رفتارها- محمود كريمي:
يکي از کشورهايي که تعداد زيادي شهروند ايراني دارد، کاناداست. براي مريم مختارملکي، كه براي ادامه تحصيل به کانادا رفته است، موضوعي که در اولين روزهاي ورود به ونکوور بهعنوان يک شهروند جديد جالب بود، پديده احترام اجتماعي بود.
مثلا در ونکوور، در صف اتوبوس، افراد مسن براي سوار شدن به اتوبوس در اولويت هستند يا اکثر مردم وقتي از اتوبوس پياده ميشوند، با صداي بلند از راننده اتوبوس تشکر ميکنند.
همچنين در خيابانهايي که خطکشي عابر پياده بدون چراغ راهنمايي وجود دارد، ماشينها با ديدن عابر، توقف ميکنند تا او عبور کند.
هر چند نفر ديگر هم از خيابان رد شوند، راننده به احترامشان شروع به حرکت نميکند تا اين که ديگر کسي قصد رد شدن نداشته باشد.او ميگويد: تمام اين رفتارها در نظر اول براي من عجيب و رعايت کردن آن دشوار بود، اما پس از مدتي براي من هم بهصورت بخشي از اخلاق اجتماعي درآمد.
البته مانند هر جامعه ديگري، در ونکوور هم انسانهايي هستند که اهميتي به اين مسائل نميدهند و جز خودشان به کس ديگري فکر نميکنند، اما بيشتر شهروندان، اين قوانين نانوشته را رعايت ميکنند.
تعريف مسئله: در همه جاي دنيا فراخور فرهنگ و منش مردم و شيوه زندگي و كسب و كارشان، نكات تازهاي براي آموختن وجود دارد. وقتي سالها به الگوي زندگي و مرام و مسلك جايي عادت كرده باشيم، راحتتر و سريعتر از مردمان سرزمين ميزبان تفاوتها را درك ميكنيم.
ديدن چيزهاي نو و درك خوبي يا كاستيهاي موجود، براي تازهواردها آسانتر است. هميشه هم همينگونه است. هر آنچه با مشاهدات پيشين ما سازگار نباشد به چشم ميآيد و از همين نقطه است كه تفاوت نگاه انسانهاي خلاق با ديگراني كه بيتفاوت هستند درك ميشود. اگر به فكر رويم و خود را به اينگونه تفكر عادت دهيم، خلاقيت خود را آماده پويا شدن نگه داشتهايم و اگر نه روزمرگي ما را همراه خود خواهد برد.
ونكوور يكي از شهرهايي است كه عوامل مختلف آن در حوزه شهرنشيني مورد توجه مديران ارشد شهرداري است. ارزشهاي مختلفي از اين شهر دور دست و زيبا، به آنچه در افق شهري تهران تعريف شدهاند شباهت دارد.
كارشناسي ميگفت تفاوت بزرگ آمريكا و كانادا در اين است كه در سرزمين آمريكا اول زندگي و مردم بودند و بعد كه بينظمي و تبعات رشد جمعيت بروز پيدا كرد، رفته رفته قوانين و چارچوبها ايجاد شدند اما در كانادا اول سيستم و چارچوب خوب برقرار شد و بعد جمعيت افزايش يافت.
يكي از توصيههاي هميشگي كارشناسان براي ايجاد رفتار صحيح و تبديل ناهنجاري به هنجار و عادت خوب، فرهنگسازي است. فرهنگسازي نيازمند باور و تكرار است.
شروع فرهنگسازي هم نياز به دستور و فرمايش و وضع قانون ندارد. كافي است رفتارهاي پسنديده اجتماعي و انساني را هر يك از ما شهروندان تكرار كنيم و خودمان ديگران را از خلاف آن رفتار كردن منع كنيم. با نوشتن جمله «ارائه بليت نشانه شخصيت شماست.»
كسي با شخصيت يا بيشخصيت نشد، بلكه اين شركت واحد بود كه در گذشته همچنان با مسئله كسري بليت نسبت به تعداد مسافران دست و پنجه نرم ميكرد.
حالا بچههايي كه هميار پليس هستند، هم ديگران را راهنمايي ميكنند و هم خودشان را مكلف به رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي ميدانند. اين عادت و رفتار تا سالهاي پدر و مادر شدن با بچههاي ما همراه خواهد بود.
اين هم نوعي ديگر نگاه كردن است به راهنمايي و رانندگي در مقابل عادت سالهاي كمي دورتر كه فقط جريمه كردن و رفع دعواي تصادفها مأموريت پليس راهنمايي بود.