ارتباطات- عليرضا كتابدار:
در آستانه بهار همراه با دكتر يونس شكرخواه، دكتر علياصغر محكي و دكتر احمد ميرعابديني به ديدار استادي رفتيم كه بيش از 45 بهار از 74 بهار عمر خود را در دانشگاههاي ايران و فرانسه به تعليم دانشجويان مشغول بوده است.
دانشجوياني كه اكنون بيشترشان استادان ارتباطات و روزنامهنگاري كشور محسوب ميشوند.
با وجود اين، تمام شاگردانش از سالهاي دور تا امروز، او را براي خود «هميشه استاد» ميدانند و براي پدر علم ارتباطات ايران احترامي بينظير قائل هستند. دكتر كاظم معتمدنژاد با تواضع از بيشتر شاگردان خود بهعنوان «همكلاسي» هايش ياد ميكند.
او هنوز در كلاسهاي درس به كنفرانسهايي كه از سوي دانشجويان ارائه ميشود، با دقت گوش ميدهد و با وجود اينكه همه ميدانند كه بهتر از هر فردي با شخصيتها و جزئيات مسائل آشناست، مطالب ارائه شده از سوي دانشجويان را بهطور دقيق يادداشت ميكند.
دكتر كاظم معتمدنژاد با وجود اذعان به ضعفهاي فراواني كه روزنامهنگاري در ايران از جمله وجود نظام اخذ مجوز، فقدان استقلال حرفهاي و ضعف آموزشهاي آكادميك دارد، همچنان نسبت به آينده خوشبين است.

او بر اين باور است كه روزنامهنگاري روز به روز پيچيدهتر ميشود و بيشتر جنبة تخصصي پيدا ميكند و كساني كه تحصيلاتي در اين زمينه نداشته باشند، به آساني نميتوانند با ديگران رقابت كنند؛ مگر اينكه ذوق و سليقه و استعداد زيادي در اين زمينه داشته باشند.
از اينروست كه شايد بدترين خاطرهاي كه پدر علم ارتباطات بارها از آن بهعنوان عامل اصلي عقبماندگي روزنامهنگاري در ايران ياد كرده، انحلال دانشكده علوم ارتباطات در اوايل انقلاب است.
او معتقد است كه اگر ما بعد از انقلاب فرهنگي همچنان يك دانشكدة مخصوص روزنامهنگاري داشتيم، حالا خيلي از مشكلات فعلي گريبانگير جامعه ما نبود. او بارها تاكيد كرده است كه شغل روزنامهنگاري يك آموزش مادامالعمر ميخواهد و اينطور نيست كه آموزشها محدود به دورهاي خاص شود.
به اعتقاد دكتر معتمدنژاد، به همين خاطر است كه كشورهاي پيشرفته از طريق دانشكدهها و انجمنهاي صنفيشان امكانات بازآموزي روزنامهنگاري را بهطور مستمر براي روزنامهنگاران فراهم ميكنند.
همت بالا، دقت فوقالعاده، اراده قوي و خستگيناپذير از مهمترين ويژگيهايي است كه «هميشه استاد» را از ديگر استادان روزنامهنگاري متمايز ميكند. شايد بهدليل همين ويژگيها باشد كه او از روزنامهنگاران ميخواهد براي رسيدن به آيندهاي روشن، صبور و بردبار باشند و همت بيشتري به خرج بدهند. در گفتوگويي كه در پي ميآيد، نظرات «هميشه استاد» را در مورد آينده روزنامهنگاري در ايران و ضرورت چاپهاي متعدد روزنامهها جويا شديم.
- چه ضرورتي براي انتشار نسخههاي دوم و سوم روزنامه وجود دارد؟
ضرورت چاپهاي متعدد ويژه كشورهاي پيشرفته نيست بلكه ضرورت آن در تمام كشورها مشاهده ميشود. در كشورهاي در حال توسعه از آنجايي كه مطبوعات در وضعيت ضعيفتري نسبت به كشورهاي پيشرفته قرار دارند، بايد توجه بيشتري به اهميت نسخههاي متعدد در طول روز داشت و خوانندگان را بايد به چاپهاي متعدد و البته متنوع عادت داد تا نيازهاي خبري آنها بدينوسيله برآورده شود.
اگر چه ساير وسايل ارتباط جمعي همچون راديو و تلويزيون بهصورت مستمر به اطلاعرساني مشغول هستند و بهعنوان مثال، راديو پيام هر 15 دقيقه خبر ميگويد و تلويزيون نيز در قالب شبكههاي خبري مختلف بهويژه شبكه خبر آخرين اخبار و رويدادها را به مردم اطلاع ميدهد ولي هيچيك از اين وسايل نميتوانند جاي مطبوعات را بگيرند؛ زيرا بيشتر اين رسانهها تنها اخبار را اعلام ميكنند ولي مطبوعات اين امكان را دارند كه با پيگيري موضوع، با ديدي عميقتر و تحليليتر به مسائل مختلف نگاه كنند و اطلاعات جامعتر و دقيقتري در اختيار مخاطبان خود قرار دهند.
با امكاناتي كه از طريق اينترنت فراهم شده است، روزنامهنگاري الكترونيك نيز مانند روزنامهنگاري راديو - تلويزيوني امكان سريع انعكاس مطالب را دارد ولي حتي اينترنت نيز نميتواند جايگزين مطبوعات شود. آنها نيز بعضي از محدوديتهاي مطبوعات را دارند و من فكر ميكنم مطبوعات در آينده همچنان نقش خود را حفظ خواهند كرد.
با نگاهي به وسايل ارتباط جمعي موجود به اين نتيجه ميرسيم كه تمام اين وسايل، مكمل يكديگر هستند و بيشتر روزنامههاي مهم دنيا از اينترنت در قالبهاي گوناگون نهايت استفاده را ميبرند.
من فكر ميكنم چون اينترنت نياز به اخبار بيشتر و سريعتر را در مخاطبان تقويت كرده است، مطبوعات نيز براي رقابت با اين رقيب قدرتمند، بايد تلاش بيشتري داشته باشند و با مطالب قويتر، متنوعتر و بهروزتر فعاليت خود را ادامه بدهند.
پيشگامي روزنامه همشهري در ايران در انتشار چاپ سوم موفقيت و افتخار بزرگي براي اين روزنامه محسوب ميشود. روزنامه همشهري با اين اقدام به يك نياز بالقوه در جامعه پاسخ داده و آن را بالفعل كرده است و به يقين در آينده توجه مردم به اين روزنامه بيشتر خواهد شد و ساير روزنامهها نيز به اين مهم توجه بيشتري خواهند كرد.
اين اقدام همشهري را روزنامههاي مهم دنيا از چندين دهه پيش آغاز كردهاند. بهعنوان نمونه روزنامه فرانسوي لوموند داراي دو چاپ است. چاپ اول را بين ساعت 11 تا 11:30 و چاپ دوم را بين ساعت 15 تا 15:30 توزيع ميكند.
چاپ صبح لوموند بيشتر ويژه مسئولان و كارمندان است و چاپ عصر را بيشتر روشنفكران و دانشجويان مطالعه ميكنند. اين تجربه در فرانسه و بسياري از كشورهاي پيشرفته با موفقيت دنبال شده است و خوشحالم كه روزنامه همشهري اين تجربه جديد را آغاز كرده است و اميدوارم كه ورود اين روزنامه به اين عرصه، باعث پيشرفت هر چه بيشتر روزنامهنگاري در ايران شود.
- بهنظر جنابعالي بايد روزنامه چاپ عصر چه رويكردي را نسبت به روزنامههاي چاپ صبح داشته باشد؟
روزنامههاي عصر را در كشورهاي غربي بيشتر نخبگان مطالعه ميكنند و روزنامههاي صبح را بيشتر كارمندان و كارگران هنگام رفتن به محل كار و در طول روز ميخوانند. روزنامه عصر بيشتر به نيازهاي افراد نخبهتر كه خواستار تحليل اخبار هستند، توجه ميكند و به يقين از آنجايي كه مخاطبان روزنامه صبح با عصر متفاوت است، بايد اين دو نوع روزنامه رويكردهاي متفاوتي داشته باشند.
علاوه بر اين، بعضي از روزنامهها داراي چاپهاي ديگري نيز هستند تا به ساير نيازهاي خوانندگان نيز پاسخ دهند. بهعنوان نمونه روزنامه لوموند سالها اخبار بورس را در قالب چاپ خاصي منتشر ميكرد و يا بعضي از روزنامهها در فرانسه حتي براي مسابقات اسبدواني هم چاپ جداگانهاي داشتند. فارغ از اين نوع چاپها، انتشار روزنامه در دو چاپ متفاوت، موضوعي كاملا متداول و رايج در بيشتر روزنامههاي غربي است.
- آيا روزنامهها با انتشار چاپهاي دوم و سوم قدرت رقابت با راديو و تلويزيون را دارند؟
من فكر ميكنم در حال حاضر اين راديو و تلويزيون هستند كه بايد با مطبوعات رقابت كنند و مطبوعات جايگاه قديمي خود را همچنان حفظ كردند و اين موضوع را به وضوح در بسياري از كشورها از جمله فرانسه ميتوان مشاهده كرد.
- آيا در جامعهاي مانند ايران نيز ميتوان گفت كه مطبوعات از وضعيت بهتري نسبت به راديو و تلويزيون برخوردار هستند؟
متأسفانه در كشور ما بهدليل اينكه در آغاز فعاليت مطبوعات در دوران قاجار بيشتر مردم بيسواد و كمسواد بودهاند، مطبوعات از خوانندگان فراوان و ثابتي برخوردار نبودهاند. علاوه بر اين، محدوديتهاي اعمال شده بر مطبوعات از جمله سانسور مطالب باعث شده كه توجه به اين ركن مهم دمكراسي در جامعه ما كم باشد.
ضمن اينكه روابط عادي ميان روزنامهنگاران و مسئولان در كشور ما در طول ساليان گذشته وجود نداشته و ندارد، لذا ما شاهد وضعيت عادي در مطبوعات كشورمان نبوده و نيستيم و با شرايط دشوارتري مواجه هستيم و بايد تلاش كنيم تا بيش از پيش از امكانات بالقوه خود استفاده كنيم تا باعث افزايش شمارگان روزنامهها و جلب توجه بيشتر مردم به آنها شويم.
روزنامهنگاری ما باید جوابگوی نیازهای کشور باشد و بتواند خوانندگان خود را راضی کند. اگر میخواهیم به سوی جامعه معرفتی پیش برویم، باید روزنامهنگاری را تقویت کنیم، باید هویت خود را به دنیا معرفی کنیم و پیش از آنکه دیگران ما را نقد کنند، ما خودمان از خودمان انتقاد کنیم و خلاصه آنکه باید تلاش کنیم تا فضای مطلوب روزنامهنگاری در كشور تامین شود.
- استاد، با توجه به مطالبي كه فرموديد وضعيت كنوني مطبوعات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ فاصله كشور ما در حال حاضر با آرزوي جنابعالي كه برداشتن «اجازه انتشار» براي مطبوعات است، چقدر است؟
من فكر ميكنم در چند سال گذشته در عمل گامهاي مؤثري براي تحقق اين مهم برداشته شده است. حدود 300 سال پيش در كشوري چون انگلستان اجازه انتشار برداشته شده است و هم اكنون در بيشتر كشورهاي دنيا مطبوعات با «ثبتنام» و يا «اعلامنامه» منتشر ميشوند و نيازي به گرفتن مجوز از دولت ندارند.
در كشور ما نيز چه در دوره رياستجمهوري آقاي خاتمي و چه در دوره فعلي، بارها عنوان شده است كه سعي در رسيدن و تحقق اين آرزو وجود دارد. در حال حاضر تعداد 120 روزنامه در كشور وجود دارد و اين آمار نشاندهنده رشد مناسب مطبوعات در ايران است.
- آيا اين رشد كمي همراه با رشد كيفي بوده است؟
البته بسياري از روزنامهها شبيه هم هستند. اين روزنامهها تنوع خوبي دارند. تعداد زيادي از آنها ورزشي هستند و تعدادي نيز به ساير شاخههاي تخصصي همچون ادب و هنر مربوط ميشوند. در مورد روزنامههايي كه بهصورت عمومي منتشر ميشوند، تجربيات چند سال اخير نشان ميدهد كه با وجود عدماطميناني كه در حرفه روزنامهنگاري از نظر امنيت شغلي وجود دارد، فرهنگ روزنامهنگاري در كشور ما قويتر از گذشته شده است و كيفيت مطبوعات نسبت به قبل از انقلاب و سالهاي جنگ بهتر شده است.
- آقاي دكتر، اگر ما نهايت كيفيت مطبوعات را عدد 100 در نظر بگيريم، جنابعالي به كيفيت مطبوعات ايران چه نمرهاي ميدهيد؟
بعضي از روزنامههاي ايران را ميتوان با روزنامههاي بينالمللي مقايسه كرد و بعضي از مطالب آنها از حد كيفي قابلتوجهي برخوردار هستند.
- اگر بخواهيد نمره ميانگيني به كيفيت مطبوعات بدهيد، آن عدد از نظر جنابعالي در چه دامنهاي است؟
من متأسفانه اهل عدد نيستم و نميتوانم عدد خاصي را عنوان كنم ولي بهطور كلي به آينده مطبوعات در ايران خوشبين هستم. روزنامههاي ايران در طول سالهاي گذشته فراز و نشيبهاي زيادي را پشت سر گذاشتهاند ولي برآيند فعاليت آنها مثبت و رو به جلو بوده است. بهعنوان نمونه، خود روزنامه همشهري از جمله روزنامههايي بود كه خوب شروع شد و اكنون مدتي است كه دوباره به شرايط ايدهآل نزديك ميشود.
- با توجه به اتفاقاتي كه در چند سال گذشته براي آموزش دانشگاهي روزنامهنگاري در ايران و بهطور خاص سرنوشت دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي كه پيشگام آموزش روزنامهنگاري در ايران بوده، افتاده است، بهنظر جنابعالي آينده نيروي انساني فعال در مطبوعات ما چگونه خواهد بود؟ آيا همچنان شاهد حضور چشمگير نيروهاي تجربي در مطبوعات ايران خواهيم بود و يا نقش آموزش دانشگاهي در اين حرفه پررنگتر ميشود؟
ما بايستي در 30 سال گذشته يك دانشكده روزنامهنگاري مجهز با تمام امكانات اعم از لابراتوارها، كارگاههاي روزنامهنگاري، امكانات عكاسي و فيلمبرداري و... ميداشتيم و بايد از تجربيات روزنامههاي تجربي نهايت استفاده را ميكرديم. ما قبل از انقلاب در دانشكده ارتباطات هفتهنامهاي به نام «پيام ارتباطات» و ماهنامههاي متنوعي نيز داشتيم كه در آن از خود دانشجويان استفاده ميشد و علاوه بر اين، بسياري از دانشجويان و دانشآموختگان دانشكده در تحريريههاي مختلف روزنامهها نيز فعاليت ميكردند. با اينكه از سال 1368 ما دوباره دوره ليسانس روزنامهنگاري و روابط عمومي را در دانشگاه علامه طباطبايي احيا كرديم، چون بودجه و فضاي كافي را در اختيار نداشتيم، نتوانستيم امكانات خود را بهروز كنيم و همپا با تحولات روز پيش برويم و حتي امكاناتي چون لابراتوارها و امكان سفر براي تهيه گزارش را هم از دست داديم.
اگر ما امكانات مناسب ميداشتيم، اكنون وضعيت روزنامهنگاري ايران بسيار بهتر از وضعيت فعلي بود و ما شاهد توسعه و پيشرفت روزنامهنگاري حرفهاي در ايران بوديم. درصورت توسعه آموزش دانشگاهي روزنامهنگاري بسياري از آسيبهايي كه در ساليان گذشته به مطبوعات وارد شد، شايد به وجود نميآمد، چون دانشآموختگان روزنامهنگاري با تمام ظرايف اين حرفه آشنا ميشدند و با رعايت مسائل مهم از درگير شدن در بسياري از گرفتاريها دوري ميكردند.
- با توجه به اينكه منابع انساني مهمترين عامل براي بقا و پيشرفت يك مجموعه بهويژه در دانشگاهها هستند و با عنايت به اينكه استاداني همچون جنابعالي و دكتر بديعي نيز بازنشسته شدهايد و از سويي، نيروهاي جديدي نيز بهعنوان هيات علمي وارد دانشگاه نشدهاند و در طول ساليان گذشته نيز بعضي از اعضاي هيات علمي گروه ارتباطات حذف شده و بعضي افراد نيز با وجود شايستگيهايي كه خود جنابعالي نيز بارها بر آن صحه گذاشتهايد، جذب ساير دانشگاهها شدهاند، آينده علم روزنامهنگاري و ارتباطات بهويژه در دانشگاه علامه طباطبايي را چگونه ميبينيد؟
بهنظر من وضعيت آموزش روزنامهنگاري در ايران روند صعودي دارد و همچنان نيز اين روند ادامه خواهد يافت. در حال حاضر ما حدود 30 تا 40 نفر دانشجوي مقاطع تحصيلات تكميلي داريم كه ميتوانند در دانشگاهها جذب شوند و ساير همكاران دانشگاهي نيز جاي من و افرادي چون دكتر بديعي را ميگيرند و خيلي بهتر از ما هم عمل خواهند كرد.
من معتقدم كه دانشگاه علامه طباطبايي پيشگامي خود در رشته روزنامهنگاري را همچنان ادامه خواهد داد و رئيس دانشگاه قول داده است كه نيروي انساني لازم را براي سه گروه جذب خواهد كرد و مكان مناسب و مجزايي نيز براي دانشكده در نظر ميگيرد.
در سمينار و برنامههاي بينالمللي كه در طول ساليان گذشته در ايران برگزار شد، افراد زيادي از جمله پروفسور آرمان ماتلار، انديشمند انتقادي فرانسوي، بارها عنوان كرد كه در تركيه و مصر پتانسيلي همچون پتانسيل كشور شما را مشاهده نكردهام و اين اظهارنظرها، گوياي پيشرفت و حركت رو به جلوي مطبوعات در ايران است.
- راهاندازي رشته حقوق ارتباطات در مقطع كارشناسيارشد تا چه حد ميتواند خلأ مباحث حقوقي در مطبوعات ما را كاهش دهد؟
من بسيار اميدوار هستم، لذا در چند سال گذشته همراه با دخترم ـ دكتررؤيا معتمدنژاد، استاديار دانشكده حقوق دانشگاه علامه طباطبايي ـ تلاش مستمري داشتهايم تا اين رشته به وجودآيد و مجموعه كتابهاي حقوق مطبوعات را بهعنوان متن درسي عرضه كنيم.
ما تاكنون 3 كتاب را منتشر كردهايم. كتاب «حقوق مطبوعات»، كتاب «حقوق حرفهاي روزنامهنگاران» و كتاب سوم «حقوق ارتباطات» است. كتاب چهارم نيز كه بهزودي منتشر ميشود، كتاب «حقوق تبليغات بازرگاني» است كه تعداد اين كتابها تا سال آينده به 6 كتاب خواهد رسيد و اين موضوع همه بهدليل اهميتي است كه براي اين رشته قائل هستيم.
من اميدوارم كه قضاتي كه ميخواهند در عرصه مطبوعات كار كنند، در اين رشته ادامه تحصيل دهند و در آيندهاي نزديك، قضات و وكلاي ما آمادگي بيشتري نسبت به اين مباحث داشته باشند و در برخورد با رويدادهاي مختلف مطبوعاتي، نگاهشان علميتر و كارشناسيتر باشد.
- آقاي دكتر، بعد از ساليان سال تحصيل و تدريس در دانشگاههاي فرانسه و ايران، اگر امكان بازگشت به گذشته را داشتيد، چه فعاليتي را انجام ميداديد كه در طول اين سالها انجام ندادهايد؟
سعي ميكردم كه وقت بيشتري را به مطالعه اختصاص دهم و كتابهاي خود را زودتر منتشر كنم، زيرا بهدليل گرفتاريهاي زياد درسي و مديريتي كه داشتم، بيشتر كتابهاي من منتشر نشده و من در حال حاضر تقريبا 7 كتاب آماده چاپ دارم.