Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی هنر
 
عدم‌قطعيت براي مخاطب
تئاتر- آذرمهاجر:
صبحانه اي براي ايكاروس، به نويسندگي حميدرضا نعيمي و كارگرداني آرش دادگر، نمايشي قابل تامل است.

بيشتر از اين بابت كه هم نويسنده در اين اثر دومين باري است كه پرداخت دوباره اسطوره ايكاروس را مد نظر قرار داده و هم كارگردان براي بار چندم سبك و سياق خاص خودش را،  البته به شكلي كامل‌تر و كاربردي‌تر در اين نمايش ارائه مي‌كند.

آرش دادگر در كارهاي قبلي اش، به نوعي تماشاگري فعال را تجربه كرده است و اين بار در راستاي هدف و مقصود اصلي نمايش «صبحانه‌اي براي ايكاروس» كه تجربه عدم‌قطعيت و سردرگمي بين خيال و واقعيت است، از تماشاگر مي‌خواهد كه صندلي اش را به دست بگيرد و هر جا كه مي‌خواهد بنشيند و از هر زاويه‌اي كه مي‌خواهد صحنه‌ها را ببيند و ماجراها را دنبال كند. به اين ترتيب تماشاگر با همه حضور فعالي كه در صحنه دارد و زواياي مختلفي كه براي ديدن نمايش دارد، گيجي و سرگرداني حاصل ازعدم‌قطعيت را تجربه خواهد كرد.

ملاقات دوباره با ايكاروس

حميدرضا نعيمي نويسنده «صبحانه‌اي براي ايكاروس» سال 1385 نمايشي به نام «ددالوس و ايكاروس » را بر صحنه داشت كه آن را همايون غني‌زاده كارگرداني كرده بود. شايد اين طور به‌نظر برسد كه نعيمي به خاطر علاقه به اين شخصيت ترجيح مي‌دهد روايت‌هاي متفاوتي از اسطوره ايكاروس را به سبك‌هاي مختلف بنويسد و بعد از روايت خطي و ساده‌تر «ددالوس و ايكاروس» به كارگرداني غني‌زاده، متني پيچيده‌تر را براي آرش دادگر نوشته است.

 اما او در اين باره مي‌گويد: «سال 1383 بود كه من رماني به نام جن را خواندم و با اقتباسي آزاد از آن نمايشنامه صبحانه‌اي براي ايكاروس را نوشتم. اما در جشنواره فجر همان سال اساتيدي كه 7 متن از نوشته‌هاي خودشان را تصويب كرده بودند اين نمايش را رد كردند و اين نمايشنامه به مرحله اجرا نرسيد. بعد از آن بود كه همايون غني‌زاده نوشتن متني را به من پيشنهاد داد كه از قبل شكل اجرايي آن را در نظر داشت. به اعتقاد من براي آن شكل اجرايي برداشتي از داستان ايكاروس مي‌توانست مناسب باشد.

همايون غني‌زاده هم اين پيشنهاد را پذيرفت و من هم «ددالوس و ايكاروس» را نوشتم كه البته اين نمايش هم از نظر خيلي‌ها اصلا تئاتر نبود اما همين نمايش09 شب در تئاتر شهر اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت. البته غني‌زاده متن را بازنويسي هم كرد اما در شخصيت‌ها و ماجراها تغييري ايجاد نكرد. ايده موش، گياه و... را به داستان اضافه كرد.»با توجه به اين توضيحات بايد گفت كه دو نمايشي كه نعيمي براساس اسطوره ايكاروس نوشته يكي كاملا وابسته به فرم و شكل اجرايي بوده و ديگري متني كاملا برخواسته از جهان ادبيات. نعيمي كه البته در هر دو نمايش بازي هم كرده است، اجراي  هر دو كارگردان را مي‌پسندد و آنها را كاملا متناسب با متن نمايشنامه و در راستاي آن مي‌داند.

آشپزي براي ايكاروس

دستپخت دوباره حميد رضا نعيمي با عنوان «صبحانه‌اي براي ايكاروس» در تلفيق با تجربه‌هاي آرش دادگر به نمايشي ختم شده كه به هر حال ارتباط با آن ساده نيست. ساده از اين بابت كه براي تماشاگر همه چيز در سالن نمايش حل و فصل نمي‌شود و تا مدتي تماشاگر درگير بالا و پائين كردن ماجراها، آدم‌ها و داستان‌ها براي درك گفتني‌هاست.

نعيمي در اين باره مي‌گويد: «در اين نمايش كه آقاي دادگر هم سبك مناسبي براي اجراي آن در نظر گرفته است، يك نفر گم شده و تمام پيش فرض‌هاي بازرس كه قهرمان نمايش هم هست در روند بازپرسي‌ها  عوض مي‌شود و او را گيج و متحير مي‌كند. در تمام موقعيت‌هاي پيچيده اين نمايش، پيش فرض‌هاي تماشاگر هم همراه با قهرمان دست خوش تغيير مي‌شود و براي او عدم‌قطعيت، ترديد و سردرگمي را به همراه مي‌آورد.»

تاریخ درج: 13 خرداد 1387 ساعت 08:26 تاریخ تایید: 16 خرداد 1387 ساعت 09:52 تاریخ به روز رسانی: 16 خرداد 1387 ساعت 09:49
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است