ابتدائی- موسي حسيني راوندي:
سال تحصيلي جديد شروع شده است و تا چند وقت ديگر، باز هم همان دغدغههاي قديمي به سراغ دانشآموزان و والدينشان ميآيد.
نمرههاي 20 كلاس تشويق ميشوند و نمره متوسطها، سرزنش و نمره پايينها، مردود، تا بوده، همين بوده. دوباره نمرهها به دانشآموزان شخصيت ميدهد و فرق 20 و 12 كلاس را از نحوة رفتار والدين و معلمان و بزرگترها ميتوان فهميد. گيرم كسي كه 20 نگرفته، درس را هم بيشتر فهميده باشد، ولي نمرهاش، نمرة متوسطي است. گيرم نمرة 20 كلاس، فقط درسها را حفظ كند و سالها هم شاگرد اول كلاس باشد بدون اينكه بفهمد حفظياتش به چه كارش ميآيند، بدون اينكه درس را بفهمد. تشويقهاي پس از گرفتن نمرة 18 به بالا ارزش آن را دارد كه به زور حفظ كردن درسها هم كه شده، به افتخارِ بزرگِ شاگرد اولي و تشويق شدن و لوح تقدير و سرافرازي در بين دوستان و فك و فاميل نايل آيي. همة ما هميشه دغدغة نمره گرفتن را پشت سر گذاشتهايم و اين دلهره و اضطراب، در دوران دبستان چيز ديگري بود.

اما سه سال است كه طرحي آزمايشي در بعضي مدارس كشور اجرا ميشود، بلكه نظام ارزشيابي دانشآموزان مقطع ابتدايي بر اساس نمره، حذف شود و به جاي نمره و كميت، درك مفهوم و كيفيت حرف اول را بزند. اين طرح آزمايشي به «ارزشيابي توصيفي» معروف است؛ طرحي كه ميخواهد سيستم آموزشي ما را زير و رو كند. از يك به هزار. بزرگترين اشكالي كه ميتوان بر نظام آموزشي كشور در مدارس وارد كرد، اتكاي آن بر مبناي كميت و نمره است. در حالي كه اساسا امروزه در دنيا محور آموزش به كودكان و نوجوانان درك مفهوم است نه نمره و كميت.
از چند سال پيش برخي از صاحبنظران در امور آموزش و پرورش طرحي را مورد بررسي قرار دادند كه با آن ولو به طور آزمايشي در بعضي مدارس كشور نظام درك مفهومي جايگزين نظام نمرهدهي دانشآموزان شود. اين طرح كه طرح «ارزشيابي توصيفي» نام گرفت، در آبان ماه سال 81 تصويب شد و در همان سال تحصيلي 82-81 در 25مدرسه و به صورت آزمايشي به مرحلة اجرا گذاشته شد.
بلافاصله پس از اجراي اين طرح كه ارزشيابي دانشآموزان نه بر اساس نمره، بلكه بر اساس درك آنها از دروس ارائه شده انجام ميشود، سر و صداي بسياري بلند شد و صف موافقان و مخالفان طرح شكل گرفت.
با اين وجود طرح «ارزشيابي توصيفي» در سال تحصيلي 83-82 نيز ادامه يافت و با مجوز شوراي عالي در 200 كلاس پاية اول به اجرا درآمد. سال تحصيلي بعد، دايرة مدارس مورد آزمايش گستردهتر شد و در سال تحصيلي 84-83، 300 كلاس پايه اول و 200 كلاس پايه دوم ابتدايي نيز مورد آزمايش قرار گرفتند. از مهر ماه امسال نيز گسترة اين طرح بيشتر شده است و در هزار كلاس درس دورة ابتدايي، ارزشيابي به شيوة توصيفي صورت ميپذيرد و قرار است پس از طي دورة آزمايشي و ارزيابي از چگونگي موفقيت يا عدم موفقيت اين طرح، آموزش و پرورش نسبت به سراسري كردن طرح در تمامي مدرسههاي دورة ابتدايي اقدام كند.
اما پيش از اين طرح نيز، مشكلات موجود در سيستم نمره دِهي، كارشناسان را به فكر ارائة طرحي براي برطرف كردن مشكلات موجود انداخته بود كه سيستم «ارزشيابي مستمر» كه هم اكنون در سطح مدارس اجرا ميشود، نتيجة آن بود.
اما به گفتة كارشناسان، طرح ارزشيابي مستمر هم نتوانست جاي خود را در نظام آموزشي كشور باز كند. همين عدم توفيق، مقدمات تولد سيستم ارزشيابي توصيفي را فراهم كرد.
ما به كيفيت آموزش ميانديشيم!
جامه بزرگ، مدير كل دفتر ابتدايي و پيش دبستاني وزارت آموزش و پرورش در اينباره ميگويد: «دانشآموزان در دورههاي تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان از تواناييهاي متفاوتي برخوردارند. در اين ميان دانشآموزان كمتري ميتوانند اطلاعات خود را به صورت مكتوب منتقل كنند و ما بايد براي اينكه انتقال اطلاعات دانشآموزان را سر و شكل مناسبتري ببخشيم، براي سنجش آنها، راهكارهاي مختلفي را داشته باشيم.
جامه بزرگ معتقد است «با توجه به اينكه دانشآموزان دبستاني تحليل مناسبي از نمره ندارند، در همان ابتداي تحصيل و بر اساس نظام ارزشيابي بر پاية نمره، لطمات فراواني ميخورند و سرزنشها براي كسب نمرات بالاتر، جهتدهي آموزشي را كاملا منحرف ميكند. تلاش ما اين است كه يادگيري دانشآموزان را با عملكردشان و بهصورت مفهومي ارزشيابي كنيم و از كميت فاصله بگيريم.»
آرامش خاطر براي مسافر كوچولو
يكي از كارشناسان مسؤول اجراي طرح ارزشيابي توصيفي در مقطع ابتدايي نيز در اين زمينه مهمترين محور اجراي طرح را تغيير مقياس كمي صفر تا بيست به مقياس رتبهاي و حذف نمره از سه سال ابتدايي بيان كرده و ميگويد: «به تبع اين امر، كارنامه و ساختار آن هم عوض شده است، به اين معنا كه ديگر چيزي به نام كارنامه در مدارس تحت پوشش وجود نداشته و عنوان كارنامه برداشته و گزارش پيشرفت تحصيلي دانشآموزان، جايگزين شده است.»
وي ادامه ميدهد: «اين گزارش پيشرفت تحصيلي حالت توصيفي داشته و معلم نيز به بررسي وضعيت تحصيلي و جنبههاي عاطفي، جسماني و اجتماعي دانشآموزان ميپردازد.»
اين كارشناس تغيير رويكرد كلي ارزشيابي پاياني به تكويني را از ديگر محورهاي اجراي طرح خوانده و خاطرنشان ميكند: «سياست كلي ارزشيابي تاكنون، اندازهگيري يادگيري دانشآموزان بوده است، اما هم اكنون ارزشيابي به ياري يادگيري آمده و از اين پس اضطراببرانگيز و اضطرابزا نخواهد بود. به همين سبب يكي از شعارهاي اين طرح، آرامش خاطر مسافر كوچك يادگيري است.» به گفتة وي، بر اين مبنا دانشآموزان تحت پوشش طرح ارزشيابي توصيفي، ديگر امتحان پاياني ندارند و بـــعد از پـــــايان دوره، جـــشـن فارغالتحصيلي ميگيرند.
تفويض اختيار به معلم
مدافعان طرح ارزشيابي توصيفي در مقطع ابتدايي، به تنوع بخشي به ابزارهاي ارزشيابي در اجراي طرح اشاره ميكنند و ميگويند در شيوة سنتي، معلم تنها از امــتحان كــتبي يـا
مدادي ـ كاغذي به عنوان ابزار منحصر به فرد اطلاع از وضعيت پيشرفت تحصيلي دانـــشآمـوزان استــفـاده ميكرد، اما در اين شيوه، امتحانات و آزمونهاي كاغذي، تنها يكي از ابزارها بوده و پوشة كار، مشاهده، آزمونهاي عملكرد و حتي تكاليف طول سال، معيارهاي ديگر ارزشيابي هستند.
در اين طرح تصميمگيري دربارة ارتقاي دانشآموز به پايهاي بالاتر نيز به عهدة معلم گذاشته شده و قبولي و مردودي نيز برعهدة اوست.
استدلال طراحان اين سيستم ارزشيابي براي تفويض اختيار بيشتر به معلم اين است كه تنها فردي كه بهدرستي از قابليتها و آمادگيهاي دانشآموزان مطلع است، معلم اوست. بنابراين در كنار اين كه محور اصلي كار بر روي «آموزش معلمان اجراكنندة طرح قرار گرفته»، تصميمگيري نهايي براي ارزشيابي كيفي دانشآموزان نيز كاملا برعهدة معلمان خواهد بود.
آنچه مسلم است، آزمونهاي سنتي به دليل ساختار خود، به خواست و نياز افرادي غير از آزمون شونده پاسخ ميدهند و اغلب به رتبهبندي كردن دانشآموزان ميانديشند. آزمونهاي سنتي بر نقاط ضعف دانشآموز تأكيد دارد و در مورد پيشرفت دانشآموز حساس نيست.
اطلاعات حاصل از چنين آزمونهايي نيز نه تنها در آموزش دانشآموز نقشي ندارد بلكه به نوعي اعتبار قضاوت معلم را هم خدشهدار ميكند. علاوه بر اين در كاهش اعتماد به نفس دانشآموز هم نقش بسزايي دارد. تمام حرف طراحان ارزشيابي توصيفي نيز همين است. «هدف اساسي ارزشيابي توصيفي يا كيفي رفع معضلات آزمونهاي سنتي و بهبود كيفيت يادگيري و ارتقاي سطح بهداشت رواني محيط ياددهي – يادگيري است.»
منتقدان وارد ميشوند
اما طرح ارزشيابي توصيفي، منتقدان خاص خود را نيز دارد. منتقدان، اين طرح را تقليدي نادرست از جوامع بيگانه ميدانند و جايگزيني اين سيستم را با سيستم كنوني، علمي نميدانند.
مرتضي حسن بيگي، متخصص امور تعليم و تربيت، ضمن تأكيد بر اينكه ايجاد تغيير در شيوههاي ارزشيابي كنوني پايههاي ابتدايي، بدون نظريهپردازي صحيح علمي، غيرممكن است و آموزش و پرورش را به چالش خواهد كشاند، ميگويد: «براي عملي شدن چنين امري حداقل به 100 تا 150 سال زمان نياز داريم. در حالي كه بانيان اين طرح، مدت زمان اجراي طرح آزمايشي را 3 سال عنوان ميكنند. مگر ميتوان در عرض 3سال، نتايج و بازخوردهاي اين طرح را سنجيد؟
حتي در صورت موفقيت اين دانشآموزان (كه در اين طرح آزمايش ميشوند) بايد صبر كرد و ديد نتيجة چنين سيستم آموزشياي براي اين دانشآموزان در مقاطع بعدي تحصيلي چه خواهد بود. چرا كه نتايج اين طرح با پايان يافتن بازة مورد آزمايش كه سه سال اول ابتدايي است، پايان نخواهد يافت. اين دانشآموزان را بايد در مقاطع بعدي نيز تحت نظر داشت و نتايج چنين سيستمي را در بلند مدت نيز مشاهده كرد.
وي ميگويد: در ارتباط با جايگزيني شيوههاي ارزشيابي توصيفي، مسألة مهمتر از «دانشآموزان مورد آزمايش»، وجود نظام آموزش كيفي اعم از مدرسه، معلم و مديران كيفي است.
ما و مابقي دنيا!
سابقة چنين طرحهايي كه سنجش دانشآموزان بر اساس شاخصهاي كيفي صورت ميگيرد در دنيا به سال 1930 بر ميگردد و طرح تازهاي نيست. حتي در كشور خودمان نيز يك بار در سال 1344 چنين طرحي اجرا شد، اما پس از مدتي به علل نامعلوم متوقف شد.
به هر حال در بيشتر كشورها، حداقل در دورة ابتدايي از روشهاي كيفي سنجش و ارزشيابي استفاده ميكنند و براي مشخص كردن ميزان رشد علمي دانشآموزان از مقياسهاي توصيفي بهره ميبرند.
در كشور ما نيز هر چند پيش از انقلاب يك بار و در مقطع كوتاه اين سيستم آزمايش شده، اما در طول تاريخ آموزش و پرورش ايران، اين اولين بار است كه يك روش كاملا توصيفي – كيفي، طراحي و به طور آزمايشي به اجرا در ميآيد.
بياييد خودمان را دور نزنيم!
خيلي خوب است كه ما قرار است دغدغة امتحان و آزمون را به زبالهدان تاريخ آموزش كشور بفرستيم و مقياس كمَّي صفر تا بيست را فراموش كنيم. خيلي خوب است كه قرار شده دانشآموزاني شاگرد اول حساب شوند كه دروس را فهميدهاند، نه اينكه آنها را حفظ كرده و 20 گرفتهاند. چقدر خوب كه قرار است «ارزشيابي براي يادگيري» باشد و نه «ارزشيابي از يادگيري». ولي مگر قرار نيست همين دانشآموزان را كه اين همه وقت و برنامهريزي و انرژي صرف آنها شده و مثل موش آزمايشگاهي، سيستم جديد «ارزشيابي توصيفي» را بر روي آنها آزمايش كردهايم، سالها بعد در برابر كنكوري قرار دهيم كه بنيان و اساس آن حفظيات است و بس؟! كنكوري كه قاتل يادگيري بر اساس مفهوم است.» و دانشآموزان را به طرز وحشتناكي به سمت تستزني سوق ميدهد. آزمون پراضطرابي كه يادآور آزمونهاي پراضطراب سالهاي اول دبستان است و نمره بيستهاي كنكور، «نخبه» محسوب ميشوند و نمره پايينها، مردودي و «پشت كنكوري»!
پرورشيافتگان سيستم «ارزشيابي توصيفي» قطعا از بازندگان كنكوري خواهند بود كه مبناي آن حفظيات و سرعت در انتقال آن است!