روزنامهنگاری- دكتر محمد مهدي فرقاني*:
اصولا عادت روزنامهخواني در ايران مربوط به عصر بوده است؛ چون روزنامههاي مهم و پرتيراژي همچون اطلاعات و كيهان آن زمان عصرها منتشر ميشدند و روزنامههاي صبح معمولا نسبت به اين روزنامهها تيراژ كمتري داشتند و كوچكتر بودند.
اما در كشورهاي ديگر، به دلايلي همچون استفاده از وسايل حملونقل عمومي و سوار و پياده شدنهاي مكرر مسافران، امكان تهيه روزنامههاي صبح بيشتر بود.
از طرف ديگر آنان علاقه داشتند كه اول وقت از همه اخبار مطلع شوند، چون دانستن اخبار نياز روزانه آنان محسوب ميشد.
اما اين شيوه زندگي در تهران و شهرستانهاي آن زمان به هيچوجه وجود نداشت تا اينكه بعد از انقلاب روزنامه همشهري تحولي در مطبوعات ايجاد كرد.
تفاوتهاي شكلي و محتوايي اين روزنامه سبب شد تا آغازگر جرياني باشد كه روزنامههاي بعدي مثل ايران را بهدنبال خود بياورد و بهتدريج باعث تغيير عادت روزنامهخواني در جامعه شود.
پيش از آن روزنامهها حالتي يكنواخت و تكراري داشتند كه روزنامهاي مثل همشهري توانست ذائقه روزنامهخواني را در كشور عوض كند و پيشگام اين تغييرات باشد و ساير روزنامهها را نيز همراه خود به صبح بياورد؛ تا جايي كه ميبينيم روزنامهاي مثل كيهان با بيش از 60 سال سابقه انتشار عصر، ترجيح ميدهد صبح روي دكه بيايد. اين در حالي است كه نياز به دانستن اخبار كمكم ميان مردم بيش از پيش حس شد.
در نگاهي كلي در رابطه با تفاوتهاي روزنامه صبح و عصر ميتوان گفت كه روزنامههاي صبح روزنامههاي «ديروز»اند و اخبار و اطلاعات در مقوله خبري روزنامههاي كهنهاي هستند، اما روزنامههاي عصر مربوط به وقايع امروز است.
بهخصوص با توجه به اينكه بخش دولتي بهدنبال انعكاس اخبار خود هستند، روزنامههاي عصر ميتوانند بسيار راهگشا باشند، به همين دليل روزنامههاي عصر بهروزتر از روزنامههاي صبح هستند.
پس اگر روزنامهاي بهدنبال ارتباط مستمر با مخاطبانش است، بايد دنبال گزينههاي ديگر هم باشد، مثل همين ابتكار همشهري و چاپ عصر آن.
بهنظر من چاپ عصر به چند دليل مهم و انتشار آن كار بجايي بوده است. اول اينكه روزنامهها نبايد از رقابت با راديو و تلويزيون عقب بمانند. براي اين رقابت لازم است روزنامهها حضور جديتر و پررنگتري در عرصه جامعه داشته باشند. اين يعني پيشي گرفتن روزنامه عصر از ديگر روزنامهها.
نكته ديگر حضور تعيينكننده روزنامههاي عصر در رويدادهاي همان روز است كه اين تأثيرگذاري وسيعتر و نفوذ بيشتر آن را بهدنبال دارد، چون اين خود پاسخ به يك نياز عمومي است كه ميتواند ارتباط يك روزنامه را با مخاطب بيشتر كند.
اين استمرار و زنده بودن اخبار سبب تسهيل مديريت شهر ميشود. چون بدين ترتيب كنترل اوضاع در دست مديران قرار ميگيرد و ارسال پيام و دريافت بازخورد آن را تسريع و تسهيل ميكند.
از سوي ديگر انتشار روزنامه عصر ميتواند به ابزاري كارآمد براي مديريت شهري تبديل شود، چرا كه ميتواند با 2 بار حضور روزانه نوعي احساس اعتماد در شهروندان ايجاد كند.
بهنظر من انتشار چاپ عصر روزنامه ميتواند حركت مثبت و مفيدي باشد ولي فراموش نكنيم كه در اين ميان، مهم استمرار آن است كه اين روند نيازمند برنامهريزي و سرمايهگذاري صحيح در اين عرصه است.
* استاديار علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي