Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 09:53  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی سرگرمی
 
خنديدن به جهان
طنز- رضا ساكي:
لطيفه‌ها در كنار مثل‌ها و چيستان‌ها و قصه‌ها و... ادبيات شفاهي ما را تشكيل مي‌دهند

و مي‌توان به جرات گفت لطيفه‌ها بخش قابل‌توجهي از ادب شفاهي فارسي را شامل مي‌شوند كه برخلاف مثل‌ها و چيستان‌ها هنوز درحال زايش و تكامل هستند و شايد روزانه هزاران لطيفه تازه بر گنجينه ادبيات شفاهي ما اضافه شود.

با نگاه اول به تاريخ تكامل شوخ‌طبعي در ادبيات شفاهي و كاركرد لطيفه‌ها در جوامع سنتي درخواهيم يافت كه لطيفه‌ها اضافه بر كاركرد تفريحي، بهترين ابزار براي انتقال پيام در جوامع سنتي بوده‌اند.

 حجم زياد لطيفه‌ها در گستره ادبيات فارسي و اقبال آن بين عموم باعث مي‌شود كه اذعان كنيم لطيفه‌ها نقش مهمي را در بزنگاه‌هاي تاريخ بازي‌ مي‌كرده‌اند و رسانه‌اي سنتي محسوب مي‌شده‌اند كه علاوه بر كاركرد تفريحي و بعد تعليمي، به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم پيامي را هم به مخاطب انتقال مي‌داده‌اند؛ مثل پيام‌هايي چون: شاه ستمكار است، ماليات ناعادلانه است يا جنگ در پيش است.

لطيفه ناظر بر انتقاد از اوضاع اجتماعي، مقابله با بي‌عدالتي‌ها و افشاي خيره‌سري‌هاست.

هدف لطيفه‌پردازان اين است كه مي‌خواهند جنايت را رسوا و حماقت را مسخره كنند و از اين‌روي تا مي‌توانند آن را بكاهند يا از ريشه بر كنند!(1) اين كاركرد اجتماعي وقتي موضوعاتي چون قساوت زورمندان و ظلم پادشاهان را دربر مي‌گرفت يا وارد حريم دربار مي‌شد يا درمورد تابوهاي ديني، سياسي و جنسي جامعه سخن مي‌گفت، در واقع منتقل كننده پيام هم بود.

لطيفه‌ها از لحاظ ساختاري، طنز عبارتي محسوب مي‌شوند. ساختار آثار طنزآميز و شوخ‌طبعانه اغلب 3 جنبه دارد: 1– طنز عبارتي 2 – طنز مضموني 3 – طنز موقعيت .

طنز عبارتي چنين است كه گاه نكته‌اي يا لطيفه‌اي در ذهن هزال نقش مي‌بندد كه در عبارتي كوتاه مي‌آيد.

اين نوع طنز گاهي يك ضرب‌المثل است يا جمله‌اي كه حاوي نكته‌اي نيشدار است؛ زماني بخشي از يك ديالوگ است يا نوعي بازي با كلمات و ابهامات زباني، شوخي‌ها و سخريه‌ها و تمام شكل‌هايي كه بيان طنزآميز در عبارتي موجز، صريح و بسته در خود ارائه مي‌دهد.

(2)مشخصه اصلي لطيفه در مقايسه با ديگر انواع شوخ‌طبعي و قالب‌هاي گوناگون ادبي و نمايشي ايجاز آن است و همين ايجاز لطيفه و ارائه حجم زياد معني با لفظ اندك چيزي است كه لطيفه‌ها را منحصر به فرد كرده است.

لطيفه‌ها به همين دليل هميشه وجود داشته‌اند و به علت شفاهي‌بودن هميشه از تيغ سانسور رسته‌اند و باز به علت ناشناس‌بودن راوي يا مولف آن از پيگيري قضائي و حكومتي در امان بوده‌اند.

از آنجا كه لطيفه براي ايفاي نقش خود به عنوان ابزاري براي تفريح، زمان و مكان مشخص نمي‌خواهد و مثل رسانه، منبر، پرده‌خواني يا اعلاميه يا سخنراني نياز به تعداد زياد مردم و ايجاد سروصدا ندارد، داراي موضوعات متنوع و تعداد بسيار فراوان است.

علاوه بر آن لطيفه به دلايلي كه گفته شد، بي‌باك و جسور است و تقريبا هيچ خط قرمز و مرزي نمي‌توان براي آن تصور كرد.

مخاطب لطيفه مي‌تواند يك نفر باشد يا صد نفر و لطيفه مي‌تواند پيام خود را در هرمكان و در هر زماني حتي به يك نفر ارائه دهد كه اين ويژگي منحصربه‌فرد لطيفه  است.

لطيفه هميشه هست و مي‌توان گفت كه جايگزيني ندارد؛ هرجا جمعي از مردم باشند – چه در عزا و چه در عروسي- لطيفه هست؛ در خانه، مغازه، حمام، ورزشگاه، مجلس، تاكسي، در اداره و... – لطيفه‌ها وجود دارند و اين بدين معناست كه لطيفه‌ها هم در فضاي رسمي جامعه و هم در فضاي غيررسمي آن وجود دارند و كار خود را انجام مي‌دهند و تقريبا مي‌توان گفت در برخورد با لطيفه‌ها نه مي‌توان نظارت كرد، نه مي‌توان حمايت كرد، نه مي‌توان آن را دولتي كرد، نه مي‌توان به بخش خصوصي واگذارشان كرد.

لطيفه‌ها هميشه چون سايه‌ها وجود دارند؛ هستند ولي نيستند؛ مانند هوا همه‌جا را دربر گرفته‌اند ولي به چشم نمي‌آيند.

عمران صلاحي، فكاهه (لطيفه) را صورت تكامل‌يافته هزل مي‌داند و در تعريف فكاهه مي‌نويسد: «فكاهه هزلي است كه از جنبه خصوصي درآيد و جنبه عام بگيرد».

(3) اين تعريف به‌نظر درست است چراكه لطيفه هم مانند هزل بي‌پرواست و به همه‌جا سرك مي‌كشد و هيچ مرزي براي خود قائل نيست.

 لطيفه و رسانه مدرن

كنترل اخبار و انحصار رسانه‌اي از همان آغاز شكل‌گيري رسانه‌ها وجود داشت. اين انحصارها، مميزي اخبار و اتفاقات در جامعه و فيلترينگ موجود در كشورها و موانعي كه بر سر راه جريان آزاد اطلاعات در كشورها وجود دارد، اين امكان را براي لطيفه به‌وجود آورد تا به وسيله استفاده از سامانه پيام كوتاه گوشي‌هاي همراه، نقش مهم و حساسي را در انتقال پيام در جوامع برعهده بگيرد.

رسانه‌هاي مدرن از حداقل زمان براي انتقال پيام به مخاطب بهره مي‌گيرند و سرعت انتقال پيام در آنها بسيار بالاست؛ به طوري كه بسياري از اخبار را كه مفصل هستند يا از درجه اهميت كمتري برخوردارند، حذف مي‌كنند يا در بخش‌هاي ديگري پوشش مي‌دهند اما لطيفه به سبب كوتاهي و ايجاز موجود در آن و سبكي حجم آن، به‌راحتي با اين خصوصيتِ رسانه‌هاي مدرني چون پيام‌هاي كوتاه تلفني و اينترنتي سازگار مي‌شود و با حداكثر سرعت منتشر مي‌شود و شيوع مي‌يابد.

در جوامعي كه سيستم ناظر دولتي به‌شدت‌ به اخبار و اطلاعات توجه دارد و سعي مي‌كند مانع گسترش اخبار از طريق رسانه‌هاي موجود در كشور شود اين لطيفه‌ها هستند كه در لابه‌لاي ستون روزنامه‌ها، پيام كوتاه از طريق تلفن همراه، در مجالس، مهماني و دوستانه و... وظيفه پيام‌رساني را انجام مي‌دهند به طوري كه مي توان گفت لطيفه يك قالب ادبي است  كه در عصر جديد شكل رسانه‌اي يافته و به عنوان يك رسانه مدرن تحول پيدا كرده است.

لطيفه‌ها از هزاران سال پيش وجود داشته‌اند و امروز چنان با زندگي پرسرعت و تكنولوژي روز عجين شده‌اند كه انگار ساخته و پرورده عصر ماشين هستند.

كاركرد لطيفه‌ها در اين عصر نسبت به قرون گذشته دو چندان شده است؛ لطيفه‌ها گاه آن‌قدر كوتاه‌اند كه آدمي درحال رانندگي هم مي‌تواند آنها را روي گوشي همراه خود بخواند و لذت ببرد و كسب خبر كند! لطيفه‌ها كه از زبان طنزآميز و چندلايه و چندپهلو بهره مي‌برند امروز بيش از پيش تابوهاي اجتماع را مي‌كاوند و آنها را به نقد مي‌كشند.

زبان طنز و قالب موجز لطيفه و ساختار آن بهترين وسيله براي انتقال اخباري است كه دولت‌ها آنها را تاييد نمي‌كنند يا مانع گسترش آن مي‌شوند.

نكته جالب در كاركرد خبررساني لطيفه آن است كه بلافاصله بعد از خبر اصلي، اخبار تكميلي آن به وسيله لطيفه بيان مي‌شود.

به عنوان مثال، خبر سفر يك زن ايراني به ماه ابتدا خبر جدي و داغي است كه از رسانه‌ها پخش مي‌شود ولي در ادامه اخبار تكميلي آن و خبر برگشتن او به زمين،‌ در قالب لطيفه و در كوتاه‌ترين جملات بيان مي‌شود و دستاويزي مي‌شود براي بيان نكات ديگر كه مجال بيان آنها در فضاي رسمي جامعه نيست!

زبان هميشگي

در پايان بايد گفت زبان طنز، زبان هميشه است و آدم تا جهان برپاست به طنز و شوخ‌طبعي نيازمند است تا به جهان سخت و بي‌رحم پيرامون خود بخندد و با خنده هم از درد روح خود بكاهد و هم درماني براي درد خود چاره كند.

طنز ياور هميشگي انسان است براي بازگويي آنچه نمي‌توان گفت يا نمي‌شود گفت!
شايد طنز و جمله‌اي طنزآميز نخستين حرف آدمي باشد بعد از سربرآوردن دوباره از خاك؛ چيزي كه در جهان ديگر هم نياز آدمي است تا هول روز رستاخيز را بر خود آسان سازد:
پياله بر كفنم بند تا سحرگه حشر
به مي ز دل ببرم هول روز رستاخيز!

 پي‌نوشت‌ها:

1- جعفري محمد: لطيفه گونه‌اي از ادب شفاهي،فصلنامه فرهنگ و مردم، شماره 16 زمستان 84، صفحه 104 .
-2 مجابي جواد: نيشخند ايراني، صفحه 81، انتشارات روزنه.
3- صلاحي عمران: خنده و مشتقات آن، سالنامه گل آقا 1376.

تاریخ درج: 6 فروردین 1387 ساعت 21:05 تاریخ تایید: 6 فروردین 1387 ساعت 23:14 تاریخ به روز رسانی: 6 فروردین 1387 ساعت 22:56
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است