Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ارتباطات
 
روزنامه نگاري ما كارمندي است
روزنامه‌نگاری- بنفشه محمودي:
سال 86  براي قاضي‌زاده سال پركاري بوده و حاصل آن در قالب ترجمه دو كتاب«مهارت‌هاي نوشتن براي مطبوعات» و «تجربه‌هاي ماندگار در گزارش‌نويسي» منتشر شده‌استو كتاب ديگري را هم براي چاپ به انتشارات ايران سپرده است.

گفتگوي ما به بهانه انتشار مهارت‌هاي نوشتن براي مطبوعات به ضعف‌ها و مشكلات روزنامه نگاري كشيده شد.

كتاب «مهارت‌هاي نوشتن براي مطبوعات» يك كتاب كاربردي است. مطالعه اين كتاب چه ثمرهايي مي‌تواند براي روزنامه نگاراني داشته باشد كه در مطبوعات ما مشغول به كارند؟
اين كتاب 4 فصل دارد كه3 فصل اول آن، فصل‌هاي اصلي روزنامه نگاري يعني خبر، گزارش و مقاله است.

يك فصل هم درباره نگارش مطبوعاتي دارد. حسن بزرگ اين كتاب كه خيلي من را تحت‌تأثير قرار داد،  نمونه‌هاي فراواني بود كه از انواع سبك‌ها و نحله‌هاي روزنامه نگاري در آن آمده بود. براي روزنامه نگاراني كه كلياتي درباره روزنامه‌نگاري مي‌دانند اما جزئياتي مثل چگونه شروع كردن،  چگونه دراماتيز كردن و... را نمي‌دانند، نمونه خيلي خوبي براي تمرين است.

  • فكر مي‌كنيد روزنامه نگاران ما در كدام يك از ژانرهايي كه در اين كتاب به آنها اشاره شده، بيشتر دچار مشكل هستند؟

روزنامه نگاري ما ـ خارج از بحث اين كتاب ـ اصولا دچار مشكلات اساسي است. ماجرا بر سر اين است كه بدنه اصلي روزنامه نگاري ما دولتي است. چنين كاركردي مثل كاركرد اقتصاد و بانك دولتي است.

چيزي كه در مطبوعات ما نيست، خون، نوجويي و پويايي است و همه روزنامه نگاران ما،  كارمندان مطبوعات هستند. در حالي كه اين حرفه با كارمندي هيچ سنخيتي ندارد. روزنامه نگاري كار بيرون است، كار كشف است، كار درگير شدن است، كار شهود و تجربه است.

اين كه مي‌گويند روزنامه‌نگاري شغل خطرناكي است و عمر روزنامه نگاري به جاي 30 سال بايد 20 سال باشد،  مال اين نوع روزنامه نگاري نيست،  اين در مورد روزنامه نگاراني صدق مي‌كند  كه بند و بساطشان روي دوششان باشد و دائم در محله‌ها و تشكيلات زيرزميني دنبال شكار خبر باشند.

تا وقتي كه روزنامه نگاري ما خصوصي نشود و ما مجبور نشويم براي خبر تازه و گزارش معتبرتر و كشف و هيجان بيشتر كار كنيم؛ وضع به همين منوال است. بنابراين خارج از اينكه اين كتاب چيست،  بيماري اصلي روزنامه نگاري ما اين است كه به روزنامه‌نگاري كارمندي عادت كرده ايم.

ديويد رندال در كتاب «روزنامه نگاري حرفه‌اي» مي‌گويد: ما روزنامه نگاري سياسي و غير سياسي نداريم،  روزنامه نگاري كمونيستي و دنياي آزاد نداريم؛ روزنامه نگاري آفريقايي و اروپايي نداريم. ما فقط دو جور روزنامه نگاري داريم؛ روزنامه نگاري بد و روزنامه نگاري خوب! واقعيت اين است كه ما روزنامه‌نگاري خوب نداريم. در جامعه‌اي مثل جامعه ايراني كه در حال حاضر  حدود 28 ميليون نفر مي‌توانند روزنامه بخرند،  ما حتي يك روزنامه با تيراژ 500هزار نسخه نداريم.

  • اين مشكل فقط به عملكرد روزنامه‌ها برمي‌گردد يا اينكه در آموزش روزنامه نگاري مشكل داريم؟

تا رقابت نباشد همين است. شما وقتي كه به‌عنوان ناشر خيالت راحت باشد كه در زمان معين كمك دولتي مي‌رسد و يك سري آگهي دولتي هم مي‌دهند،  ديگر نيازي به حركت نداري. يادم مي‌آيد در گذشته در روزنامه كيهان ـ كه در آن زمان روزنامه عصر بودـ صفحات لايي ساعت 11 صبح بيرون مي‌آمد.

 ما تنمان مي‌لرزيد كه نكند در اطلاعات چيزي چاپ شده باشد و ما نداشته باشيم. اگر چنين اتفاقي مي‌افتاد ما بايد كتمان را بر مي‌داشتيم و مي‌رفتيم. آن زمان كامپيوتر نبود. خبرگزاري بولتن خبري داشت. اما روزنامه نگاران اصلا با اين بولتن كاري نداشتند. خبرنگار پيش از آمدن به روزنامه بايد به حوزه هايش سركشي مي‌كرد و بعد به روزنامه مي‌آمد و آنها را پيگيري مي‌كرد. الان از اين اتفاقات نمي‌افتد.

  • ما بيشتر در چه منابعي كمبود داريم؟

در خيلي چيزها كمبود داريم. مهم ترينش حوزه روزنامه نگاري عملي است. بيشتر كتاب‌هايي كه در ايران چاپ مي‌شود در حوزه نظري است. نمي‌گويم بد است، اما من فكر مي كنم دغدغه همكاراني مثل شما كه قلم دست مي‌گيرند و پشت كامپيوتر مي‌نشينند و مي‌نويسند،  اين است كه بدانند با هر نوع خبري چگونه بايد برخورد كنند و از چه واژگاني استفاده كنند.

  • در ترجمه متني مثل اين كتاب، وفاداري به اصل متن چقدر اهميت دارد؟

خيلي اهميت دارد. امانت ترجمه به شما مي‌گويد بايد نسبت به اصل خيلي دقيق باشيد منتها يك چيزهايي هست كه دست اندركاران كتاب خيلي خوب آن را  درك مي‌كنند. مثلا يك سري از واژه‌ها با فرهنگ ما نمي‌خواند. ما نسبت به خانم‌ها از يك حريمي جلوتر نمي‌توانيم برويم. درباره بعضي چهره‌هاي سياسي بايد يك چيزهايي را رعايت كنيم.

 درباره بعضي اتفاقات سياسي چهل پنجاه سال پيش هم نمي‌توانيم حرف بزنيم! ولي در ادبيات روزنامه نگاري به اين مسائل اشاره مي‌شود و شما مجبور مي‌شويد مثال‌ها را عوض كنيد. مثلا اين كتاب گزارش‌هاي خوبي درباره طرز غذا خوردن و طرز پذيرايي در رستوران دارد. ما نمي‌توانيم اينها را بياوريم،  چون در فرهنگ روزنامه نگاري ما معنايي ندارد.

  • منظور من ترجمه برخي عنوان‌ها در اين كتاب بود. مثلا  كلمه «ورودي» را هم براي گزارش و هم براي خبر به كار برده ايد. در بسياري از موارد درباره اين كلمه و نظاير آن تضادهايي در متون روزنامه نگاري وجود دارد. براي رفع اين مشكل چه بايد كرد؟

اول توضيحي درباره ورودي بدهم. من از ورودي به‌عنوان ترجمه واژه Intro استفاده كرده‌ام. 9منبع را در دست دارم كه مربوط به بعد از سال‌هاي دهه 90 است. در هيچ كدام از اين منابع از واژه «ليد» استفاده نشده است و هم درباره خبر و هم درباره گزارش از  Intro استفاده شده است.

مسئله اين است كه حتي برخي استادان روزنامه نگاري هم اين نكته را رعايت نمي‌كنند كه كلمه ليد،  فقط در سبك هرم وارونه و تنها در خبر معنا دارد؛ ما ليد مصاحبه نداريم!
اين مسائل تقصير من مدرس است،  نه دانشجو. اميدوارم كلمه ورودي جا بيفتد و به غلط از ليد استفاده نشود.

  • در متن كتاب،  به مواردي مانند گزارش مصاحبه مدار و يادكردي اشاره شده است،  اما معادل اصلي آنها در پانوشت نيامده؛ اين دو نوع گزارش به چه معناست؟

گزارش يادكردي معادل كلمه Profile است كه گزارشي است كه بدون رفتن به عمق،  درباره يك آدم زنده داده مي‌شود. معروفترين نمونه آن گزارش «پيرمرد چشم ما بود» جلال‌ آل احمد درباره نيما است.

گزارش مصاحبه مدار هم از نوع گزارش‌هاي نه چندان عميق معمول كيهان و اطلاعات درباره مشكلات روزمره است و مبناي آن نقل قول است.

بايد معادل انگليسي اين اصطلاح‌ها را در پانوشت مي‌آوردم.متأسفانه در پانوشت صفحه 83 اين كلمه به جاي گزارش يادكردي به‌عنوان معادل گزارش مقطعي آمده است. عنوان اصلي كتاب Writing for Journalists  است.

  • چرا به «مهارت‌هاي نوشتن براي مطبوعات» تغيير پيدا كرده است؟

چون نويسنده ديگري تاليفي با همين نام داشت و عنوان،  تكراري مي‌شد.

تاریخ درج: 29 بهمن 1386 ساعت 09:39 تاریخ تایید: 29 بهمن 1386 ساعت 14:48 تاریخ به روز رسانی: 29 بهمن 1386 ساعت 17:31
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است