کتابهمشهری- حسين يزدي:
ارديبهشت ماه هر سال يادآور شخصيت و انديشههاي بزرگمردي است كه شايد كمتر كسي باور ميكرد پس از گذشت سه دهه از شهادت وي، نه تنها شمع نوراني انديشههاي او جامعة ايران را همچنان روشن نگاه دارد كه اكنون چراغي پرنور براي تمام ملل اسلامي گشته است.
امروز در تمام اقاليم اسلامي ميتوانيد برخي از آثار ترجمه شده آن استاد يگانه را به زبانهاي مختلف بيابيد و مؤسسات و مراكز مختلفي به نام ايشان نام نهاده شده است. اينها همه از زنده بودن و مواج و خروشان بودن انديشههاي اين اسلامشناس متعهد حكايت ميكند.
درباره استاد و آثارش بسيار گفتهاند و شنيدهايم و مطالعه كردهايم. در اين نوشتار مختصر تلاش نگارنده بر آن است پس از ارائه زندگينامة استاد شهيد (ره) به برخي از ويژگيهاي آثار ايشان بپردازد.
زندگينامه
استاد شهيد مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در قرية فريمان در خانوادهاي اصيل و روحاني چشم به جهان گشود. پس از طي دوران نوجواني و فراگيري دروس ابتدايي در سن 12 سالگي به حوزة علمية مشهد عزيمت نمود و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي پرداخت. در سال 1315 براي تكميل تحصيلات خود عازم حوزة علمية قم شد و از محضر اساتيدي چون آيتالله بروجردي، امام خميني (ره) و علامه طباطبايي رحمهالله عليه بهره گرفت و مدتي نيز از محضر مرحوم آيتالله حاج ميرزا عليآقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهرههاي معنوي فراوان برد. در سال 1331 در حالي كه از مدرسين معروف و از اميدهاي آيندة حوزه به شمار ميرفت به تهران مهاجرت نمود و به تدريس در مدرسه مروي و تاليف و سخنرانيهاي تحقيقي و سپس تدريس در دانشكدة الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران پرداخت.
از سال 1341 كه نهضت امام خميني (ره) آغاز شد استاد مطهري به طور فعال در كنار امام بود به طوري كه نقش بارزي در ساماندهي قيام پانزده خرداد تهران و هماهنگي آن با رهبري امام داشت و به همين دليل دستگير و زنداني گرديد و پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد شد.
پس از تبعيد امام خميني به خارج از كشور مسئوليت استاد مطهري و يارانش سنگينتر شد. در اين زمان وي به تاليف كتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها و مساجد ادامه داد و براي اسلامي كردن محتواي نهضت تلاشهاي علمي بسياري نمود و با كجرويها و انحرافات سرسختانه مبارزه كرد. در سال 1346 به كمك چند تن از دوستان خود اقدام به تأسيس حسينية ارشاد نمود لكن در سال 1349 به علت ممانعتهاي فراوان و كارشكني يكي از اعضاي هيات مديره كه مخالف شديد حضور جريان روحانيت در حسينيه بود و به تحريك ساير اعضا ميپرداخت مجبور به استعفا شد هر چند به آن مركز به عنوان اولين گام براي ساخت مهمترين مركز اسلامي دنيا اميد فراوان داشت.
گذشته از امام خميني (ره)، استاد مطهري اولين شخصيتي بود كه به خطر سازمان منافقين موسوم به «مجاهدين خلق ايران» پيبرد و ديگران را از همكاري با اين سازمان بازداشت و تغيير ايدئولوژي آنها را پيشبيني نمود. اين تيزبيني و قاطعيت و صراحت در برخورد او و اقدامات عملي براي افشاي خطر اين گروه و همچنين آسيب برداشتهاي التقاطي از قرآن و معارف اسلامي از علل ترور ايشان شد.
در سفر استاد به پاريس، امام خميني (ره) ايشان را مسئول تشكيل شوراي انقلاب اسلامي كردند و در هنگام بازگشت امام به ايران، استاد مسئوليت كميته استقبال از امام را برعهده گرفت و تا پيروزي انقلاب و پس از آن همواره در كنار رهبر كبير انقلاب، مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينكه در ساعت 22 و 20 دقيقه سهشنبه 11 ارديبهشت 1358 در حالي كه از يكي از جلسات فكري سياسي خارج ميشد با گلوله گروه فرقان به شهادت رسيد و امام و امت را در ماتمي عظيم فرو برد.
برخي ويژگيهاي مهم آثار استاد
آنچه در تمامي آثار استاد مطهري ميتوان ديده ميشود اين است كه كتب و سخنرانيهاي ايشان داراي چند ويژگي مهم است كه جمع آنها را در آثار انديشمندان ديگر کمتر ميتوان جست. از جملة اين خصوصيات، انصاف، صراحت و مسئله محوري است.
در برخورد با افكار ديگران هرگز از دايرة انصاف خارج نميشد و در مواردي كه تشخيص ميداد نظر مخالفين صحيح است با صراحت اعلام مينمود و عناد و لجاجت نميورزيد. البته بايد توجه داشت كه استاد با تسلط كامل به علوم اسلامي و ايمان و اعتقاد به مكتب متوجه صحت و سقم نظر مخالفين ميشد. صراحت از ديگر ويژگيهاي مهم آثار استاد مطهري است. به راحتي ميتوان نظر صريح ايشان را در موارد متعدد يافت و اين خصوصيتي است كه در زندگي عملي ايشان نيز بارز بوده است و اصلاً اهل مجامله و مداهنه نبود. نكتة ديگر اين كه ايشان از تحقيقات موضوعمحور برحذر بود. ويژگي آثار ايشان مسأله محوري است، به عنوان مثال يك يا چند مسئله در زمينة روابط اسلام و ايران با توجه به شرايط زمان و اسلامزدايي رژيم گذشته براي ايشان اهميت داشت و براي پاسخ به آنها دست به قلم ميبرد لذا كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» يك كتاب تاريخي در زمينة بررسي مسائل کم اهميت و پرداختن به هر امري در محدودة تأثير و تأثر فرهنگ اسلامي و ايراني نيست بلكه كتابي هدفدار براي حل مشكل فكري در حيطة تاريخ اسلام و ايران است. همينطور در «سيري در سيره ائمه اطهار عليهمالسلام» و غيره آنجا كه سيره امام صادق (عليهالسلام) و ائمه ديگر (عليهمالسلام) را بررسي ميكند، سبك علمي استاد بررسي صِرف تاريخي نيست بلكه تحليل وقايع و درسآموزي براي امروز است.
در اينجا براي وضوح بيشتر مطلب به يكي از آثار استاد مطهري ميپردازيم هر چند اين نوشتار مختصر مجال و جايگاه كافي براي يك بررسي جامع نيست.

بررسي جايگاه يك اثر در مسير پژوهش
همانطور كه خوانندگان محترم مستحضر هستند، پژوهش يك محقق نقطهاي از مسير علم و معرفت است، لذا بايد ديد كه پژوهش او در چه جايگاهي قرار دارد و امتيازاتش از تحقيقات گذشته و تأثيرش بر پژوهشهاي بعد از وي چيست؟
موضوع براي تحقيق فراوان است اما بررسي علل انتخاب يك موضوع و نوع برخورد يك متفكر هدفمند با آن بسيار اهميت دارد و ميتواند ما را با دغدغههاي او آشنا سازد.
ايراد سخنراني و نگارش كتاب در زمينة قيام امام حسين (عليهالسلام) امر چندان دشواري نيست، هر سال سخنرانيها، كتب و مقالات مختلفي در اين زمينه ايراد و نوشته ميشود، استاد هم ميتوانست چنين كند، امّا چرا «حماسه حسينيِ» او با آثار ديگران متفاوت است؟
در يك نگاه كلّي بعد از حادثه و انقلاب حسيني تا امروز، تاريخ شيعه، كتب فراواني در اين زمينه به خود ديده است، مقاتل محمد بن سعد، بلاذري، دينوري، احمد بن اعثم كوفي، خوارزمي و غيره از جمله آثاري هستند كه در اين زمينه نوشته شده و به ثبت وقايع همت گماشتهاند.
همانطور كه خوانندگان محترم ميدانند بعد از حادثة عاشورا، در ابتدا كساني كه در آن حادثه از دو سپاه حق و باطل حضور داشتهاند آنچه را مشاهده كرده بودند براي ديگران بازگو مينمودند. منقولات ادامه دهندگان راه كربلا يعني امام سجاد (عليه السلام)، حضرت زينب (سلام الله عليه) و ساير اسرا براي تاريخ مانده است و از طرف سپاه عمرسعد هم نقلهاي بسياري از حميد بن مسلم در تاريخ ثبت شده است. حتي خود شمربنذيالجوشن (لعنت الله عليه) و ديگران از اعمال خود براي ديگران سخن گفتهاند.
در چند صد سالة اول ـ اوايل قرن دوم تا حدود قرن ششم ـ مقاتلي كه نوشته شده است مقاتل دسته اول هستند يعني مقاتلي كه با واسطة كمتري حادثه را گزارش ميكنند و شيوة نگارش آنها بيشتر نقل است كه الف و ب چنين گفتند و ج در مقابل چنين گفت. به اين ترتيب سعي و تلاش نويسندگان اين كتب مثل مقتل ابي مخنف و دينوري و فتوح البلدان بيان وقايع و اعمال است. در چند صد سالة بعد بخاطر برخي عوامل از جمله حملة مغول و انزواي جامعه و غيره مقاتل به سمت نگارش سوز و گداز عرفاني و اخلاقي و داستاني پيش رفتند. در اين مقطع نويسندگان مقتل سيدالشهدا (عليه السلام) با استفاده از مقاتل دورة قبل، همان وقايع را به صورت داستان و شعر و با تكيه بر سوز و گداز عرفاني و اخلاقي به رشته تحرير درآوردند.
در مقطع بعد يعني از حدود قاجار تا 40 ـ50 سال پيش، تكيه نويسندگان مقتل بيشتر بر سوز و گداز فراوان و به گريه انداختن مردم براي كسب ثواب بيشتر بوده است. مقاتل بسيار زيادي هم در اين دوره نوشته شد مانند بحر البكاء، عين البكاء، بحرالحزن و غيره كه از اسامي آنها هم پيداست كه حال و هواي مقاتل در حزن و اندوه و بكاء بوده است و چون هدف اصلي اين امر بود لذا حفظ امانت اهميت لازم خود را از دست داد و تحريفاتي كه به تاريخ حادثة عاشورا راه يافته بيشتر محصول غفلت در اين دوره است.
از حدود نيم قرن پيش تا به امروز نگاه جديدي به حادثه كربلا با محوريت تعاليم امام خميني (ره) شكل گرفت كه به نظر نگارنده به خوبي ميتوان اين جريان را مصداق حديث نبوي «رب حامل فقه الي ما هو افقه منه» (يعني چه بسا کسي که مطلبي را به ديگري ميرساند که او آگاهتر از نقلکننده مطلب است) دانست. در اين مقطع اين سوال مطرح شد كه مراد ائمه اطهار (عليهمالسلام) از زنده نگاه داشتن ياد حادثة عاشورا چيست؟ آيا صرف گريهكردن است؟ اگر صرف گريهكردن است كه در دنيا حوادث پرسوز و گداز بسياري رخ داده است كه ميتوان براي آنها نيز گريست و مجلس گرفت.
پس چرا بر حادثة كربلا اين قدر تاكيد شده است؟ از اينجا استاد مطهري دست به ايراد سخنرانيهاي خود در زمينة حماسة حسيني زد تا به فلسفة قيام اباعبدالله بپردازد، لذا انگيزة استاد در ورود به مطلب، صِرف اينكه هر سال محرّم تكرار ميشود يا اينكه من يك روحاني هستم نبود، بلکه انگيزة ايشان روشن كردن فلسفه قيام و درسآموزي براي عصر حاضر بود.
نكتة مهم اين است كه استاد بينش فلسفي را در تحليل تاريخ عاشورا بكار برد و در تحليل حوادث به دنبال يافتن علل و شرايط و جداكردن آنها از يكديگر بود.
اگر در گذشته مقاتل نوشته و خوانده ميشد شاهان مستبد هم بر اريكة قدرت تكيه زده بودند و اين عزاداريها براي آنان خطري نداشت، امّا در مقطع جديد باتوجه به تحليل و بررسي فلسفة قيام، اثر آن سقوط رژيم پهلوي بود و از اين جاست كه امر به معروف و نهي از منكر از يك مسئلة فقهي به يك مسئلة مهم اجتماعي تبديل شد. لذا سوالات فراواني مطرح شد؛ ويژگيهاي اشخاص سپاه حق چه بود؟ خصوصيات سپاه کفر و شرک و نفاق چه بود؟ آيا ترس مردم كوفه از حكومت شام و ابن زياد عامل به ميدان آمدنشان بود؟ (از ياد نبريم كه كوفه شهري نظامي است كه توسط خليفة دوم براي كنترل ايران ساخته شد و ساكنان آن جنگاوران و شجاعان عرب بودند. پس كوفيان لااقل ميتوانستند از ميدان به هر نحوي بگريزند. حتي يتيمان كوفه كه علي (عليهالسلام) آنها را نوازش ميكرد و آنها براي آن حضرت بعد از ضربت خوردن شير آورده بودند در اين شهر بزرگ حضور داشتند).
چه اتفاقي افتاده بود كه تا اين اندازه روحيات مردم عوض شده بود؟ سال قبل از حادثه، سيدالشهدا (عليهالسلام) اصحاب رسول خدا و بزرگان امت را در منا جمع كرد و حجت را بر ايشان تمام نمود و حتي يك نفر هم حضرت را تكذيب نكرد.
آيا طمع به دنيا از عوامل اصلي نبود؟ دلبستگي به دنيا از عوامل ذليل شدن روحيههاست. حاكمان ستمگر، اشراف را با پول خريدند و مردم طبقات پايين را با اغفال. چرا عمر سعد بر جنازههاي سپاه كفر نماز خواند؟ عدم درك و عدم شناخت جريانات پشت نقاب نفاق چقدر مؤثر بود؟ اين مسائل احتياج به تحليل دارند و صِرف نقل تاريخ عاشورا نميتواند ما را به اين مقصود برساند. اگر عوامل نفاق، طمع به دنيا، جهل مردم و غيره در اين حادثه نقش مهم داشته باشند، در هر وقت از تاريخ با وجود اين عوامل ميتوان منتظر فاجعههاي تكان دهنده ديگري در تاريخ اسلام باشيم لذا بايد با جهل جامعة اسلامي، نفاق و ديگر مسائل مبارزه كرد.
در مسائل تربيتي طبق بررسي آيتالله شيخ عباس قمي، صاحب منتهيآلامال، عمر سعد در حادثه عاشورا 25 سال سن داشت؛ شک نيست که در جواني ميتوان به خدا رسيد و يا ميتوان به قعر جهنم رفت. عمر سعد فرزند همان فردي است كه به اميرمؤمنان (عليهالسلام) بيادبي و بيحرمتي کرد. پس تاريخ تنها گزارش نيست، درسآموز است حتي در مسائل تربيتي.
از جمله حوادث جالب در نهضت حسيني آن است كه عبدالله بنعمر با اينكه ميدانست يزيد انسان بيدين و نالايقي براي خلافت است امّا با اين حال حضرت را از جنگ برحذر ميداشت، همين شخص بعداً به جاي دست با پاي حجاج بن يوسف ثقفي بيعت نمود! آنجا كه بايد اينها به عنوان خواص جامعه اسلامي محكم ميايستادند، ايستادگي نكردند و ببينيد بعداً به چه فلاكتي دچار گشتند! بسياري از بزرگان امت به گوشهاي خزيدند اما جوانان در نهضت حسيني نقشهاي اساسي برعهده گرفتند (اميري حسين و نعم الامير).
استاد مطهري مخالف عزاداري نبود بلكه بر استمرار و با شكوهتر شدن آن تأكيد كامل داشت و به دنبال پالايش آن، مبارزه با تحريف در نقل حوادث كربلا و مؤثرتر كردن عزاداريهاي حسيني بود. ايشان محرم هر سال را زمان طلوع مبارزه با ظلم و تبعيض و فساد ميدانست.
آنچه از امتيازات كتاب حماسة حسيني ايشان است ورود نگاه كلامي و فلسفي در تحليل تاريخ ميباشد. در اين نگاه آنچه مهم است يافتن علل و معلول، علل معدّه، مبقيه و غيره است. با تمايز علل و شرايط ميتوان درك كرد كه هرگاه روح اين موارد در برههاي از زمان شكل گيرد معلول هم قطعاً محقق خواهد شد. هر چند ظرف زمان و شكل و شمايل علل عوض شود. بسياري از حوادث و شبهات فكري امروز با تفاوتهايي در گذشته نيز رخ داده است اما ذهن جولانگر و نقّاد و تحليل كنندة استاد است كه هم ميتواند به شبهات پاسخ دهد و راه حل معضلات را ارائه كند و هم ميتواند وقوع شبهات و حوادث را پيش بيني نمايد. احسان طبري، نظريهپردازي حزب توده در ايران علت اسلام آوردن خود را آثار استاد مطهري معرفي ميكند و ميگويد هنگامي كه «علل گرايش به ماديگري» استاد منتشر شد ما صداي شكست ماركسيسم را دركل جهان شنيديم و لذا مطالعه آن را براي اعضا ممنوع نموديم. حسين فردوست، دوست صميمي شاه، در خاطرات خود ميآورد: هنگامي كه كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» آقاي مطهري منتشر شد، من باطل شدن تمام تلاشهاي دربار در اسلامزدايي ايران را به يكباره مشاهده كردم.
اينها نشانة همين نكته است كه استاد نميخواسته راه هزار بار رفته را دوباره بپيمايد (چنانكه خود در مقدمة داستان راستان بدين امر تصريح ميكند). استاد هر يك از آثار خود را در قالبهاي مختلف فقهي يا كلامي، فلسفي، تاريخي و غيره معطوف به حل يك مسئله مشكل فكري ميكند.
تنوع آثار استاد
آثار استاد مطهري براساس موضوع قابل تقسيم به چند بخش ميباشند: اعتقادي و كلامي، سيره معصومين و بزرگان، فقه و حقوق، اجتماعي و سياسي، فلسفه و فلسفه تاريخ، تفسير، اخلاق و عرفان، اقتصاد و متفرقات.
در بخش اعتقادي و كلامي موضوعاتي نظير اصول دين، جهان بيني، ايمان به غيب، فطرت و غيره مورد بررسي قرار ميگيرد. كتابهاي عدل الهي، انسان و سرنوشت، علل گرايش به ماديگري، مقدمهاي بر جهان بيني اسلامي، ولاءها و ولايتها، توحيد، نبوت و معاد مربوط به اين دسته هستند.
در بخش سيره معصومين و بزرگان، استاد به تحليل زندگي معصومين (عليهمالسلام) ميپردازد. كتابهاي داستان راستان، سيره نبوي، جاذبه و دافعة علي (عليهالسلام)، حماسة حسيني و ... در اين بخش قرار ميگيرند.
در بخش فقه و حقوق، استاد نگاه فقهي خود را با استدلال در برخي زمينهها از جمله مباحث جهاد، طلاق قضايي، اصل اجتهاد، مسئله حجاب، ربا و غيره ارائه ميدهد. كتابهاي نظام حقوق زن در اسلام، مسأله حجاب جهاد و غيره در اين گروه قرار دارند.
در بخش فلسفه، خواننده با بحر عميق و مواجي از تفكر منطقي و مستدل در زمينه خداشناسي، هستيشناسي و انسانشناسي روبرو ميشود. استاد شهيد به دليل علاقة خاص به مسائل فلسفي از همان ايام طلبگي و استعداد خارق العادهاي كه در فهم و دريافت و حل معضلات فلسفي داشته است، دشوارترين شبهات را كه از سوي ملحدان و مادي انديشان القاء ميشده است با برهاني متقن و بياني شيوا پاسخ داده، نظام استوار فلسفة اسلامي را در مواجهه با مكاتب فكري ديگر فراروي انديشمندان قرار داده است. مهمترين كتابهاي اين بخش عبارتند از: اصول فلسفه و روش رئاليسم، شرح منظومه، درسهاي اسفار، كليات منطق، كليات فلسفه، نقدي بر ماركسيسم.
در بخش تفسير، برخي سورههاي قرآن كريم (بيشتر از جزء 24 تا آخر) تفسير شده است و هم اكنون در قالب كتب آشنايي با قرآن عرضه ميگردد.
در بخش اخلاق و عرفان، ديدگاه اخلاقي ـ عرفاني مكتب اسلام به روشني بيان شده است. فلسفه اخلاق، انسان كامل، گفتارهاي معنوي، عرفان حافظ، تعليم و تربيت در اسلام، برخي از كتابهاي اين بخش ميباشند.
در بخش اقتصاد، تئوريهاي مختلف اقتصادي مورد بررسي قرار گرفته و استاد نيز با توجه به روح عدالتخواهانه اسلام و ارزشهايي همچون كار، توليد و انفاق، ديدگاه خود را در ارتباط با نظام اقتصادي اسلام ارائه نموده است. كتاب نظري به نظام اقتصادي اسلام از مهمترين كتب اين بخش به شمار ميآيد.
در بخش متفرقات، موضوعهاي مختلفي به چشم ميخورد كه يا در قالب بخشهاي گفته شده نميگنجد و يا به نحوي مبسوطتر در جاي خود مورد بررسي قرار گرفته است. خاتميت، پرسشهاي ديني، قرآن و مسئلة تفكر از جمله موضوعهاي اين بخش است.
- معرفي اجمالي برخي از آثار
در اينجا مناسب است برخي از آثار استاد به صورت اجمالي معرفي شوند شايد بنا به احتياج و فراخور شرايط و علاقه، هر يك از ما مطالعه كتابي از ايشان را آغاز كنيم و با انديشههاي اسلامي بيشتر آشنا شويم.
آشنايي با قرآن (1، 2، 3.....)
مجموعة آشنايي با قرآن سلسله مباحث تفسيري استاد شهيد در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است كه عمدتاً در بين سالهاي 1350 تا 1357 شمسي انجام شده است. جلد اول اين مجموعه مقدمه و پيشدرآمدي بر اين سلسله مباحث محسوب ميشود كه در آن به مسائلي همچون زبان قرآن، مخاطبهاي قرآن، عقل از ديدگاه قرآن و.... پرداخته شده است. در مجلدات بعدي آياتي از برخي از سورههاي قرآن از جمله حمد، بقره، انفال، توبه، نور و ... انجام شده است. ويژگي ممتاز اين مباحث، توجه به مسائل و موضوعات فكري و اجتماعي روز در حين تفسير آيات قرآني است كه موجب تازگي و زنده بودن اين مباحث گرديده است. ويژگي ديگر بيان روشن و روان آن است.
اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب
اين كتاب مشتمل بر سلسله مقالاتي است كه در حدود سال 1353 به طور مسلسل در مجلة «مكتب اسلام» درج ميگرديد. اين اثر استاد نيز همچون ديگر آثار آن شهيد بزرگوار از غناي محتوا و سلامت بيان برخوردار ميباشد. برخي از مهمترين موضوعات طرح شده در اين كتاب عبارتند از: اخلاق جنسي و عقايد متفكرين جديد، ارزيابي اصول سيستم نوين جنسي، سببهاي طغيان و سركشي قواي نفساني، دموكراسي در اخلاق، رشد شخصيت از نظر غريزه جنسي.
انسان كامل
اين كتاب مجموعهاي است مشتمل بر متن تنظيم شدة سيزده جلسه سخنراني تحت همين عنوان كه در ماه مبارك رمضان سال 1353 شمسي ايراد شده است. استاد شهيد در اين سلسله سخنرانيها براي آنكه آشكار سازند كه اسلام يك دين جامع است و انسانِ اسلام انساني است چند بعدي كه همه دستورات اين مكتب الهي را به طور هماهنگ به مورد اجرا ميگذارد، و براي آنكه جوانان مسلمان را از نگرش يك بعدي به اسلام مصون بدارند اين بحث را مطرح كرده است، كه البته نظر ساير مكاتب درباره انسان كامل از جمله مكتب سوسياليسم، مكتب اگزيستانسياليسم، مكتب عرفان، مكتب عقل و... نيز مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.
پيرامون جمهوري اسلامي
اين كتاب مجموعهاي است متشكل از شش بخش، بخش اول عبارت است از يك مصاحبة مطبوعاتي كه در تاريخ 27/1/58 يعني دو هفته قبل از شهادت استاد با ايشان انجام شده است. بخش دوم مقالهاي است پيرامون «وظايف حوزههاي علميه» بخش سوم شامل يك مقاله تحت عنوان «نقش بانوان در تاريخ معاصر ايران» و نيز يك سخنراني تحت عنوان «نقش زن در جمهوري اسلامي» ميباشد كه هر دو بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نگارش و ايراد شده است. بخش چهارم اين كتاب را يك سخنراني تحت عنوان «اهداف روحانيت در مبارزات» تشكيل ميدهد كه در آبان 1357 يعني چند ماه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در دانشگاه صنعتي شريف ايراد شده است.بخش پنجم اين كتاب شامل دو سخنراني دربارة «آزادي عقيده» است كه در پاييز 1348 شمسي در حسينية ارشاد ايراد شده است. بخش ششم نيز يادداشتهايي است پيرامون «اسلام و انقلاب» و مسائل حكومت.
تعليم و تربيت در اسلام
اين كتاب مجموعهاي است مشتمل بر كلية سخنرانيهاي موجود از استاد شهيد درباره «تعليم و تربيت اسلامي» كه از دو بخش تشكيل شده است. بخش اول شامل سيزده جلسه سخنراني استاد در جمع دبيران تعليمات ديني است. برخي از اهم موضوعات طرح شده در اين بخش عبارتند از: پرورش عقل، تربيت عقلاني انسان، مسئلة عادت، فعل اخلاقي، كرامت نفس در قرآن و حديث، ريشة الهامات اخلاقي.
بخش دوم شامل بحثهايي است كه در انجمن اسلامي پزشكان در شش جلسه انجام شده است. برخي از عناوين اين بحثها از اين قرار است: پرورش جسم و پرورش استعداد عقلاني، تاريخچة تعقل از نظر مسلمين، عوامل تربيت.
جاذبه و دافعة علي عليه السلام
اين كتاب مجموعهاي است از چهار سخنراني كه در روزهاي 18 تا 21 ماه مبارك رمضان سال 1348 در حسينيه ارشاد ايراد شده است و مشتمل است بر يك مقدمه و دو بخش. در مقدمه كلياتي درباره جذب و دفع به طور عموم و جاذبه و دافعه انسانها به طور خاص بحث شده است. در بخش اول، جاذبه علي (ع) ـ كه همواره دلهايي را به سوي خود كشيده و ميكشد ـ و فلسفه و فايده و اثر آن، مورد بحث قرار گرفته است. در بخش دوم، دافعة نيرومند آن حضرت كه چگونه عناصر نامطلوب را به سختي طرد ميكرد، توضيح و تشريح شده است و ثابت گرديده كه علي (ع) شخصيتي دو نيرويي بوده است و هر كس كه بخواهد درمكتب او پرورش يابد بايد داراي دو نيروي جاذبه و دافعه باشد.
جهاد
اين كتاب حاصل چهار جلسه سخنراني استادشهيد است كه در سال 1350 شمسي در مسجد الجواد (تهران) در جمع عمومي وبه طور هفتگي ايراد شده است. بحث كلي كتاب پيرامون مفاد و مضمون آيه 29 از سوره توبه ميباشد كه به لزوم نبرد مسلمانان با بعضي از اهل كتاب كه خصوصيات آنها در آية مباركه آمده است تصريح دارد. از جمله مطالبي كه در اين كتاب مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است ميتوان به اين مطالب اشاره نمود: مطلق يا مقيد بودن جنگ با اهل كتاب، فلسفه و هدف جهاد، تفاوت ميان مشرك و غير مشرك، پيمان با كفار، جنگ دفاعي، حقوق انسانيت، جنگ براي رفع مانع از ايمان و توحيد، مقياس حقوق شخصي و حقوق عمومي،آزادي فكر يا آزادي عقيده، جزيه.
حكمتها و اندرزها
اين كتاب مجموعه اي است مشتمل بر مقالاتي كه در سالهاي 1339 تا 1341 هجري شمسي براي يك برنامة عمومي آشنايي با فرهنگ اسلامي و جهت ايراد به صورت گفتار و خطابه به رشته تحرير درآمده است و بيشتر مطالب آن پيرامون راه و رسم زندگي و دستورات اسلام در اين باب است. كتاب مذكور بعد از شهادت استاد به چاپ رسيده است. از نظر مقايسه با ساير آثار ميتوان گفت از يك سو نظير كتاب بيست گفتار است و از سوي ديگر به كتاب داستان راستان شباهت دارد.
برخي از عناوين مباحث طرح شده در اين كتاب عبارتند از: بردگان و آزادگان، اركان سعادت بشر، ايمان و عمل صالح، خواري معصيت و عزّت طاعت، محاسبة نفس، حق و تكليف، روش سياسي علي(ع)، دشمنان عقل، تقوا و روشن بيني، لزوم همگامي كار و دانش، فقر معنوي.
خدمات متقابل اسلام و ايران
اين كتاب تكميل شده و تفصيل يافتة نُه جلسه سخنراني است كه در ماه محرم و صفر سال 1388 قمري (1346 شمسي) در حسينية ارشاد ايراد شده است. مطالب بحث شده در اين سخنرانيها مجموعاًً در سه بخش: اسلام از نظر مليت ايراني، خدمات اسلام به ايران و خدمات ايران به اسلام تدوين يافته است.
در بخش اول به اين پرسش پاسخ داده شده است كه آيا هيچ گونه تضاد و تناقضي ميان احساسات مذهبي و احساسات ملي ما ايرانيان وجود ندارد يا اينكه اساساً داراي دو نوع احساس متضاد (مذهبي و ملي) ميباشيم؟
بخش دوم متكفل پاسخ به پرسش ديگري است و آن اينكه دين اسلام آنگاه كه در چهارده قرن پيش به ايران وارد شد، چه تحولات و دگرگونيهايي در ميهن ما به وجود آورد و آيا اصولاً ورود اسلام به ايران براي اين كشور موهبت بود يا فاجعه؟ فصل «كارنامة اسلام درايران» در واقع نتيجة نهايي مباحث طرح شده در اين بخش است. در اين فصل رهاوردهاي ارزشمند اسلام براي ايران بيان شده است.
در بخش سوم به پرسش ديگري پاسخ داده شده و آن اينكه ايرانيان چه نقشي در راه نشر و بسط تعاليم دين اسلام داشتهاند و انگيزة ايرانيان در اين خدمات چه بوده است؟
با مطالعة كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران، خواننده به اين نتيجة روشن دست خواهد يافت كه مسائل مشترك اسلام و ايران، هم براي اسلام افتخارآميز است هم براي ايران؛ براي اسلام به عنوان يك دين كه به حكم محتواي غني خود ملتي باهوش و متمدن و صاحب فرهنگ را شيفتة خويش ساخته است، و براي ايران به عنوان يك ملت كه به حكم روح حقيقتخواه و بيتعصب و فرهنگدوست خود بيش از هر ملت ديگر در برابر حقيقت خضوع كرده و در راهش فداكاري نموده است...
اين كتاب نقش اساسي در مبارزه با سياست رژيم شاه در اسلامزدايي از ايران و ترويج ناسيوناليسم ايراني داشته است.
داستان راستان (1 و2)
اين مجموعه دو جلدي شامل 125 داستان برگرفته از كتب حديث و نيز كتب رجال و تواريخ و سير است. قهرمان داستانها غالباً پيشوايان بزرگ دين و يا شخصيتهاي بزرگوار علمي و فقهي ميباشند. اين داستانها علاوه بر آنكه عملاً ميتواند راهنماي اخلاق و اجتماعي سودمند باشد، معرّف روح تعليمات اسلامي نيز هست و خواننده از اين رهگذر با حقيقت و روح تعليمات اسلامي آشنا ميشود.
علل گرايش به ماديگري
آنچه در اين كتاب آمده در حقيقت نقد و بررسي گوشهاي از تاريخ عقايد و انديشههاي بشري است. موضوع اصلي بحث اين كتاب، يعني اثبات يا انكار خدا، قطعاً حساس ترين و شورانگيزترين موضوعي است كه از فجر تاريخ تاكنون انديشهها را به خود مشغول داشته است. استاد شهيد در اين كتاب به طرح علل و عوامل گرايش به ماديگري ميپردازد و مشخصاً از اين عوامل به عنوان مهمترين آنها نام ميبرد: نارسايي مفاهيم ديني كليسا، نارسايي مفاهيم فلسفي غرب، نارسايي مفاهيم اجتماعي سياسي، نقص روشهاي تبليغي، نامساعد بودن جوّ اخلاقي و اجتماعي.
در بخش پاياني كتاب چند راه براي مبارزه با گرايش به ماديگري از طرف مؤلف پيشنهاد شده است كه عبارتند از: عرضه داشتن مسائل اجتماعي و سياسي و ابتناء حقوق سياسي و اجتماعي بر مكتب الهي، مبارزه با هرج و مرج تبليغي و اظهار نظر افراد غير متخصص، فراهم كردن محيط مساعد اخلاقي و اجتماعي و هماهنگي آن با مفاهيم متعالي معنوي، بازگردانيدن حماسه به مفاهيم اسلامي.
مسئلة حجاب
اين كتاب در واقع حاصل سلسله بحثها و درسهايي بوده كه توسط استاد شهيد در جلسات انجمن اسلامي پزشكان ايراد شده و متضمن پنج بخش است.
در بخش اول تاريخچة حجاب در قوم يهود، ايران باستان، جاهليت عرب و هند مورد بررسي واقع شده است. در بخش دوم علت پيدا شدن حجاب در ميان اقوام و ملل گوناگون و نظريات متنوع در اين باب (رياضت و رهبانيت، عدم امنيت، استثمار زن، حسادت مرد و...) طرح و نقد شده است. بخش سوم به تبيين فلسفه پوشش در اسلام از ابعاد و جوانب مختلف اختصاص يافته است. در بخش چهارم به ايرادها و اشكالهايي كه بر اصل حجاب و پوشش از سوي مخالفان حجاب گرفته ميشود پاسخهاي مستدل و منطقي داده شده است. در بخش پاياني كتاب، اصل حجاب و حدود آن با عنايت به آيات و روايات و سيرة مسلمين، به طور مفصل مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. اين كتاب نقش اساسي در خنثي كردن سياست ترويج بيحجابي رژيم پهلوي داشته است.
نظام حقوق زن در اسلام
اين كتاب مجموعه مقالاتي است كه استاد شهيد در طي سالهاي 45 و 46 شمسي در مجلة زن روز تحت عنوان زن در حقوق اسلامي نشر داده است. اين مقالات در پاسخ به سلسله مقالاتي نگارش يافت كه در آنها پيشنهادهايي درباره تغيير قوانين مدني مربوط به حقوق خانوادگي ارائه شده و مطالبي بر ضد نصوص مسلّم قرآن عرضه گرديده بود. استاد با پاسخهاي متقن و مستدل خود به اين پيشنهادها در واقع نظام حقوق زن را در مكتب متعالي اسلام طرح و تدوين نمود و مسائلي همچون خواستگاري، ازدواج موقت، زن و استقلال اقتصادي، اسلام و تجدد زدگي، مقام زن در قرآن و مسائل متنوع ديگري را مورد بحث و تحقيق عالمانه قرار داد.
بررسي اجمالي نهضتهاي اسلامي در صد ساله اخير
اين كتاب در دو بخش تنظيم شده است. در بخش اول ضمن مروري گذرا بر جنبشهاي اصلاحطلبانة صد سالة اخير، واژه «اصلاح» در فرهنگ اسلامي و مفهوم درست اصلاحطلبي در اين فرهنگ انسانساز مورد بررسي قرار گرفته است.
در بخش دوم كتاب، نهضت اسلامي ايران به طور مشخص هدف تحقيق و تتبع قرار گرفته، ماهيت، هدف، رهبري و بالاخره آفات اين نهضت به تفصيل بررسي گرديده است. از جمله آفات نهضت به اين عوامل اشاره شده است: نفوذ انديشههاي بيگانه، تجددگرايي افراطي، ناتمام گذاشتن نهضت، رخنة فرصتطلبان، ابهام طرحهاي آينده، كمشدن خلوص.
اين كتاب مقارن با آغاز دورة آخر نهضت اسلامي در سال 1356 نگارش يافت.
جملاتي قصار از استاد شهيد مطهري
موافق ميلرفتار كردن، غير از مطابق مصلحت رفتار كردن است. پدر و مادر محبت عميق و عاقلانه و منطقيشان نميتواند محدود باشد به خواست فرزند و زمان حال، بلکه آينده را هم بايد در نظر بگيرند. (تعليم و تربيت در اسلام، ص 356)
مرد هيچگونه تسلط اقتصادي و حق بهرهبرداري از نيرو و كار زن ندارد. (مجموعه آثار، ج 9، ص 220)
اسلام نه ميگويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه ميگويد حق تحصيل علم و دانش ندارد، بلكه علم و دانش را فريضة مشترك زن و مرد دانسته است و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم ميكند... آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط كار به لذتجوييهاي شهواني است. (مجموعه آثار، ج 19، ص 440 )
در اسلام پدر زن حق ندارد مهر را مال خود بداند، هر چند هدف و منظورش اين باشد كه آن را صرف و خرج دختر كند. اين خود دختر است كه اختيار آن مال را دارد كه به هر نحو بخواهد مصرف كند. در روايات اسلامي تصريح شده كه اين گونه مهر قرار دادن در دورة اسلامي روا نيست. (مجموعه آثار، ج 19، ص 205)
خاصيت حقيقت همين است كه شك و تشكيك به روشن شدن آن كمك ميكند. (مجموعه آثار، ج19، ص61 )
كودك كاملاً بايد آگاه باشد كه تشويق يا تهديدي كه ميشود براي چيست. (تعليم و تربيت در اسلام ، ص 61)
هيچ ديني مانند اسلام با عقل پيوند نزديك نداشته است و براي او حق قائل نشده است. (مجموعه آثار، ج3، ص 190 )
فرقة شيعه مولود يك بينش مخصوص و اهميت دادن به اصول اسلامي است نه به افراد و اشخاص. قهراً شيعيان اوليه مردمي منتقد و بت شكن بار آمدند... (مجموعه آثار، ج 16، ص 309)
جامعهاي كه در آن ميان افراد عواطف و همدردي نباشد جامعة ايماني نيست. (بيست گفتار، ص 119)
فلسفة انفاق در اسلام صرفاً سير كردن شكم گرسنگان نيست، بلكه فلسفة انفاق «انسانسازي» است يعني شخصي كه ميتواند داشته باشد نبايد بگويد قانع هستم و به يك لقمه نان اكتفا كند بلكه بايد به دست آورد و با بخشيدن مال، خود را تكميل كند. (آشنايي با قرآن، ج 1 و 2، ص136)
اسلام به عبادت شكل داده و به شكل نهايت اهميت را داده و در آن شكل نيز يك سلسله برنامههاي تربيتي را در لباس عبادت وارد كرده است. (تعليم و تربيت در اسلام ، ص 186)
ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران درباره كسي كه افتخار نام پيروي او را داريم ظلم و لااقل كوتاهي كردهايم... بيشتر مساعي ما درباره تنصيصات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) دربارة علي (عليهالسلام) و سب و شتم كساني است كه اين نصوص را ناديده گرفتهاند نه دربارة شخصيت عيني مولا علي (عليهالسلام). (مجموعه آثار ،ج 16،ص 381)
در اسلام تن پروري به مفهوم صحيح كلمه يعني پرورش جسم و تقويت قواي جسم نه تنها مذموم نيست بلكه ممدوح هم هست. تقويت جسم به معناي نيرومند كردن و سالم نگاه داشتن جسم است كه در اسلام به آن دعوت شده است. (تعليم و تربيت در اسلام، ص 65)
سر موفقيت مسلمين در قدرت روحي و معنويتشان است نه شوكتهاي مادي. (آشنايي با قرآن، جلد 3، ص 108)
جامعه اسلامي دشمن ناهمواريها و تبعيضهاست و پيامبر (صلي الله عليه و آله) عنايت زيادي به نفي پستي و بلنديهاي بيجا داشت. (بيست گفتار، ص 140)
روش علي (عليهالسلام) بهوضوح به ما ميآموزد كه تغيير رژيم سياسي و تغيير و تعويض پستها و برداشتن افراد ناصالح و گذاشتن افراد صالح به جاي آنها بدون دست زدن به بنيادهاي اجتماع از نظر نظامات اقتصادي و عدالت اجتماعي فايدهاي ندارد و اثربخش نخواهد بود. به علي (عليه السلام) ميگفتند قانون كه عطف بماسبق نميكند شما هر كاري ميخواهيد بكنيد، بكنيد ولي از امروز به بعد. علي (عليه السلام) در جواب همه اين بهاصطلاح نصيحتها ميفرمود: نخير، قانون الهي عطف بماسبق ميکند. وقتي بر من ثابت است حق اين است و باطل آن، ولو سالها از روي آن گذشته فرقي نميكند، من بايد حق را به موضع اصليش برگردانم. (پيرامون انقلاب اسلامي ،ص 148)
اگر جامعه متعادل و موزن نباشد و سازمان اجتماعي و مقررات اجتماعي و حقوق اجتماعي موزون نباشد، اخلاق شخصي و فردي نيز موزون نخواهد ماند. (بيست گفتار، ص 106)
انقلاب اسلامي به شرطي تداوم پيدا خواهد كرد كه قطعاً و حتماً در مسير عدالت خواهي براي هميشه ادامه بدهد. دولتهاي آينده بايد واقعاً و عملاً در مسير عدالت اسلامي گام بردارند، براي پركردن شكاف طبقاتي اقدام كنند و تبعيض را واقعاً از ميان بردارند. (پيرامون انقلاب اسلامي، ص 59)
ترس جزو عواملي است كه بايد براي تربيت كودك يا اجتماع از آن استفاده كرد اما نه براي رشد دادن و پرورش استعدادها بلكه براي بازداشتن روح كودك يا روح بزرگسالان از برخي طغيانها. (تعليم و تربيت در اسلام، ص 60)
هر اندازه احمق زياد باشد، بازار نفاق داغتر است. مبارزه با احمق (حماقت) مبارزه با نفاق نيز هست. (مجموعه آثار، ج 16، ص323)
از نظر اسلام، مفاهيم دين هميشه توأم با آزادي بوده است. (مجموعه آثار، ج1، ص 526)
انتظاراتي كه نسل امروز از روحانيت و اسلام دارد، غير از انتظاراتي است كه نسلهاي گذشته داشتهاند؛ از بعضي انتظارات خام كه بگذريم، اكثريت آنها مشروع و بجاست. (ده گفتار، ص 315)
اسلام استعداد و نبوغ ايرانيان را هم به خودشان نشان داد و هم به جهانيان، و به تعبير ديگر ايراني به وسيلة اسلام خود را كشف كرد و سپس آن را به جهانيان شناسانيد. (مجموعه آثار، ج 14، ص 320)
زندهترين امواج اجتماعي، امواج و جنبشهاي ديني است؛ پيوند اين امواج و اين نهضتها با جوهر حيات و فطرت زندگي از هر چيز ديگر اصيلتر است. (سيري در سيرة نبوي، ص 24)
وقت آن است كه غرب مانند همه زمانهاي ديگر با همه تقدمي كه در علوم و صنايع دارد، فلسفة زندگي را از شرق بياموزد. (اخلاق جنسي، ص28)
در ميان عوامل فساد اخلاق و تضعيف روحيه و در ميان عواملي كه در زندگي ايجاد بدبختي و ناتواني ميكنند، چيزي به اندازه تنعّم و نازپروردگي مؤثر نيست. (بيست گفتار، ص 193)
آتش روشن كردن شعار آتشپرستان است. از روي آتش پريدن در چهارشنبه آخر سال بوي كفر ميدهد. اسلام براي مبارزه كردن با اينها آمده. اسلام دين اذان و دين لاالهالاالله است. (پانزده گفتار، ص212)
غلطترين فكر اين است كه ما همه اصلاحات جزئي و كلي را از مصلح و ظهور غيبي بخواهيم. (يادداشتهاي استاد مطهري ، ج1، ص169)
زماني مردم گرايشهاي ديني خود را جدا از علم جستجو ميكردند؛ همچنان كه بيماري عمده دنياي جديد اين است كه عدهاي در جستجوي علم منهاي ديناند. (مجموعه آثار ، ج3، ص312)
بايد فلسفة قيام حسيني و فلسفة عزاداريها به طور مكرر بر منابر گفته شود و همان اثر و منظور كه امامان معصوم توصيه ميكردند و پديد آمدن كميتها و دعبلها حاصل آن بود، محقق شود. (ده گفتار، ص 263)
اسلام تنها به موجب اين كه عقيده واحدي ايجاد كرد باعث اتحاد مردم نشد، بلكه علاوه بر آن، تبعيضات و شكافها و تفاوتها را هم از بين برد. (بيست گفتار، ص 91)
بقا و دوام روحانيت و موجوديت اسلام به اين است كه زعماي دين ابتكار اصلاحات عميقي كه امروز ضروري تشخيص داده ميشود در دست گيرند. (ده گفتار، ص 313)
رسول خدا كار خود را از متن يعني از زير بناي فكري اسلام كه توحيد است شروع كرد، نه از آداب سر سفره نشستن، يعني سر و كارش از ابتدا با محور نظام اجتماعي فاسد آن روز بود. (يادداشتهاي استاد مطهري، ج9، ص 19)
روزي كه مردم سرنوشت محتوم عمل خودشان را پيدا ميكنند و دچار نكبت و بدبختي ميشوند، قرآن آن روز را روز نحس ميداند؛ آن روز، ديگر نه چهارشنبه است، نه سيزده. (پانزده گفتار، ص 167)
مديريت صحيح از ضعيفترين ملتهاي دنيا قويترين ملتها را ميسازد، آنچنان كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كرد و اين معجزة رهبري بود. (مجموعه آثار، ج4، ص 324 )
هر كس به هر اندازه از اجتماع طلبكار است و اجتماع را در برابر خود موظف ميداند، به همان نسبت مديون اجتماع است؛ حق و تكليف دوش به دوش يكديگرند. (حكمتها و اندرزها، ص114 )
ما عادت كردهايم كه با حمل به فساد كردن كارهاي ديگران، پرده بر كوتاهيها و تقصيرهاي خود بكشيم. (ده گفتار، ص 188)
ايجاد بانك غير ربوي براي ضرورتهاي اقتصادي امروز عملي است.
(مسئلة ربا و بانك، ص 120)
وقتي بنابراين شد كه رشتههاي تخصصي علمي تقسيم شود ، زنان بايد رشتههايي را بخوانند كه با ذوق و استعداد خود آنها و احتياجات جامعه وفق دهد. (ده گفتار، ص 184)
مردان حقيقت خود ميميرند، اما مكتب و عشقي كه برميانگيزند با گذشت قرون تابندهتر ميشود. (جاذبه و دافعة علي عليهالسلام، ص 30)
اگر در جامعهاي عدالت اجتماعي برقرار نباشد، پاية معنويت متزلزل خواهد بود. (آيندة انقلاب اسلامي ايران، ص 179)
هر علمي كه به حال مسلمين مفيد باشد و گرهي از كار آنان باز كند، آن علم فريضة ديني و علم ديني است. (ده گفتار، ص179)
بزرگترين هديهاي كه يك رهبر به ملتش ميتواند بدهدايمان به خود است، يعني آن ملت را به خودش مؤمن و معتقد كند كه زير بار استبداد و استعمار نرود. (پيرامون انقلاب اسلامي، ص 139)
مكتب واقعبين و واقعگراي اسلام، اقتصاد را زيربنا نميداند، اما نقش اساسي آن را نيز ناديده نميگيرد. (ده گفتار، ص 309)