Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 10:07  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی هنر
 
تلفيق ناموزون صدا و حركت
تئاتر- مهرداد ابوالقاسمي:
رائول والس، عضو گروه تئاتر نكروتونوي مكزيك است و براي اولين بار براي اجراي نمايش «ميراث اديپوس» در جريان برگزاري دهمين جشنواره تئاتر دانشگاهي به ايران آمد.

او در جريان برگزاري بيست‌وششمين جشنواره تئاتر فجر سومين اثر خود «لمنوس» را به همراه بازيگراني ايراني و يك بازيگر مكزيكي در تالار قشقايي روي صحنه برد.

والس پس از اولين حضورش در ايران و در جشنواره تئاتر دانشگاهي، به تئاتر ايران علاقه‌مند شده و اميدوار است تا بتواند همكاري‌هاي بيشتري با بازيگران ايراني داشته باشد.

  • چطور شد تصميم گرفتيد، يك كار مشترك با بازيگران ايراني براي حضور در جشنواره تئاتر فجر آماده و اجرا كنيد؟ شما در اولين حضورتان در ايران يك نمايش مكزيكي مستقل را اجرا كرده بوديد.

كار فيزيكي (يا فيزيكال تئاتر) با بازيگران به همراه آواز، صدا و... براي من بسيار جالب توجه است و به آن علاقه خاصي دارم. 2 سال پيش كه براي اولين بار به ايران آمدم با آوازهاي سنتي ايراني آشنا شدم.

 آوازهاي سنتي ايراني بسيار من را مجذوب خود كرد و اين اصلي‌ترين دليلي شد كه من به كار كردن با بازيگران ايراني علاقه‌مند شدم و تصميم گرفتم تا نمايشي مشترك بر اساس داشته‌هاي تئاتري خود و توانمندي‌ها و پتانسيل‌هاي بازيگران ايراني روي صحنه ببرم.

  • قبل از اينكه به ايران بياييد چه شناختي از تئاتر ايران داشتيد؟ آيا مي‌دانستيد كه آواز سنتي ايراني ارتباط چنداني با تئاتر امروز ايران ندارد؟

راجع به تئاتر ايران اطلاع چنداني نداشتم و اطلاعات بسيار محدودي از ايران و تئاترش داشتم كه اغلب آن اطلاعات بين موسيقي و تئاتر ايران مشترك بود. در حقيقت تعزيه و رديف‌هاي آوازي آن را مي‌شناختم.

  • با توجه به علاقه‌مندي‌هايي كه از آنها ياد كرديد، چرا يك نمايشنامه خارجي را انتخاب كرديد؟ و چرا نمايش بر پايه حركات فرم شكل مي‌گيرد؟ در عين حال داستان هم در نمايش خودنمايي مي‌كند، به نظر شما، در تلفيق فرم داستان و ارائه يك پرفورمنس موفق بوده‌ايد؟

  در اجراي نمايش «لمنوس» حركت صرف براي من مهم نبود، در حقيقت حركت دراماتيك و عمل نمايشي مبتني بر اندام بدن، مبناي كار قرار داشت. نمي‌خواستم داستان‌گويي را با اين حركات ادغام كنم.

ما يك داستان داشتيم كه در حقيقت پايه نمايش ما بود و از آن پايه بود كه بازيگران به يك اكتشاف و خلق رويداد دراماتيكي مي‌رسيدند كه در اصل اين اتفاق با صدا و بدن بازيگران شكل پيدا مي‌كرد و در نهايت با اين رخدادها بود كه داستان عنوان و مطرح مي‌شد.

من دوست ندارم بگويم نمايش «لمنوس» مخلوطي از تمام اينهاست، در حقيقت اين نتيجه يك تحقيق دروني است كه بسته به خلاقيت بازيگر از پايه نمايش كه همان داستان است، اتفاق مي‌افتد. بازيگران در طول تمرين تلاش مي‌كردند تا اين عمل را آشكار كنند. مخاطب هم در طي يك فرآيند تصويري و با توجه به حركات بازيگران و آواهايي كه توسط بازيگران ايجاد مي‌شد به نمايش پي مي‌بردند و با داستان همراه مي‌شدند.

  • در جاهايي از نمايش، داستان خيلي نمود عيني و بيروني پيدا مي‌كرد و در جاهايي هم حركات تا حد زيادي برجسته مي‌شد اما اين رخداد باعث نمي‌شد تا مخاطب به مفاهيم نمايش پي ببرد و در حقيقت حركات خارج از روند نمايش خودنمايي مي‌كرد. اين مسئله را مي‌توان ضعف نمايش «لمنوس» در حيطه كارگرداني دانست. اين ضعف را قبول داريد؟

داستان و نمايشنامه در كار من در اختيار بازيگر قرار مي‌گيرد و حكم يك ابزار و وسيله را براي بازيگر پيدا مي‌كند. بازيگر موظف است تا با اين ابزار آنچه را كه پيدا مي‌كند، عرضه كند. كار با بازيگر و طي كردن اين فرآيند براي من بسيار جذاب است.

 اينكه بازيگر بتواند با پايه قرار دادن يك داستان خيلي ساده، درونيات شخصي خود را بيرون بريزد و آشكار سازد، براي من بسيار جالب و درخور تأمل است. براي من خيلي مهم نيست كه تماشاگر فقط تئاتر را بفهمد، من معتقدم تئاتر نبايد اتفاقي باشد كه مخاطب صرفاً با اتكا به مغز و ذهنيتش به درك آن بپردازد. از نظر من مخاطب بايد با تمام وجودش درگير تئاتر شود و بتواند به درك و حس درستي از يك تئاتر برسد.

شايد انسان‌ها خورشيد را به درستي درك نكنند اما همواره انرژي ساطع شده از آن را درك مي‌كنند.

  • با توجه به اين ذهنيت به نظر مي‌رسد، تفاوت ديدگاه زيادي بين شما و بازيگران وجود داشته باشد. اين تفاوت ديدگاه، كار با بازيگران ايراني را سخت نمي‌كرد؟

اولين چيزي كه من از بازيگران در ابتداي تمرينات خواستم، اين بود كه به هيچ عنوان فكر نكنند خيلي دوست نداشتم كه با بازيگران صحبت كنم و به آنان تحليل ارائه دهم تا به يك درك واحد برسيم.

در پروسه تمرينات از بازيگران خواستم تلاش كنند تا به يك زبان بدني برسند كه در‌بر‌گيرنده تك‌تك اعضاي بدنشان باشد. دقيقاً نمي‌دانستم كه در ذهن بازيگران چه مي‌گذرد و اصلاً نمي‌دانستم كه آنان با اين روش موافق هستند يا مخالف آنچه كه آنان در مقام بازيگر انجام مي‌دادند. براي من جالب و جذاب بود و هيچ مشكلي در طي شدن اين فرآيند وجود نداشت.

  • در نهايت، بازيگران به ديدگاه شما دست يافتند و خواسته‌هاي شما را به تصوير كشيدند يا خلاقيت بازيگران در اين زمينه تاثيرگذار بود. تمرين‌ها تا چه اندازه بر اساس اصول و قواعد از پيش تعيين شده پيش مي‌رفت؟

نمايشنامه «لمنوس» حاصل يك كار گروهي بود. گاهي از ايده‌هاي مشخص و شفافي كه وجود داشت استفاده مي‌كرديم و گاهي هم بر اساس خلاقيت‌هاي بازيگران پيش مي‌رفتيم. البته هرگز بازيگران به چگونگي و چرايي فكر نمي‌كردند و بيشتر به انجام حركات مشغول بودند. سعي كردم تا در روند تمرينات، هر 8 بازيگر را به سمت يك ارگانيك مشخص سوق دهم تا به يك وحدت كامل برسيم.

  • ارزيابي شما از جشنواره بيست‌وششم تئاتر فجر چيست؟

اميدوارم اين جشنواره حفظ شود؛ اين جشنواره از نظر من يك پنجره و چشم‌انداز خوبي است براي كساني كه تئاتر كار مي‌كنند. اين جشنواره بهترين هديه فرهنگي براي مردم ايران است. من هم از حضور در اين جشنواره خيلي خوشحالم و اميدوارم بتوانم باز هم در اين جشنواره شركت كنم و با تئاتر ايران بيشتر آشنا شوم.

حضور در هر جشنواره تئاتري فرصتي است براي آشنا شدن با فرهنگ‌هاي مختلف جهاني و ايجاد ارتباط با مردم ساير ملل.

هر جشنواره‌اي تمهيدات خاص خودش را دارد و دستاوردهاي جديدي را براي مخاطبان و شركت‌كنندگان در آن رقم مي‌زند.

تاریخ درج: 24 فروردین 1387 ساعت 10:44 تاریخ تایید: 24 فروردین 1387 ساعت 11:16 تاریخ به روز رسانی: 24 فروردین 1387 ساعت 11:12
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است