Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 08:45  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
افراشته همچون درخت
چهره‌ها- طاهره رحيمي:
فيلم‌هايي مثل كمال‌الملك، بوعلي سينا، سربداران، امام علي، كيف انگليسي تا شخصيت‌هايي همچون ابن سينا، شيخ حسن جوري، قاضي شارع، ملاصدرا، مالك اشتر و شهريار با نام «فرهاد فخرالديني» آهنگساز و رهبر 70 ساله اركستر ملي گره خورده است.

اين فيلم‌ها معمولا در بستري تاريخي اتفاق افتاده اند و صاحب موسيقي‌هايي بودند كه حتي از خود فيلم‌ها ماندگارتر شدند و كم و بيش زمزمه مردم.

فخرالديني كار موسيقي فيلم را سال 47 با موسيقي فيلم «شوهر آهو خانم» آغاز كرد و پس از 39 سال خود، ديگر تبديل به بخشي از تاريخ آهنگسازي سينما و تلويزيون ما شد. در اين مدت معمولا موسيقي متن فيلم‌ها و سريال‌هايي به او سپرده شد كه هريك روايتگر تكه‌اي از تاريخ ملي و مذهبي ما بوده‌اند كه نمونه آخر يكي از همين موسيقي‌ها، سريال شهريار است كه بخشي از تاريخ معاصر ماست كه اين بار كمال تبريزي آن را روايت مي‌كند؛ دوره‌اي است همچنان كه خود فخرالديني مي‌گويد، حسش كرده و خاطرات بسياري از آن دارد.

  • مي‌خواهم بدانم كار آهنگسازي براي فيلم و كار آهنگسازي صرف چه تفاوت‌هايي با هم دارند، كار آهنگسازي به‌صورت انتزاعي بايد مشكل‌تر باشد، درست است؟

اين بستگي به آن دارد كه شما كار را چطور انجام مي‌دهيد. مثلا ما كساني را داريم كه از نظر آهنگسازي چندان هم مورد تأييد نيستند و براي فيلم آهنگسازي مي‌كنند كه فكر نمي‌كنم درست هم باشد. به اعتقاد من كسي بايد براي فيلم آهنگ بسازد كه دوره آهنگسازي را گذرانده و اصولا كارش را بلد باشد.

يعني كساني كه هم با علم آهنگسازي آشنا باشند و هم سينما را خوب بشناسند. گاهي كار يك آهنگساز فيلم مي‌تواند بسيار بهتر از يك آهنگسازي باشد كه براي فيلم آهنگ مي‌سازد. اين بستگي دارد كه كار چگونه شكل بگيرد. من چون در هر دو حيطه كار كردم نمي‌توانم بگويم كدام مهم‌تر است.

  • منظورم تفاوت در مشكل و آسان بودن كار است، شما بين اين دو تفاوتي قائل نيستيد؟

ببينيد گاهي در فيلم محدوديت‌هايي وجود دارد كه در كار آهنگسازي وجود ندارد و اين كمي‌كار را مشكل مي‌كند.

  • مثلا چه محدوديت هايي؟

منظورم محدوديت زماني است. فرض كنيد شما مي‌خواهيد مطلبي را كه بسيار شيرين و عاطفي است را با موسيقي فيلم ادا كنيد و مي‌خواهيد  آن فضا بماند، اما به اقتضاي آنكه زمان آن سكانس در فيلم به اتمام رسيده بايد شما هم موسيقي را تمام كنيد و چه بسا كه ناگفته‌هاي بسياري از نظر موسيقايي باقي مي‌ماند.

در حالي كه اين اتفاق در زماني كه آهنگساز موسيقي غيرفيلم مي‌سازد، اتفاق نمي‌افتد چون فقط دارد به محتواي موسيقي توجه مي‌كند و با آن حركت مي‌كند. يعني زمان لازم براي بيان آن احساس را خود آهنگساز تعيين مي‌كند نه فيلم.

به همين دليل است كه مي‌گويم در فيلم كمي ‌دست آهنگساز بسته است. در مورد منظومه سمفوني‌ها يا همان پوئم سمفوني‌ها نيز اتفاق مشابهي مي‌افتد، يعني درست است كه شما در چارچوب يك داستان حركت مي‌كنيد، اما آهنگساز داستان رابه دلخواه خود تعريف مي‌كند و زمان به‌طور كامل در اختيار آهنگساز است و تماما براساس ذهنيات خود عمل مي‌كند.

  • بيشتر فيلم‌هايي كه شما موسيقي آنها را ساخته‌ايد، فيلم‌هاي تاريخي بوده‌اند. مي‌خواهم بدانم كه براي موسيقي آنها بيشتر تحت‌تأثير داستان بوده‌ايد يا بستر تاريخي كه داستان در آن اتفاق مي‌افتد؟

براي من يك چيزي خيلي مهم است و آن اينكه انسان بايد به ريشه‌هاي خودش آگاه باشد. مثل درختي كه اگر بخواهد سر برافراشته باشد، بايد ريشه محكم داشته باشد، تاريخ يك مملكت هم حكم همان ريشه را برايش دارد. يعني بايد ريشه در گذشته و نگاه به آينده داشت، در هر كاري. شخصا از چنين ديدگاهي بسيار سود برده ام. مثلا زماني كه موسيقي سربداران را مي‌ساختم، سعي كردم خودم را به حال و هواي آن دوران نزديك كنم و تلاش كنم براي آن چيزي كه در ذهنم مي‌بينم، چيزي خلق كنم.

حالا بعضي وقت‌ها اين تاريخ آن قدر نزديك است كه خود من لمسش كرده‌ام مثل فيلم «شهريار». بنابراين اين ارتباط بسيار راحت‌تر و ساده‌تر برقرار مي‌شود. اما مثلا براي ساخت موسيقي سريال « بوعلي سينا» [زندگينامه ابو‌علي سينا] و «روشن‌ترازخاموشي[زندگينامه ملاصدرا]بيشتر با افكار وانديشه‌هاي آنها و دوره‌هايي كه در آن زندگي مي‌كردند، آشنا بودم و از همين افكار براي ساخت موسيقي فيلم استفاده كردم.

يادم هست كه براي فيلم بوعلي سينا از رباعيات خود وي بسيار استفاده كردم كه به اعتقاد من كمك بسياري به من كرد كه به اين شخصيت‌ها يا در حقيقت بيان باطني اين افراد نزديك شوم. مطالعه نيز در اين زمينه كمك بسياري به من مي‌كند، زيرا مطالعه من را طوري بار آورده كه مي‌توانم داستان را به زبان موسيقي روايت كنم و از طريق كلام خودشان ارتباط موسيقايي با آنها برقرار كنم.

  • يعني بستر تاريخي و شخصيت‌ها براي شما مهم‌تر از خود داستان است؟

بله. داستان يك چيز روبنايي است و بيشتر خود شخصيت اصلي فيلم و اتفاقاتي كه براي او مي‌افتد مهم است. پس از آن هم اتفاقات فيلم كه حول شخصيت اصلي مي‌گردد و سرعت‌ها و هيجانات مختلفي دارد، اهميت پيدا مي‌كند.

  • حتما براي شما هم پيش آمده كه با بعضي از شخصيت‌هاي فيلم كه موسيقي آنها را كار كرده ايد، ارتباط نزديك تري برقرار كنيد. مثلا فكر مي‌كنم اين اتفاق در مورد شهريار افتاد، چون آذري زبان بود و در فاصله نزديكتري از نظر زماني با شما قرار داشت.

بله طبيعي است، چون خيلي راجع به شهريار مي‌دانستم و  قبل از اينكه موسيقي فيلمش را بنويسم، درباره اش تحقيق كرده بودم و قبل‌تر از اينها هم دوست پدرم بودند.

  • پس شخصا شهريار را مي‌شناختيد؟

بله. هم دوست پدرم بودند و هم دوست استادان من و به هر حال او آدمي‌بوده كه در دوره خودمان او را درك كرده بودم و طبيعتا با شناختي اين چنيني كه از او داشتم، داستان فيلم نيز به من كمك زيادي براي ساخت موسيقي اش كرد. مثلا وجود شخصيتي مثل ملك الشعراي بهار كه در موسيقي ما هم نقش داشته يا افرادي مثل ايرج ميرزا، ميرزاده عشقي يا عارف، من را به سمت يك فرهنگ خاص وموسيقي مربوط به آن سوق داد.

 يعني آنجا كه عارف از «بيداد زمان» شكوه مي‌كند، من بايد «از خون جوانان وطن لاله دميده» را استفاده مي‌كردم. يا وقتي صحبت از اين مي‌شود كه «گريه را به مستي بهانه كردم» و شاگردانش در زماني كه دارند، به او درس پس مي‌دهند، بهترين موسيقي كه مي‌توانم از آن استفاده كنم، همين تم هاست.

 يا آنجا كه ميرزاده عشقي ترور مي‌شود، فكر كردم بهترين چيزي كه مي‌توانم به آن بپردازم، استفاده از همان افكاري است كه عشقي فداي آنها شده. بنابراين از تصنيف‌هايي استفاده كردم كه وطن پرستي درآنها متجلي شده است.

درمورد صبا هم همين اتفاق افتاد. ايشان استاد من بودند و مي‌دانستم كه شهرياربا صبا بسيار هم صميمي‌بودند. به همين دليل يك جاهايي نه اينكه موسيقي خود صبا باشد، بلكه سعي كردم، موسيقي اي بسازم كه بسيارنزديك به موسيقي استادم باشد. در حقيقت اين بخش‌ها يادآورهايي از موسيقي صبا و تأثيرات مكتب صباست بر من. بنابراين ساخت موسيقي اين فيلم براي من خيلي راحت بود.

  • از سابقه و علت دوستي پدرتان با شهريار خبر داريد.

بله. پدرم شاعر بود و تخلصش هم «محزون.» آنها در همين محافل شعرخواني با هم آشنا شدند و رفت آمد پيدا كردند.

  • خب برگرديم به موسيقي سريال. تم اصلي موسيقي سريال از كجا آمد؟

خب سريال تم‌هاي متعددي دارد. بخشي موسيقي آذري است و شعرش هم از «منظومه حيدربابا» گرفته شده و آقاي ودود موذن‌زاده هم بسيار خوب آن را خواندند. نغماتي هم كه از تار مي‌شنويد، نغمه‌هاي تار«راميز قلي اف»، نوازنده چيره دست آذربايجاني است. از چند ماه قبل نت‌ها را به آنها دادم و ايشان تمرين كردند و در يك سفر يك روزه به تهران، آن را ضبط كرديم. دوست دارم نكته‌اي را در مورد هوشياري آقاي تبريزي بگويم و راستش من در كمترين كارگرداني اين نكته سنجي‌ها و ظرافت‌ها راديده ام.

من در فيلم‌هاي بسياري ديده‌ام كه از بازيگري – نوازنده‌اي استفاده شده كه اصلا نوازندگي بلد نيست، اما ايشان از نوازندگاني استفاده كردند كه به هرحال از عهده كارشان بر آمده‌اند. البته بگويم كه درهيچ‌يك از اين موارد من نظري نداده ام. يعني تمام صحنه‌هاي آواز يا نوازندگي از قبل گرفته شده بود و من بعدا كار را شروع كردم. چون همه چيز خوب و منظم بود كه خدا را شكر نتيجه آن هم خوب شد.

  • اما ديده‌ام كه معمولا آهنگسازان فيلم از دخالت‌هايي كه كارگردان در جريان موسيقي فيلم دارد، گله دارند.

نه آقاي تبريزي دخالتي نمي‌كردند و گاهي نظراتي داشتند در مورد موسيقي فيلم كه من به آنها هم توجه مي‌كردم؛ مواقعي هم مي‌شد كه من نظراتي داشتم و ايشان قبول مي‌كردند.

  • چطور شد براي اين مجموعه از آقاي وطن دوست استفاده نكرديد؟ ايشان صداي حماسي و زيبايي دارند.

من هم صداي وطن دوست را خيلي دوست دارم و در اركستر ملي هم با ايشان همكاري دارم.صداي ايشان اپرايي و آكادميك است، اما من خواستم صداي فيلم يك صداي محلي باشد. صداي ودود موذن‌زاده يك صداي زيباي موسيقي محلي است و براي حفظ كلام شهريار كه بسيار صميمي‌با ما حرف مي‌زند، بهتر ديدم اين شاهكار حيدربابا را ايشان بخوانند. در واقع اين صداي روستايي است به نام خوشكناب در اطراف تبريز كه نوازندگان عاشيقشان بسيارمعروف هستند.

  •  آقاي فخرالديني از بين موسيقي‌هايي كه ساخته ايد، موسيقي‌هايي مثل امام علي يا حتي سربداران بوده‌اند كه ورد زبان مردم شده. اصلا وقتي كه فيلم مي‌سازيد به اين موضوع فكر مي‌كنيد كه موسيقي فيلم‌تان اينقدر مورد پسند عامه مردم شود؟

بله، من از اين موضوع خاطرات خوبي دارم. من هم دوست دارم موسيقي‌‌ام تأثيرگذار باشد و مردم استقبال كنند، مخصوصا اين مردم كه موسيقي‌شناس هستند. امادر قطعه‌اي كه مي‌سازم، مي‌خواهم احساس خود را بيان مي‌كنم.

تاریخ درج: 18 فروردین 1387 ساعت 09:34 تاریخ تایید: 18 فروردین 1387 ساعت 11:21 تاریخ به روز رسانی: 1 آذر 1388 ساعت 14:02
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است