Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی انتشارات
 
پيشواي دانش و بينش
کتاب‌همشهری- نويسنده - جواد محدثي:
نگاهي به زندگي و شخصيت امام محمد باقر (ع)

سرآغاز

فخر ما اين است كه پيرو حضرت باقر(ع)  و مكتب اهل بيت عصمت و طهارتيم.
سرفرازيم كه از چشمة علوم عترت، معارف زلال دين را مي‌نوشيم  و شاگرد مدرسة معنوي دودمان پيامبريم.

فروغي كه از بيت نبوّت و خاندان رسالت، جهان و جامعة بشري را روشني مي‌داد، در وجود شكافندة دانش‌ها، حضرت امام محمد باقر(ع)  تجلّي يافت و خورشيد هدايتش دل‌ها و ديده‌ها را روشن ساخت.

عصر غربت شيعه، با درخشش اين خورشيدها آراسته مي‌شد و سربلندي پيروان قرآن و رهروان مكتب ولايت، از آن بود كه نشان تبعيـّت و تأسّي به اين خاندان را داشتند.
امام  باقر (ع) مجمع نورانيّت‌ها و خاستگاه فضايل بود.

سلامي كه پيامبر اكرم (ص) از زبان «جابر بن عبدالله» به امام باقر (ع) رساند، گوياي منزلت آن وجود بركت‎خيز و عزّت‎آفرين است.

امروز، فقه شيعه و فرهنگ تشيّع، ميراث آن امام و وامدار تعاليم اوست و فقهاي ما در حوزه‌هاي علميه، بر سر سفرة دانش و معارف حضرت اباجعفر، امام باقر (ع), نشسته‌اند و فروغ آن حوزة معارفي را در جهان مي‌گسترانند، تا راه حق روشن شود و جهالت‌ها در زندگي فرزندان آدم سايه‌افكن نگردد.

دانش اگر دريا بود، آن امام همام، ناخداي آن اقيانوس‌ها بود.
علم اگر گوهر بود، او غوّاص بي‎بديلي بود كه دامن دامن مرواريد معرفت به تشنگان عرفان مي‌بخشيد و سخاوتمندانه جان‌هاي شيفته و مشتاق را سيراب مي‌كرد.

مسجد مدينه و حرم رسول خدا (ص) هنوز هم طنين صداي او را در خود دارد، كه به نشر علوم و احاديث اهل بيت مي‌پرداخت و انديشه‌‌هاي جويا و پويا را تغذيه مي‌كرد.
مكتب و سخنان او، بستري است كه حيات جاويدان آن حضرت را در عصرها و نسل‌‌هاي متوالي تداوم مي‌بخشد.

هركه شاگرد مكتب اوست، دريا دل است.
هركه مِهر او را در دل دارد، گنجي بي‎پايان در سينه دارد.
او، از سلالة پيامبران بود و عطر و بوي پيامبر را مي‌داد و مهابت و شكوه خاتم انبياء را داشت و خورشيد مدينة ايمان بود، و برگزيدة اعصار و بندة خاصّ خدا كه به مقام قُرب الهي رسيده بود.

امروز هم، نسيمي خوشبوي، از گلستان وجود آن پيشوا مي‌وزد و عطر معارف ناب باقري در جهان معاصر، منتشر مي‌گردد.

خرسنديم و مفتخر، كه پيرو اين اماميم. به تعبير امام راحل (قدس سّره):
«ما مفتخريم كه باقرالعلوم كه، بالاترين شخصيت تاريخ است و كسي جز خداي تعالي و رسول (ص) و ائمة معصومين (ع) او را درك نكرده و نتواند درك كرد، از ماست.» 
سر بر آستان اين امام مي‌ساييم و مهر او را در سينه‌ها مي‌افشانيم.

خورشيد پنجم

گــرامــي وارث محمــود احمــد
       امـــام باقــري، نامـــت محمّــد
فــروزان اختــري، برتر ز انجُـــم
       تـو فخـر عترتي، خورشيـد پنجم
امــامي، حـجتــي، درياي علمــي
       كـرامت گستــري، زيباي حلمـي
 امــام و حـجّـت اهـــل يـقينــي
       فـــروغ آسمــان، مهــر زمينــي
گشـادي بـال دانـش بـر سـر مــا
       گشـودي راه ديــن در بـــاور ما
از آن موجي كه از علم تو برخـاست
       شريعت زنــده و اسلام برجاسـت
ز دريـاي تـو خيـزد مـوج دانـــش
       درخشـد نام تـو بــر اوج دانــش
چشــد هر كس نم از درياي علمت
       ســرِ ايمــان نهـد بر پاي علمـت
كـدامين حـوزه بي ابــر تــو بارد؟
       فقــاهت هـرچه دارد از تــو دارد
فضيـلت، جرعه‌نوش و مست جامت
       حقيقت، سرخوش صهبــاي نامت  

زندگينامه اجمالي امام محمد باقر (ع)

پيشواي پنجم شيعيان، حضرت امام محمد باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه رجب سال 57 هجري  در مدينه به دنيا آمد.

پدرش حضرت سجاد (ع) و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) بود. اين ويژگي كه نسب او از سوي پدر به امام حسين (ع) و از سوي مادر به امام حسن (ع) مي‌رسد، براي آن حضرت و فرزندانش فضيلت و جلوة خاصي پديد آورده است.

ده‌‌ها سال پيش از ولادتش، حضرت رسول (ص) مژدة آمدن او را به اهل بيت (ع) داده بود و خودش نام او را «محمد» نهاده و لقب «باقر» را به وي اعطا كرده بود  و به يكي از اصحاب خويش به نام جابر فرموده بود: تو آن‎قدر عمر خواهي كرد كه آن فرزندم را ملاقات كني. وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان.

كنية آن حضرت «ابوجعفر» بود و لقب‌هاي متعدّدي داشت كه هر كدم جلوه‌اي از عظمت روحي و علمي و تقوايي او را مي‌رساند، همچون: امين، شبيه، شاكر، ‌‌هادي، صابر، شاهد، باقر. لقب «باقرالعلوم» به معناي شكافندة دانش‌‌ها، از مشهورترين القاب اوست، چون با دانش فراوان خويش، شكافندة امواج دانش بود و شاهد اين دانش گسترده، روايات بسياري است كه از او در زمينه‌هاي مختلف فقهي، تفسيري، اعتقادي و اخلاقي و علوم مختلف برجاي مانده است.

امام محمد باقر (ع) در حادثة كربلا حضور داشت و آن هنگام، كودكي سه چهار ساله بود كه عاشورا و سفر پر ماجراي كوفه و شام را ديد و مظلوميت خاندان رسالت را از نزديك و با همة وجود لمس كرد.

از كودكي نشانه‌هاي هوش زياد و هيبت و وقار در سيماي او آشكار بود و شخصيّتي دوست‎داشتني داشت. جابر بن عبدالله انصاري با آنكه پيرمردي سالخورده و از اصحاب و ياران پيامبر بود، خدمت آن امام كه در سن نوجواني بود مي‌رسيد و از علوم گسترده‌اش بهره مي‌گرفت و از دانش و معارف بي‎پايان او شگفت‌زده مي‌شد.

امام باقر (ع) همة عمر خويش را در مدينه به سر برد، چه آن زمان كه ساية جدّش سيدالشهدا (ع) بر سرش بود و چه در دوران 34 سال امامت امام زين‎العابدين (ع)، كه در كنار پدر، از دانش و پرهيزكاري و عبادت امام سجاد (ع) ره‎توشة معنوي مي‌گرفت.

آن حضرت برادراني داشت به نام‌هاي: عبدالله، عمر، زيد و حسين. «زيدبن علي» همان بود كه بر ضدّ حكومت ستمگرانة بني‎اميه قيام كرد و به شهادت رسيد و مورد احترام خاص امام باقر (ع) بود.

شخصيـّت علمي

بسياري از چهره‌هاي علمي و راويان و دانشمندان زمان آن حضرت، با عبارت‌هاي گوناگون او را به عظمت ياد كرده و مقام علمي و فضايل او را ستوده‌اند و همه اعتراف كرده‌اند كه وي در دانش و فضيلت، بي‌نظير بوده است.

امام محمد باقر (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش، عهده‌دار پيشوايي شيعيان شد و در فرصتي كه پيش آمد، مكتب اهل بيت را به صورتي گسترده بيان داشت و با تربيت شاگرداني برجسته  در همة رشته‌هاي علوم, برتري همه جانبة خاندان رسالت و شايستگي آنان را براي پيشوايي مردم نشان داد.

در روزگار آن حضرت، علوم اسلامي و مباحث اعتقادي و كلامي و نقل احاديث ائمّه و تدوين معارف شيعه جان گرفت و گروهي بسيار از شاگردانش، هزاران حديث ناب از زبان آن حضرت شنيده و يادداشت كردند و به ديگران رساندند.

از جمله شاگردان خاص او عبارت بودند از:
زُراره، كميت اسدي، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، ابوهارون مكفوف، محمد بن اسحاق، ابوحمزة ثمالي، ابوبصير، حمران بن اعين. جابر بن يزيد جعفي، فضيل بن سيار، و …

خود آن حضرت در زمينة حفظ مكتب و مبارزه با بدعت‌‌ها و خرافات و نشر علوم خاندان پيامبر گام‌‌هاي برجسته و درخشاني برداشت. بحث‌‌هاي فراوان علمي و مناظرات و پاسخ‎گويي به سؤالات گوناگون، آوازة دانش و فضل او را به همه جا رسانده بود و به عنوان پيشواي شيعه شناخته مي‌شد.

در زمينة بهره‌گيري از ادبيات و شعر در راه نشر معارف اهل بيت و فضايل اين خاندان، تشويق‌‌ها و حمايت‌هاي خاص امام، نقش بزرگي ايفا كرد و شاعراني مانند «كُثيّر عزّه»، «كميت اسدي» و «فرزدق» از عنايت وي برخوردار بودند و شعرهاي بسياري در مدح خاندان پيامبر و نشر مرام و مكتب آنان مي‌سرودند و محضر امام، پيوسته محضر عالمان، راويان، خطيبان و شاعران متعهّد بود كه از كلمات او فيض مي‌بردند و دانش مي‌آموختند.

دريـاي علـــوم است و زدايندة اوهام
   گفتــار حکـيمـانـة او, زيـب مـنابــر
عالم همه شـد روشن از آن نور خدايي
   شــد بـارور از او شجــر دين و شعائر

سيرة اخلاقي

حضرت امام محمد باقر (ع) افزون بر بعد رهبري اجتماعي و سياسي و جنبة علمي و دانش برتر، در زمينة اخلاق و منش و رفتار نيك هم الگو و اسوة ماست.
با برخورد كريمانه و سرشار از عفو و گذشت، كينه‌ها را به مهر و عاطفه تبديل مي‌كرد.

چهره‌اي خندان و دوست‎داشتني داشت. حلم او آتش دشمني و خصومت ديگران را فرومي‌نشاند و مجذوب اخلاق شايسته‌اش مي‌شدند. صبر او در برابر ستم‌هاي خلفا و بي‎حرمتي آنان و متانت و حلم او در مقابل برخوردهاي بي‎ادبانة برخي جاهلان تعجب‎برانگيز بود.
در كنار كارهاي مربوط به امامت و تلاش‌‌هاي علمي، از فعاليت توليدي و اقتصادي هم غافل نبود و گاهي روزها به مزارع و نخلستان‌‌هايي كه احداث كرده بود سركشي مي‌كرد و در روزهاي گرم، همراه با كارگران و كشاورزان بيل مي‌زد و كار مي‌كرد و از دستاورد آن باغ‌‌ها و كشاورزي، در راه كمك به فقيران و كارهاي نيك، خرج مي‌كرد و از همين راه، زندگي خود و بستگان را تأمين مي‌كرد.

برخوردي خوب با غلامان و خدمتكاران خويش داشت و تعداد زيادي از بردگان را مي‌خريد و در راه خدا آزاد مي‌كرد.
تقوا و عبادتش بسيار بود و در اين زمينه به روش عبادي پدرش زين‎العابدين (ع) و جدّش اميرالمؤمنين (ع) اقتدا كرده بود.

دست كريم او براي ياري رساندن به محرومان و نيكي به خويشاوندان و صدقات (صدقه) و احسان‌ها (احسان) هميشه گشوده بود. به فقراي مدينه، به خصوص در روزهاي جمعه رسيدگي خاصي داشت و به آنان كمك مي‌كرد.

خشوع در نماز، عشق به عبادت، نمازها و دعاهاي بسيار، قنوت‌ها و سجده‌هاي طولاني، سفرهاي مكرر حج، ياد پيوسته خدا و پارسايي در زندگي از ويژگي‌هاي اخلاقي آن حضرت به شمار مي‌رفت.

امام صادق (ع) نقل مي‌كند: پدرم باقرالعلوم، بسيار اهل ذكر بود. گاهي من با او همراه بودم و او راه مي‌رفت و ذكر مي‌گفت. با او هم غذا مي‌شدم، باز هم ذكر خدا مي‌گفت. گاهي در حال گفتگو با مردم بود، اما باز هم ذكر خدا از زبانش نمي افتاد و گفتگو با ديگران او را از ذكر خدا باز نمي‎داشت. 

باز به نقل حضرت صادق (ع): امام باقر (ع) دو لباس خشن و زبر داشت كه در آن‌ها نماز مي‌خواند و هرگاه مي‌خواست چيزي از خدا بطلبد، آن‌‌ها را مي‌پوشيد و حاجت خود را از درگاه خدا مي‌خواست.

هرگاه براي نماز شب برمي‌خاست، ايستادن به عبادت را طول مي‌داد و آنگاه كه به ركوع و سجود مي‌رفت، آن قدر طول مي‌داد كه تصوّر مي‌شد خوابش برده است، اما ناگهان مي‌ديدي كه مي‌گويد: لااله الاالله حقاً حقاً ....  كه نشان بيدار بودن او بود.

حضرت باقر (ع) اهل سركشي به برادران و صلة رحم به خويشاوندان بود، به كساني كه به ديدارش مي‌رفتند يا به اميد و آرزويي به حضورش مي‌رسيدند، كمك مي‌كرد  هيچ اميدواري را نااميد نمي‌كرد و به آنان كه به خدمتش مي‌رسيدند، غذا مي‌داد و خلعت مي‌بخشيد و كمك مالي مي‌كرد.

آن حضرت به نظافت اهميت بسيار مي‌داد، همواره محاسن و ناخن‌هاي خود را حنا مي‌زد، لباس‌‌هاي تميز مي‌پوشيد، ناخن‌هايش را كوتاه مي‌كرد. موهاي سر و صورت خود را اصلاح مي‌نمود و دربارة مسواك مي‌فرمود: اگر مردم مي‌دانستند كه مسواك زدن چه فوايد مهمي دارد، آن را حتي در بستر خواب هم از خود جدا نمي‎كردند.

كمك به محرومان جامعه از روش‌هاي اخلاقي امام باقر (ع) بود. گوش سپردن به درد دل‌ گرفتاران نيز از سيرة رفتاري او بود. روزي در حالي كه مشغول تقسيم هشت هزار دينار در بين نيازمندان مدينه بود، يازده غلام را هم در راه خدا آزاد ساخت.

در برابر خواست خدا، راضي و صبور بود. يكي از فرزندان امام بيمار بود و حضرت از اين جهت بسيار غمگين بود. سرانجام آن فرزند از دنيا رفت. اهل خانه شيون مي‌كردند. امام به بالين آن كودك رفت و چون برخاست و بيرون آمد، غمي بر چهره نداشت.

برخي از حال او تعجّب كردند. امام فرمود: ما دوست داريم كه فرزندمان سلامت و زنده باشد ولي وقتي خدا چيز ديگري خواست، ما در برابر ارادة الهي صبور و راضي هستيم.

آن حضرت رسيدگي به نيازمندان را از بهترين كارها مي‌دانست و مي‌فرمود: اگر متكـفّل يك خانوادة مسلمان شوم و گرسنگي و نيازشان را برطرف كنم و لباس براي آنان تهيه كنم تا به ديگران محتاج نباشند، برايم از هفتاد حج ارزشمندتر و محبوب‌تر است.

يك بار در مزرعة خود كار مي‌كرد و عرق مي‌ريخت. محمد بن منكدر مي‌خواست او را نصيحت كند كه اين قدر اهل دنيا نباشد. ولي امام فرمود: اگر مرگ در چنين حالتي مرا دريابد، خوشحالم چون در حال اطاعت خدا هستم و تلاش مي‌كنم كه زندگي خود و خانواده‌ام را تأمين كنم. 

آن حضرت صراحت لهجه و صدق گفتار داشت. از همه بخشنده‌تر و باگذشت‌تر بود. حتي وقتي به يك سائل و نيازمندي كه به در خانة او مي‌رفت، سخني سبك و تحقيرآميز گفته نمي شد و او را با ادب و احترام صدا مي‌كردند و كمك مي‌نمودند.

به فرمودة فرزندش امام صادق (ع):
پدرم هرگاه مي‌خواست صدقه دهد، آن را در دست سائل مي‌گذاشت، سپس از او مي‌گرفت و آن را مي‌بوسيد و مي‌بوييد و به او بر مي‌گرداند و چون علت اين كار را مي‌پرسيدند، مي‌فرمود: صدقه قبل از آنكه در دست سائل قرار گيرد، در دست خدا قرار مي‌گيرد  و خدا آن را مي‌پذيرد. 

آن حضرت، هيچ سائلي را، به خصوص در روز عرفه دست خالي بر نمي‌گرداند.
به خانواده‌اش و فرزندانش توصيه مي‌كرد صبح‌‌ها پس از نماز، تا طلوع آفتاب ذكر خدا بگويند و قرآن تلاوت كنند. خودش با صداي بسيار نيكو قرآن مي‌خواند. گاهي رهگذران مجذوب صداي تلاوت او مي‌شدند و گوش مي‌دادند.

امام باقر (ع)، با اهل خانه، با خدمتگزاران و غلامان رفتاري بسيار شايسته و نيك داشت و در مورد آزاري كه از سوي يكي از همسرانش مي‌ديد، دربارة او استغفار مي‎كرد و از خداوند آمرزش مي‌طلبيد.

گاهي مي‌فرمود:  من نسبت به غلامم يا خانواده‌ام بسيار بردبارم. بر تلخ‌تر از حنظل هم صبر مي‌كنم. هركس صبور باشد به درجة صائمان نمازگزار و شهيدان در ركاب پيامبر خدا نائل مي‌شود. 

اين‌‌ها گوشه‌اي از اخلاق والا و سيرة الگو و رفتار كريمانة آن حضرت بود كه شايسته است پيروان از او الگوبرداري كنند.

شرايط اجتماعي و سياسي

دوران امام محمد باقر (ع) همزمان با عبدالملك مروان و هشام بن عبدالملك از خلفاي اموي بود.
آوازة علمي آن حضرت همه جا را گرفته بود. در مكه و مدينه براي او قدر و منزلتي قائل بودند و هنگام عزيمتش به مكه، مردم گروه گروه روانة محضر او مي‌شدند و مشكلات خود را در زمينه‌هاي فكري، اعتقادي و فقهي طرح مي‌كردند و جواب مي‌گرفتند و اين صحنه‌ها براي خلفاي معاصرش سنگين و تحمل‎ناپذير بود و حسد و كينة آنان را برمي‌انگيخت و آنان در پي فرصت و بهانه‌اي براي آزار آن حضرت بودند.

دستگاه خلافت، كوشش داشت امام باقر (ع) را از سر راه بردارد. چون از نفوذ آن حضرت در دل‌‌ها بيمناك بود. حاكمان براي حفظ قدرت خويش، خفقان شديدي ايجاد كرده بودند.

جابر جعفي از اصحاب آن حضرت مي‌گويد: من هفتاد هزار حديث از امام باقر (ع) آموختم كه هرگز نتوانستم به كسي اظهار كنم و اين بار عظيم، بر دل و دوش من سنگيني مي‌كرد.

به امام باقر گفتم و چاره خواستم. حضرت فرمود: هر وقت بسيار ناراحت و در فشار بودي، به صحرا برو و گودالي بكن و سر را در آن بگذار و احاديث و اسرار آموخته را بازگو كن.  اين نشان دهندة شرايط بحراني و خفقان بار آن روزگار است.

مردي نزد امام باقر (ع) آمد و پرسيد: چگونه‌ايد و در چه حالي به سر مي‌بريد؟
حضرت فرمود: آيا وقت آن نرسيده كه بداني در چه حال و شرايطيم؟ مَثَل ما در اين امت، مثل بني‎اسرائيل است كه فرزندانشان كشته مي‌شدند و زنانشان زنده نگه داشته مي‌شدند.

اين ستمكاران نيز، با ما چنين مي‌كنند، در حالي كه ما ذرّيه و خاندان پيامبر خداييم و داراي فضايلي هستيم كه هيچ كس با ما در آن شريك نيست.

آن مرد گفت: به خدا قسم من شما خاندان (خاندان شما) را دوست دارم.
حضرت فرمود: پس براي خود، جامه‌اي از فقر بدوز (يعني در راه دوستي ما و تشيّع، بايد از امتيازات و ثروت‌ها و خوشگذراني‌ها چشم بپوشي و آماده تحمل مشكلات باشي). به خدا سوگند، رسيدن فقر به ما، از جريان سيلي كه در بستر يك رود جاري است، نزديك‌تر است. بلاها  ابتدا به ما و سپس به شما مي‌رسد.  

حجّاج، فرمانداري بود خونخوار و سختگير و سنگدل كه گماشته از سوي عبدالملك مروان بود. وي دست حجاج را براي كشتن و حبس و شكنجة دوستداران اهل بيت، باز گذاشته بود و در منطقة حجاز و عراق كه مواليان ائمه بيشتر در آن منطقه بودند، دست به خونريزي‌‌هاي بي‎رحمانه‎اي مي‌زد.

امام باقر (ع) در ترسيم شرايط سخت آن دوران مي‌فرمايد:
«شيعيان ما را در هر شهري كه به دست مي‌آوردند مي‌كشتند و دست و پاها را صرفاً به گمان شيعه بودن قطع مي‌كردند و كسي كه نامش به دوستي ما آشكار مي‌شد، خودش زنداني و مالش غارت و خانه‌اش خراب مي‌شد....»

حجاج، يك روز قنبر، غلام اميرالمؤمنين را دستگير كرد و با وضعي فجيع او را كشت. روزي ديگر به كميل بن زياد  دست يافت و او را كشت، روزي هم سعيد بن جبير را كه از شيعيان خاص و خالص علي (ع) بود، به شهادت رساند. 

در چنين شرايط رعب‎آور و خفقان‎باري كه بر شهرهاي حجاز و عراق حاكم بود. امام باقر (ع) پيشوايي شيعه را برعهده داشت و از گزند دستگاه خلافت مصون نبود. در يكي از سال‌ها كه هشام بن عبدالملك به حج رفته بود و امام باقر (ع) هم حضور داشت و در جمع مردم سخنان مهمي ايراد كرده كه مورد توجه قرار گرفت، چون هشام در آنجا نمي‎توانست كاري كند، وقتي به دمشق برگشت، به فرماندار مدينه نوشت تا حضرت باقر (ع) را روانه دربار كند.

در همين سفر بود كه هشام به قصد خُرد كردن شخصيت امام باقر (ع) در مجلس بزم و تيراندازي كه ترتيب داد، امام را در مسابقة تيراندازي شركت داد. اما امام، با آن سن بالا و كهنسالي و ضعف، همة تيرها را به هدف زد و حاضران را مبهوت ساخت و اين بر خشم و كينة هشام افزود و از همانجا تصميم به قتل امام گرفت.

فرجام زندگي

دوران امامت حضرت باقر (ع) حدود 20 سال طول كشيد (از سال 95 تا 114 هجري) در اين مدت بار سنگين رهبري شيعيان و هدايت معنوي مردم در آن عصر پرآشوب و فتنه‌خيز، بر عهدة حضرت بود و به نشر و تبليغ فرهنگ اسلام و قرآن و بيدارسازي مردم و دفاع از حق و معرفي امام راستين مي‌پرداخت.

سرانجام در روز 7 ذي‌حجه سال 114 هجري در حالي كه 57 سال از عمر شريفش مي‌گذشت، مسموم و شهيد شد. شهادت او با دسيسة هشام بن عبدالملك انجام گرفت. پيكر او در قبرستان بقيع، كنار قبر پدرش حضرت سجاد (ع) به خاك سپرده شد كه امروز، مزار او قبلة روحي دلدادگان عترت است.

اي كاش كه بالي بدهد عشق به من نيـز
           تا سوي حريمـش پـرم از شوق، چو طاير
 گـر اذن دهــد، نيست كسي مانع راهـم
              چون دفتـر عشق اسـت گذرنامة شاعــر

امام باقر (ع) وصيت كرده بود مالي وقف كنند و از درآمد آن به مدت ده سال در منا و ايام حج مراسم سوگواري و ندبه‎خواني برگزار كنند و بر مظلوميت امام باقر (ع) گريه كنند. 


اين وصيّت چه علتي مي‌تواند داشته باشد؟ جز اين‎كه امام باقر (ع) با اين وسيله خواسته كه هر سال در مراسم حج كه گروه‎هاي مسلمان از دورترين نقاط جهان به زيارت خانه خدا مي‌آيند و در آن مجمع عظيم شركت مي‌كنند، وقتي گريه‎كنندگان بر امام باقر را مشاهده كنند، به سوال و جستجو برآيند كه مگر چه شده؟ چه كسي كشته شده؟ چه كسي او را كشته؟ مسأله بر سر چه بوده؟ امام باقر چه مي‎گفت و چه مي‌كرد و چه مي‌خواست كه مورد جفا قرار گرفت؟ مگر با هشام بر سر چه مسأله‌اي مجادله داشت كه خليفه، او را مسموم و شهيد كرد؟ اين‌‌ها سؤالاتي بود كه مطرح مي‌شد و جواب آنها، چهرة ضد دين و عوام‎فريب خلفاي اموي و سيماي تابناك حضرت باقرالعلوم(ع) را آشكارتر مي‌ساخت. و اين وصيّت نشانة هشياري و دورانديشي و اقدام حسابگرانه آن حضرت بود.

امام باقر (ع) و تربيت اخلاقي شيعه

امام، هدايتگر «افكار»، «اعمال» و «اخلاق» پيروان است.
شيعه نيز، پيروي در فكر و عمل و رفتار را شاخصة خود مي‌داند و مي‌كوشد تا خط سلوك و انديشه و عمل خود را منطبق با «خط ائمه»  سازد.

امام باقر (ع) در شرايطي مي‌زيست و امامت شيعه را در عرصه‌هاي گوناگون برعهده داشت كه گرايش‌هاي مختلف وجود داشت و نقش آن حضرت در هدايت رفتاري پيروان حسّاس بود. وي در مناسبت‌‌هاي مختلف، به پيروان رهنمود مي‌داد، وصيت مي‌كرد، نامه مي‌نوشت، پند مي‌داد و «شيعة راستين» را در بُعد فكري و رفتاري معرفي مي‌كرد.

به برخي از اين‎گونه آموزش‌ها و هدايت‌ها اشاره مي‌شود:

1. رفتار شيعي

متن يكي از تعاليم هدايتگر حضرت باقر (ع) خطاب به پيروان چنين است:
« اي گروه پيروان ما!
وصيت‌‌هاي ما را بشنويد و فهم كنيد و پيمان ما را با دوستانمان بشناسيد.
در گفتارتان صادق باشيد،
به خاطر ايماني كه داريد، به دوستان و دشمنانتان نيكي كنيد،
با اموالتان در حق ديگران مواسات و برادري كنيد،
با دل‌هايتان به مردم محبت كنيد،
به فقيران از نظر مالي كمك كنيد،
در كارهايتان همدل و هماهنگ باشيد،
در هيچ كار خيانت‎آميز و در هيچ نيرنگي بر ضدّ كسي وارد نشويد،
پس از يقين، شك نكنيد و پس از اقدام، از روي ترس عقب ننشينيد،
هرگز به دوستان و هوادارانتان پشت نكنيد،
مودّت و محبت خود را نسبت به بيگانه قرار ندهيد،
كارتان جز براي خدا  و تصميم و عملتان جز براي پيامبرتان نباشد،
از خدا ياري بطلبيد و شكيبا و مقاوم باشيد، همانا خداوند، زمين خويش را به هر كه بخواهد به ميراث مي‌دهد و سرانجام از آنِ پرواپيشه‎گان است.»

سپس مي‌افزايد:
«از شيعيان، كسي دوستدار خدا و رسول است كه:
وقتي سخن مي‌گويد، راست بگويد و چون وعده مي‌دهد وفا كند،
چون امانتي مي‌پذيرد، ادا كند و هرگاه حق واجبي از او بخواهند بپردازد،
وقتي به حق فرمان مي‌دهد، خودش هم عمل كند.

شيعيان ما آنان‌اند كه عيبجويان را نمي‎ستايند، با دشمنان ما پيوند دوستي برقرار نمي‎كنند  و با خائنان به ما، نشست و برخاست نمي‎كنند.
شيعة ما كسي است كه وقتي مؤمني را ديدار كند، احترام و اكرام مي‌كند، و اگر با نادان ملاقات كند، او را ترك مي‎كند.

شيعيان ما آنان‌اند كه چاپلوسي و طمع‎كاري سگان و كلاغان را ندارند و جز از «برادران»  خود از كسي چيزي درخواست نمي‎كنند، هرچند از گرسنگي بميرند.
شيعيان ما كساني‎اند كه عقيده و ايدة ما را داشته باشند و در راه ما كه راه حق است، حتي از دوستان خود قطع رابطه كنند و به خاطر محبت ما، دورها را نزديك سازند و نزديكان را دور كنند.»

سپس افزود:
«اينان‌اند كه زندگي‌شان ساده و پايين و ديدگانشان روشن است ... شب‌‌هايشان به نماز و سجود مي‌گذرد.

مواظب باشيد كه خصومت نكنيد و كاري را پيش از وقتش انجام ندهيد كه خونتان ريخته شود و ماية سرزنش و عبرت آيندگان قرار گيريد.» 

2. پيشتاز در ارزش‌ها

در رهنمود ديگري حضرت امام باقر (ع) از پيروان و شيعيان پيشين و الگو و اسوه بودنشان در ميدان‌‌هاي عمل و صحنه‌‌هاي كمال ياد مي‌كند و مي‌فرمايد:
«دوستان و شيعيان ما در گذشته، بهترين افراد زمانه بودند،
اگر در مسجد محله‌اي امام جماعتي بود، از آنان بود،
اگر در قبيله‌اي مؤذني وجود داشت، از آنان بود،
اگر امانت‌داري در ميان مردم بود، امين مردم از شيعيان بود،
اگر دانشمندي در ميان جامعه بود كه مردم به خاطر دين و مصالح كارهايشان سراغ او مي‌رفتند، شيعه بود ....» 

اين خصلت‌ها، نوعي پيشتازي و پيشكسوتي در عرصه‌هاي كمال و زمينه‌هاي ارزشي است و شيعه را در سطح الگو معرفي مي‌كند و با يادآوري كمالات شيعيان پيشين، مي‌خواهد هواداران فعلي را به پايه و رتبة متقدّمان برساند.

3. شيعه كيست؟

امام باقر (ع) با معرفي شيعيان راستين و خصلت‌هاي آنان، ارزش‌هايي را در رفتار و سلوك طرح مي‌كند كه شايسته است هر انسان كمال‌طلبي به آن‌ها آراسته باشد تا بتواند خود  را به «اهل بيت» منتسب كند.

از سخنان آن حضرت است:
«جز كساني كه از خداوند، پروا داشته و مطيع فرمان او باشند، شيعه ما نيستند.

شيعيان ما شناخته نمي‎شوند، مگر با تواضع و فروتني و نرمش، امانت‎داري و ياد فراوان خدا، با نماز و روزه و نيكي به پدر و مادر و رسيدگي به همسايگان فقير و مردم بينوا، همدردي با يتيمان و گرفتاران، صدق و راستي در سخن، تلاوت قرآن، حفظ زبان از بدگويي ديگران ...»

باري، شيعه‎ بودن به رسم است نه به اسم، به عمل است نه به ادّعا، به رفتار است نه حرف و شعار!
باز هم توصيه‌اي ديگر از آن حضرت خطاب به پيروان:
«از طرف ما به شيعيان ما سلام برسان و آنان را به تقواي خداي بزرگ توصيه كن و سفارش نما كه ثروتمندان و توانگرانشان به ديدار و عيادت تهيدستان بروند، تندرستان، بيماران را عيادت كنند، زندگان در تشييع جنازة مردگان شركت كنند، در خانه‌ها به ديدار يكديگر بروند، چرا كه اين ديدارها و رفت و آمدهاي خانگي، سبب احياي مكتب ما مي‌شود.

هرگز به «ولايت» ما نمي‎رسيد، مگر با ورع و كوشش.
حسرت‎بارترين‌ حالت در قيامت، از آن كسي است كه كارهاي نيك را براي مردم توصيف كند، ولي خودش برخلاف آن رفتار كند.»

اينها گوشه‌اي از رهنمودهاي تربيتي امام باقر (ع) نسبت به پيروان مكتب اهل‎بيت است كه در متون حديثي ما آمده است.
امروز هم تعاليم آن امام، هدايت‎گر و راهنماي ماست.

امروز هم به توصية حضرت باقرالعلوم (ع) بايد انس و الفت، همدلي و همفكري، تعاون و تعاضد، تعبّد و تفقّد، سرلوحة رفتارمان قرار گيرد. اين پيام‌ها و هدايت‌ها كه نسل به نسل و سينه به سينه و كتاب به كتاب نقل شده تا به ما رسيده است، بايد سرلوحة عمل ما در عصر حاضر قرار گيرد.

راه امامان «رهرو» مي‌خواهد و خط امامان «پيرو» مي‌طلبد.
كجايند پيروان راستين، كه در عملشان، پيروي را نشان دهند و قدمي فراتر از شعار و ادعا بردارند؟ شما از اين پيروان راستين باشيد، تا ماية فخر دودمان پيامبر قرار گيريد.

از سخنان امام محمد باقر (ع)

هزاران حديث ناب، سازنده، معرفت‎آموز و حكمت‎بار از حضرت باقرالعلوم (ع) روايت شده است. در اينجا شما را مهمان بزم معنوي علوم آن حضرت مي‌كنيم و چند گوهر از گنجينه سخنان او تقديم مي‌داريم: 

1. الكمالُ كُلّ الكمالِ التفقّه في الدين، وَ الصّبر عَلي النائبة و تقديرُ المعيشة.
همة كمال در اين سه چيز است: ژرف‎نگري  در دين، شكيبايي بر مصيبت، اندازه‌گيري زندگي.
2. صُحبة عشرين سنة قرابة.
همنشيني و رفاقت بيست سال، خويشاوندي است.

3. لاتَصحبِ الفاجَر و لا تُطلعه علي سرّكَ.                                                               ا فاجر گنهكار همنشيني نكن و او را از راز خود آگاه مگردان.

4. مَن لَم يَجعل الله لَه من نفسه واعظاً فانّ مواعِظ النّاس لن تغني عَنه شيئاً.
هركس را خداوند، واعظ دروني از خودش براي او قرار نداده باشد، موعظه‌هاي مردم به دردش نمي‎خورد.

5. عَالمٌ ينتفعُ بِعلمه اَفضل مِن سَبعين اَلف عابدٍ.
دانشمندي كه از علم او سود ببرند، برتر از هفتاد هزار عابد است.

6 . مَا عَرف الله مَن عصاهُ.
هركس خدا را نافرماني مي‌كند، او را نشناخته است!

7. لايُقبلُ عمل الاّ بمعرفةٍ، و لا معرفة الاّ بعملٍ.
هيچ عملي جز با «معرفت» قبول نمي‎شود. هيچ معرفتي هم جز با عمل به دست نمي‎آيد.

8 . ما شيعتُنا الاّ مَن اتّقي الله و اطاعَه.
شيعيان ما نيستند، مگر آنان كه از خدا پروا كنند و او را اطاعت نمايند.

9. مَن صَدق لسانُه زكي عمله.
هركس زبانش راستگو باشد، عملش هم پاك خواهد شد.

10.  اِنّ المؤمن اخُ  المؤمن، لا يشتمه و لايَحرمه و لايُسيئي به الظّن.
مؤمن برادر مؤمن است، او را دشنام نمي‎دهد، محرومش نمي‌كند و به او بدگمان نمي‎شود.

 11. اَفضل العبادة عفَّة البَطنِ و الفَرج.
برترين عبادت، عفت و نگهداري شكم و شهوت است.

12. طِلاقة الوَجه مَكسبة للمحبـة
خوش‎رويي و گشاده‌رويي، محبوبيّت مي‌آورد.

براي مطالعة بيشتر

علاقمندان به آگاهي بيشتر دربارة شخصيت، علوم، فضايل، اخلاق و تاريخ زندگي امام باقر (ع)  مي‌توانند به كتاب‌‌هاي مفصل‎تري كه دربارة آن حضرت نگاشته شده است مراجعه كنند.
فهرستي از برخي كتاب‌‌هاي مرتبط با آن پيشواي بزرگ در اينجا آورده مي‌شود. گفتني است كه ترتيب اين كتاب‌‌ها، از ساده به سنگين و از خلاصه به مفصّل است، تا هركس به فراخور زمينة خويش به مطالعه بپردازد:

1. امام باقر (ع)، مهدي رحيمي، نشر بعثت
2. امام باقر (ع)، اميد اميدوار، نشر شفق. 
3. امام باقر (ع)، سيد كاظم ارفع، موسسه فيض كاشاني.
4.  پيشواي پنجم (ع)، مؤسسه در راه حق.
5. در جستجوي رهبر، رضا شيرازي، پيام آزادي.
6 . سرچشمه‌هاي نور (حضرت امام باقر (ع))، مؤسسه بلاغ.
7. ستارگان درخشان (ج 7)، محمدجواد نجفي، اسلاميه.
8 . معصوم هفتم، جواد فاضل، علمي.
9. نگاهي به زندگاني امام باقر (ع)، محمدمهدي اشتهاردي، نشر مطهر.
10. زندگاني حضرت امام محمد باقر (ع)، حسين عمادزاده، طبع كتاب.
11. امام باقر (ع)، جلوة امامت در افق دانش، آستان قدس رضوي.
12. در مكتب فخر دانش‌ها، علي قائمي، انتشارات اميري.
13. حياة الامام محمد الباقر، باقر شريف القرشي، مؤسسه معارف.
14. عوالم العلوم (ج 19)، بحراني، مؤسسه امام مهدي.
15. الامام الباقر، مجدد الحضارة  الاسلاميه، محمدحسين صغير.
16. بحارالانوار، علامه مجلسي (ج 46)، مؤسسه اعلمي.

تاریخ درج: 14 تیر 1387 ساعت 20:08 تاریخ تایید: 15 تیر 1387 ساعت 23:58 تاریخ به روز رسانی: 14 تیر 1387 ساعت 22:59
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است