ارتباطات- دكتر علياصغر محكي*:
كوتاهنويسي كار آساني نيست؛ به ويژه آن زمان كه بخواهي براي استادي بزرگ بنويسي.
غناي زندگي علمي، برجسته بودن شخصيت اخلاقي، فراواني آثار و خدمات، كثرت خاطرات ماندني و...، همه با هم سبب ميشوند كه نوشتن در باره استاد معتمدنژاد دشوار باشد.
هر قدر هم وسواس خرج شود، باز نميتوان اطمينان داشت ولو به قدر اندك، اداي حق شده باشد. در چنين وضعيتي، شايد بهترين كار، همين اقرار باشد كه «نمي توانم درخور استاد چيزي بنويسم».

اول بار دكتر را در سال 1363 ديدم؛ در كلاس ارتباطات بينالملل. قبل از آن آوازه نام و اوصافش را زياد شنيده بودم و همين، شوق ديدارش را بيشتر ميكرد. موي سپيد، وقار و كلام نافذ استاد، جاذبهاي دوچندان به او داده بود.
در تمام سالهايي كه برايمان در كلاسهاي درس، در مقاطع مختلف، سخن ميگفت، از احساسِ خوبِ بودن در كلاس او، هيچ كاسته نشد. هنوز هم جايجاي دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي مملو از ياد و خاطره استاد محبوب، «پدر علم ارتباطات ايران» است.
آنچه بعيد است به سادگي از ضمير ذهن شاگردان استاد پاك شود، روح جاري در آموزههاي اوست: انديشه آرمانخواه، خوشبيني همراه با واقعگرايي نسبت به آينده، وفاداري به ارزشهاي انساني، تعهد اجتماعي، تكاپوي بيوقفه و تلاش علمي مستمر، دقت در جزئيات امر، اشراف بر حوزههاي مرتبط، نگرش انتقادي برخاسته از درك تاريخي كلاننگر، نظم و حسن تدبير در طرح دروس، اخلاق عملي، دلسوزي، مراقبت و نظارت راهگشا بر كار مطالعاتي شاگردان و....
در واپسين روزهاي دوره دكترا، وقتي از باب راهنمايي از ايشان جوياي عمليترين و بهترين راه خدمت و اداي دين شدم، لبخندي زد و همچون هميشه نغز و كوتاه پاسخ گفت: «توسعه دهيد دانش و دانايي را، درباره خودتان و ديگران. نشر علم كنيد و در راه تربيت دانشجويان از هيچ تلاشي فروگذار نكنيد. هيچ گاه نااميد نشويد و انديشههاي آرمانخواهانه را دنبال كنيد.» آنچه آن روز دكتر به ما نگفت اما در عمل به ما آموخت «حقجويي» بود؛ «انصاف» و «تعهد». استاد به ما آموخت كه «زندگاني هنر ساختن پنجره بر بيداري است؛ زندگاني هنر يافتن روزنه در تاريكي است».
* دكتراي علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبايي
و سردبير روزنامه همشهري