رسانهها- كامليا مافي:
انتقال جريان عظيم علم و فناوري به ميليونها انسان ساكن كره زمين در شرايطي كه يافتههاي علمي بشر تقريبا در هر 10 سال دو برابر ميشود و اطلاعات همراه آن نيز در اين مدت 8 تا 10 برابر افزايش مييابد، نيازمند مجراي ارتباطي خاصي با سرعت مخابره فوقالعاده است.
همين نياز نيز سبب ميشود تا بيش از پيش وجود ابزار ارتباطي و رسانهاي به نام ماهواره احساس شود.
فناوري ماهواره عاملي قوي براي تغيير و دگرگوني است و ابزار مفيدي براي استفاده انسان از آخرين پديدههاي علمي و زندگي دلخواه بشري به حساب ميآيد، اما چگونگي استفاده از اين فناوري و نقش آن در اطلاعرساني و اهميت استفاده از آن براي كشورهايي همچون كشور ما از مسائلي است كه بايد با دقت و ريزبيني خاصي به آن پرداخته شود.
متأسفانه كشورهايي همچون ايران درباره نحوه استفاده از ماهواره و تاثير آن بر مسائل سنتي، اجتماع و فرهنگ و...تصور و نقشي جز انتقالدهنده برنامه تلويزيون؛ آن هم از نوع سرگرمكننده و تبليغاتي آن ندارند.
همين افكار نادرست باعث به وجود آمدن شك، ترديد، خشم و نفرت ميشود و اين در حالي است كه امروزه ماهواره زير بناي ساختار ارتباطات و اطلاعات است و هيچ كشوري را نميتوان از اين پديده بينياز دانست.
البته نبايد فراموش كرد كه استفاده نابجا از اين ابزار ميتواند موجب ويرانگري و مصيبت در جامعه شود و به همين دليل است كه تصميمگيران و سياستگذاران كشور ما بايد قبل از اينكه به فكر مبارزه با اين فناوري و يا جلوگيري از اشاعه آن شوند، بايد بينديشند كه چگونه ميتوان از آن بهصورت مناسب استفاده كرد و راه صحيح استفاده از اين فناوري را به مردم بياموزند.
اما پرسش قابل طرح این است که آیا با ممنوع كردن استفاده از ماهواره، با علم و وقوف به سرعت چشمگیر پيشرفتهای فناوری و تمایل شدید بشر به فراگیری از طریق دستیابی به جدیدترین اخبار و اطلاعات، ميتوان از ابزار رسانهاي ديگر براي پاسخگويی به نیازهای مذکور بهره برد؟
از اينرو تصميم گرفتيم به سراغ دكتر مهدي محسنيانراد، عضو هيات علمي گروه ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) برویم. او كه تاكنون 3 بار بهعنوان پژوهشگر برگزيده كشور انتخاب شده است، نخستین پژوهش درباره پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی از ماهواره را در سال 1373 به سفارش مركز پژوهشهای مجلس شوراي اسلامي در ایران انجام داده است.
- ريشه مخالفت سياستگذاران ايران با ماهواره از كجا نشأت ميگيرد؟
زماني كه ايرانيان براي نخستين بار حضور خود را در دهكده جهاني حس كردند، درست وقتي بود كه امواج پخش مستقيم برنامههاي تلويزيوني ماهواره بر فراز آسيا از جمله ايران آغاز شده بود و از آنجايي كه محتوي برنامههاي فرستنده ماهوارههاي بيگانه نه تنها با معيارهاي انقلاب اسلامي همخواني نداشت، بلكه در مواردي نيز تعارض داشت و همين امر سبب شد كه از همان آغاز، راديو و تلويزيون ايران، به نقل از دولتمردان اين پديده جديد را طرحي تازه عليه كشورهاي تحت سلطه و عملا نوعي تهاجم مطرح كنند و آن را تهاجم فرهنگي بنامند.
- آيا ميتوان همچنان با شيوه كنوني به اجراي قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره در ایران ادامه داد؟
بهنظر من در آينده، هجوم فناوريهاي ذخيره و پردازش اطلاعات چنان خواهد بود كه به كمك هوش مصنوعي ضمن آنكه ترجمه همزمان زبانهاي گوناگون براي انسانهاي سياره زمين عملي خواهد شد، امكان ايفاي نقش فرستنده و گيرنده پيام نيز به نحو شگفتانگيزي افزايش خواهد يافت و سپهر ارتباطات جهان در اختيار انسانهايي قرار ميگيرد كه خواهند توانست هر دو نقش ارتباطگير و ارتباطگرا را ايفا كنند.
در آن شرايط عصر انحصار رسانهها پايان خواهد يافت و انسان، به انسان گزينشگر پيام تبديل خواهد شد و اين پديده خود سبب ميشود که مخاطبان رسانهها بر حسب نيازهاي ارتباطي و سلايق گوناگون خود، شبيه شيشههاي متداخل رنگين، گزينشگر پيامهاي همرنگ منطبق با نيازهاي متکثر خود شوند؛ پديدهاي که ميتوان آن را «همپوشاني چندرنگ» ناميد.
- آيا ميتوان در چنين فضايي در برابر امواج ماهواره مقاومت كنند؟
در چنين وضعيتي اگر كشوري بخواهد چشمان خود را روی واقعیات ارتباطات در جهان آینده نبندد، بايد واقعيات موجود را پذيرفته و با آيندهنگريهاي صحيح كوشش كند رسانههای ایران بتوانند نقش واسطه در تعامل ميان منابع قدرتی چون اقتصاد، دولت، مذهب و آموزش و پرورش از یکسو و ملت از سوي ديگر را ایفا کند.
جمعآوري آنتنها، جريمه دارندگان آنتنها و... اقدام مؤثر و پايداري براي ايجاد فرهنگ درست استفاده از اين ابزار رسانهاي نیست و با توجه به سرعت روزافزون رشد علم و فناوري نبايد فراموش كرد كه در آينده ديگر نياز به داشتن رسيورها و آنتنهاي مختلف ماهوارهاي نخواهد بود و هر شخص ميتواند با داشتن كيتهاي داخل تلويزيون خود به راحتي برنامههاي كانالها و شبكههاي ماهوارهاي موردنظرش را تماشا كند.
- وضعيت و سرانجام ماهواره و تلويزيون داخلي ايران را چطور ميبينيد؟
فرض كنيد 2 نفر تصميم گرفتند كه يك كفش مناسب، راحت و باب ميل خود را تهيه كنند. يكي از آنها به محلي همچون خیابان باغ سپهسالار تهران که جای بازار کفاشهای قدیم را گرفته ميرود و در ميان صدها كفش، بهترين كفشي را كه با سليقه وي همخواني دارد، تهيه ميكند.
اما ديگري در يك شهرك كوچكي كه با شهر كيلومترها فاصله دارد زندگي ميكند و تنها يك مغازه كفاشي در داخل آن شهرك وجود دارد و اين فرد مجبور است بين تعداد محدودي كفش، كفش مورد نظر خود را انتخاب كند و اين درحالي است كه بيشتر مواقع آن چيزي را كه دلش ميخواهد، پيدا نميكند و از سر اجبار كفش را ميخرد. حال تصور كنيد روزی نگهبانان آن شهرک، دیگر نتوانند جلوی دستفروشها را بگیرند.
دستفروشانی که در میانشان کفشفروشهایی آمدهاند که فرصت انتخاب بیشتری را به ساکنان آن شهرک میدهند. اگر در میان کفشهای آن دستفروش، کفش مطابق ميل آن فرد پیدا شود، مسلما آن فرد اقدام به خريد از آن دستفروش ميكند. داستان ماهواره و تلويزيون داخلي ايران فعلاً هم همين است. فردا هنگامی است که دور تا دور حصار شهرک فروشگاههای بزرگ و پر نقش و نگار کفش باز شود و دیوارهای شهرک نیز فرو ریزد. بهنظر شما در آن موقع مقصر کیست؟