آلودگی- اسماعيل عباسي:
«سونامي» و «كاترينا» نامهاي معروف دو توفان بزرگ اقيانوسي است كه در سپيده دم قرن 21 ميلادي، جهان را تكان دادند و در آسياي جنوب شرقي و آمريكا موجب زيانهاي سنگين انساني و اقتصادي شدند.
سيلهاي دور از انتظار و ويرانگر جزيره انگليس در تابستان گذشته علاوه بر دو توفان معروف اقيانوسي، زنگهاي خطر را براي ساكنان كره زمين به صدا در آوردهاند.
اكنون، پيامدهاي آلودگي و تخريب گسترده محيط زيست، از آستانه تحمل سياره زيباي ما عبور كرده و با واكنشهاي خشمآلودي از جانب طبيعت روبهرو هستيم كه در مقايسه با حوادث و سوانح طبيعي تاريخ به مراتب خطرناكتر شدهاند.
از اين رو، بشريت با يك مصيبت بزرگ زيستمحيطي روبهروست كه هر روز ابعاد آن گستردهتر و هراسناكتر ميشود. در نوشته حاضر با مروري كوتاه بر روند آلودگي محيطزيست در جهان، نقش مهم و تعيينكننده رسانههاي جمعي در آگاهسازي جامعه انساني بهطور اجمالي بررسي شده است.
با خاموش شدن آخرين شعلههاي آتش جنگ دوم جهاني، چشمانداز جهاني نوتر و فارغ از جنگ و ويرانگري، همان رؤياي شيريني بود كه شب هنگام اروپائيان را به خوابي عميق ميبرد تا در سپيده دم با اميد بيشتري به كار و تلاش براي بازسازي شهرهاي فروپاشيده از آتش جنگ جهاني ادامه دهند.
در سالهاي بعد از جنگ، كابوس رويارويي اردوگاههاي شرق و غرب با جنگافزارهاي هستهاي، بر جهان سايه افكنده بود، اما در اعماق، فاجعه بزرگتري با ابعاد تخريبي به مراتب گستردهتر از دو جنگ جهاني، در شرف وقوع بود و در غوغاي كركننده مسابقات تسليحاتي، صداي شكستن ظريفترين رابطهها ميان انسان و طبيعت، كمتر به گوش ميرسيد.
روزنامههاي اروپا هنوز از پس لرزههاي جنگ دوم حكايتها داشتند كه فاجعه آلودگي هوا و دودمه لندن در سال 1953 ميلادي، به وقوع پيوست و ساعتها شهر در خفقان ناشي از دود صنعتي فرو رفت.
آمبولانسها آژيركشان، مردم نيمه جان و قربانيان اين فاجعه زيستمحيطي را به بيمارستانها ميرساندند. اين ضربه كاري كه بعد از انقلاب صنعتي، يك رخداد مهم و بيسابقه محسوب ميشد رسانههاي اروپا، قاره پيشاهنگ انقلاب صنعتي را با كابوس ديگري كه در راه بود، درگير كرد: آلودگي محيطزيست!
اروپاييها، آمريكاييها و ژاپنيها به سرعت دست به كار شدند تا آثار و پيامدهاي زيانبار آلودگي محيطزيست را پاك كنند يا به حداقل برسانند. در تمامي برنامهها، تجديدنظر شد و مقدم بر همه، رشد جمعيت شهرها تحت كنترل قرار گرفت.
فرانسويان، راههايي را براي تزريق اكسيژن به رود سن يافتند تا آخرين ماهيهاي باقي مانده در اين رودخانه خاطره انگيز را برهانند. خبرخوشحالكننده بازگشت ماهيها به رودخانه «راين» هم، تيتر درشت بسياري از روزنامههاي اروپا شد. ژاپنيها هم بشارت دادند كه آلودگي هواي توكيو را زدودهاند و ماهيها و بسياري از آبزيان به آبهاي ساحلي و درياچههاي اين كشور بازگشتهاند.
اربابان صنعت، از آن پس دودكشها را به طرف آسمان بردند، هر چه بلندتر بهتر! براي پساب كارخانهها هم صاف كنندههايي اختراع شد و در مراحل پيشرفتهتر با تصفيه شيميايي، امكان بازيافت پسابها به صورت آب ساده و شفاف فراهم آمد. اما حادثه مهمي در جو زمين در شرف وقوع بود، حادثهاي جهانگير و بسيار دامنه دار.
به زودي آنچه در محافل خصوصي دانشمندان با دلواپسي مطرح ميشد، در رسانهها ديده و شنيده شد. انباشت گازهاي گلخانهاي، دگرگوني آب و هواي جهان، گرمايش غيرطبيعي زمين و... خطرات فزاينده اي بودند كه از راه ميرسيدند؛ با خساراتي به مراتب سنگينتر از همه زيانهاي دو جنگ جهاني اول و دوم.
همگان دريافتند كه هنجارشكني در قوانين پايدار طبيعت و بياعتنايي به چرخه قانونمند حيات براي كسب سود بيشتر، سوداگري خطرناكي است كه زندگي زمين و تمامي ساكنان آن را يكجا در معرض تهديد قرار داده است.
به اين ترتيب در نخستين دهه قرن بيست و يكم، معضلات زيستمحيطي بهعنوان عمدهترين مشكل مشترك مردم جهان، در صدر اخبار و تحليلهاي رسانهاي قرار گرفت و هر روز كه ميگذرد، توجه وسايل ارتباط جمعي به اين مشكلات كه زندگي در كره مسكون را در معرض نابودي قرار داده، بيشتر ميشود.
تا پايان قرن بيستم ميلادي، هنوز چنين پنداشته ميشد كه آلودگيهاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي، عمدهترين مشكل زيستمحيطي جهان است. در نگاه اول و باتوجه به توليد بخش اعظم گازهاي گلخانهاي جهان توسط صنايع آمريكا ، اروپا و ژاپن، ميتوان اين گمانه زني را تأييد كرد.
اما واقعيت اين است كه در كنار توليد روزافزون گازهاي گلخانهاي و مسئله گرمايش زمين و توفانهاي بيسابقهاي كه در سه سال اخير دنيا را لرزانده است، رشد بيرويه شهرنشيني و شهرها به ويژه در آفريقا و آسيا، جهان را با احتمال بروز يك فاجعه جديد روبهرو كرده است. بر پايه تازهترين آمارها تا سال آينده بيش از نيمي از جمعيت جهان يعني حدود 5/3 ميليارد نفر شهرنشين خواهند بود.
در يك چشمانداز خوشبينانه تا سال 2030 ميلادي شمار ساكنان شهرهاي جهان به 5 ميليارد نفر يعني معادل 60 درصد جمعيت دنيا خواهد رسيد. اين رشد حيرت انگيز اگر همراه با برنامهريزي برمبناي توسعه پايدار نباشد به گسترش حاشيه نشيني، رشد محلههاي فقيرنشين، تخريب وسيع محيطزيست و حتي شورشهاي اجتماعي منجر خواهد شد.
چون بسياري از اين شهرها با نگرانيهاي مبرمي مانند فقر، جنايت، كمبود آب بهداشتي و تأسيسات فاضلاب روبهرو خواهند بود. آنچه اكنون در شهرهاي جهان در حال توسعه رخ ميدهد، آينده ساكنان كره زمين را شكل خواهد داد. به همين دليل بايد بهطور هماهنگ و در سطح جهاني همراهي و مساعدت شود تا شهرهاي جهان بتوانند از توان خود براي حل معضلات روزافزون استفاده كنند و در يك كلام، گسترش وسيع شهرها و شهرنشيني به ويژه در كشورهاي در حال توسعه مفهومي جهاني دارد و يك پاسخ جهاني ميطلبد.
در شرايطي كه فقر در شهرها متمركز ميشود اما در عين حال شهرها نمايانگر بيشترين اميد افراد فقير براي رهايي از تنگدستي هستند، نقش وسايل ارتباط جمعي در زمينه آگاهسازي اجتماعي و ترويج فرهنگ مبتني بر توسعه پايدار و حفظ محيطزيست، بهعنوان يك ضرورت حياتي احساس ميشود.
رسانهها، ميتوانند با ارائه اخبار و تحليلهاي مناسب، در كنار آگاهسازي جامعه از ارزشهاي منابع طبيعي و محيطزيست، دولتها را به سرمايهگذاري در زمينه آموزش و پرورش، بهداشت و سلامت از جمله بهداشت باروري و برنامهريزي آگاهانه براي تنظيم خانواده، ترغيب كنند.
امروزه در دهه نخست قرن بيست و يكم ميلادي، تشكلهاي مردمي به همراه رسانهها نقش فعالي در پيشگيري از تخريب بيشتر طبيعت و حفظ محيط زيست برعهده گرفتهاند و نشريات تخصصي محيطزيست در كنار برنامههاي جذاب راديو و تلويزيون و هزاران سايت اينترنتي كه توسط هواداران حفظ محيطزيست در سراسر جهان اداره ميشود، تلاش مشتركي را براي مبارزه با مصرف گرايي زيانبار و توسعه بيبند و بار و لجام گسيختگي در بهره برداري از منابع طبيعي سازمان داده اند.
وظيفه دشوار رسانههاي گروهي، فرهنگسازي براي حفظ محيطزيست و منابع و ذخاير طبيعي و بهرهبرداري اصولي از اين منابع است. مردم از طريق رسانهها بايد بدانند كه از دست رفتن جنگلها، جادهسازي و سدسازيهاي بيمطالعه و بدون در نظر گرفتن ملاحظات زيستمحيطي، موجب بي دفاع شدن زيستبومها و نابودي زمينهاي حاصلخيز، فقر، گرسنگي و شيوع بيماريهاي عفوني پايدار ميشود.
آگاهسازي جامعه از ارزشهاي مهم و حياتي منابع طبيعي، اكوسامانهها، گونههاي زيستي، در كنار هشدارهاي پيوسته براي جلوگيري از تخريب و نابودي محيطزيست در سراسر جهان، وظيفه حساس و دشوار دستاندركاران وسايل ارتباط جمعي در اين برهه از زمان است.