Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 09:53  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی انتشارات
 
اُنس با کتاب
کتاب‌همشهری- از 21 سال پيش تا کنون کشور عزيز ما, جمهوري اسلامي ايران, هر سال در فصل بهار طبيعت بهار ديگري را نيز جشن مي‎گيرد, جشني که ميهمانان و ميزبانان آن همه اهل فرهنگ و قلم و کتاب‎اند.

جشني که از نظر استقبال نسل جوان در تمامي دنياي امروز بي‎سابقه است و گاه تعداد ميهمانان آن به ميليونها انسان فرهنگ دوست و کتابخوان بالغ مي‎شود. بمناسبت برگزاري بيست و يکمين نمايشگاه بين‎المللي تهران, روزنامه همشهري, بخشي از نظرات يکي از مشهورترين کتابخوانان و اهل فرهنگ کشور يعني حضرت آيت‎الله خامنه‎اي رهبر معظم انقلاب اسلامي را به مشتاقان اين عرصه تقديم مي‎دارد. و من الله التوفيق

پيش‌درآمد
چند تکليف مهم!
ما در زمينة كتاب، چند تكليف مهم بر عهده داريم: يك تكليف اين است كه در عرصه‌هاي فكري مختلف، كتاب توليد كنيم؛ آن‌هم كتاب خوب. چنين تكليفي نه فقط بر عهدة مسؤولان كشور است، بلكه كل كشور و طبقة اهل فرهنگ، چنين تكليفي دارند.

تكليف بعدي اين است كه كتابخواني به‌عنوان يك سنت رايج درآيد؛ به‌طوري كه همة قشرها در كشور كتابخوان شوند و كتابخواني، مخصوص عده‌اي از افراد جامعة ما نباشد؛ كمااين‌كه در گذشته اين‌طور بوده است؛ يعني عده‌اي كتابخوان و اهل كتاب و اهل مراجعة به كتاب بودند، اكثريت هم دور از كتاب و فارغ از آن به سر مي‌بردند؛ اين درست نيست.

تكليف سومي كه ما در زمينة كتاب بر عهده داريم، نقد و بررسي كتاب است... وقتي كتاب با كميت بالا در اختيار همه قرار مي‌گيرد، يك نوع حيرت براي بعضي‌ها به‌وجود مي‌آيد كه آيا اين كتاب را بخوانيم، نخوانيم!؟ خوب است، بد است؛ مفيد است، يا بي‌فايده است. كتاب بي‌فايده، يعني مضر. انسان وقتي را براي مطالعه صرف مي‌كند و اگر كتاب، بي‌فايده باشد، حكم مضر دارد. البته خيلي به‌ندرت مي‌شود كتابي پيدا كرد كه به‌كلي بي‌فايده باشد؛ هر كتابي يك نوع فايده دارد؛ ليكن وقت انسان محدود است. كساني كه اهل مراجعه به كتابند، احتياج دارند كه اهل نظر و اطلاع، كتاب‌ها را به آن‌ها معرفي كنند. مصاحبه در پايان بازديد از هفتمين نمايشگاه كتاب ـ 20/02/1373

حقيقت تاريخي
كتاب، دروازه‌اي به سوي گسترة دانش و معرفت است و كتاب خوب، يكي از بهترين ابزارهاي كمال بشري است. همة دستاوردهاي بشر در سراسر عمر جهان، تا آن‌جا كه قابل كتابت بوده است، در ميان نوشته‌هايي است كه انسان‌ها پديد آورده‌اند و مي‌آورند. در اين مجموعة بي‌نظير، آموزش‌هاي آسماني، و درس‌هاي پيامبران به بشر، و دانش‌ها و شناخت‌هايي است كه سعادت بشر بدون آگاهي از آن امكان پذير نيست. كسي كه با اين دنياي زيبا و زندگي‌بخش ـ دنياي كتاب ـ ارتباط ندارد بي‌شك از مهم‌ترين دستاورد انساني و نيز از بيشترين معارف الهي و بشري محروم است. براي يك ملت، خسارتي بزرگ است كه افراد آن، با كتاب سر و كاري نداشته باشند و براي يك فرد، توفيق عظيمي است كه با كتاب، مأنوس و همواره در حال بهره‌گيري از آن يعني آموختن چيزهاي تازه باشد. با اين ديدگاه، به روشني مي‌توان ارزش و مفهوم رمزي عميق اين حقيقت تاريخي را دريافت كه اولين خطاب خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام(ص) اين است كه: "بخوان!" و در اولين سوره‌اي كه بر آن فرستادة عظيم‌الشأن خداوند فرود آمده، نام قلم به تجليل ياد شده است: "اقرأ و ربّك‌الأكرم، الذي علّم بالقلم". پيام به مناسبت آغاز هفتة كتاب 04/10/1372

گنجينه ثروت بشري
حقيقت آن است كه كتاب يكي از ارزشمندترين فرآورده‌هاي بشري و گنجينة بزرگ‌ترين ثروت‌هاي بشر يعني دانش و تحقيق است. دين و دنياي بشر و جسم و جان انسان، به بركت كتاب تأمين و تغذيه مي‌شود و فرآيند كمال بشري به وسيلة كتاب تحقق مي‌يابد. كتاب، مادر تمدن‌ها و نيز عصارة آن‌ها است، و بشر با پديد آوردن كتاب، درس‌هاي بي‌شماري را كه در كتاب تكوين بدو آموخته شده، گردمي‌آورد و در محيط بشري، منتشر مي‌سازد و بدين‌گونه روزبه‌روز گنجينة ثروت بشري، غناي بيشتر مي‌يابد. پيام به مناسبت گردهمايي كتاب و كتابخانه 21/06/1374

حرمان عظيم
در ميان انسان‌ها بسيارند كساني كه نه تنها بر اين خزانة لايزال چيزي نمي‌افزايند، بلكه از آن بهره نيز نمي‌برند. بي‌سوادي يا بي‌معرفتي نسبت به ارزش كتاب و بي‌رغبتي به بهره بردن از آن يا دسترسي نداشتن به آن، از عوامل اين حرمان عظيم و اين خسارت بزرگ‌اند. نبايد شك كرد در اين‌كه همين‌ها نيز به نوبة خود معلول عوامل اجتماعي و سياسي و فرهنگي است. از اين رو بي‌ترديد بايد گفت كه كم‌رغبتي نسبي به مطالعة كتاب در كشور ما نتيجة كوتاهي‌هايي است كه در دوران حاكميت رژيم‌هاي فاسد و وابسته، در اين مورد شده است. پس از پيروزي انقلاب آمار توليد و نشر و ضبط و خواندن كتاب در كشور ما به‌طور چشمگير بالا رفته است ولي آنچه اكنون داريم در برابر آنچه شايستة ملت بزرگ و پرتوان و هوشمند ما است، بسي كم و ناچيز است. پيام به مناسبت گردهمايي كتاب و كتابخانه 21/06/1374

انس با کتاب
مردم ما، با كتاب، بيش از آنچه كه امروز انس دارند بايد انس بگيرند. كتابخواني چيزي است كه براي يك ملت، فريضه است؛ واجب و لازم است. مردمي كه اهل كتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذكاوت و هوشياري، تفاوت مي‌كنند با مردمي كه با كتاب و مطبوعات انس نداشته باشند. خوشبختانه كتاب زياد است و كتاب‌هاي زيادي چاپ مي‌شود. نمي‌خواهم عرض كنم همة آنچه كه چاپ مي‌شود، كتاب‌هاي خوب و مفيدي است. نه؛ اي بسا كتابي چاپ مي‌شود و به بازار هم مي‌آيد، اما كتاب مفيدي نيست. كتاب بي‌فايده و عاطل و باطلي است كه اگر كسي نگاهش كند، از آن استفاده‌اي نخواهد كرد. و اي بسا كتابي كه چاپ مي‌شود و به بازار هم مي‌آيد و مضر است! اين‌ فايده ندارد، بلكه ضرر هم دارد. الان ما در كتاب‌هايمان ـ كتاب‌هاي بازار مطبوعات كشور ـ چنين كتاب‌هايي را داريم كه در دسترس مردم است؛ يعني چاپ شده و به بازار هم آمده است؛ اما هيچ فايده‌اي كه ندارد، مضر هم هست. با اين همه، اين‌ها بخشي و تعداد كمي از مطبوعات است. اكثر آنچه كه چاپ مي‌شود، مفيد است؛ چه از جهات علمي، چه از جهات فرهنگي، چه از جهات ديني، چه از لحاظ معارف گوناگون اسلامي و چه از لحاظ ادبي و هنري. مردم ما، از معارفي كه در كتاب‌هاست بي‌نياز نيستند و بايد كتاب‌ها را بخوانند. انس با كتاب، بسيار چيز باارزشي است. مصاحبه‌ در پايان بازديد از پنجمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران 17/02/1371

پديدة ناگوار
با تلخي بايد اعتراف كنيم كه رواج كتاب و روحية كتابخواني در ميان ملت عزيز ما كه خود يكي از مشعل‌داران فرهنگ و كتاب و معرفت در طول تاريخ پس از ظهور اسلام بوده است، بسي كمتر از آن چيزي است كه از چنين ملتي انتظار مي‌رود و اين پديده نيز مانند بيشتر پديده‌هاي ناگوار در كشور ما، نتيجة فرمانروايي پادشاهان و فرمانروايان ظالم و فاسد و بي‌فرهنگ و بي‌سواد بر اين كشور در دويست سال گذشته است. در دوراني كه برخي ملت‌هاي ديگر به سوي دانش و پژوهش و معرفت روي آورده بودند، ملت كهن و با استعداد ما در زير سلطة آن انسان‌هاي پليد و خودپرست و زورگو و نااهل، از دانش و معرفت دور ماند و در دورة اخير كه حكومت دست‌نشانده و فاسد پهلوي همة كارها را برابر خواست بيگانگان و دشمنان اين ملت و به زيان اين ملت انجام مي‌داد، نه تنها تلاشي براي ترويج كتاب و كتابخواني نشد بلكه با ايجاد سرگرمي‌هاي ناسالم و دامن زدن به آتش غرائز جنسي در ميان جوانان، اين ضرورت فوري و فوتي را هرچه بيشتر، از ميدان ديد و توجه مردم، بيرون راندند و در يكي از بهترين دوران‌هايي كه شرائط جهاني، دگرگوني‌هاي اساسي در وضع نابسامان ملت ايران را بر مي‌تافت، ملت مظلوم ما را از آن محروم ساختند و كار را به آن‌جا رساندند كه برابر گزارش‌هاي همان روزگار، در شهر تهران و برخي شهرهاي ديگر، شمارة ميخانه‌ها بيش از شمارة كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌ها و يا چند برابر آن‌ها بود!پيام به مناسبت آغاز هفتة كتاب 04/10/1372

خسارت کتاب نخواندن
ملت ما مطالعه كردن را اصلاً جزو كارهاي بشري نمي‌دانند! مثل خوراك و ورزش و ديگر چيزهايي كه جزو كارهاي معمول انسان است، مطالعه اصلاً جزو اين چيزها نيست! آدم بايد عنوان ديگري داشته باشد ـ يا بايد شب امتحانش باشد؛ يا بايد معلم در مدرسه از آدم بخواهد؛ يا بايد يك دانشمند باشد؛ يا بايد بخواهد در جايي سخنراني كند ـ تا موجب شود كه مطالعه كند! اين چه‌قدر خسارت است!؟ واقعاً خدا مي‌داند من وقتي يادم مي‌آيد ـ و اين چيزي است كه تقريباً هيچ‌وقت از يادم نمي‌رود ـ كه مردم ما مطالعه كردن را بلد نيستند، به قلب من فشار مي‌آيد! از اين بابت، ما چقدر داريم هر ساعت خسارت مي‌بينيم!؟ واقعاً اين به عهدة چه كسي است؟ در حال حاضر اين‌طور است كه بنده يا يك نفر مثل بنده، سالي يک‌بار به نمايشگاه كتاب برود و يك كلمه راجع به مطالعه بگويد؛ آن‌هم به شرطي كه دست يک گزارشگر خاص نيفتد؛ اين‌كه نمي‌شود! در ديدار با اعضاي گروه اجتماعي صداي جمهوري اسلامي ايران 29/11/1370

وظيفه ملي؛ واجب ديني
اكنون ملت ايران بايد عقب‌افتادگي‌ها را جبران كند. اينك فرصت بي‌نظيري از حكومت دين و دانش بر ايران، پديد آمده است كه بايد از آن در جهت اعتلاي فكر و فرهنگ اين كشور بهره جست. امروز كتابخواني و علم‌آموزي نه تنها يك وظيفة ملي، كه يك واجب ديني است. از همه بيشتر، جوانان و نوجوانان، بايد احساس وظيفه كنند، اگرچه آنگاه كه انس با كتاب رواج يابد، كتابخواني نه يك تكليف، كه يك كار شيرين و يك نياز تعلّل‌ناپذير و يك وسيله براي آراستن شخصيت خويشتن، تلقي خواهد شد؛ و نه تنها جوانان، كه همة نسل‌ها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد. پيام به مناسبت آغاز هفتة كتاب 04/10/1372

کم‌کاري در عرصة تأليف
اين انقلاب، با اين عظمت و ابعاد و آثار عملي، از لحاظ ارائة مباني فكري خودش، يكي از ضعيف‌ترين و كم‌كارترين انقلاب‌ها و بلكه تحولات دنياست... اگر شما انقلاب‌هاي بزرگ دنيا را هم در نظر بگيريد، باز هم مشخص مي‌شود كه ما كم كار كرده‌ايم. وقتي انقلاب اكتبر تحقق پيدا مي‌كند، در طول ده پانزده سال، آن‌قدر كتاب و فيلم و قصه و جزوه در سطوح مختلف راجع به مباني فكري اين انقلاب نوشته مي‌شود كه در كشورهايي كه باد آن انقلاب به آن‌ها رسيده، ديگر مردم احتياجي ندارند از كتاب‌هاي آن‌ها استفاده كنند! آن‌قدر فضاي ذهني پرشده است كه روشنفكرهاي خود كشورها مي‌نشينند راجع به مباني ارزشي و فكري آن‌ها كتاب مي‌نويسند! در سه چهار دهة گذشته، چقدر ايراني‌ها دربارة مباني فكري انقلاب شوروي، به زبان فارسي كتاب نوشتند؛ چون ديگر اشباع شده بودند. يعني آن‌ها اين‌قدر نوشتند كه همة روشنفكرهايي كه به‌ نحوي از لحاظ فكري با آ‌ن‌ها ارتباط پيدا مي‌كردند، از لحاظ فكري اشباع مي‌شدند و بعد يك آدم مثلاً دست به قلم و با فكر و روشنفكري، خودش مي‌جوشيد و مطالبي ـ غير از ترجمه‌هاي فراواني كه از آثار آن‌ها مي‌شد ـ مي‌نوشت. سخنراني در ديدار با مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزة علمية قم 07/09/1368

حفظ انقلاب در آثار ادبي
به ادبيات فرانسه نگاه كنيد؛ مطمئناً بخشي از اين ادبيات، مصروف به قهرماني‌هاي دوران جنگ است. چهار سال جنگ بوده، كه فرانسوي‌ها دو سه سال آن را دچار فشار بودند و شكست خوردند؛ اما انواع مختلف قهرماني‌ها را، هم در ميدان جنگ، هم در مبارزات مردمي داخل پاريس، هم در روابط انساني و نظاير آن، نشان دادند. شما ببينيد كه اين‌ها در رمان‌هاي فرانسوي چقدر تكرار مي‌شود. هرچند من با شعر آن‌ها آشنا نيستم؛ اما بعضي از رمان‌هاي فرانسوي را كه به فارسي ترجمه شده است، خوانده‌ام. اصلاً در بهترين رمان‌ها و در عالي‌ترين اثرها، نشانة آن روزها باقي مي‌ماند. شما ببينيد دربارة انقلاب روسيه، چقدر كتاب نوشته شده و چه حجمي از تفاخر وجود دارد و براي ديگران باقي گذاشته‌اند. اين‌ها چيزهايي نيست كه تمام بشود؛ اين‌ها بايد باقي بماند. سخنراني در ديدار با اعضاي شوراي سياستگذاري صدا و سيما 14/12/1369

غذاي فکري سالم
لازم است آن روي اين سكة زرين نيز مورد توجه قرار گيرد: نويسندگان و مترجمان و فراهم آورندگان كتاب؛ اينان كاري باارزش و پاداشي بزرگ، در كنار مسؤوليتي سنگين دارند. در جامعة كتابخوان، پديدآورندة كتاب و عرضه كنندة آن بايد گرامي داشته شود و او نيز بايد كار خود را با عنايت به تأثير و اهميت آن انجام دهد. غذاي فكر و روح، بايد سالم و مقوي عرضه شود و آن‌كس كه جز اين عمل كند، خطا يا جنايتي بزرگ‌تر از عرضه كنندة مواد غذايي ناسالم يا بي‌مايه، مرتكب شده است. پيام به مناسبت آغاز هفتة كتاب 04/10/1372

تلاش براي انتشار کتاب خوب
بايد به فكر باشيم و دغدغة نوع كتاب‌هايي كه توليد مي‌شود نيز در ما باشد. بايد كتابِ خوب توليد شود. كتاب يك غذاست؛ يك غذاي روح است؛ يك نوشيدني روح است و چنانچه مقوّي باشد، روح را تقويت مي‌كند. ما كه سفارش مي‌كنيم از اين نوشيدني بخوريد، نوع نوشيدني را معين نكرده‌ايم. بايد مواظب باشيم كه مبادا نوشيدني مسموم، خطرناك، فاسد، گنديده و مضر با رنگ‌آميزي‌هاي خيلي خوب، دست مردم داده شود؛ بدون اين‌كه مردم بدانند. همان‌طور كه اماكن و سازمان‌هاي ويژه، اگر ببينند غذايي فاسد به مردم فروخته مي‌شود، با توليد كننده مقابله مي‌كنند؛ اگر كتاب فاسدي هم به مردم داده مي‌شود، بايد با آن مقابله شود. البته من اعتقاد ندارم كه بايد هر كتاب و نوشته‌اي را كه با سليقة خاصي نمي‌سازد و مضر به‌نظر مي‌رسد، جلوش را بگيريم. لكن كتب و نوشته‌هايي هست كه مضر بودنشان براي مردم، واضح است؛ يعني ترويج فحشا و فساد و از اين قبيل است كه براي مردم زيان‌آور است، نبايد اجازه بدهند كه چنين كتب و نوشته‌هايي منتشر شود. اما بيشتر بايد تلاش كرد كه كتاب‌هاي خوب، چاپ و منتشر شود. مصاحبه‌ در بازديد از ششمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب21/02/1372

رواج کتابخواني اقتصادي در جامعة ايران
من مي‌بينم كه متأسفانه كتاب در جامعة ما، آن مقدار كه شأن اين جامعه اقتضا مي‌كند، رواج ندارد. اگر ما يك جامعة بي‌فرهنگ و تاريخ بوديم؛ جامعه‌اي بوديم كه گذشته و كسان فرهنگي با معرفت و برجسته‌اي ندارد؛ انسان‌هاي بااستعداد و فهيم و داراي بينش و طرز فكر بالا ندارد ـ مثل بعضي از جوامع گوناگوني كه در گوشه و كنار دنيا هستند ـ بي‌رغبتي به كتاب قابل توجيه بود؛ اما در جامعة ما با اين همه انسان‌هاي فرهنگي، برجسته، والا، اساتيد، مؤلفين، آشنايان با كتاب، شعرا، نويسندگان، علماي بزرگ، دانشگاهيان برجسته و عناصر فرهنگي و عالم، چرا بايد انس با كتاب اين‌طور باشد!؟ سابقة فرهنگي و تاريخي ما خيلي زياد است. جامعة ما اساساً جامعه‌اي پخته و بالغ شده است؛ يك جامعة ابتدايي و بدوي نيست. مردم ما بايد بيش از اين با كتاب آشنا باشند. مصاحبه در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب 26 /02/1374

کتاب, ضرورت زندگي
بايد خريد كتاب، يكي از مخارج اصلي خانواده محسوب شود. مردم بايد بيش از خريدن بعضي از وسايل تزييناتي و تجملاتي ـ مثل لوستر‌ها، ميز‌هاي گوناگون، مبل‌هاي مختلف و پرده و... ـ به كتاب اهميت بدهند. اول كتاب را مثل نان و خوراكي و وسايل معيشتي لازم بخرند؛  بعد كه اين تأمين شد به زوايد بپردازند. خلاصه، بايد با كتاب انس پيدا كنند. در غير اين صورت، جامعة ايراني به هدف و آرزويي كه دارد كه حق او هم هست، نخواهد رسيد. مصاحبه‌ در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب 6/02/1374

گسترش توليد کتاب
من فكر مي‌كنم اگر بتوانيم فرهنگ كتابخواني را در كشور رايج كنيم و در كنار آن، توليد كتاب را هم خوب گسترش دهيم، بخش عمده‌اي از وظايف فرهنگي دولت جمهوري اسلامي، بدين وسيله انجام خواهد گرفت... كتاب، مقولة بسيار مهمي است. من البته به كارهاي هنري و تصويري، تلويزيون يا سينما يا از اين قبيل مقولات، خيلي اعتقاد دارم؛ اما كتاب، نقش و جايگاه مخصوصي دارد. جاي كتاب را هيچ چيز پر نمي‌كند و بايد كتاب را ترويج كرد. مصاحبه‌ در بازديد از ششمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب 21/02/1372

همگاني کردن کتابخواني
بي‌شك برخي [از ميراث مکتوب اسلامي] در گوشه و كنار جهان هست كه بايد آن را شناخت و بدان دسترسي يافت. اين يكي از وظائف بزرگ همة كساني است كه به گونه‌اي با مسألة كتاب سر و كار دارند... همگاني كردن كتاب از راه گسترش زنجيرة كتابخانه‌هاي عمومي در هر گوشه و كنار كشور همراه با فراهم‌سازي زمينة لازم براي همگاني كردن كتابخواني و معرفي كتاب‌هاي خوب و پديد آوردن نوشته‌هاي فراوان در همة موضوع‌هاي مورد نياز و مورد علاقه، وظيفة بزرگ ديگري است كه اميد است بيش از آنچه كه تاكنون شده، به گونة پيگيري، انجام گيرد. پيام به مناسبت گردهمايي كتاب و كتابخانه 21/06/1374

احياي کتاب‌هاي خوب!
من اين‌طور تصور مي‌كنم كه بايستي توليد كتابمان به مراتب از آن مقداري كه هست، بيشتر باشد؛ هم به معناي توليد كتاب ـ كه تأليف و ترجمه و اين‌طور چيزهاست ـ هم به معناي احياي آثار كهن و قديمي. خيلي از كتاب‌ها هست كه در قديم چاپ شده، ولي ما الان از آن‌ها هيچ نشانه‌اي نمي‌بينيم و در دست مردم نيست. اين‌ها را بايد احيا كنند؛ البته مواردي كه خوب و مناسب است... براي اين‌كه اثري ماندني شود، بايد خوب باشد. آثار خوب مي‌مانند، در دل‌ها جاي مي‌گيرند و كهنه نمي‌شوند. خوب هم كه مي‌گوييم، يعني پاسخي به يك سؤال و يك نياز باشد. خوب فقط معنايش اين نيست كه از لحاظ هنري خوب تنظيم شده باشد و خيلي عميق باشد. ممكن است اين‌طور نباشد؛ ليكن پاسخي به يك نياز باشد؛ مهم اين است.مصاحبه پس از بازديد از يازدهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب
05/03/1377

شمارگان بيشتر
بعضي از ناشران به من مي‌گفتند: ما تشكر مي‌كنيم از اين‌كه مي‌بينيم فرهنگ كتابخواني توسعه پيدا كرده است و مردم به كتاب تمايل بيشتري نشان مي‌دهند... البته اگر ما به حدي برسيم كه مورد نظر من در اين صحبت است، بايد تعداد كتاب‌هايي كه هر بار چاپ مي‌شود، از دو هزار و پنج هزار و ده هزار به دويست هزار و سيصد هزار برسد؛ يعني با چنين كميت بالايي بايد كتاب در جامعه پخش شود. مصاحبه در پايان بازديد از هفتمين نمايشگاه كتاب 20/02/1373

رعايت همة سليقه‎ها
ما نمي‌خواهيم به مردم بگوييم شما حتماً اين كتاب را بخوانيد، آن كتاب را نخوانيد؛ نه. انواع سلايق، انواع فكرها، انواع ذهن‌ها، انواع استعدادها، بايد در مقابل خودشان ميدان بازي داشته باشند، براي اين‌كه آنچه را مي‌خواهند، بتوانند انتخاب كنند؛ اما آن چيزي كه گمراه كننده و فاسد كننده است، ما نبايد اجازه بدهيم وارد ميدان شود. اين، وظيفة ماست، وظيفة دولت است، وظيفة وزارت ارشاد است. به همين خاطر، اين استثناي مطلبي است كه من گفتم: ما بايستي فرآوردة كتابي زياد داشته باشيم. مصاحبه پس از بازديد از يازدهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب 05/03/1377

ارزش کار فرهنگي
به‌نظر من، طبقة ناشر در هر بخشي از نشر و طبع، جزو مجموعه‌هاي ارزشمند جامعه محسوب مي‌شود؛ چون توليدكنندگان كتاب و ناشران آن، مهم‌ترين وسيلة انتقال فرهنگ را در اختيار مردممان مي‌گذارند. در اين‌جا نبايد كسي بگويد كه ناشران به دنبال كسب درآمدند. البته اين حرف، حرف درستي است؛ ناشران دنبال كسب درآمدند. گاهي مؤلف و مترجم هم همين فكر را مي‌كنند؛ ولي اين از ارزش كار آن‌ها نمي‌كاهد... اگر كسي كه اين كار را انجام مي‌دهد، نيت مخلصانه داشته باشد و اين كار را براي اهداف عالي و الهي بكند، ارزش و مزد او مضاعف و چند برابر مي‌شود. سخنراني پس از بازديد از نمايشگاه كتاب در حسينية امام خميني(ره) 28/02/1378

حفظ کتب ارزشمند
ما كتابخانة مرحوم حاج مصطفي خوانساري را بعد از وفات ايشان خريديم. ايشان كتابخانة بسيار نفيسي با پنج شش هزار جلد كتاب خوب داشت كه حدود هزار و اندي از كتاب‌هايش خطي بود. من چون ديدم اين كتاب‌ها از دست مي‌رود و ضايع مي‌شود، همه‌اش را خريدم. ايشان مثل چشمش اين كتاب‌ها را حفاظت مي‌كرد و در زمان حياتش آن‌ها را به هيچ‌كس نشان نمي‌داد، ولي من مي‌دانستم چنين كتابخانه‌اي دارد. ما كتاب‌هاي خطي كتابخانة ايشان را به آستان قدس فرستاديم و كتاب‌هاي چاپي‌اش را هم به مؤسسة آقاي مصباح در قم داديم؛ هديه كرديم. بيانات در ديدار اعضاي همايش مرحوم حاج آقا نورالله اصفهاني
15/05/1384

اولويت خريد کتاب
چندسال پيش، قبل از مسؤوليت آقاي افتخار حسيني در دانشگاه تربيت مدرس، براي بازديد به آن‌جا رفته بودم. در آن‌جا به من شكايت كردند كه ما براي خريد كتاب، هشتاد هزار دلار پول مي‌خواهيم ولي نداريم. من واقعاً تا آن ته دلم سوخت! البته هيچ امكاني هم نداشتم كه به آنان بدهم؛ يعني بودجه و پول و امكانات كه در دست من نبود. آمدم با دولت، با نخست‌وزير، با هركس كه مي‌توانستم، صحبت كردم و بارها آن را تكرار نمودم. هنگامي كه صحبت ارز و پول و بعضي از بذل و بخشش‌ها مي‌شد، من آن را به ياد مي‌آوردم و مي‌گفتم وقتي كه اين‌طور نيازها وجود داشته باشد، سزاوار نيست كه موارد غير اولويت‌دار را بر اين‌ها ترجيح بدهيم؛ علاوه بر اين‌كه حالا نيازها وسيع‌تر شده و بالاتر هم رفته است. ديدار با وزير و مسؤولان وزارت فرهنگ و آموزش عالي و رؤساي دانشگاه‌هاي كشور 04/10/1369

خاطره‎اي از ياران
سال 56 به اتفاق جمعي از دوستان بنا بود جهان‌بيني اسلامي را بنويسيم. بعد با تبعيد بنده و بعضي ديگر از دوستان به ايرانشهر، جمع تقريباً متلاشي شد؛ ليكن بنا گذاشتيم كار را انجام دهيم. از جملة افراد اين مجموعه، مرحوم شهيد باهنر بود... سال 57 که در ايرانشهر تبعيد بودم؛ يك روز مرحوم باهنر به ديدن من آمد. در دورة تبعيد، دنبالة كارها را به ايرانشهر برده بودم تا از فراغت زمان تبعيد استفاده كنم. آقاي باهنر كه به ديدن من آمد، به‌عنوان سوغاتي، چند جلد از اين كتاب‌هاي تعليمات ديني ـ كه آن‌وقت تازه درآمده بود ـ براي من آورد. در آن موقع اين كتاب‌ها را شهيد باهنر و شهيد بهشتي(رحمةالله‌ عليهما) و آقاي جلال‌الدين فارسي و امثال اين‌ها مي‌نوشتند. در حقيقت مرحوم آقاي بهشتي برنامه‌ريزي و عنوان‌بندي مي‌كرد و سپس مرحوم باهنر و آقاي فارسي تدوين مي‌كردند؛ كار عمده هم بر دوش مرحوم دكتر باهنر بود. ايشان آن كتاب‌ها را آورد و به من داد و گفت شما اين‌ها را ببينيد؛ ما سطح معارفي كه داريم به بچه‌هاي دبيرستان مي‌دهيم، اين‌هاست؛ اگر شما چيزي مي‌خواهيد بدهيد، بايد بالاتر از اين‌ها باشد. آقاي بهشتي نشسته بود و تمام محتواي ذهن خودش را كه مي‌توانست از مطالب اسلامي خارج كند، به زبان جوان‌پسند درآورده بود و در اين كتاب تعليمات ديني ريخته بود و مرحوم باهنر هم كار را ادامه داده بود؛ اين سطح كمي نيست؛ اين سطح خيلي بالايي است. ديدار با اعضاي گروه ويژه و گروه معارف اسلامي صداي جمهوري اسلامي ايران 13/12/1370

بهار کتاب
اين ايامي را كه نمايشگاه كتاب در تهران برگزار مي‌شود، به نظر بنده بايد بهار كتاب ناميد. زيرا كتاب حقيقتاً مطرح مي‌شود و گروه‌هاي زيادي از مردم ـ به‌ويژه جوانان ـ سراغ كتاب‌فروش‌ها مي‌روند. كتاب‌فروش‌ها، فروش خوبي از اين جهت دارند و كتاب هم واقعاً به دست مردم علاقه‌مند مي‌رسد. البته سليقه و توقع من اين است كه ما در طول سيصد و شصت يا شصت و پنج روز سال، هر روز به قدر يك روز اين نمايشگاه، فروش كتاب در كشور داشته باشيم. دل من اين را مي‌خواهد. اگر چنين هم بشود، زياد نيست؛ چون كشور ما كشوري متمدن و داراي تاريخ و فرهنگ است. كشور ما مثل برخي از ممالك دنيا نيست كه گذشتة پربار و تاريخ و فرهنگ نداشته باشد. در كشور ما اگر مردم ده برابر آنچه آمار اعلام مي‌كند، كتاب بخوانند، خيلي زياد نخواهد بود و دور از توقع نيست. اما حالا كه چنين نيست، ايام نمايشگاه را بنده خيلي مغتنم مي‌شمارم. مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران 22/02/1375

نمايشگاه پديده‎اي خوب و شيرين
نمايشگاه كتاب، يكي از پديده‌هاي بسيار خوب و شيرين و پرفايدة جمهوري اسلامي است. در گذشته، چنين چيزهايي را به ياد نداريم و سابقه ندارد. ميداني است براي عرضة بهترين و تازه‌ترين عناوين كتاب، در متنوّع‌ترين موضوعات. در سابق كه سراغ كتاب مي‌رفتيم، افراد كتابخواه و كتابخوان را مي‌ديديم كه از اين دكان به آن دكان مي‌رفتند و چندين خيابان را مي‌گشتند تا بتوانند كتاب‌هاي روز و تازه منتشر شده را پيدا كنند. اما اين نمايشگاه مي‌تواند همة آنچه راكه مردم مي‌خواهند، در اختيارشان بگذارد. به‌خصوص كه اين نمايشگاه، بين‌المللي است. مصاحبه‌ در بازديد از ششمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب 21/02/1372

دعوت به کتاب
لازم مي‌دانم كه به مردم عزيزمان و به‌خصوص به قشر و نسلي كه با كتاب سر و كار و انس دارند، توصيه كنم كه با اين‌گونه نمايشگاه‌ها و نمايشگاه كتاب، بالخصوص، ارتباط برقرار كنند. نمايشگاه كتاب، هم فرصتي است براي ناشران كه بتوانند منشورات و كارهاي جديد خودشان را در جايي در مقابل چشم بسياري از مردم عرضه كنند و هم يك فرصت بسيار خوب است براي كتابخوان‌ها كه بتوانند از تازه‌ترين آثار، مطلع شوند. بنده با اين‌كه از فهرست‌ها و اخبار كتاب و مطبوعات بي‌خبر نيستم، درعين‌حال، وقتي كه در نمايشگاه به هريک از غرفه‌ها وارد مي‌شوم، مي‌بينم كتاب‌ها و عناوين زيادي هست كه ما از آن‌ها خبر نداريم. چقدر خوب است كه كتابخوان‌ها، با كتاب‌هايي كه تازه منتشر شده، آشنا شوند و فرصت پيدا كنند آن‌ها را بيابند، ببينند و از آن‌ها استفاده كنند. چيز ديگري هم كه در اين نمايشگاه كتاب است و من مي‌خواهم بر آن تأكيد كنم، اين است كه نمايشگاه كتاب، يك يادآوري است براي نسل اهل كتاب و كتابخوان كه هرچه بيشتر، به كتاب اقبال كنند و رو بياورند و با كتاب انس بگيرند.

...من، به‌خصوص از جوانان، به‌خصوص از طلاب و دانشجويان و معلمين خواهش مي‌كنم كه با كتاب انس پيدا كنند. البته اين‌ها را كه مي‌گوييم تأكيد است؛ والا همة نسل‌ها، از جمله اهل كسب، كارگران، نويسندگان، زنان در خانه‌ها و بيرون خانه‌ها، كارمندان ادارات، اعضاي نيروهاي مسلح، همه و همه بايد با كتاب انس پيدا كنند. اين نمايشگاه فرصتي است براي اين‌كه شوق و عشق به كتاب در آن‌ها به‌وجود آيد. من كه در اين نمايشگاه شركت مي‌كنم، يك علتش، شوق ذاتي خودم به كتاب است، كه مايلم كتاب و كتابخانه و منشورات جديد را ببينم. يك علت هم به خاطر اين است كه اهميت اين كار را مي‌خواهم به جواناني كه فرصت و توان جسماني بيشتري از مثل من دارند، بگويم كه بياييد كتاب‌ها را ببينيد و از آن‌ها استفاده كنيد. مصاحبه‌ در پايان بازديد از پنجمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران 17/02/1371

باشگاه فرهنگي عمومي!
در حقيقت نمايشگاه حالت باشگاه فرهنگي عمومي پيدا كرده است؛ و اين ويژگي خوبي است. اهل ادب، اهل علم، اهل فرهنگ، اهل ذوق، اهل شعر، اهل نويسندگي، اهل كتابخواني، اهل نسخه‌شناسي و كساني كه با مسائل فرهنگ و ادب و معلومات ارتباطي دارند، اين‌جا همديگر را جستجو مي‌كنند و مي‌يابند. در واقع نمايشگاه دارد ملتقا و محل ديدار اهل فرهنگ و كساني مي‌شود كه به مقولة فرهنگ علاقه دارند؛ و اين اتفاق بسيار خوبي است. مصاحبه در پايان بازديد از هفتمين نمايشگاه كتاب20/02/1373

ميعاد سالانة اهل فرهنگ
به نظر من، نمايشگاه كتاب في‌نفسه خوب است. اين‌جا در حقيقت ميعاد سالانة اهل فرهنگ و دانش و ادب است. هركس كه دلي در گرو دانستن و فهميدن و خواندن و اين چيزها دارد، چشمش به اين نمايشگاه و در انتظار اين ميعاد سالانه است. آدم همچنان كه به اين فضاي بيرون نگاه مي‌كند، مي‌بيند كه متروس از جمعيت است و مردم به اين‌جا آمده‌اند. پيداست كه مردم ما به مسائل فرهنگي و به‌خصوص به كتاب علاقه‌مندند... من مجموعاً راضي هستم و همان‌طور كه گفتم، از هر نمايشگاه كتابي خوشم مي‌آيد و آن را دوست مي‌دارم. مصاحبه پس از بازديد از يازدهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب 05/03/1377

قرآن, کتاب معرفت
قرآن، كتاب معرفت است. ما در زمينة زندگي، در زمينة آينده، در زمينة تكليف كنوني، در زمينة هدف از بودن و در بسياري از زمينه‌هاي ديگر، خيلي از مسائل را نمي‌دانيم. بشر مشحون به جهالت‌هاست و قرآن براي انسان معرفت مي‌آورد. قرآن كتاب نور، كتاب معرفت، كتاب نجات، كتاب سلامت، كتاب رشد و تعالي و كتاب قرب به خداست. ما اين خصوصيات را چه وقت از قرآن به دست مي‌آوريم؟ همين كه قرآن را در جيبمان بگذاريم كافي است؟ اين‌كه در هنگام سفر، از زير قرآن رد شويم كافي است؟ اين‌كه ما در جلسة تلاوت قرآن شركت كنيم كافي است؟ اين‌كه حتي قرآن را با صداي خوش تلاوت كنيم يا تلاوت خوش را بشنويم و از آن لذت ببريم كافي است؟ نه؛ چيز ديگري لازم دارد. آن چيست؟ آن تدبر در قرآن است. بايد در قرآن تدبر كرد. خود قرآن در موارد متعدد از ما مي‌خواهد كه تدبر كنيم. در مراسم اختتامية مسابقات قرائت قرآن 14/10/1373

نهج‎البلاغه, کتاب راهنما
نهج‌البلاغه، خيلي بيدار كننده و هوشيار كننده و خيلي قابل تدبر است. در جلساتتان، با نهج‌البلاغه و كلمات اميرالمؤمنين صلوات‌الله‌وسلامه‌عليه انس پيدا كنيد. اگر خداي متعال توفيق داد و يك قدم جلو رفتيد، آن‌وقت با صحيفة سجاديه ـ كه علي‌الظاهر فقط كتاب دعاست اما آن‌هم مثل نهج‌البلاغه، كتاب درس و كتاب حكمت و كتاب عبرت و كتاب راهنماي زندگي سعادتمندانة انسان است ـ انس بگيريد. بازديد از دانشگاه صنعتي شريف01/09/1378

صحيفة سجاديه، درس عالي معارف
صحيفة سجاديه را اگر مطالعه كنيد و جنبة دعايي كلمات را نديده بگيريد، هر دعاي آن يك درس عالي از معارف اسلامي و قرآني است. اگر كسي خطبة اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام در توحيد را كه خطبة اول نهج‌البلاغه است، جلو خودش بگذارد، يا دعاي اول صحيفة سجاديه را كه در تحميد است ـ حمد الهي است ـ جلو خودش بگذارد، مي‌بيند اين دو مثل هم‌اند و فرقي با هم ندارند. خطبه‌اند و درس‌اند. اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةو السلام در مقابل جمعي از مردم ايستاده و معارف الهي را بيان كرده و امام سجاد عليه‌الصلاةوالسلام دعا كرده و به زبان دعا، همان معارف را بيان فرموده است. خطبه‌هاي نماز جمعة تهران 07/12/1371

کتابخواني عادت ضروري
كتابخواني را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم. به فرزندانمان هم از كودكي عادت بدهيم كتاب بخوانند؛ مثلاً وقتي مي‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. يا وقتي ايام فراغتي هست، روز جمعه‌اي هست كه تفريح مي‌كنند، حتماً بخشي از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان‌ها كه نوجوانان و جوانان محصّل، تعطيل‌اند حتماً كتاب بخوانند. كتاب‌هايي را معين كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادي كه كار روزانه دارند مثلاً كارمند اداري، كارگر، كاسب و يا كشاورز هستند وقتي به خانه مي‌آيند، بخشي از زمان را گرچه نيم‌ساعت براي كتاب خواندن بگذارند. چقدر كتاب‌ها را در همين نيم‌ساعت‌ها مي‌شود خواند! بنده دوره‌هاي بيست جلدي و بيست و چند جلدي كتاب را در همين فاصله‌هاي ده دقيقه، بيست دقيقه و يك ربع ساعته خوانده‌ام. پشت اين كتاب‌ها را هم يادداشت مي‌كنم كه معلوم باشد. شايد صدها جلد كتاب را همين‌طور در اين فاصله‌هاي كوتاه ده دقيقه‌اي خوانده‌ام. بسياري از افراد را هم مي‌شناسم كه اين گونه‌اند. مصاحبه پس از بازديد از سومين نمايشگاه بين‌المللي کتاب 19/2/1369

وظيفة والدين
در منزل خود من، همة افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مي‌برد. خود من هم همين‌طورم. نه اين‌كه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مي‌كنم، تا خوابم مي‌آيد، كتاب را مي‌گذارم و مي‌خوابم. همة افراد خانة ما، وقتي مي‌خواهند بخوابند حتماً يك كتاب كنار دستشان است. من فكر مي‌كنم كه همة خانواده‌‌هاي ايراني بايد اين‌گونه باشند. توقع من، اين است. بايد پدر‌ها و مادر‌ها، بچه‌‌ها را از اول با كتاب، محشور و مأنوس كنند. حتي بچه‌‌هاي كوچك بايد با كتاب انس پيدا كنند. مصاحبه‌ در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب 26/02/1374

مطالعه در فرصتهاي کوتاه
من مي‌خواهم خواهشي از مردم بكنم و آن اين است: كساني كه وقت‌هاي ضايع ‌شوند‌ه‌اي دارند؛ مثلاً به اتوبوس يا تاكسي سوار مي‌شوند، يا سوار وسيلة نقلية خودشان هستند و ديگري ماشين را مي‌راند، يا در جا‌هايي مثل مطب پزشك در حال انتظار به سر مي‌برند و به‌ هرحال اوقاتي را در حال انتظار به بي‌كاري مي‌گذرانند، در تمام اين ساعات، كتاب بخوانند. كتاب در كيف يا جيب خود داشته باشند و در اتوبوس كه نشستند، كتاب را باز كنند و بخوانند. وقتي هم به مقصد رسيدند، نشاني لاي كتاب بگذارند و باز در فرصت يا فرصت‌هاي بعدي آن را باز كنند و از همان‌جا بخوانند. بنده خودم چند جلد قطور از يك عنوان كتاب را در اتوبوس خواندم! قضيه مربوط به قبل از انقلاب است كه چند روزي براي انجام كاري از مشهد به تهران آمده بودم... وضعيت و فضاي اتوبوس‌هاي آن روزگار براي ما خيلي آزار دهنده بود و نمي‌توانستيم تحمل كنيم. دلم مي‌خواست سرم پايين باشد و خواندن كتاب در چنين وضعيتي بهترين كار بود. ساعتي را كه به اين حالت مي‌گذراندم احساس نمي‌كردم ضايع مي‌شود. آن وقت‌ها تقريباً يک‌ساعت طول مي‌كشيد تا آدم با اتوبوس از جايي به جاي ديگر مي‌رفت. بعضي وقت‌ها اين جابجايي كمتر يا بيشتر هم طول مي‌كشيد. به‌هرحال چنين يک‌ساعت‌هايي را احساس نمي‌كردم كه ضايع مي‌شود؛ چون كتاب مي‌خواندم. مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران 22/02/1375

مطالعه حتي در وقت کوتاه
گاهي مي‌بينيد يك نفر پاي تلويزيون نشسته و منتظر يك فيلم است. تلويزيون آگهي تبليغاتي پخش مي‌كند و گاهي پخش تبليغات بيست دقيقه طول مي‌كشد. يک‌وقت است كسي به آن تبليغات احتياج دار؛ اما كسي كه احتياج ندارد آگهي‌‌هاي تبليغاتي را ببيند، اين بيست دقيقه را چرا بي‌كار بنشيند!؟ يك كتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بيست دقيقه مطالعه كند. اگر مردم ما عادت كنند كه از اين وقت‌هاي ضايع‌شونده براي مطالعة كتاب استفاده كنند، جامعه خيلي پيش خواهد رفت و فرهنگ كشور، خيلي ترقي خواهد كرد. مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران22/02/1375

تاریخ درج: 21 اردیبهشت 1387 ساعت 22:54 تاریخ تایید: 10 خرداد 1387 ساعت 19:15 تاریخ به روز رسانی: 22 اردیبهشت 1387 ساعت 18:52
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است