Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی جهان
 
آشنایی با جنبش مقاومت حزب‌الله
خاورميانه- 1975 بود كه جنگ‌هاي داخلي لبنان راه‌افتاد. همه، از هر دين و كيش و قبيله‌اي به‌جان هم افتادند.

اعراب كه عروس‌شان تكه‌پاره شده‌بود از يك كشور بي‌طرف خواستند كه حتي با زور اسلحه هم كه‌شده، آرامش را به لبنان برگرداند. اين كشور بي‌طرف، البته سوريه بود كه سه‌تا جنگ با اسراييل، همسايه ديگر لبنان را تجربه كرده‌بود. اسراييل، سوريه را در لبنان تحمل نمي‌كرد. به بهانه بيرون‌كردن چريك‌هاي فلسطيني، دوبار به لبنان حمله كرد كه هدفش اخراج سوري‌ها از لبنان بود.

دومين حمله سال 1982 بود. ارتش رژيم صهيونيستي به جنوب بيروت، جايي به اسم خلده رسيده‌بود كه يك گروه كوچك از جوانان شيعه، با اسلحه سبك راه را رويشان بستند.

مقاومت آن‌ها به‌جايي رسيد كه اشغالگران از تصرف حاشيه جنوبي بيروت كه به ضاحيه معروف است، صرف‌نظر كردند. اين گروه كوچك كه رهبرشان سيدعباس موسوي، 26ساله، بود، هسته اوليه تشكيلاتي شد كه «مقاومت اسلامي لبنان، حزب‌الله» نام گرفت.

بهار 1992، هلي‌كوپترهاي رژيم صهيونيستي، دبيركل حزب الله، سيدعباس موسوي را در ماشينش، موقعي كه از سخنراني‌اش در جبشيت به خانه برمي‌گشت، زدند. سيدعباس، همسر و فرزندش در ماشين سوختند. اما از اين خاكستر، ققنوسي ديگر برخاست؛ «سيدحسن نصرالله».

سال 2000 اسراييل بعد از هيجده سال جنگ، با شكست از لبنان خارج شد. مردم لبنان اين پيروزي را دستاورد رزمندگان حزب‌الله مي دانستند. به‌اين‌ترتيب، دو موضوع حل‌نشده مانده‌بود؛ مزارع شبعا كه مقاومت اسلامي، مي‌خواست نظاميان صهيونيست از اين آخرين قطعه لبنان بيرون بروند و تبادل اسرا. سال 2004 اين مبادله انجام شد، اما بلافاصله مشخص شد سه تن از افراد ليست حزب‌الله در ميان آزادشده‌ها نيستند؛ سمير قنطار، نسيم نسر و يحيي سكاف. مدارك زنده بودن سمير قنطارو سمير نسر قطعي بودند.

حزب‌الله براي آزادي اين دو، هيچ اهرمي نداشت. سمير قنطار شيعه نبود. او جزو كمونيست‌هاي جمعيت خلق براي آزادي فلسطين بود و سيدحسن به او لقب عميدالاسرا داده‌بود كه به معني سرتيپ و سرسلسله اسراست. اين اقدام حزب‌الله نشان داد مقاومت اسلامي نه مختص گروهي شيعه، كه متعلق به تمام لبنان و يك مقاومت ملي است.

در تابستان 2006، اسارت دو سرباز اسراييلي، فرصت جديدي براي حزب‌الله فراهم كرد تا قضيه مبادله اسرا جدي شود. اما اسراييل درعوض، به لبنان حمله كرد. سيدحسن نصرالله كه بنا به اعتراف رسانه‌هاي صهيونيستي هيچ‌گاه حرفي نزده كه بر انجامش ناتوان باشد، دوسال قبل گفته‌بود كه آرزو دارد كه اسرائيل حماقت كند و به جنوب لبنان حمله كند: «شارون خواب آن‌چه را هم كه ما برايش آماده كرده‌ايم، نمي‌بيند». 33روز جنگ واقعيت حرف سيدحسن را نشان داد؛ «خانه اسراييل بسيار سست‌تر از خانه عنكبوت است.»

اسراييل بدجوري زخم خورده‌بود و مغز متفكر عملياتي حزب‌الله، عماد مغنيه، سال‌ها بود كه طراح برنامه‌هاي حزب‌الله براي خواركردن اسراييل بود. تا بالاخره باز هم يكي ديگر از فرزندان رشيد ملت لبنان در خون غلطيد. اسراييل البته خيلي شادي‌اش را بروز نداده‌است چون هنوز نمي‌داند كه اگر از خون سيدعباس، سيدحسن بلند شد، از خون حاج رضوان چه‌خواهد روييد.

تاریخ درج: 8 اسفند 1386 ساعت 15:16 تاریخ تایید: 8 اسفند 1386 ساعت 17:27 تاریخ به روز رسانی: 8 اسفند 1386 ساعت 17:22
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است