سینمایايران- ميثم يوسفي:
موسيقي فيلم كه نماينده موسيقي در سينماست شايد به اندازه ديگر هنرها در ذات سينما حل نشده باشد و هويتي مستقل از آن، وراي تصوير و سينما نيز قابل بررسي باشد.
بااين حال نمونههاي بسياري هم بوده است كه موسيقي را فارغ از تصوير نتوان تجسم و تحمل كرد. بهعنوان نمونه نميشود موسيقي برنارد هرمن را خارج از فيلمهاي هيچكاك گوش كنيم، همانطور كه نميشود فيلمهاي كيشلوفسكي را بدون موسيقي جادويي پرايزنر تصور كرد. در ايران نيز ساليان درازيست كه موسيقي با سينما پيوندي ناگسستني دارد، چه زماني كه دختر لر با صداي يك پيانو در جلوي پرده سينما به نمايش در ميآمد و چه حالا كه اركستراسيون و رنگآميزي موسيقي بعضي از فيلمها ميتواند به نمونههاي خارجي پهلو بزند. با اينهمه مثل همه هنرها موسيقي فيلم هم در كشور ما مشكلات خودش را داراست.
احمد پژمان بهعنوان يكي از قديميترين آهنگسازان سينمايي ما در مورد عوامل مؤثر در توليد يك موسيقي فيلم خوب ميگويد: اصولا موسيقي فيلم نوشتن استعداد خاصي ميخواهد. ممكن است موزيسين خوبي باشيد ولي روي تصوير بد كار كنيد.
ممكن است موزيسين متوسط يا ضعيفي باشيد ولي تصوير را خوب بشناسيد. اين يك استعداد ذاتيست. مثل اينكه بعضي سواد ندارند ولي شعر ميگويند، خيلي هم خوب ميگويند. ولي اگر موسيقي فيلم را يك كار بزرگ حساب كنيم، حتما تحصيلات، لازم است.
اين آهنگساز تأثيرات منفي سواد را در موسيقي فيلم هم ناديده نميگيرد و ميگويد: در فيلم بايد خودتان را از سوادتان جدا كنيد. موسيقي بايد كاملا در خدمت تصوير باشد.
يليها امتحان كردند ، موزيسينهاي خوب زيادي هم داشتيم كه با فيلم شروع كردند، ولي نتوانستند ادامه بدهند. پژمان در مورد شناخت كم كارگردانهاي سينماي ما نسبت به موسيقي ميگويد: حالا نميخواهم بگويم كارگردانهاي ما در زمينه موسيقي بيسوادند ولي ما ايرانيها در كل سواد موسيقي نداريم.
گوش موسيقي ما خيلي ضعيف است، در اين زمينه اروپاييها بهترين هستند. از بچگي و از دوران مدرسه با موسيقي بزرگ ميشوند و در مذهبشان هم موسيقي رُل مهمي را بازي ميكند. اين آهنگساز پيشكسوت مهمترين مشكل آهنگسازان جوان را علاقه زياد آنها به خودنمايي در موسيقيشان ميداند و ميگويد: خيلي وقتها اگر يك ملودي را با يك ساز به صورت تكنوازي اجرا كنيد از اينكه يك اركستر بزرگ بچينيد بيشتر جواب خواهيد گرفت، متأسفانه امروزه بعضي وقتها ميبينيم آهنگسازان جوان به شلوغكاري در اركستراسيون روي ميآورند و اين مسئله آنها را از ذات هنرشان دور ميكند.
فاصله در تدوين
فرزين قرهگزلو آهنگساز جوانيست كه تحصيلات موسيقياش را در سوئد انجام داده و آهنگسازي فيلم رئيس به كارگرداني مسعود كيميايي را در پرونده كارياش دارد. اين آهنگساز يكي از مهمترين مشكلات موجود در توليد موسيقي فيلم را هزينه كمي كه تهيهكنندهها براي اركستر و ضبط زنده كارها اختصاص ميدهند ميداند.
وي در ادامه ارتباطهاي بين صداگذار و آهنگساز را براي بيشتر شنيده شدن كار خودشان در مرحله تدوين مطلوب نميداند و ميگويد كه تأثير منفي اين موضوع در خيلي از فيلمهايي كه به اكران ميرسند كاملا مشهود است. اين آهنگساز جوان نقش عواملي مثل نبود نوازندههايي قوي در اكثر سازها، عادت كردن مردم به شنيدن موسيقي بد و قبول اين موسيقي بهعنوان موسيقي مطلوب و عدم شناخت و اعتماد خيلي از كارگردانها به آهنگساز را از ديگر موارد مهم در شكل نگرفتن موسيقيهاي مطلوب ميشمارد.
دستگاههاي غيرهنرمند
سعيد شهرام بهعنوان يكي از اولين آهنگسازاني كه از دستگاههاي مولد صداهاي الكترونيك در توليد موسيقي استفاده كرد در مورد معضلات اين روند كه يكي از آنها ورود افراد نابلد به حيطه آهنگسازيبه علت سهلالوصول بود اين تجهيزات است، ميگويد: مثل هر پديده ديگري افرادي كه واجد شرايط نيستند هم وارد اين جريان ميشوند و روند كار را مختل ميكنند.
سالها پيش در ابتداي كار هم به اين نتيجه رسيده بوديم و خود من در مصاحبههاي مختلف اعلام كردم اين دستگاهها نه ما را نوازنده ميكند و نه آهنگساز را . نت را به جاي ما نمينويسد ولي براي بهتر ساختن موسيقي در اختيار تفكر ما قرار ميگيرد.
هيچ دستگاه وابزاري بهخوديخود در هيچ جاي دنيا هيچ كس را هنرمند نميكند. اين آهنگساز تأثير مردم و بازار را در مختل شدن فرآيند توليد موسيقي خوب كمتر از خود آهنگسازها ميداند و ميگويد: يك هنرمند نبايد خودش را در سطح بازار متوقف كند.
در عوض بايد به درستي نيازهاي جامعه را بشناسد. اما بحث اصلي اين است كه ما بايد سطح آگاهي مردم عادي را ارتقا دهيم. گذشته از اين اصلا نيازي بر اين نيست كه يك فرد عادي كه فيلم ميبيند نُت و هارموني بداند و موسيقي را به صورت كاملا علمي بشناسد. همانطور كه نياز نيست مونتور، نور پردازي يا فيلمبرداري بداند.
يكسان شدن سليقهها
ناصر چشمآذر از آهنگسازان قديمي سينماي ايران است. او مسائلي مثل نبود وقت لازم براي آهنگسازي به علت دقيقه 90 بودن اكثر فيلمها، مشكلات سينماها در پخش صدا و كهنه بودن تجهيزات و نبود سامانه استريو در خيلي از سينماها را از عوامل مهم در شكل نگرفتن و شنيده نشدن يك اثر موسيقيايي خوب براي فيلم ميداند.
اين آهنگساز ميگويد: طي فرصتي كه براي ديدين فيلمهاي شركت داده شده در جشن خانه سينما داشتم مسئله مهمي كه نظرم را به خود معطوف كرد شبيه بودن اكثر صداها به همديگر بود. خيلي از كارها شبيه هم شدهاند و اينمشكل يا به سليقه دوستان تهيهكننده و كارگردان برميگردد و يا از جانب آهنگسازان است.
گرچه خيلي وقتها كمكاريهايي از جانب آهنگسازها وجود دارد. حتي گاهي شاهد هستيم كه از فيلمهاي خارجي الگوي مستقيم گرفته ميشود، يا از الگوهايي كه در برنامههاي خاص الكترونيك وجود دارد بهعنوان موسيقي استفاده ميشود كه اين مسائل كيفيتگذاري موسيقي را قطعا پايين ميآورد.
عيب صداگذاري
امير توسلي از ديگر آهنگسازان پركار و جوانيست كه در فيلمهايي خوبي مثل مكس و كافه ستاره موسيقياش را شنيدهايم. اين آهنگساز مشكلات سينماها را در پخش صدا از عوامل اصلي شنيدهنشدن موسيقي ميداند و ميگويد: با توجه به شرايطي كه وجود دارد نه ميشود از سينمادارها متوقع بود كه سينماها را بهتر كنند و نه ميشود متوقع نبود.
من اينكه بسياري از لوازم مستهلك شد ه اند. اپراتورها هم شايد ساليان سال كاركردهاند اما به غلط. در واقع متخصص نيستند و فقط افراد با تجربهاي شدهاند. اين مشكلي است كه هست و براي همين معمولا وقتي كاري انجام ميشود در طول كار هميشه ما و صداگذارها از وضعيت پخش نگرانيم.
خيلي وقتها در سينما بسياري از صداها كلا از بين ميروند. توسلي مسئله صداگذاري را بهعنوان يكي ديگر از عوامل مؤثر در موسيقي ميشمارد و ميگويد: براي من كم پيش آمده كه صداگذاري به خاطر افكتهايش در حق موسيقيام ظلم كند ولي اين هم يكي ديگر از مشكلات هميشگي موسيقي فيلم است كه شامل حال خيلي از دوستان آهنگسازم شده است.
خودم به شخصه سعي ميكنم در صداگذاريها حاضر باشم كه مشكلات اينچنيني پيش نيايد.
اشكال از ما
فردين خلعتبري، آهنگسازي كه اين روزها موسيقي او را در سريال مدار صفر درجه ميشنويم در مورد مشكلات موسيقي فيلم به شوخي ميگويد: به عقيده من ما مشكل داريم، وگرنه موسيقي فيلم مشكلي ندارد. البته او در ادامه ميافزايد: در مقايسه با عوامل ديگر سينماي ايران، موسيقي طي 15 سال اخير پيشرفتهاي زيادي در زمينه امكانات استوديويي، ضبط و پالايش صدا و... داشته است.
اگر به 15 سال قبل نگاه كنيم اكثر صداها رنگي شبيه هم داشتند و سليقه كارگردانها هم يكسان بود، ولي الان هم انتظار كارگردانها متفاوت است و هم آهنگسازهايي با زمينههاي كاري متفاوت در موسيقي و سينماي ما حضور دارند و ديگر فضا، آن فضاي يك شكل و يك رنگ نيست.
خلعتبري در ادامه ميگويد: به علت رعايت نشدن كپي رايت در ايران سمپلهاي متنوع و متفاوتي در اختيار آهنگسازهاي ما قرار دارد و اين به تنوع صداها كمك بسيار ميكند.
وي در ادامه در مورد جانشيني اين سمپلها به جاي اركستر ميگويد: اگر قرار باشد اين امكانات جاي اركستر را بگيرند از لحاظ حجمي كمك زيادي به توليد موسيقي ميكنند ولي تم كارها شبيه هم ميشود، براي همين آهنگسازها بايد سعي كنند تا حد امكان شخصيتر كاركنند تا كارها شبيه هم نباشند.