Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
...و آتشي كه نميرد هرگز در دل ماست
کنسرت - ارکستر- آزاده سهرابي:
اين گزارش بيشتر به هدف ثبت شدن يك رويداد فرهنگي با اهميت نوشته مي‌شود وگرنه از 9 تيرماه كه آخرين روز اجراي كنسرت استاد آواز ايران در سالن بزرگ وزارت كشور بود، چند روزي گذشته است.

اما اين 7 روز كنسرت كه مي‌توانست چون سال گذشته آغازگر هيجان‌انگيزي براي كنسرت‌هاي تابستاني 87 باشد در حالي به پايان رسيد كه نه مانند سال گذشته مخاطبين موسيقي از كنسرت‌هاي ديگر خبري دارند و نه از اساتيد موسيقي خبر كنسرتي در راه است كه آنچه به گوش مي‌رسد تنها كنسرتي از گروه دستان است با حضور همايون شجريان كه جايش در كنسرت پدر خالي بود. اما بشنويد از كنسرت گروه شهناز و استاد شجريان.

شايد بايد همين آغاز سخن گفت كه نام استاد چنان شوري در دل دوستداران موسيقي ايجاد مي‌كند كه همه چيز را تحت الشعاع قرار مي‌دهد حتي ناكوكي شرايطي كه او را همراهي مي‌كند تا سخني از سعدي، حافظ و مولانا از دريچه حنجره طلايي وي به گوش جان بنشيند. هرچند بروشور را خوانده‌اي و در خبرها خوانده‌اي كه تركيب گروه را چه كساني تشكيل مي‌دهند اما نمي‌تواني انكار كني كه هنوز كنسرت آغاز نشده، دلت مي‌خواهد چشمانت را ببندي و حسين عليزاده، كيوان كلهر، پرويز مشكاتيان، سعيد فرجپوري و حتي همايون را كنار استاد تجسم كني اما از آن همه چشم كه باز مي‌كني تنها استاد مجيد درخشاني را مي‌بيني كه با گروه جوان و تازه تاسيس شهناز گرد استاد نشسته‌اند.

گروهي كه پي آن سال 52 گذاشته شد و حالا درخشاني و شجريان با جواناني آن را دوباره ساخته‌اند. گروهي كه به‌دليل علاقه شجريان به جليل شهناز، نوازنده تار و موسيقي دان برجسته ايراني، نام شهناز گرفته است. حسين رضايي‌نيا (دف و دايره)، رامين صفايي (سنتور)، كاوه معتمديان (كمانچه)، سينا جهان‌آبادي (كمانچه)، شاهو عندليبي (ني)، رادمان توكلي (تار)، مهرداد ناصحي (قيچك آلتو)، حامد افشاري (قيچك‌باس)، محمدرضا ابراهيمي (عود)، مهدي اميني (رباب و بم‌تار) و حميد قنبري (تنبك) كساني هستند كه قطعا از 4 ماه تمرين براي اين اجرا آموخته‌هاي پر غنيمتي همراه دارند و آمده‌اند تا نخستين بار شجريان را همراهي كنند. هرچند مژگان شجريان هم هست تا با سه تار پدر را همراهي كند و كمي جاي خالي همايون را نزد پدر كم كند.

ريزبرنامه مي‌گويد كه بيشتر قطعات از ساخته‌هاي استاد است و چند كار از آقاي مجيددرخشاني با اشعاري از سعدي، حافظ و مولانا. هرچند طبيعي مي‌نمود با تركيب جديد ي كه هست حس و حال اين كنسرت و آهنگ‌ها با ديگر آثار شجريان متفاوت باشد اما اين كنسرت به واقع كنسرت ديگري بود. از حال و هواي خود استاد،  نوع انتخاب‌هاي متفاوت اشعار و همراهي سازها و حس جاري.

تو كه همچنان دلت مي‌خواهد تجربه سه شب كنسرت هم نوا با بم يا عشقبازان تكرار شود گوش مي‌سپاري به «رندان مست» در دستگاه همايون كه با پيش درآمدي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني آغاز مي‌شود. سپس قطعه «زنگ شتر» كه از رديف «ميرزا عبدالله» برگرفته شده بود، اجرا شد و بالاخره نوبت مي‌رسد به ساز و آواز.

 چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست... در اين هم‌آوايي ساز و آواز، سنتور است كه پاسخ استاد را مي‌دهد تا برسد به «چشم ياري»، تصنيفي كه شجريان ساخته و درخشاني آن را تنظيم كرده. تصنيف «چشم ياري» را كه استاد مي‌خواند، ناخودآگاه ياد اثر «معماي هستي» استاد مي‌افتي كه اين تصنيف را با حال و هواي ديگري خوانده.  شجريان ديگر بار باز مي‌گردد و از شعر پيشين، ابيات باقي‌مانده را با همراهي عود مي‌خواند.

كمانچه و قيچك‌ها استاد را همراهي مي‌كنند. پس از اين تصنيف كه توسط مجيد‌درخشاني تنظيم شده بود، ادامه ساز و آواز با شعر حافظ اجرا مي‌شود و اين بار ني صداي استاد را پاسخ مي‌دهد. تا تصنيف بعدي كه اثر قديمي «باد صبا» از ساخته‌هاي «حسام‌السلطنه مراد» است و مجيد درخشاني آن را تنظيم كرده است. اين تصنيف پيش‌تر با ضرباهنگي كندتر در آلبوم «خزان»، از آثار قديمي استاد آمده بود.

آواز شوشتري و بعد آخرين قطعه بي‌كلام بخش اول كه چهارمضراب بيداد است از ساخته‌هاي مجيد درخشاني اجرا مي‌شود و پس از چهارمضراب و پيش از آنكه رندان مست به مخاطبين سلامي كنند، آخرين قطعه آوازي با غزلي از سعدي اجرا مي‌شود و به تصنيف «رندان مست» ساخته مجيد درخشاني متصل مي‌شود تا بخش اول با شور غزل مولانا و صداي خوش استاد و گاه همراهي گروه در خواندن غزل به پايان برسد.

 آنچه در پايان بخش اول تاثيرش را بر تو گذاشته بيش از هر چيز سنگيني اشعاري است كه استاد انتخاب كرده و صداي سنتور و ني كه بيش از هر‌سازي‌ در همراهي استاد نقش ايفا كرده‌اند و اينكه هنوز منتظر اوجي هستي در صداي استاد و شايد حتي تك نوازي‌هايي كه پيش از پيچيدن صداي شجريان در سالن، شنونده را آماده به وجد آمدن كند و البته يك نوآوري هيجان انگيز. 

 دستگاه شور كه بخش دوم كنسرت با نام «مرغ‌خوشخوان» در آن دستگاه اجرا مي‌شود اميدوارمان مي‌كند به اينكه نيمه دوم شوري دو چندان دارد كه هميشه شجريان در شور، بيداد مي‌كند. تمامي قطعات اين بخش از ساخته‌هاي محمدرضا شجريان است با تنظيم مجيد درخشاني و اشعار حافظ و مولانا. در اين بخش بالاخره درخشاني فرصتي مي‌يابد تا تنها با تارش و مخاطب رو در رو شود و اين‌گونه بخش دوم آغاز مي‌شود. در آستين مرقع پياله پنهان كن... صداي استاد و باز هم ني كه گاهي پاسخش را مي‌دهد.

نوبت به تصنيف «پيام نسيم» با غزل حافظ مي‌رسد. بعد از اين تصنيف، قطعه آوازي سنگيني اجرا مي‌شود كه قطعه چهارمضراب هم در آن گنجانده شده بود. در نهايت و پس از اجراي «آواز مثنوي»، تصنيف «مرغ‌خوشخوان» پايان‌بخش دومين بخش كنسرت است كه بيش از بخش نخست فضاي سنگيني بر آن حاكم بود و البته بعد از سنتور و ني كه باز هم نقش پر رنگ‌تري داشتند كمانچه هم در برخي لحظه‌ها خود را به رخ مي‌كشيد.

اما پايان بخش كنسرت همانطور كه همه انتظار مي‌كشند اجراي «مرغ سحر» است. با اين تفاوت كه اين بار قبل از حاضرين استاد هم مي‌خواهد كه سر دهد مرغ سحر ناله سر كن...
شجريان همواره به‌عنوان يكي از معدود خوانندگان آوازي ايران كه به اصالت شعر اعتقاد دارد و هرگز آن را فداي آهنگ نمي‌كند و شايد بيشتر صدايش در خدمت ارائه مفاهيم آن شعر است، شناخته مي‌شود. همين است كه بسياري از ما اشعار بزرگان ادب فارسي را به واسطه آوازها و تصنيف‌هاي وي به خاطر سپرده‌ايم و حتي با همان لحن.

اما آنچه پس از اين كنسرت در خاطره‌ها مي‌ماند اين پرسش بود كه اشعار چه مي‌گفتند؟ فضاي سنگين حاكم بر صداي استاد و سازها و انتخاب اشعار و چينش آنها همگي آن را از باقي آثار اين سال‌هاي استاد متمايز مي‌كرد تا اگر تصنيف چشم ياري را دوباره در ذهن مرور كنيم باز هم ياد معماي هستي بيفتيم و لحن استاد در آن اثر و همين شعر. و از آنجا كه ذهن ما همواره مقايسه مي‌كند وقتي موقع بيرون آمدن از سالن فرياد و بي‌تو به سر نمي‌شود را با رندان مست و باد صبا كنار هم مي‌گذاريم دلمان براي شنيدن دوباره فرياد بي‌تو به سر نمي‌شود در اجرايي زنده پر مي‌كشد.

شايد همه اينها را يك دليل مشخص معنا دهد و آن اينكه با وجود آنكه شاهد اجرايي حرفه‌اي بوديم و حتي در برخي لحظات از نظر مخاطب حرفه‌اي برخي دو نوازي‌ها و يا وصل‌هاي قطعات به هم حائز اهميت بود (مثل دو نوازي قيچك‌ها ابتداي يكي از تصنيف‌ها و يا استاد كه از همايون به سه گاه مي‌رود و دوباره با استادي به همايون باز مي‌گردد و...) اما  نوآوري مشخص و مسلط و تن ندادن به همان فرم سنتي اجراي گروهي توقعي بود كه براي مخاطبان برآورده نشد هرچند مخاطبان عام را راضي روانه خانه كرد.

و در هر حال تنها اجراي مهم كنسرت‌هاي تابستاني اساتيد موسيقي به پايان رسيد تا سال ديگر.

تاریخ درج: 12 تیر 1387 ساعت 09:42 تاریخ تایید: 12 تیر 1387 ساعت 09:57 تاریخ به روز رسانی: 30 آذر 1388 ساعت 18:16
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است