ارتباطات- دكتر محمدمهدي فرقاني*:
36 سال از روزي كه براي نخستين بار، استاد دكتر معتمدنژاد را در حياط دانشكده علوم ارتباطات ديدم، ميگذرد.
مردي آرام، متين، موقر و نرمخو كه در مسير خود به طبقه چهارم ساختمان در اتاق معاونت آموزشي دانشكده با دانشجويان خوشوبش ميكرد و سنگين و صميمي و در عين حال رسمي، با آنها گرم ميگرفت؛ به بچهها احترام ميگذاشت و آنها از صميم قلب به او اداي احترام ميكردند.

آن تصوير در طول اين 36 سال، لحظه به لحظه كاملتر شده و دكتر معتمدنژاد در نگاه من، دمبهدم اوج گرفته است تا در افق نگاهش و در ساحل آرامشش، صدها چهره علم و اخلاق و آموزش بال بگيرند و به پرواز درآيند. اينك استاد، نشسته بر ستيغ اين كوه، با وقار دامنههاي دور و نزديكي را مينگرد كه در بيش از 40 سال عمر پربركت دانشگاهياش، نهالهاي فراواني در خاكش قامت كشيدهاند و بارور شدهاند و اين يعني زيباترين جلوه زندگي و درخشانترين كارنامه حيات و پربارترين تجربه زيستن، در كشوري كه به آن عشق ميورزد و براي پيشرفت و تعالي آن از انجام هر چه از دستش برميآيد، دريغ ندارد.
استاد معتمدنژاد يك اسوه است؛ اسوهاي كه در ميان نسل آموزشدهندگان دانشگاهي ايران، بديلهاي چنداني ندارد. هم آنان كه كنش و منش و بينششان و هر كلام و گفتارشان، درسي بزرگ در خود دارد.
نسل استادان آبخورده از سرچشمه شك و وضو گرفته از بركه يقين؛ نسل عالماني كه علمشان، نه ابزار تحصيل رزقو روزي كه وسيله تعالي ملك و ملتشان بوده است؛ نسل معلماني كه نه تنها علمشان آموختني بوده بلكه ذرهذره عملشان و مشي و منششان، از هر حيث درسي بوده است حياتبخش و سازنده و دم مسيحاييشان، چه بسيار استعدادهاي نهفته را كه بيدار و بارور كرده است و بالاخره نسل استاداني كه وجودشان سرمايهاي است گرانسنگ و افتخاري است ماندگار براي تاريخ آموزش عالي كشور و علوم ارتباطات ايران. مفتخر و مباهي است به داشتن چنين پدري و الحق كه دين بزرگي به او دارد.
ميشود استادي بود كه دانش داشت اما منش نداشت؛ ميتوان معلمي بود كه منش داشت، اما دانش نداشت، ولي سخت است كه معتمدنژاد باشي، هر دو را در اوج داشته باشي و با اين حال متواضع و فروتن، هميشه در مورد شاگردانت بگويي كه ما با ايشان همكلاسي و همدرس بودهايم و من كسان زيادي را نديدهام كه چنين كنند... و اكنون كه او بازنشسته شده، در نگاه همه ما ارج ديگري گرفته است؛ كمالي كه دستنيافتني مينمايد.
سر آن ندارم كه در اين يادداشت كوتاه، آنچه را كه در مورد استاد معتمدنژاد گفتني و آموختني است، باز كنم كه اين، مجالي ديگر ميطلبد. قصدم بازگويي آن اندكي از قدرشناسي به استادي است كه اگر هر كدام از ما اگر فقط قطرهاي ناچيز از درياي معرفت و منش او برگرفته باشيم، ميتوانيم به معلميمان افتخار كنيم و اميد كه چنين باد.
* عضو هيات علمي گروه ارتباطات
دانشگاه علامه طباطبايي