اجتماع- تهمينه حدادي:
سالن پرشده است از موسيقي و رنگهاي شاد.سالن پرشده است از دستهاي مواج.
اينجا يك گروه شالهاي رنگي سر كردهاند، يك گروه لباسهايي دارند كه رويشان گل و خانه و درخت نقاشي شده است و من در اين سالن، پشت صحنه يك اتفاق مهم ايستادهام.
اينجا همه كودك و نوجوانند و همه آوازخوان.
* انگار دو روز از آخرين روزهاي فروردين يكي شدهاند و نوجوانها را به خود خواندهاند و آنجا، در سالني كه آن انتهاست، هيات داوران نشستهاند تا به بهترين سرودها نمره بدهند.
اينجا كجاست؟ يك جشنواره؟ آن تابلوها كه يك هفته قبل در سطح شهر تهران به بيلبوردها بود چه بود؟ رويشان عكس زمين بود و محيط زيست. رويشان نوشته بود «اولين جشنواره سرودهاي زيست محيطي كشور، ويژه كودكان و نوجوانان.»
* همه چيز از چند سال قبل شروع شد.
سران كشورهاي جهان در يك جلسه اعلام كردند كه دولتها موظفند در فعاليتهاي مربوط به توسعه پايدار و بهبود محيطزيست منافع كودكان را در نظر بگيرند و بقا، حفاظت محيط و رشد كودكان را تضمين كنند.
حالا« محمدهادي حيدرزاده» مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست چه ميگويد؟
«كودكان و نوجوانان نه تنها در تصميمسازيهاي كلان كشورها نقش مهمي دارند، بلكه توجه خاص مردم به فرزندان خود و يا به تعبير ديگر فضاي فرزندسالاري موجود در جوامع امروزي، بهترين موقعيت براي فرهنگسازي و اصلاح رفتارهاي اجتماعي در ابعاد گوناگون
به شمار ميآيد.»
اينجا كجاست؟
جشنواره سرود.
* مركز آموزشهاي اجتماعي شهرداري منطقه 9، ساختمان زيبايي است. يك سالن اصلي دارد و يك سالن كوچك كه پشت صحنه است. ميروم پشت صحنه.
غزاله استادمرادي، بهاره هنرمند، آيدا شيري، زهرا منتهايي، آذين عسگري و خيلي هاي ديگر، كه همگي شال هاي رنگي سر كرده اند، اينجا هستند؛ آمدهاند براي سرودخواندن، كلي تمرين كردهاند.
امروز روز دخترهاست. فردا قرار است پسرها بيايند. محمدهادي حيدرزاده ميگويد: «همهچيز طي 2 ماه اتفاق افتاده، فراخوان دادهاند، كارها را گزينش كردهاند و حالا در اين دو روز 35 گروه از مناطق مختلف تهران براي مسابقه نهايي آمدهاند.»
ميپرسم: هدف از برگزاري اين مسابقه چه بوده؟
ميگويد: «تفاهمنامهاي بين شهرداري و آموزش و پرورش امضا شده. ما با توجه به تجربه كشورهاي توسعهيافته، فهميدهايم كه آموزش در قالب فرهنگ و هنر بسيار تأثيرگذار است، پس تصميم گرفتهايم در قالب سرود، تئاتر و... مسايل زيستمحيطي را به جامعه آموزش بدهيم و متوجه شديم كه آموزش به كودكان و نوجوانان بسيار تأثيرگذارتر از آموزش به بزرگترهاست.»
ميگويم: براي آموزش نگهداري از محيط زيست برنامهاي هم داشتهايد؟
ميگويد: بله، طرح همياري محيط زيست در مدرسه ها براي دانشآموزان و طرح معلمان سبز. ما حتي به معلم ها درباره زباله و ترافيك آموزش دادهايم و قرار است از آنها هم امتحان بگيريم.
* با بچههاي مدرسه حضرت زينب س كه وارد بحث ميشوم كلي حرف دارند، بيشتر از اينكه اين مسابقهها را مسابقه سرودخواني بدانند، به جنبه محيطزيستي آن توجه دارند. حتي خانم «ماندني» كه مدير مدرسه شهيد آويني است، ميگويد: «اين جشنواره خيلي خوب است، چون توانسته است به طور غيرمستقيم به آشنايي دانش آموزان در داشتن شهر سالم و محيط زيست كمك كند.»
او ميگويد خوشحال است كه اين طرحها در مدرسهها اجرا ميشود، چون بايد اين چيزها را به كوچكترها ياد داد، نه به بزرگترها.
آقاي حيدرزاده ميگويد: «آنقدر استقبال خوب بوده كه قرار است دور دوم آن در دهه فجر اجرا شود.»

* سرودخواندن عادت شده، سرودها عادي شدهاند، بهنظر من بايد سرودي بسازيم كه واقعاً همه را متحول كند.
- فرهنگ استفاده درست از محيطزيست جا نيفتاده. ما بايد عاقبت نابودي محيط زيست را به همه بگوييم.
- كساني را كه روي زمين آشغال ميريزند بايد جريمه كرد.
- بعضيها راحتي را به داشتن شهر تميز ترجيح ميدهند.
- من خودم هيچ وقت روي زمين آشغال نمي ريزم. اما دختر خاله ام چرا!
- ولي دختر خاله من كارشناس محيط زيست است نمي توانيم جلوي او تكان بخوريم.
اينها را نوجوانها ميگويند وقتي درباره محيطزيست و درباره سرودخواني از آنها
مي پرسم. مي پرسم در باره كساني كه نميدانند چهطور با محيطزيست رفتار كنند، چه نظري داريد؟ و آنها مي دانند كه ممكن است تا چند سال ديگر زمين نابود شود.
* از يونيسف آمدهاند، از وزارت آموزش و پرورش، از شهرداري تهران.
اينجا، اولين جشنواره سرودهاي زيستمحيطي است.
نام سرودها چيست؟
تولد كاغذ، نظافت شهري، هواي پاك، رفتگر شهر، انسان و طبيعت، شهر آرزوها.
- جايزه هم ميدهند؟
* 5 گروه برنده ميشوند.
- اختتاميه چه زماني است؟
* فردا.
وقتي اين گزارش را مينويسم هنوز برندگان معلوم نيستند.اما اينها كه مهم نيست، مهم اين است كه اين روزها انگار خيليها دارند به نوجوانها توجه ميكنند.به اينكه آنقدر بزرگند كه ميتوانند زمين را نجات دهند، انگار ديگر همه مي دانند تحول هاي بزرگ از جمع هاي كوچك و حتي كم سن وسال تر شروع مي شود..
اينجا پر از صداهاي شاد است كه گهگاه غمگين ميشوند؛ زماني كه از دود و زباله گفته ميشود. اينجا اولين جشنواره سرودهاي زيستمحيطي است.
* پيوست:
اين جشنواره دو بخش جنبي هم داشت.
دم در ورودي مجلهاي ميدادند كه تمام شعرهايي را كه قرار بود اجرا شوند در آن نوشته بودند تا بهعنوان يادگاري براي همه بماند...
بخش دوم هم نمايشگاه كاردستي بود كه بيشتر آنها با وسايل بازيافتي ساخته شده بودند. يكي از شيشه نوشابه استفاده كرده بود و ديگري از چوب بستني. همه نوجوانها از وسايل دورانداختني چيزهاي جالبي ساخته بودند.