Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی محيط زيست
 
چرا پژوهش‌ها در عرصه منابع طبيعي كارايي ندارند
منابع‌طبيعی- محمد درويش*:
در سامانه مديريت حاكم بر پژوهش، به ويژه در بخش تحقيقات منابع طبيعي كشور، اغلب مشاهده مي‌شود كه كه ستاده‌ها و بروندادها تناسبي درخور با استعدادها و توان‌هاي علمي سرمايه‌هاي انساني نهادهاي علمي پژوهشي و آموزشي كشور ندارد.

به ديگر سخن، «تصميم‌گير»هاي كشور نتوانسته‌اند، آن گونه كه سزاوار مي‌نمود، «تصميم‌ساز»ها و كارآفرينان را به غليان انداخته و استعدادهاي بالقوه ايشان را بالفعل سازند. رخدادي كه سبب شده، نه‌تنها كارمايه‌ها (انرژي‌ها) به هدر رود، بلكه ضريب رضايت‌مندي از شغل نيز كاهش يابد.بي‌گمان در بروز اين رخداد، عوامل و مؤلفه‌هاي فراواني نقش دارند كه برخي از آنها چندان پيچيده هم نيست و راهكار خروج از آن هم بسيار ساده مي‌نمايد.

در سال‌هاي پاياني دهه هشتاد ميلادي يكي از مشاوران ارشد مديريت در ايالات متحده به نام فرديناند فورنيس، نتايج پژوهش‌هاي دامنه‌دار و گسترده خويش را در كتابي با عنوان: «چرا كاركنان، كاري را كه از آنان انتظار مي‌رود، انجام نمي‌دهند؟» منتشر ساخت.

 وي در طول 15 سال از طريق جمع‌آوري نظريات بيش از بيست هزار نفر از مديران مؤسسه‌ها و شركت‌هاي فعال در سراسر  آمريكا به اين نتيجه رسيد كه مهم‌ترين دلايل اين رخداد، سه عامل زير است:

1 - كاركنان دلايل و ضرورت انجام دادن كار را نمي‌دانند؛
2 -  كاركنان چگونگي انجام‌دادن كار را نمي‌دانند؛
3 - كاركنان نمي‌دانند انجام يافتن چه كاري از آنها مورد انتظار است.

او در هر سه مورد هم، اصلي‌ترين دليل وضعيت پيش آمده را ضعف مديريت و ناتواني يا ناآگاهي مدير از علم روز مديريت، معرفي كرده و رهنمودهايي براي مديران عرضه كرده است.پرسش اصلي اين است، هنگامي كه مشاهده مي‌كنيم در كشوري چون آمريكا كه قدرت اصلي بازار در دست بخش خصوصي بوده و عملاً بر پايه آموزه‌هاي مبتني بر اقتصاد آزاد اداره مي‌شود؛ چنين بحراني در مديريت وجود دارد و تا اين حد از مديراني ناكارآمد در عالي‌ترين سطوح بهره برده مي‌شود، تكليف كشورهايي كه بر مبناي اقتصادي دولتي اداره مي‌شوند، روشن است؛ كشور‌هايي كه ملاحظات ديگري را نيز بر شايسته‌سالاري ترجيح مي‌دهند كه كمابيش از آنها اطلاع داريم و خلاصه آنچه در تصاحب پست‌هاي مديريتي حرف نخست را مي‌زند، ثابت شدن «برادري» مدير است تا «تخصص» وي. اينكه ما در طول سه دهه گذشته حدود يك‌هزار ميليارد دلار درآمد داشته‌ايم – يعني در شمار يكي از 20 كشور نخست جهان از اين منظر قرار داريم - امّا كماكان از منظر پايداري سرزمين، بهداشت، توسعه انساني، ظرفيت بحث و گفت‌وگو، ريسك سرمايه‌گذاري، راند‌مان كاري و... در بين بيست كشور نخست جهان جاي نداريم؛ خود گواه آن است كه مديريت حاكم بر سرزمين ارزشمندمان، تا چه اندازه در استفاده از شگردهاي نوين مديريت با لكنت زبان مواجه است.

به كلامي ساده‌تر، بايد اعتراف كرد: ارزش دانش و تبحر بخشي از مديراني كه بر اين سرزمين مديريت كرده‌اند، هم‌سنگ حوزه مسئوليت‌شان نبوده است.يادمان باشد: اگر جسارت نقد و كالبدشكافي منصفانه و علمي عملكرد خود را نداشته باشيم، محكوميم تا سرنوشت پيشين را تكرار كرده و فرصت‌سوزي‌ها را امتداد دهيم.

* عضو انجمن هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور

تاریخ درج: 9 دی 1386 ساعت 09:29 تاریخ تایید: 9 دی 1386 ساعت 09:53 تاریخ به روز رسانی: 9 دی 1386 ساعت 09:48
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است