رفتارها- محمود کریمی:
تا به حال فكر كردهايد واقعا بيخانمانها و كارتنخوابهاي شهرمان چطور شب را صبح ميكنند؟
خوشبختانه بنا بر آمار رسمي اعلام شده، زمستان ۱۳۸۶ تهران، جان كسي را نگرفت و تمام بيخانمانها در شبهاي سرد زمستان به گرمخانهها برده شدند.
اما يكي از راههاي شناخت اين افراد، كمك گرفتن از مردم است.پريسا ترابيفرد، كارشناسارشد مهندسي الكترونيك، از ايرانيان مقيم فرانسه است.
ترابيفرد از يك روز سرد زمستاني در فرانسه، خاطرهاي را نقل ميكند: يك روز برفي كه از شدت سرما و خستگي به سرعت به سمت خانه ميرفتم، منظره هميشگي ۲ كارتن خواب كنار خانهمان بيش از هميشه غمگينم كرد.
هميشه فكر ميكردم «رستوران همدلي» نزديك خانه، دليل خوبي براي زندگي اين ۲ در اين خيابان است و از اينكه ميدانستم غذاي گرمي در آن مكان در انتظار آنهاست، خوشحال بودم. رستورانهاي زنجيرهاي همدلي در سراسر فرانسه، يك حركت خودجوش مردمي است براي كمك به افراد كمدرآمد.
دراين رستورانها افرادي چون زنان خانهدار و بازنشستهها، داوطلبانه و بدون مزد كار ميكنند و خوراك، پوشاك و مواد بهداشتي مورد نياز افراد بيخانمان و كمدرآمد را از پيشكشهاي مردمي يا گروههاي خيريه تهيه ميكنند.
با همين افكار به خانه رسيدم و تلويزيون را روشن كردم. اخبار، گروههاي خيريهاي را در حال جمعآوري كارتنخوابها و رساندن آنها به پناهگاه نشان ميداد.
به سرعت گوشي تلفن را برداشتم تا آدرس ۲ كارتن خواب همسايه را به گروههاي امداد اطلاع دهم. در همان حال به سمت پنجره رفتم تا از حضور آنها مطمئن شوم. اما صحنهاي كه ديدم، از ادامه تلفن منصرفم كرد.
۲ خانم مسن كنار آنها ايستاده بودند و ليوانهاي چاي داغ در دستان كارتن خوابها بود. پنجره را باز كردم تا صداي مكالماتشان را هم بشنوم.
يكي از آن خانمها كه كارمند داروخانه محل هم بود، دارويي را به دست كارتن خواب مسنتر داد و سفارش كرد در كانون نگهداري حتما به پزشك مراجعه كند. خانم ديگر هم به آنها اطمينان ميداد كه پس از مستقر شدن در كانون، ميتوانند به كسب و كار مناسب با تواناييهايشان بپردازند.
شايد اگر همه جاي دنيا همه به فكر هم بودند، كسي بيسرپناه نميماند.
مسئله: اينطور متداول است كه انجام كارهاي بزرگ توسط سازمانهاي بزرگ انجام شود. از اين رو، فرض بر اين است كه سامان دادن به بيخانمانها، نياز به شبكه گسترده و مجهز دولتي يا شهري دارد.
تعريف مسئله: سرويس دادن به بيخانمانها با توجه به پراكندگي آنها و محدود بودن سامانه ۱۳۷ به تهران، مسئلههايي هستند كه نميگذارند در همه جاي ايران، بتوان مشاهده موارد لازم را گزارش كرد و سامان دادن به كارتنخوابها را به خوبي اجرايي نمود.
يكي از ۴۰ اصل نوآوري ـ كه اتفاقا اولين آنها است ـ «تقسيم» نام دارد. اين اصلها كه از ميان اختراعهاي بيشمار استخراج شدند معمولا براي رفع تضادها مورد استفاده قرار ميگيرند.
۴۰ اصل يكي از ابزارهاي پركاربرد دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ است. اصل «تقسيم» ميگويد كه براي انجام دادن كارها، آنها را تكهتكه و بخشبخش كنيد و اگر پيشتر تقسيم شدهاند، اندازه اين قطعهها را كوچكتر و تعداد آنها را بيشتر نماييد.
نمونههاي فراواني از آن سراغ داريم: پره رادياتورهاي شوفاژ، نردههاي حايل خط ويژه اتوبوسها و سرعتگيرها ي پلاستيكي كف خيابان نمونههايي از كاربرد اصل «تقسيم» هستند.
يافتن راهحلها: كارهاي بزرگ بسياري هستند كه انجامشان توسط يك نهاد و سازمان با محدوديت همراه است. برقراري نظم و پايش اجراي قوانين راهنمايي و رانندگي نيازمند تعداد بسيار زياد مأموران راهنمايي و رانندگي است.
در اين ميان، ميتوان به كساني فكر كرد كه اشتياق پليس شدن دارند و با مسئوليتپذيري بسيار، داوطلبانه كار ميكنند.
طرحي مثل هبه كه به ابتكار شهرداري تهران به اجرا در آمده، راهحلي است خلاقانه براي پاسخ به هر دو نياز؛ بيآنكه دشواري و پيچيدگي داشته باشد يا پرهزينه اجرا شود.