سینمایايران- پري عظمايي:
چند روز به برگزاري مهمترين جشنواره سينمايي كشور باقي نمانده است؛ جشنوارهاي كه 26سال از عمر آن ميگذرد و طي اين مدت، فراز و نشيبهاي بسياري را متحمل شده است؛
جشنوارهاي كه روزگاري آينه تمامنماي سينماي ايران بهشمار ميرفت و مرور يكساله عملكرد اهل سينما و مسئولان بود و بسياري از فيلمسازان دغدغه شركت در آن را داشتند و به بردن سيمرغ بلورين مباهات ميكردند.
شايد فقط طيفي از تجاريسازان سينما بودند كه فيلمهايشان را در جشنواره شركت نميدادند و آنها را روانه اكران ميكردند اما چند سالي است كه رفتهرفته از هيجانهاي جشنواره كاسته ميشود؛ نه ديگر از تماشاگراني كه روزگاري زير برف سنگين زمستاني به اميد ديدن فيلمي از فيلمساز مورد علاقهشان ساعتهاي متمادي در صفهاي طويل ميايستادند، خبري هست و نه فيلمسازان، دشواريهاي ماراتن رساندن فيلمشان به جشنواره را بهجان ميخرند. اما به هر حال و با تمامي این اوصاف، جشنواره فيلم فجر يگانه اتفاقي است كه هنوز شوری در فضای سینمایی و فرهنگی کشور ایجاد میکند؛ هرچند شوقبرانگیزی آن سال به سال کمتر میشود.
کارگردانها؛ همکناری نسلها
بنا بر آماری که در سایت رسمی بنیاد سینمایی فارابی منتشر شده، هماکنون حدود 001فیلم در مراحل مختلف تولید - از آماده نمایش گرفته تا مرحله پیشتولید - بهسر میبرند که پروانه ساخت اغلب آنها هم پیش از سال86 صادر شده است. هزینه تولید این فیلمها با احتساب میانگین 052میلیون تومان برای هر یک، رقمی بالغ بر 25میلیارد تومان میشود که اغلب آنها نهتنها سودآور نیستند بلکه هزینه سرمایهگذاری را هم برنمیگردانند. در میان این فیلمها، هستند آثاری که به قصد اکران پیش از جشنواره، آماده نمایش شدهاند؛ اگرچه تعدادی از آنها فرصت اکران نیافته و برای حضور در بخشهای مختلف جشنواره فیلم فجر آماده میشوند.
در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر هم، چند سالی است حدود 20 تا 25 فیلم شرکت میکنند و 5-4فیلم هم در خارج از مسابقه بهنمایش درمیآیند.
بهمن فرمانآرا (خاک آشنا)، محمدرضا اصلانی (آتش سبز)، علیرضا داوودنژاد (تیغ زن)، تهمینه میلانی (تسویه حساب)، کمال تبریزی (همیشه پای یک زن در میان است)، رسول صدرعاملی (هر شب تنهایی و شب)، خسرو معصومی (باد در علفزار میپیچد)، مجید مجیدی (آواز گنجشکها)، محمدعلی طالبی (دیوار)، رضا میرکریمی (به همین سادگی)، فرزاد موتمن (جعبه موسیقی)، منیژه حکمت (سه زن)، بهروز افخمی (فرزند صبح)، سامان مقدم (صد سال به این سالها)، سیامک شایقی (خواب زمستانی)، محمد متوسلانی (آخر هفته)، ابراهیم فروزش (دوست داشتن را هجی کن و هامون و دریا) و فریدون حسنپور (در مه بخوان) از جمله فیلمسازان مطرحی هستند که احتمال حضورشان در جشنواره وجود دارد.
از میان دیگر فیلمهایی که در مرحله اواخر فیلمبرداری و تدوین و فنی هستند و احتمال حضورشان در بخشهای مسابقه و مهمان جشنواره وجود دارد نیز میتوان به اين فيلمها اشاره كرد: ملودي (جهانگير جهانگيري)، خواستگار محترم (داوود موثقي)، شمع و آينه (محمد درمنش)، بازي خطرناك (حسن هدايت)، خواب ليلا (مهرداد ميرفلاح)، آتشكار (محسن اميريوسفي)، ستايش (محمدرضا رحماني)، استشهادي براي خدا (عليرضا اميني)، مصاحبه (بهرام كاظمي)، تنها دو بار زندگي ميكنيم (بهنام بهزادي )، محيا (اكبر باباعلي خواجويي)، به خاطر خواهرم (حجتالله سيفي)، آن مرد آمد (حبيب بهمني)، مجرم (اصغر نصيري)، درميان ابرها (سيد روحالله حجازي)، انعكاس (رضا كريمي)، چگونه اركستر هماهنگ ميشود؟ (محمد احمدي)، كارناوال مرگ (رضا اعظميان)، چراغي در مه (پناه بر خدا رضايي)، ملك سليمان (شهريار بحراني)، گل نيلوفر (سابين ژمايل) و مانگديم (حسين محجوب).
امسال البته تعداد فیلمسازان اول و دوم هم که قصد رقابت در بخش مسابقه فیلمهای اول و دوم را دارند، کم نیست؛ فيلمهاي زنها فرشتهاند (شهرام شاهحسيني)، همخانه (مهرداد فريد)، دايره زنگي (پريسا بختآور)، كنعان (ماني حقيقي)، آتشكار (محسن اميريوسفي) ستايش (محمدرضا رحماني)، تنها دو بار زندگي ميكنيم (بهنام بهزادي)، تلخ عين عسل (محمد باشه آهنگر)، آن مرد آمد (حميد بهمني)، در ميان ابرها (سيدروحالله حجازي)، چگونه اركستر هماهنگ ميشود؟ (محمد احمدي)، قرنطينه (منوچهر هادي)، دلشكسته (علي رويينتن)، كتوني سفيد (ابراهيم معيري)، پوست موز(علي عطشاني)، قند تلخ (محمد عرب)، حس پنهان (مصطفي رزاقكريمي) و يك وجب از آسمان (علي وزيريان) ازجمله این آثار هستند.
در این میان تعدادی فیلم هم وجود دارد که طی ماههای آذر و دی فیلمبرداریشان آغاز شده و بعید است به جشنواره برسند؛ هفت و پنج دقیقه (محمدمهدی عسگرپور)، چهره به چهره (علی ژکان)، مجنون لیلی (قاسم جعفری)، لاکپشتها (ابوالحسن داوودی)، باآبرو (پرویز شیخطادی)، موش (شاهد احمدلو)، نامزد آمریکایی من (فرهاد توحیدپرست)، در شب عروسی (رضا قهرمانی) و صندلی خالی (سامان استرکی).
پراکندگی زمان تولید را شاید بتوان وجه تمایز روند تولید 4-3سال اخیر با سالهای پیش از آن برشمرد؛ بهطوری که ترافیک تولید، پیشتر در 2 فصل تابستان و پاییز بود اما مدتی است تولید در سراسر روزهای سال پراکنده شده و از آن تعجیلها و ترافیکهای قفلشده تولید خبری نیست. البته بسیاری از فیلمسازان هنوز هم کمبود دوربین و تجهیزات لازم و بهروز را از مشکلهای اساسی سینما و یکی از دلایل بهتعویقافتادن تولید فیلمها میدانند. طبق آماری که چندی پیش از سوی بنیاد فارابی منتشر شد، 21دستگاه دوربین 53میلیمتری در تولیدات سینمایی ایران بهکار گرفته میشود که از این تعداد، 12دوربین متعلق به فارابی و بقیه مال بخش خصوصی است.
تهیهکنندهها؛ پشتیبانهای علاقهمند
با یک نگاه گذرا به فیلمهای جشنواره بیست و پنجم فجر، این نکته که اغلب تهیهکنندگان شرکتکننده در این جشنواره، فیلمهایشان را با بهره از وامهای ارگانهای دولتی مرتبط با سینما یا با سرمایهگذاری سازمانهای مختلف ساختهاند، قابل اثبات است.
امسال هم با توجه به اینکه در خبرهای تولید فیلم، بیشتر به ذکر نام تهیهکننده - و نه سرمایهگذار - اشاره میشود، نمیتوان آمار دقیقی از میزان حضور تهیهکنندههای دولتی و خصوصی ارائه داد و در واقع باید تا جشنواره و اعلام تیتراژهای کامل فیلمها صبر کرد و بعد به بررسی دقیق و واقعی نشست؛ اما با توجه به بالا رفتن هزینههای تولیدی و علاقهمندی روزافزون مراکز متعدد غیرسینمایی و فرهنگی - که همیشه پشتیبان و علاقهمند به حمایت از سینما و سرمایهگذاری بدون چشمداشت به گیشه و بازگشت آن بودهاند - و همچنين باتوجه به تعداد فیلمهای در دست تولید، میتوان پیشبینی کرد كه سینمای امسال هم خالی از این حمایتها نیست..
فرزند صبح
پررمز و رازترين و البته طولانيترين اثر فجر بيست و ششم، آخرين ساخته بهروز افخمي است؛ فيلمي كه هنوز هم حضورش در جشنواره امسال در پردهاي از ابهام قرار دارد. درحالي كه تهيهكننده فيلم - شرفالدين - اعلام ميكند كه درحال رايزنيهاي مختلف براي ساخت موسيقي است، خبرهاي رسمي حاكي از آن است كه اين فيلم در جشنواره حضور خواهد داشت؛ جالبتر اينكه سيفالله داد - تدوينگر اين اثر – اعلام كرده كه تدوين اين فيلم را آغاز كرده است.
قصه فيلم را كه ميدانيد؛ داستان زندگي امام از كودكي تا روزهاي آخر به روايت بهروز افخمي. افخمي براي اين پروژه، آنقدر صبر كرد كه بچه 4 ساله بازيگر خردسالي امام فقط چند سال بزرگتر شود. اتفاق ديگر هم اينكه يكدفعه به جاي جمشيد هاشمپور، عبدالرضا اكبري در گريم تازهاي به جاي امام(ره) ظاهر شد. داستان به اينجا ختم نميشود؛ يك شب آقاي سيدحسن خميني به بهروز افخمي ميگويد كه محمدرضا شريفينيا چقدر شبيه پدرش (مرحوم سيداحمد) است و اين بهانهاي ميشود تا فيلمساز وسواسي امروز سينماي ايران پلانهاي جديدي بنويسد كه شريفينيا به ايفاي نقش يادگار حضرت امام بپردازد.
آتش سبز
مستندساز قديمي سينماي ايران، امسال تصميم گرفت دست به ساخت يكاثر بلند سينمايي بزند اما چندان هم در اين راه خوششانس نبود. پگاه آهنگراني - يكي از بازيگران اصلي اين فيلم - با سقوط از ارتفاع دچار حادثه شد و اين حادثه حاشيههاي ناخوشايند زيادي را براي عوامل آتش سبز بهوجود آورد.
دايره زندگي
پريســا بختآور امســال يكــي از پربازيگرترين آثار اين چندساله سينماي ايران را راهي پرده نقرهاي سينماها خواهد كرد؛ درست همانند همسرش - اصغر فرهادي - كه 2 سال پيش در چهارشنبه سوري به يكتجربه موفق اينچنيني دست زد. مهران مديري، باران كوثري، بهاره رهنما و امين حيايي تعدادي از ستارههاي دايره زنگي هستند.
هميشه پاي يك زن در ميان است
گمان ميكنم شما هم با من همعقيده باشيد كه كمال تبريزي - كه اين روزها مجموعه شهريار را درحال پخش دارد - صاحب پرسروصداترين آثار سينماي ايران در كارنامه هنري خود است. كارگردان مارمولك امسال فيلمي تحتعنوان هميشه پاي يك زن در ميان است را روانه جشنواره بيست و ششم كرده. نكته قابل توجه اينكه در هميشه پاي يك زن در ميان است ميتوانيد مهران مديري را با گريم و نقشي متفاوت با آنچه از او به ياد داريم، ببينيد.