت و ادامه درمان براي او پر شود.