روزنامهنگاری- دكتر يونس شكرخواه:
رسانههاي چاپي بازي خبر را به رسانههاي آنلاين باختهاند. روزنامههاي چاپي فانوس بهدستان اين رقابت هستند.
روزنامهها در سالهاي اخيرهرگز نتوانستهاند يك خبر مهم را بهعنوان نخستين منبع اعلام كنند. علت بسيار روشن است:
ماشين چاپ در «مكان» مخصوصي مستقر است و به جز اين تنگناي مكان، ماشين چاپ به «زمان» آمادهسازي هم نياز دارد؛ به زمان چاپ كردن هم نياز دارد و به زماني هم براي «تازني» در مكان ديگري به نام «ميلينگ روم».
به عبارت بهتر، روزنامهها هنوز اسير جبرهاي زمان و مكان هستند؛ اما رسانههاي اينترنتي سالهاست كه حذف اين دو مانع را در روزنامهنگاري آنلاين در عمل نشان دادهاند. واقعيت آشكار اين است كه فاصله تبديل رويداد به خبر در رسانههاي اينترنتي فقط يك كليك است و در روزنامههاي چاپي، چندين و چند وظيفه هركولي بين دستنوشته تا زينگ و چاپ.
به ياد داريد ماجراي دستگيري صدام را؟ نيويورك تايمز و واشنگتن پست، اين غولهاي عرصه روزنامهنگاري چاپي حتي يك سطر خبر در اين خصوص نداشتند و جاي خالي مهمترين خبر سال2003 در اين دو روزنامه فاجعهاي بود كه نه به خوانندگان، بلكه به روزنامهنگاران نيشتر ميزد.
حتي تصميم سردبيران روزنامههاي آمريكا براي چاپ ويژه نامه هم نميتوانست زخم اين نيشتر را التيام بخشد؛ چرا كه از لحظه تصميمگيري تا زمان چاپ ويژهنامه هم چند ساعت ديگر وقت لازم بود.
با اين حساب، عقل سليم ميگويد روزنامههاي چاپي براي عقب نيفتادن از روزنامههاي آنلاين به چاپهاي فوقالعاده نياز دارند. روزنامهها حتي اگر چاپ 24 ساعته هم داشته باشند؛ از دست روزنامههاي آنلاين در امان نخواهند ماند و پيوسته اين خطر كه به محصولاتي حاشيهاي در دستان شهروندان تبديل شوند، چون سايه آنها را تعقيب خواهد كرد، اما همين روزنامهها در همين هزارتوي نفسگير رقابت؛ بازهم نقاط قوتي دارند كه بايد هر چه بيشتر روي آنها سرمايهگذاري كنند.
«خبرهاي تعقيبي» و «تحليل خبرها» ميتوانند بهعنوان دو اكسير، به روزنامه نگاري چاپي در حفظ تيراژ كمك كنند. اگر روزنامهها در چاپهاي فوقالعاده خود به تعقيب خبرها بپردازند و آنها را تحليل كنند؛ به نيازي پاسخ خواهند داد كه خبرزدگي در وب به آن پاسخ نميدهد.
روزنامهنگاري آنلاين بهدليل قدرت خيرهكننده در مخابره خبر از «نظر» و «تحليل» غافل مانده و اين همان چشم اسفندياري است كه ميتواند در تيررس روزنامهنگاري چاپي قرار بگيرد.
اما به گمان من ميشود از زاويه ديگري هم به اين ماجرا نگريست و آن زاويه اين است كه اگر روزنامهها، ساختار صنعتي و حرفهاي خود را به همراه شم ژورناليستي ذاتي خود در فضاي وب بازآفريني كنند؛ به سختي ميتوان حريف آنها شد.
اين تجربه اكنون در جهان روزنامهنگاري طرف توجه قرارگرفته و حتي در حال تجربه كردن دومين مرحله خود است.
ورود روزنامههاي معتبر به فضاي وب با راهبردهاي موسوم به «از چاپ به وب» آغاز شد و جالب اينجاست حالا كه اين روزنامههاي چاپي در فضاي وب جان گرفتهاند به راهبرد «از وب به چاپ» رو آوردهاند و در اين مرحله دوم از مطالب، تصاوير، نشانههاي بصري و از ريختوقيافه نسخه اينترنتيشان براي نسخه چاپي استفاده ميكنند.
بهعنوان نمونهاي از اين نوع رفتار در مرحله دوم، به روزنامه «راينيش پست» آلمان اشاره ميكنم كه يك نسخه چاپي به نام Opinio دارد كه آميزهاي از مطالب نسخه چاپي و نسخه آنلاين در قالب ايده روزنامهنگاري شهروندي است.
روبرت مرداك، مغناطيس كهنهكار و كهنسال رسانههاي چاپي به خوبي آسيبهاي حرفهاش در زمانه ديجيتال را درك كرده است. او حالادو گفته مشهور دارد:
1. «هر كه در عصر ديجيتال به دنيا آمده باشد نامه به سردبير نخواهد نوشت، بلكه وبلاگ خواهد ساخت.»
2. «بدبختانه بسياري از ما قدرت تماس با خوانندگان را از دست دادهايم، اما من مطمئن هستم كه نه تنها ميتوانيم در دنياي آنلاين شانسهاي موفقيت خود را افزايش دهيم، بلكه قادريم روزنامههاي چاپيمان را نيز نجات دهيم.»
كم كردن فاصله بين چاپهاي متعدد يك روزنامه ميتواند اتكاي قبلي به رسانههاي چاپي را تا حدودي بازگرداند، اما راه حل اساسي اين است كه به اينكار بهمثابه پيشدرآمدي براي اتصالهاي بينرسانهاي نگاه شود كه سنگ پايه رفتار در روزنامهنگاري مدرن است. حالا دنيا ديگر نه حول رسانه بهعنوان محصول، بلكه دارد حول مخاطبان و نياز آنها به ارتباط دوسويه ميچرخد.
اين يك واقعيت است كه روزنامهنگاري آنلاين اكنون گرانيگاه دوسويهگي است؛ اما اين هم حقيقت ندارد كه روزنامهنگاري چاپي نميتواند اين دوسويهگي برخاسته از مرگ زمان و مكان را در بزرگراههاي ديجيتال به نفع خود مصادره كند. كم كردن فاصله چاپهاي متعدد؛ شروع خوبي براي اين ماجراست.