Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ارتباطات
 
نام مستعار در فرهنگ رسانه‌اي
روزنامه‌نگاری- مهدي پاك‌نهاد:
«نام» جلوه‌اي از حقيقت است. مي‌توان با اشاره به يك نام، به حقيقتي در فراسوي آن نظر داشت

گزينش يك «اسم»، بيانگر بسياري از خواسته‌هاست كه گزينشگر، در انتخابش، آنها را ملاك و منظور داشته است. نمونه آشكار اين مسئله را در انتخاب نام كودكمان تجربه مي‌كنيم. نام كودك ما، تبلور و فشرده تمامي آرزوهايي است كه ما ـ والدين اين كودك ـ برايش مي‌خواهيم. نام، دلالت است. حضور انسان در ميانه اشيا، في‌الواقع حضور در ميانه نام‌هاست. نسبت ميان انسان و شيء، بر پايه دلالت نامي است كه انسان بر شيء مي‌نهد. بنابراين اشيا، نظامي از ارجاعات هستي شناختي ما را تشكيل مي‌‌دهند. اشيا، آن چيزي هستند كه ما مي‌خواهيم و خواسته ما، آن چيزي است كه ما مي‌ناميم.
نام، تبلور ميل است. زماني كه نامي را برمي‌گزينيم، چيزي از خودمان را در آن به جا مي‌گذاريم، نقشي از فرديت‌مان را بر آن مي‌نهيم و آن را آن چيزي مي‌كنيم كه «خواسته‌ايم» باشد. ما مي‌ناميم و به اين ترتيب غياب را به صورتي از حضور وامي‌سازيم.
فرهنگ استفاده از نام مستعار، در ادبيات رسانه‌اي ما، فرهنگي شايع است. مستعار ـ به ويژه در مطبوعات و در سال‌هاي اخير نيز در اينترنت ـ مورد استفاده بسياري از نويسندگان و كاربران فضاي سايبر بوده است. بهره‌گيري از نام مستعار، گاه از صورت يك خواست شخصي خارج شده و به يك دستورالعمل نانوشته، جهت بقا ‌در فضاي رسانه‌اي مبدل مي‌شود. هر يك از ما اگر مخاطب مطبوعات باشيم، با انواع گوناگوني از اسامي مستعار برخورد داشته‌ايم و اگر هم خود از اهالي مطبوعات باشيم، دست‌كم براي يك بار هم كه شده (اگر به استعاره‌ امر مستعار تن نسپرده باشيم) نسبت به ضرورت به‌كارگيري آن، طرف نصيحت و گوشزد يكي از همكاران واقع شده‌ايم. گاه شاهديم نام مستعار يك شخص، چنان مكررا استفاده مي‌شود كه اسم حقيقي او را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بسياري از نويسندگان، با نام مستعار خود مشهور مي‌شوند و بسياري نيز با همين نام مستعار در دل تاريخ به ثبت مي‌رسند. برخي نويسندگان نام‌هاي مستعار متعددي دارند  و به اقتضاي زمان و مكان، از يكي از اين اسامي استفاده مي‌كنند، برخي نيز در طول فعاليت حرفه‌اي‌شان به تدريج نام‌هاي مستعار جديدي را جايگزين نام‌هاي قبلي مي‌كنند. گاه مي‌بينيم نام مستعار شخصي (با مراجعه به ثبت‌احوال) تبديل به نام حقيقي او مي‌شود و در برخي موارد نيز ـ كه البته معدودند ـ‌ نام مستعار اخيرا حقيقي شده (با مراجعه مجدد به ثبت احوال) جاي خود را به نام جديدي مي‌سپارد. مختصر اينكه، چرخه بهره‌گيري از نام‌هاي رستعار، چرخه‌اي طبيعي در زيست رسانه‌اي ما به حساب مي‌آيد و بازي نام‌ها، بازي پربازيگري در زمين ژورناليسم ما قلمداد مي‌شود.
براي استفاده از نام مستعار، دليل رسمي و قانع‌كننده‌اي وجود دارد؛ ملاحظات سياسي و امنيتي. همچنين يك دليل غيررسمي اما باز قانع‌كننده نيز مطرح است؛ علائق شخصي. در مورد ملاحظات سياسي، بحثي نيست؛  علت روشن است و ضرورت استفاده از نام مستعار آشكار. اما در مورد علائق شخصي، جا دارد تعمق بيشتري صورت گيرد. اگر علت سياسي را كنار بگذاريم، چه انگيزه‌هاي ديگري موجب استفاده از نام مستعار مي‌‌شوند؟ زمينه‌هايي كه امكان شكل‌گيري نام مستعار را پديد مي‌آورند، كدامند؟ اساسا نام مستعار دلالت بر چه دارد؟ و نهايتا اينكه ما، در انتخاب نام مستعار، چه حضوري را جايگزين غياب مي‌كنيم؟
نام مستعار چيست؟ ارائه يك پاسخ مناسب به اين پرسش، مسير بحث ما را روشن خواهد ساخت. نام مستعار يك «نام جايگزين» است. اين بدان معناست كه در ابتدا نامي وجودداشته ـ كه ما از آن تعبير به «نام حقيقي» مي‌كنيم ـ و سپس نام ديگري به جاي آن نشسته است. نكته ديگر اينكه اين نام جايگزين، يك نام «موقتي» است يا بهتر است بگوييم نام مستعار، دقيقا همان نقشي كه نام حقيقي برعهده دارد (به مثابه عنواني كه فرد را در طول عمرش در اجتماع، نسبت به ديگر افراد متمايز مي‌سازد و تشخصي مستقل و واحد به او مي‌بخشد) را برعهده ندارد بلكه با به رسميت شناختن نام حقيقي، به خاطر كاركرد ويژه‌اش، صرفا به صورت «موقت» تشخص و هويت‌بخشي فرد را به عهده مي‌گيرد. بنابراين همواره بايد به نقش «ثانويه» اين نام كه آن را از نقش اوليه اسم حقيقي متمايز مي‌سازد، توجه داشت.
اشاره شد كه نام مستعار داراي كاركرد ويژه‌اي است. بنابراين نكته سوم در شناخت نام مستعار، كار ويژه‌اي است كه اين عنوان برعهده دارد و اساسا به خاطر همين كار ويژه است كه مي‌توان به موازات نام حقيقي از آن استفاده كرد. اين كار ويژه به دو شكل كلي خود را نمايان مي‌سازد:
1ـ مخفي ساختن نام حقيقي،
2 ـ آشكار ساختن يك هويت مستقل.
با توجه به موارد فوق مي‌توان نام مستعار را به شكل زير تعريف كرد:
«نام مستعار، عنوان جايگزين و موقتي است كه جهت مخفي ساختن نام حقيقي يا آشكارساختن يك هويت مستقل يا هر دو، مورد استفاده افراد قرار مي‌گيرد.»
اين تعريف الزاما جامع و مانع نيست؛ با اين وجود تعريفي است كه با برجسته ساختن وجوه اصلي نام مستعار، اين امكان را در اختيار ما قرار مي‌دهد تا با تكيه بر آن به پرسش اصلي اين نوشته، يعني علل و انگيزه‌هاي استفاده از نام مستعار در فرهنگ رسانه‌اي پاسخ گوييم.
اشاره شد كه نام مستعار به مثابه نامي موقت و جايگزين، گاه براي مخفي ساختن نام حقيقي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين مخفي ساختن حقيقت، به چه علت است؟ مقاله‌اي كه بر پيشاني‌اش، به جاي نام حقيقي نويسنده، نام مستعار به چشم مي‌خورد، في‌الواقع درصدد بيان و القاي اين نكته است كه اين مقاله را «كسي» نوشته است  اما اين شخص، نه نويسنده حقيقي بلكه يك نويسنده مجازي است؛ نويسنده‌اي مجازي كه با گذاشتن نام استعاري‌اش بر پيشاني اين مقاله، هم نام حقيقي را پنهان مي‌سازد و هم در عين حال، به نام حقيقي «دلالت» دارد. در اينجا ما با «وانموده»‌اي از نويسنده سر و كار داريم. هويت حقيقي و مجازي پنهان شده و به اين ترتيب، يك «ديگري» جايگزين «من» نويسنده شده است.
بهره‌گيري سياسي ـ امنيتي، يكي از مهم‌ترين دلايل اين بازي وانموده‌هاست. اما از آن كه بگذريم، دلايل ديگري نيز وجود دارد كه وجه مخفي‌ساز نام مستعار را توجيه مي‌‌كند. از جمله مي‌توان به كثرت مطالب تكراري در مطبوعات اشاره داشت. زماني كه من به عنوان يك روزنامه‌نگار، موظف باشم هر روز صفحه‌اي يا ستوني را با مطالب توليدي‌ام پر كنم، طبيعي است كه پس از مدتي گرفتار معضل «تكرار» خواهم شد. براي يك روزنامه‌نگار، به لحاظ اعتبار حرفه‌اي، هيچ چيز بدتر از تكراري شدن نوشته‌هايش نيست. روزنامه‌نگار با پيگيري اخبار روز و رويدادهاي داخلي و خارجي مختلف، با مطالعه منظم مباحث مرتبط با حوزه كاري‌اش و برخورد و مراوده با همكاران و كارشناسان و متخصصان، تلاش مي‌كند تا خود را به روز و سطح مطالبش را بالا نگاه دارد. اما چنانچه اين روند سير نزولي به خود گيرد، آن‌گاه او مجبور خواهد بود با تقسيم نوشته‌هايش به درجه يك و درجه 2، نوشته‌هاي درجه 2 را تحت عنوان ديگري به چاپ برساند. در عين حال ممكن است نام مستعار، نه به خاطر تكراري شدن مطالب بلكه صرفا به جهت تنوع و كثرت مطالب باشد. ممكن است نويسنده‌اي در حوزه‌هاي گوناگون قلم‌فرسايي كند و تمايل نداشته باشد در برخي حوزه‌ها شناخته شود و  از اين‌رو از آوردن نام حقيقي خود، خودداري كند.
حرفه‌اي بودن و تخصصي‌نويسي برخي روزنامه‌نگاران نيز گاه موجب اختيار كردن نام مستعار مي‌شود. نويسنده‌اي كه به عنوان يك منتقد ادبي در مطبوعات مطرح شده باشد، چنانچه به دلايلي بخواهد مثلا در يك روزنامه ورزشي مطلبي به چاپ برساند، ممكن است از اسم مستعار استفاده كند. همچنين در كمال تاسف بايد اشاره كرد كه يكي ديگر از موارد به كارگيري اسم مستعار، هنگامي است كه شخصي بخواهد دزدي ادبي كند. طبعا زماني كه قرار است از نوشته كسي به نفع خود استفاده كنيم، بهتر آن خواهد بود كه به جاي آوردن اسم حقيقي، از اسم مستعار بهره ببريم.
در فضاي مجازي، علاوه بر موارد بالا، مي‌توان علل ديگري را نيز در به كارگيري نام مستعار مشاهده كرد. اينترنت نيز همچون اشكال ديگر اطلاع‌رساني، يك رسانه است و طبعا داراي تمامي خصوصيات يك رسانه همگاني؛ يعني ابزاري جهت انتقال اطلاعات يا پيام از يك فرستنده به يك گيرنده. بنابراين اين ابزار نيز همچون ديگر ابزارهاي رسانه‌اي بر پايه مفهوم «گذار» و «سياليت» استوار است تا مفهوم «حضور» و «ثبات». تمامي سايت‌ها و وبلاگ‌ها «به روز» (Up to date) مي‌شوند و به صورتي مستمر، محتواي خود را تغيير داده و تازه‌ترين اطلاعات را ارائه مي‌دهند، مخاطبان خود را به اشكال مختلف افزايش داده و آنها را در جريان يك انفجار اطلاعاتي، گيج و منگ مي‌كنند تا از طريق اين دگرگوني و انتقال مستمر اطلاعات، در رقابت بي‌پايان جلب مخاطب حذف نشوند. به اين ترتيب،‌ كل فضاي مجازي سايبر را مي‌توان يك ژورنال عظيم يا ابرژورنال
 (Super Journal) دانست. اينترنت، به عنوان يك رسانه، نهايتا گستره‌اي عمومي را برمي‌سازد كه در آن، حضور جمعي افراد و تبادل مستمر دال‌ها منظور نظر است؛ دال‌هايي كه الزاما به يك مدلول ارجاع نمي‌شوند؛ دال‌هايي كه در سطح دال مي‌مانند و هيچ محتوا، معنا، منطق و گفتمان از پيش تعريف شده‌اي مدلول‌شان قرار نمي‌گيرد. طبيعي است كه در چنين فضايي «حقيقت» جايي ندارد؛ آنچه هست، وانموده‌اي از حقيقت است؛ نشانه (sign) حقيقت است. در چنين فضايي، استفاده از نام حقيقي، خود، يك استعاره است. از همين‌رو، اهميت و جايگاه ويژه نام حقيقي، در فضاي مجازي زير سوال رفته و بي‌معنا شده است. همه كساني كه به فضاي اينترنت وارد مي‌شوند، صاحب يك Id (شناسه) مي‌شوند و از آن به بعد، همين  Id بر سازنده هويت كاربر است نه نام حقيقي او. من با شناسه كاربري‌ام تعريف مي‌شوم، صاحب فضا مي‌شوم، عضو مي‌شوم، پيغام مي‌فرستم، پيغام مي‌‌گيرم و... بنابراين مسئله اينترنت، به خاطر ساختار مجازي استثنايي‌اش، تا حدود زيادي تمايزها و تعاريف مربوط به عناوين حقيقي و مجازي را به چالش كشيده است.
با وجود اين، اين تمامي ماجرا نيست. مسئله نام حقيقي و مستعار، به‌‌رغم كمرنگ‌شدن‌شان، همچنان جايگاهي را در رسانه اينترنت دارا هستند. هنوز هم، با توجه به واقعيت بيروني‌ـ اجتماعي خارج از فضاي مجازي، مي‌توان به دلالت‌هاي نام حقيقي مطمئن بود و هنوز هم با اطمينان به اينكه نام حقيقي، واجد يك حقيقت عيني است، از آن در مناسبات مجازي استفاده كرد. در اينترنت، هنوز بسياري كسان از نام حقيقي استفاده مي‌كنند و بسياري كسان نيز از نام مستعار. بنابراين جا دارد كه پرسش نوشته حاضر را در حوزه فضاي سايبر نيز پي گرفت.
مشهور است كه در اينترنت، شخص مجاز است هر سخني بگويد. هيچ محدوديتي ـ چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ محتوا ـ مانع اظهارنظر افراد نخواهد شد. اينترنت، رسانه همگان براي همگان است. هر شخصي مي‌تواند صاحب پيامي باشد. هر كسي اين حق را دارد كه آنچه مهم مي‌پندارد، به اطلاع همگان برساند. تا پيش از شكل‌گيري فضاي مجازي، فعاليت خبري و اطلاع‌رساني، يك فعاليت حرفه‌اي و محدود به تعدادي متخصص بود كه با در اختيار داشتن رسانه‌ها ـ به‌ويژه بنگاه‌هاي خبري، مطبوعات و سپس راديو و تلويزيون ـ جريان اخبار و اطلاعات را هدايت كرده و در واقع ميانجي ميان اطلاعات و جامعه بودند اما امروزه، اطلاعات به گستره همگاني وارده شده و شبكه توليد، انتقال و توزيع خبر در يك جريان پيچيده سيستمي، تمامي حاضران در فضاي مجازي را دست‌اندركار ساخته است. اين عمومي‌سازي جريان اطلاع‌رساني، نتايج متعدد و گاه شگفت‌آوري به دنبال داشته است كه البته يكي از نتايج آن تخصص‌زدايي از مقوله ژورناليسم و قرار گرفتن كاربران اينترنت در مقام كارشناسان بوده است. اكنون كافي است كاربر، يك فضاي مجازي ـ‌همچون سايت يا وبلاگ ـ در اختيار داشته باشد تا درباره هر موضوعي كه مورد علاقه‌اش است، اظهارنظر كند. به عبارت ديگر، براي اظهارنظر، نه صلاحيت بلكه الزاما امكانات مورد نياز است. البته اين به معناي ناديده گرفتن بسياري از متخصصان، كارشناسان، دست‌اندركاران و مسئولان حوزه‌هاي گوناگوني كه اينترنت را محملي براي بيان ديدگاه‌ها و آراي خود قرار داده‌اند، نيست. طبعا اين افراد نيز به جاي خود صاحب‌نظرند و اظهارات‌شان، مخاطبان خاص خود را دارد. مسئله صرفا اين است كه برخلاف قوالب سنتي اطلاع‌رساني، اظهارنظر، محدود به كارشناسان و متخصصان نيست بلكه هر كسي مي‌تواند «به عنوان» كارشناس در فضاي اينترنت اظهارنظر كند. اين مسئله تا حدود زيادي، از جمله عوامل به كارگيري نام مستعار در فضاي اينترنت محسوب مي‌شود؛ از سويي به اين دليل كه حتي در اينترنت نيز اظهارنظرهاي سياسي ضد حكومتي ممكن است تحت پيگردهاي قانوني قرار گيرد و از سوي ديگر به اين دليل كه ارزيابي‌هاي غيرتخصصي و اظهارنظر درباره هر چيز و هر كس، مي‌طلبد كه از نام مستعار استفاده شود چرا كه الزام به پاسخگويي را منتفي مي‌سازد. علاقه مفرط ايرانيان به اظهارنظر در مقام كارشناس و در عين حال عدم علاقه مفرط‌شان به مسئوليت‌پذيري و پاسخگويي به عواقب اين اظهارنظر، خود از جمله مسائلي است كه جا دارد به عنوان يك موضوع مستقل مورد بحث قرار گيرد. نام مستعار در حقيقت همچون سپري است كه من در پشت آن پنهان شده و آن‌گاه با خيالي آسوده، ميل به همذا‌ت‌پنداري با متخصصان را ارضا مي‌‌كنم. صفحه شيشه‌اي و سرد مانيتور، خود در حكم سپر اوليه حفاظتي من، در قبال غوغاي جهان مجازي است. نام مستعار نيز به عنوان يك سپر مكمل، كار پنهان‌سازي را تكميل مي‌كند. آن‌گاه، من به مثابه قدرت مطلق دنياي مجازي دست به كار مي‌شوم، به شكل متخصص شفابخش اقتصاد بيمار ايران درمي‌آيم و دستورات لازم‌الاجرايي به مسئولان امر مي‌دهم يا به صورت سوژه خلاق ادبي نمايان شده و در بازي مناسبات ادبي مجازي، در مقام يك نويسنده يا يك منتقد، به آسيب‌شناسي وضعيت اسفبار فرهنگ برمي‌آيم. شايد هم علاقه داشته باشم عضوي از اعضاي بنگاه دوست‌يابي شده و در مقام سمبل زيبايي‌هاي مردانه (يا زنانه) به دنبال همتايي براي خود بگردم. در مجموع آنچه مهم است، عدم نياز به پاسخگويي است و اين احساس عدم نياز، از جنس همان عدم نيازي است كه سرنشينان تاكسي‌هاي وطني، به هنگام تحليل مسائل سياسي روز جامعه دارند؛ وقتي كه در احكام‌شان «آنها» را ـ بي‌آنكه ضرورتي به روشن ساختن ماهيت «آنها» باشد ـ مسئول تمامي مشكلات جامعه مي‌دانند. درباره ماهيت اين ضمير سوم شخص جمع نيز يك توافق جمعي «مجازي» حاصل شده است كه ضرورت هرگونه «توضيح‌ كارشناسانه» را منتفي مي‌سازد.
در پشت انتخاب نام مستعار، همچنين مي‌توان رگه‌هايي از ميل به «ابهام» و «رازورزي» را ديد كه اين خود ممكن است برگرفته از سنت «پنهان‌پرستي» باشد؛ سنتي كه شفافيت، وضوح و دقت را پس مي‌زند و در عوض، پنهان‌كاري، رازورزي و اصطلاحا «خفاخوري» را پاس مي‌دارد. ميل به رازورزي در واقع لذت غريبي است كه فرد از پنهان ماندن، ناشناس‌ماندن و «بازي در پشت پرده» مي‌برد. به اين تعبير مي‌توان نام مستعار را اين گونه تفسير كرد؛ «من هستم. من همان من هستم. اما تو هيچ‌گاه نخواهي دانست كه من كه هستم.». همين تفسير را مي‌توان بدين صورت تعميم داد كه نام مستعار در حكم تكثير «من» (ego) نويسنده است. به اين بيان، نام مستعار اساسا برخاسته از ميل نويسنده به تكثير «منيت»‌اش در قالب اسامي متعدد مجازي و بدين وسيله، فربه‌سازي من نمادين‌اش است. نام مستعار، شكل ديگري از همان «من محوري» (egology) است و ريشه در پنهان‌‌سازي نفس (self) و نام دارد.  زماني كه نامي را برمي‌گزينيم، چيزي از خودمان را در آن به جا مي‌گذاريم؛ نقشي از فرديت‌مان را بر آن مي‌نهيم و آن را، آن چيزي مي‌كنيم كه «خواسته‌ايم» باشد

تاریخ درج: 29 آبان 1386 ساعت 16:06 تاریخ تایید: 29 آبان 1386 ساعت 16:16 تاریخ به روز رسانی: 29 آبان 1386 ساعت 16:16
 
مطالب مرتبط
بركات يك سوگ راه نجات رسانه‌هاي نوشتاري، رویکرد فیچری به خبر است چشم سرد ولخرجي؛ پاره‌اي از فلسفه پول درباره كتاب ديويد فريزبي: گئورگ زيمل ترجمه به مثابه تفكر آشنایی با آراي جورج زيمل اسلام و چالش دموكراسي ولي رضا نصر و تحليل دو دهه ظهور دموكراسي‌اسلامي پراگماتيسم اسلامي در گفت و گو با ولي‌رضا نصر دكتر ديناني و كوتاه درباره ملاصدرا و سهرودي نقدي بر عرفان‌هاي پسامدرن روزنامه‌نگاري ايراني ژورناليسم قومي ژورناليسم راديويي ستون پنجم! طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب اسلامي نگاهي به آخرين كتاب دكتر ديناني نگاهي به سه گانه دفتر عقل و آيت عشق رسانه ديني روزنامه ‌مستقل نگاهي به سهرودي پژوهي دكتر ديناني نقد كتاب درخشش ابن رشد در فلسفه مشاء خط قرمز! روزنامه‌ و نخبگان روزنامه‌ نگاري و اخلاق تبليغ روي كاغذ روزنامه نگاري و كشورهاي در حال توسعه مجازا روزنامه‌نگار آشنايي با شيوه‌هاي مديريت اقتصادي رسانه‌ها ژورناليسم و فلسفه در گفتگو با بيژن عبدالكريمي انديشه در روزنامه؛ درباره صفحات انديشه‌ روزنامه‌ها مثل شعر؛ نگاهي به برخي مؤلفه‌هاي ژورناليسم ژورناليسم و اقتصاد سياست‌زده نيستيم خردنامه شماره بيست ويژه ژورناليسم منتشر شد
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است