Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
وداع با نويسنده‌اي كه دوستش مي‌داشتيم
نويسندگان و مولفان- گروه ادب و هنر- كامران محمدي:
نادر ابراهيمي كه 3 روز پيش، درست در اوج فراموشي، آخرين تلخند را زد و دست درد را بعد از چند دور نبرد تن به تن بالا برد و راه ديگري در پيش گرفت، راهي بهشت زهرا خواهد شد.

نادر ابراهيمي پنجشنبه گذشته، پس از چندين سال ميهمان‌نوازي ميهمان ناخوانده‌اي كه در سرش جا خوش كرده بود، قيد دنيا را زد  اما اين براي او كه در چند ماه آخر عمرش، تمام توان فراوانش را براي كار فراوان از دست داده بود، آن قدرها هم خبر تلخي محسوب نمي‌شد.

شايد براي همين هم از خانواده‌اش خواسته است مراسم وداع را با او مختصر و «بي‌اشك و آه» برگزار كنند.

در اطلاعيه خانواده، دوستان و بستگان ابراهيمي كه ديروز منتشر شد، آمده است: «دريغا تهي از تو ايران‌زمين. استاد نادر ابراهيمي، بزرگ فرهنگمندِ عرصه‌ ادب و هنر، وطن‌پيمايِ وطن‌شناس، آخرين سفر خويش را آغاز كرد.

به احترام خواسته‌اش، بي‌اشك و آه از اين جدايي گذرا، گرد هم مي‌آييم تا بدرودش گوييم و به خانه‌ ابدي‌اش در قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا بسپاريم. ساعت 9 صبح روز دوشنبه، 20 خردادماه، خانه‌ هنرمندان ايران، خيابان ايرانشهر شمالي، باغ هنر.»

با اين حال،  روي ديگر سكه مرگ براي «ابن مشغله» ادبيات و سينماي ايران، سياه‌تر است. ابراهيمي كه به گفته جمال ميرصادقي، پركارترين نويسنده معاصر ايران بود، در چند ماه آخر عمرش، وقتش را بيش از هر چيز صرف نبرد با تومور مغزي‌اش مي‌كرد؛

روزهاي تلخي كه نويسنده‌اي به بزرگي ابراهيمي را سرانجام در بستر محبوس كرد  و از خيل پرشمار دوستان و همكاران و دوستدارانش، كمتر كسي حتي به ديدارش مي‌رفت؛ اين روزها اما  به اوج خود  رسيد. جالب اينكه اوج بيماري او، درست همزمان با روزهاي تولدش در 14 فروردين بود.

ابن‌مشغله ابوالمشاغل

نادر ابراهيمي در 14 فروردين‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در اين شهر گذراند و پس از گرفتن ديپلم ادبي از دبيرستان دارالفنون، به دانشكده‌ حقوق وارد شد. اما اين دانشكده را پس از 2  سال رها كرد و سپس در رشته‌ زبان و ادبيات انگليسي به درجه‌ ليسانس رسيد.

او از ١٣ سالگي به يك سازمان سياسي پيوست كه بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش درپي داشت. ابراهيمي در ١٣۴٢ نخستين كتاب خود را با عنوان «خانه‌اي براي شب» به‌چاپ رساند كه داستان «دشنام» در آن با استقبالي چشمگير مواجه شد.

تا سال ١٣۸٠ علاوه بر صدها مقاله‌ تحقيقي‌ و نقد، بيش از 100 كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه تقريبا همه انواع نوشته را شامل مي‌شود: داستان بلند و رمان، داستان كوتاه، كارهاي ويژه كودك و نوجوان، نمايشنامه، فيلمنامه و پژوهش در زمينه‌هاي گوناگون.

به جز اين‌ها، ابراهيمي در حوزه سينما نيز صاحب‌نام است و چندين فيلم مستند و سينمايي و همچنين دو مجموعه‌ تلويزيوني را نوشته و كارگرداني كرده است. ضمن آنكه در موسيقي فيلم نيز دستي داشته و آهنگ‌ها و ترانه‌هايي براي فيلم‌هايش ساخته است.

اما شايد قسمت جالب‌تر و كمتر مطرح كار ابراهيمي، تاسيس نخستين مؤسسه‌ غيردولتي ايران‌شناسي است. او شخصا هزينه و دشواري‌هاي فراواني را براي سفر و تهيه‌ فيلم و عكس و اسلايد از سراسر ايران صرف كرده است كه البته بيشتر اين فعاليت‌ها به پيش از پيروزي انقلاب بازمي‌گردد.

وي در حوزه ادبيات كودكان و نوجوانان هم «مؤسسه‌ همگام با كودكان و نوجوانان» را با همكاري همسرش راه‌اندازي كرد كه در حيطه‌ نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشي، عكاسي و پژوهش درباره‌ خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان فعاليت مي‌كند.

انتشارات اين مؤسسه با نام «همگام» يك دوره ناشر برگزيده‌ آسيا شده و در جشنواره‌هاي جهاني در زمينه تصويرگري كتاب كودك، به‌عنوان ناشر برگزيده‌ جهان هم رسيده است.

در همين حيطه، جايزه‌ نخست براتيسلاوا، جايزه‌ نخست تعليم و تربيت يونسكو، جايزه‌ كتاب برگزيده‌ سال ايران و... از ديگر موفقيت‌هاي اوست. ضمن آنكه او به خاطر چاپ رمان 7جلدي «آتش بدون دود» يكي از نويسندگان برگزيده 20 سال ادبيات داستاني ايران نيز شده است.

بار ديگر شهري كه دوست مي‌داشتم

حالا پس از چند ماه ميهمان‌داري و دردنوازي، دوباره نام نادر ابراهيمي به نام اول خبرگزاري‌ها تبديل شده است، اما حيات واقعي يك نويسنده تنها در قلب كساني است كه دوستش مي‌دارند و براي ابراهيمي، حتي تنها كتاب كوچكي چون «بار ديگر شهري كه دوست مي‌داشتم» كافي است تا در خاطره‌ها باقي بماند...

مراسم يادبود نويسنده، چهارشنبه از ساعت 16:45 تا 18:15 در مسجد الرضا، خيابان خرمشهر (آپادانا)، خيابان عشقيار، ميدان نيلوفر برپا  مي‌ شود.

تاریخ درج: 18 خرداد 1387 ساعت 21:46 تاریخ تایید: 18 خرداد 1387 ساعت 22:53 تاریخ به روز رسانی: 19 خرداد 1387 ساعت 18:42
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است