حکمتو فلسفه- « درباب يقين» در كنار پژوهشهاي فلسفي و رساله منطقي – فلسفي جزو 3 اثر مهم و ماندگار ويتگنشتاين و يكي ديگر از مباحث مطرح شده در نشست ويتگنشتاين در ايران بود
دكتر مينو حجت كه رساله دكتراي خود را در زمينه معرفتشناسي ويتگنشتاين ارائه كرده، در باره اين اثر ميگويد: درباب يقين نمونه كامل اثري سهل و ممتنع است.
در اين كتاب به هيچوجه با تعابير پيچيده و جملات دشوار و سخت مواجه نيستيم و در عين حال با خوانش اين كتاب متوجه ميشويم كه با اثري دشوار كه لايههاي پنهان و عميق فراواني دارد، مواجهايم.
وي ضمن اشاره به انديشههاي ويتگنشتاين كه حول محور معرفت و يقين قرار دارد، ميگويد: ويتگنشتاين ضمن نوشتن اين يادداشتها مشغول كندوكاو و جستوجو بود؛ اما در جستوجوي بهدست آوردن راهحل براي مسائل نبوده است. نوشتههاي او از هيچ ترتيبي برخوردار نيست و اين مسئله را به وضوح ميتوان در يادداشتهايي كه از او به جاي مانده، ديد. او در يادداشتي شديدا احساس موفقيت ميكند و جايي ديگر كاملا مايوس و نااميد بهنظر ميرسد. ويتگنشتاين در جايي مينويسد: من اكنون رخنهاي در تفكرم احساس ميكنم كه نميدانم پر ميشود يا خير. با اين وجود اين اظهارات قطعي نيستند و ما بايد از اين جهت به آنها توجه داشته باشيم كه بتوانيم در فهم بهتر آثار و انديشههاي او از آنها بهره ببريم.
دكتر حجت درخصوص گسستهگويي ويتگنشتاين و سبك فلسفه ورزي اش ميگويد: شيوه نوشتن يادداشتهاي او و عدم وجود ترتيب و قاعده خاص در يادداشتهاي او، قطعا خاص او بوده و از نبوغ سرشار ويتگنشتاين سرشار است. اين طور نيست كه هر كسي بتواند اينگونه انديشهورزي داشته باشد. او براي پي بردن به كنه امور هستي و براي توصيف آن، به جاي پيوستگي، گسستهگويي را انتخاب ميكند و از زواياي مختلف به امور مينگرد تا تصاوير همهجانبهاي از موضوع ارائه دهد. قطعا انديشههاي ويتگنشتاين در هيچ قالب ديگري جز اين قابل بيان نيست و ما اين نكته را بايد در يادگيري و فهم آثار او نيز در نظر داشته باشيم.
ويتگنشتاين ميگويد: اگر بخواهم ترتيبي به نوشتههايم بدهم اين مسئله آنها را فلج ميكند. بنابراين ما بهعنوان خواننده و علاقهمند به آثار او و انديشهاش بايد توجه داشته باشيم كه فهم انديشههاي او در يك قالب كلي تا چه حد موافق با آنچه مطلوب ويتگنشتاين بوده، است.
وي در ادامه صحبتهايش ويتگنشتاين را ناقد فلسفهورزيهاي معمول در باب معرفت و يقين ميداند و ميگويد: قصد ويتگنشتاين اين بوده كه غباري را كه فيلسوفان سنتي به پا كرده بودند، از روي اين مفاهيم كنار بزند تا امروز بتوانيم آنها را بهتر درك كنيم.
نويسنده ويتگنشتاين و عينيت معرفت شناختي (زيرچاپ) در باب باورهاي يقيني از ديدگاه ويتگنشتاين معتقد است: باورهاي يقيني از طريق ارتباطهاي زباني ما با ديگران در مسير رشد، تعليم و تربيت ايجاد ميشود. اين باورها همگاني است و نه شخصي. بنابراين از عينيت برخوردار است. اين يقين، يقين شخصي و روانشناختي نيست؛ بلكه يقيني عيني است كه مفهومي ذومراتب دارد؛ يعني قابليت تغيير دارد، ميتوان آن را كم يا بيشتر كرد و حتي از بين برد و احتمال خطا بودن آن نيز هست، اما نكته اصلي اين است كه با همه اين تفاسير، اين مجموعه هرگز دچار خطا نميشود زيرا كشف خطا هم بايد با يقين همراه باشد.