Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
بايدكه شيوه سخنت را عوض کنی
شاعران- كاظم رستمي:
در عرصه ادبيات هيچ گزاره‌اي بدون آنكه از سمت‌ها و پنجره‌هاي مختلف زير تابش نور نقد قرار گيرد قابل رد و تاييد نيست.

 بر اين اساس وقتي مي‌شنويم كه گزاره‌اي مطرح مي‌شود آنگونه كه گويا اصلي ثابت شده است و آنگاه بر آن مبنا مصداق تعريف مي‌شود و مسئله حل، اين پرسش به ذهن مي‌آيد كه گزاره مورد نظر را با كدام عيار سنجيده‌اند يا اينكه چه ميزان مورد  رد  و  اثبات قرار گرفته است. 

 يكي از فصل‌هايي كه از آن گزاره‌هاي زيادي استخراج شده است و همواره توسط مديران فرهنگي و البته گاهي هم شاعران و منتقدان مورد استفاده واقع شده موضوعي است كه از آن تحت عناويني مثل: شعر دفاع مقدس، پايداري، جنگ و...ياد مي‌شود.

اگر توافق كنيم كه قوي يا ضعيف، شعر يا شعار، در هر صورت با نوعي از شعر و زبان شاعرانه مواجهيم كه با ظهور انقلاب اسلامي متولد شده و با گذشت ايام و تجربه دوران مختلف زباني متاثر از مسائل اجتماعي (مثل دفاع 8ساله و...) به ميزاني از بلوغ رسيده است آنگاه مي‌توانيم وارد فصل بعدي سخن شويم.

از اين زاويه مهم‌ترين آسيب اين جريان،  كمبود يا نبود نقدهاي علمي و ژرف‌نگر بر زير شاخه‌ها و يا به عبارتي گزاره‌هاي منتج از آن است‌؛ گزاره‌هايي كه هر روز به مثابه اصول ثابت شده تكرار مي‌شوند و بر مبناي آنها مصاديقي مثل تأسيس كرسي ادبيات پايداري و... تعريف مي‌شود.

وقتي كه براي يافتن چند نمونه قابل اعتنا براي معرفي،  تقريبا تمام حوزه نشر مكتوب كشور جست‌وجو شود، تنها 4 عنوان توجه  را به‌خود جلب  مي‌كند؛  اول مجموعه 3جلدي نقد و بررسي ادبيات منظوم دفاع مقدس، تاليف دكتر محمد رضا سنگري. اين كتاب در جلد اول به بررسي تحليلي جريان‌هاي شعر پايداري از صدر اسلام تا دوران مشروطيت پرداخته و به لحاظ تاريخي شناخت خوبي را به خواننده ارائه مي‌دهد اما در 2جلد بعدي و با ورود به دوران انقلاب بيشتر  به  جنبه ارائه آمار و بازخواني نمونه‌هاي اشعار در قالب‌هاي مختلف پرداخته و از ورود به حوزه نقد پرهيز دارد، گو اينكه موضوع به هيچ عنوان از اهميت حضور اين كتاب آن هم در اين استواي قحط‌الكتاب نقادي  نمي‌كاهد.

مورد دوم، گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس است كه به گزينش و توضيح زنده ياد سيد حسن حسيني به زيور طبع آراسته شده.  تنها نكته‌اي كه اين كتاب را از مجموعه فراوان گزيده‌ها و يا به عبارتي كتاب‌سازي‌‌ها در اين حوزه جدا مي‌كند همانا توضيح‌ها و نوشته‌هاي آتشين آن رند عالم‌سوز در نقد و تحليل اشعار و شاعران  منتخب كتاب است.

هرچند با مطالعه كتاب، شناختي اجمالي نسبت به ساختار زباني و زبان شعري برخي از بزرگان اين عرصه پيدا مي‌شود اما باز هم نمي‌توان كتاب را به‌عنوان نقد علمي و ژرف‌نگر به حساب آورد. سومين عنوان، كتاب بررسي تطبيقي موضوعات پايداري،  تاليف عبدالجبار كاكايي است.

 اين كتاب همانگونه كه از نامش هويداست ورودي به حوزه نقد شعر پايداري ندارد و بيشتر به شناسايي موضوعات، تعريف يا باز‌تعريف آنها و يافتن نقاط مشترك ميان تمدن‌ها و آيين‌هاي مختلف در پرداختن به آنها مي‌پردازد كه هر چند بسيار مختصر و گذرا اما مغتنم است. آخرين كتاب و تنها مورد قابل‌اعتنا به‌عنوان نقد علمي و پژوهش  بر محور شعر پايداري، كتاب دستي بر آتش، تأليف دكتر غلامرضا كافي است. اين كتاب كه در حقيقت رساله دكتراي ادبيات كافي است، با نگاهي كاملا آكادميك و نظام‌مند و از زواياي مختلف به تماشا و نقد اين جريان شعري مي‌پردازد.

در ديباچه كتاب، نويسنده با بهره‌گيري از سخنان صاحب‌نظران مختلف و استناد به‌گونه‌هاي متفاوت بيان و زواياي مختلف تماشا به حماسه دفاع 8 ساله در سخنان آنها با شيوه‌اي منطقي، اولا ضرورت بررسي دقيق و پژوهش عالمانه در اين حوزه را به اثبات مي‌رساند و ثانيا شيوه خود در بررسي موضوع را كه قرار است از زاويه تاريخي به بررسي تحولات ساختاري و زباني شعر پايداري بپردازد، توضيح مي‌دهد.

بر اين اساس كتاب يادشده  در 2 دوره تاريخي جنگ و پس از جنگ سير تحولات شعر دفاع مقدس را با نگاهي نقادانه، در حوزه‌هاي مختلف بررسي مي‌كند.

پس از آن و در گفتار اول ضمن جستاري تاريخي براي معرفي پيشينه اين گونه ادبي، با معرفي چند كتاب و تحليل مختصر، نويسنده  ناخودآگاه خواننده را به ضرورت غيرقابل انكار كاري بايسته در اين حوزه واقف مي‌سازد. با توجه به اينكه توضيح بيشتر  در معرفي اين كتاب در حوصله اين مقال نيست، تنها مي‌توان شاعران و علاقه‌مندان را به مطالعه آن توصيه كرد؛ همانطور كه مطالعه كتاب‌هاي قبلي هم سرشار از فايده خواهد بود.

همه عنوان‌هاي ياد‌شده را تنها مي‌توان به‌عنوان مدخل  نقد شعر پس از انقلاب مورد توجه قرار داد و اين همه بي‌توجهي به چنين مقوله پر اهميتي انسان را متأسف مي‌كند اما آنچه تأسف را بيش از پيش برمي‌انگيزد اين است كه همين چند مورد معدود هم مربوط به سال‌هاي پيش است و بدون تجديد چاپ، البته به استثناي كتاب مرحوم حسيني.گو اينكه براي تجديد چاپ هر كدام از اين كتاب‌ها  تجديد نظر كلي و اضافات، ضرورتي غيرقابل انكار است.

وقتي كه بحث به اينجا مي‌رسد باز هم همان درد دل و شكوه قديمي اصحاب شعر و ادبيات انقلاب مطرح مي‌شود و آن نيست، مگر غيبت عجيب و غيرقابل انكار جريان آكادميك ادبيات، در اين ميدان خطير.  هر چند نمي‌توان تمام تقصير را به دوش دانشگاه‌ها نهاد و نفسي به آسودگي كشيد(آنگونه كه بعضي‌ها كرده‌اند، چون همين حداقل 3 مورد از همين چند عنوان منتخب كه معرفي شد، از دانشگاه و با نگاه آكادميك متولد شده‌اند، اما نمي‌توان انكار كرد گاهي ديالوگي در دانشگاه حاكم است كه گويي بعد از شاعران دهه 40، شعر مرده است. و با مرگ صادق هدايت داستان نيز هم!) مع‌الوصف مهم‌ترين وظيفه‌اي كه مي‌توان براي مديران اين حوزه تعريف كرد برنامه‌ريزي براي ايجاد جريان نقد و كشاندن پاي اين جريان به فضاي آكادميك است.

چنين امري ضمن روشن نمودن حدود و ثغور اين شاخه ادبي موجب رونق بيشتر و بالندگي شعر و پايداري خواهد  شد.

در آسيب شناسي هر موضوعي ولو مختصر و گذرا به ناچار بايد به حوزه‌هاي مختلفي كه مي‌توان رد پايي از موضوع مورد نظر پيدا كرد، پرداخته شود، بنابراين با وجود آنكه فضاي نقد مطبوعاتي كاملاً متفاوت از فضاي كتاب است، شرايط و آسيب‌هاي آن بايد به‌صورت جداگانه مورد بررسي قرار گيرد. براي روشن شدن دامنه بحث به چند آسيب مهم در اين حوزه اشاره مي‌كنيم:

اولا در حوزه مطبوعات، فضاي نقد ادبي، آنقدر غبارآلود و خالي‌العرصه است (به‌جز چند استثنا و معدود) كه تنها عايدي انسان ترس از ورود به آن باشد.

شايد اين جمله اغراق‌آميز باشد، اما نشانگر يكي از جدي‌ترين آسيب‌هاي حوزه نقد مطبوعاتي است، به اين معنا كه نپرداختن به نقدهاي علمي و قابل استناد فضايي را ايجاد كرده است كه هر چند چالش‌برانگيز مي‌نمايد اما به‌واقع آسماني است غبارگرفته و بركه‌اي گل‌آلود كه فرصتي مغتنم براي حضور و بروز شعار و جنجال به جاي تحليل و نقد ايجاد مي‌كند.

هرچند اين  آسيب  در نگاه اول كمتر خود را نشان مي‌دهد اما تنها دليل اين پنهان ماندن سرعت و حجم انتقال اطلاعات مطبوعات است و اين سرعت به هيچ عنوان نبايد مانع تحليل جزئيات اين فضا شود.

چنين غفلتي موجب غلبه فضايي مي‌شود كه در آن همه چيز و از جمله شعر، نقد، فرهنگ و حتي سياست به‌مثابه ملعبه‌ها و يا تيغ‌هايي به دست جاه‌طلبي افسارگسيخته و فارغ از عقلانيت كودكاني شوخ چشم درمي‌آيد، كه به‌عنوان مثال يك روز با لباسي روشنفكر‌مآب، شكوه از نگاه‌هاي راديكالي و دگماتيسم حاكم بر جريان شعر متعهد سر مي‌دهند و فرداي همان روز با لباسي ديگر و با هيأتي عربده‌جو، فريادهايي سياسي بر مي‌كشند و هر نگاه نويي را متهم به مخالفت با ارزش‌ها و انقلاب مي‌كنند!

 يكي از مصاديق اين هوچي گري اصطلاح شعر ضد‌جنگ است.كساني كه نمي‌خواهند شعري براي جنگ بگويند از شعر صلح و شعر ضد‌جنگ دم مي‌زنند.  شعر ضد‌جنگ عنواني است براي شاخه‌اي از شعر معترض سياسي در كشورهايي مثل آمريكا. مثلا در جنگ ويتنام، آمريكا مدافع نبود بلكه آغازگر جنگ بود و بخش بزرگي از شعر‌هاي ضد‌جنگ در آمريكا در همان زمان شكل گرفت.

در كشور ما كه جنگ ذاتا دفاعي بود شعر ضد‌جنگ ماهيتا امكان بروز پيدا نمي‌كند. از آن طرف برخي تاب شنيدن هيچ صداي جديدي در شعر دفاع مقدس ندارند اينها اگر شعري نكبت و خرابي حاصل از جنگ را توصيف كند آن را با چوب  ضد‌جنگ مي‌رانند در حالي‌كه جنگ حتي اگر دفاع مقدس هم باشد پيامد طبيعي آن ويراني است.

 روانشناسان يكي از راه‌هاي تسكين مصيبت را واگويه مصيبت مي‌دانند  و از اين منظر اتفاقا يكي از رسالت‌هاي شعر دفاع مقدس پس از جنگ، واگويه مصيبت هاست و تسكين بخشي به جامعه جنگ‌زده. اين يك مثال بود براي نشان‌دادن فقر مطالعات آكادميك درباره شعر جنگ و شناور شدن اصطلاحات نقد ادبي در  دست مغرضان و هوچي‌گران.

تاریخ درج: 12 شهریور 1387 ساعت 10:51 تاریخ تایید: 12 شهریور 1387 ساعت 11:26 تاریخ به روز رسانی: 12 شهریور 1387 ساعت 11:03
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است