Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
در سايه‌ مونت‌پله شعري سرودم
شاعران- ترجمه - آمنه فرخی:
امه سزر شاعر، سياستمدار و نمايشنامه نويس فرانسوي، به‌عنوان يكي از مؤثرترين صاحبان نفوذ در ادبيات فرانسه شناخته‌ شده است.

او نه تنها شاعر و نمايشنامه نويسي توانا بود بلكه به يقين يكي از پرقدرت‌ترين روشنفكران و مخالفان استعمار فرانسه در آفريقا و كارائيب به حساب مي‌آمد.

امه سزر 25 ژوئن 1913 در جزيره‌اي از مجمع الجزاير آنتي فرانسه با نام مارتينيك به دنيا آمد. مادر سزر خياط و پدرش بازرس اداره ماليات بود. او در دوران تحصيل به گفته مديران و معلمان دبيرستانش شاگردي نابغه و باهوش بود، از اين‌رو معلمان وي بارها او را به ادامه تحصيل در فرانسه تشويق مي‌كردند.

سزر در سال 1932 در زمان دانشجويي نشريه‌اي را با عنوان دانشجوي سياه منتشر مي‌کرد. او در اين نشريه براي نخستين‌بار شرايطي را فراهم آورد كه نويسندگان سياه‌پوست بتوانند شيوه‌هاي نگارش ادبيات سنتي را آزادانه مورد نقد و بررسي قرار دهند.

او در سال‌هاي پاياني تحصيل در دانشگاه محل تحصيلش به‌مدت کوتاهي به‌عنوان استاد در دانشگاه مشغول به تدريس شد. در اين سال‌ها آشنايي سزر با شاعر نامدار سنگالي- لئوپولد سدار سانگور- تحولات بسياري را در مسير زندگي او به وجود آورد.  دفترچه بازگشت به سرزمين مادري را - كه سزر در آن براي اولين بار واژه معروف سياه‌وارگي را مطرح كرد- شايد بتوان يكي از مهم‌ترين نتايج ملاقات‌هاي سزر با سانگور دانست.

كارنامه ادبي-هنري امه سزر اگر چه از نظر تعداد چندان چشمگير نيست اما به لحاظ محتوا و قوام اثري بسيار پربار و قابل تامل است. سزر در طول اين سال‌ها در مجموع 14 اثر در زمينه شعر، نمايشنامه و جستار منتشر كرده و در كنفرانس‌ها و همايش‌هاي بين‌المللي مختلفي سخنراني كرده است. فصلي در كنگو، يك توفان و دفترچه بازگشت به سرزمين مادري از جمله برجسته‌ترين آثار اوست. امه سزر اين شاعر سياه‌پوست متعهد و مبارز فرانسوي آوريل سال‌جاري در سن 94 سالگي بر اثر كهولت سن و بيماري‌هاي ناشي از آن در بيمارستان پير زوبدا كيتمن شهر فورت‌دوفرانس فرانسه چشم از جهان فرو بست.

آنچه مي‌خوانيد گزيده‌اي از مصاحبه آرمسترانگ اسكاربرو با امه سزر، شاعر پرآوازه فرانسوي پيرامون فضاها و منابع الهامي سزر در سرودن اشعارش است.

  • همواره در زمان‌هاي مختلف به دوران كودكي خود اشاره كرديد كه با پدر و مادر و 5 خواهر و برادر در شهر ساحلي در كنار آتش‌فشان مونت‌‌پله روزگار خوشي را گذرانده‌ايد. از علاقه‌تان به جزاير مارتنيك كه مملو از درختان، گياهان خودرو، صخره‌ها، كوه‌هاي آتش‌فشان، مرداب‌ها و... بود سخن گفتيد. به‌نظر مي‌رسد اين فضاها و طبيعتي كه در آن زندگي كرديد احساس ويژه‌اي را در شما برمي‌انگيزاند به حدي كه نشانه‌ها و علايم عشق به آن را به‌طور بسيار قوي در نوشته‌ها، اشعار و قلم شما مي‌توان يافت.

وقتي كه مي‌خواستم خودم را بهتر بشناسم، به اين نتيجه رسيدم كه بهترين تعريف از من در سايه اين چشم‌انداز و طبيعت به‌دست خواهد آمد. پس از آن توجه‌ بيشتري را به محيط اطرافم داشتم و دريافتم كه اين مسئله مهم‌ترين عامل براي شناسايي خود است. در مونت پله درختان با من صحبت مي‌كردند. من نمي‌دانم كه مي‌توانستم با آنها سخن بگويم يا نه اما مي‌دانم كه آنها با من صحبت مي‌كردند و مرا در شرايط مختلف تفسير مي‌كردند.

طبيعت، درختان، سنگ‌ها، هرگوشه از خاك مونت‌پله، آتش‌فشان‌هاي آن ترجمان‌هاي مختلفي از شخصيت مرا و خويشتنم را به تصوير مي‌كشيدند. البته در اين ميان آتش‌فشان‌ها برايم خارق‌العاده و شگفت‌آور بودند. وقتي به مونت پله نگاه مي‌كردم از انرژي زيادي سرشار مي‌شدم، اين نيرو از اعماق كوهستان بيرون مي‌آمد؛ از عميق‌ترين نقاط زمين، وقتي مواد معدني مذاب زير نور درخشان خورشيد به بيرون پرتاب مي‌شدند تصوير فوق‌العاده زيبايي را پيش‌روي داشتم كه هرگز فراموش نخواهم كرد.

 اينها درس‌هاي بزرگي‌ براي من بودند كه درباره‌شان خواندم و نوشتم... مردم مي‌گويند آتش‌فشان ولكانو به مرگ خود نزديك و خاموش شده اما اينطور نيست. ولكانو نمرده و هنوز يكي از بزرگ‌ترين درس‌ها براي ماست؛ با همه انرژي و نيروي فوق‌العاده‌اش؛ با هرآنچه در دل دارد و روزي بيرون مي‌ريزد. يكي از همين روزها.... ما نيز همچون ولكانو روزي منفجر خواهيم شد و طغيان خواهيم كرد و اين طغيان عين زندگي است. پس مونت‌پله و سرزمين من ارزش نوشتن را داشت و من درباره آنها نوشتم.

  • از طغياني صحبت مي‌كنيد كه در سال 1925 در شهر سنت‌پير موجب مرگ تمامي ساكنان شهر شد. در اين حادثه تنها 2نفر زنداني از طغيان آتش‌فشان جان سالم به در بردند و سلامت خود را مديون ديوارهاي غيرقابل نفوذ زندان هستند. طغياني كه توصيف مي‌كنيد جز مرگ تعداد زيادي از ساكنان سنت‌پير، ارمغان ديگري با خود به همراه نداشت؟

به هرحال من هرگاه كه به ولكانو نظر مي‌كنم، احساس شادي دارم. شما بايد متوجه باشيد كه چرا من ولكانو را اينگونه مي‌پرستم. چون ولكانو اين طور كه از او ياد مي‌شود، فقط يك ويرانگر و مخرب نيست. مردم از آن به‌عنوان فاجعه و بلا ياد مي‌كنند. اما ولكانو هنوز به اعتقاد من ويژگي‌هايي دارد كه آن را ممتاز و سودمند مي‌كند و اين دليل اهميت آن است. ولكانو به‌وجود آمد، او خودبه‌خود به وجود آمد، خودش را ساخت و مردم اين سرزمين را نيز به‌خود آورد. بله، ولكانوي سنت‌‌پير، ما را ساخت و من را ساخت و شعر را در من تقويت كرد. ولكانو با جنگل‌هاي كاپوك و طبيعت زيبايش مرا شاعر كرد.

  • افراد زيادي به شعر شما علاقه‌مندند و شما را شاعري موفق مي‌دانند. در اين‌باره چه فكر مي‌كنيد؟

خير، من هرگز شعر را به‌عنوان يك ژانر ادبي در نظر نداشتم و با اين نگاه شعر نسروده‌ام. در حقيقت اين تصور را از شعر نداشتم و ندارم.

گاهي شعري سرودم اما در حال حاضر شعر نمي‌گويم و از اين فضا بسيار دورم. به اين دليل نيست كه وقت و فرصت آن نبوده، اين مسئله به اين دليل اتفاق افتاده كه شعر براي من به‌عنوان يك معرفت و وقوف دروني بروز پيدا مي‌كند كه مرا به حركت و كنش وا مي‌دارد. همين دليل موجب شد تا به سوررئاليسم نگاه ديگري داشته باشم. چون اين مكتب را در مسير و شيوه زندگي درك كردم.

  • سوررئاليسم را چگونه يافتيد؟

 آنچه از سوررئاليسم مرا مجذوب خود كرد، توان و قابليت آن در لايه‌هاي پنهان و نهفته اين مكتب بود. در عمقي بود كه به مرور نمايان مي‌شد، در لايه‌هاي فراواني كه يكي يكي مي‌شكست و مرا با خود به عميق‌ترين سطح‌ها و طبقات اقيانوس ژرف و پايان ناپذير معنا مي‌برد و اين مسئله، همين لايه‌ها و مفاهيم چندگانه در شعر قوت بزرگي است. براي من شعر يعني همين؛ اينكه لايه‌هاي پيدا و پنهانش را بشكافي و به عمق آن نفوذ كني.

  • و اين عمق و نفوذ آيا باعث شد تا شناخت بهتري از خود داشته باشيد؟

در اين مورد چيزي نمي‌توانم بگويم. وقتي كه خواستم خودم را بشناسم، طبيعت و سرزمينم بسيار كمك‌كننده بود و همين‌طور شعرهايي كه مي‌گفتم.از اين راه بصيرتي يافتم كه آن را مديون بازخواني‌هاي بسيار اشعارم هستم. در اصل شعرهايم باعث شدند تا خودم را بهتر بشناسم. شعر براي من وسيله‌اي است كه به من اجازه مي‌دهد در خودم فرو‌روم، در خيالات، افكار، روياها و ترس‌هايم غوطه‌ور شوم و آنها را بهتر بشناسم.

به اين واسطه شعر مرا با دانشي آشنا كرد كه به گونه‌اي آن را در كتاب دفترچه بازگشت به سرزمين مادري آورده‌ام. در حقيقت با شعر جدال و مبارزه‌اي در درونم اتفاق افتاد كه موجب يك انقلاب دروني در من شد و مرا وادار به حركت كرد و از من آنچه را ساخت كه حالا پيش‌روي شما نشسته است.

منبع: The new gone magazine

تاریخ درج: 14 اردیبهشت 1387 ساعت 08:49 تاریخ تایید: 14 اردیبهشت 1387 ساعت 09:49 تاریخ به روز رسانی: 14 اردیبهشت 1387 ساعت 09:48
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است