Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 10:49  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ارتباطات
 
خبرهاي كمي سوخته
روزنامه‌نگاری- بنيامين صدر:‌
چهاردهمين جشنواره مطبوعات در سكوت برگزار مي‌شود.

چهارشنبه 16 آبان چهاردهمين جشنواره و نمايشگاه سراسري مطبوعات در حالي آغاز شد كه كمتر خبري از برنامه‌هاي جنبي و حال و هوا ي آن در فضاي رسانه‌اي كشور به گوش رسيد، انتظاري كه شايد بي جا باشد. سرانه مطالعه در ايران حدود 17 دقيقه است.

عددي نگران كننده، آيا گران بودن قيمت روزنامه، نشريات و كتاب يا فقدان فرهنگ مطالعه بين مردم سبب به وجود آمدن چنين وضعيتي شده است!؟ روزنامه‌هاي ما مدت‌هاست كه قهر مخاطب را نظاره مي‌كنند.

مخاطبان احساس مي‌كنند نيازهاي اطلاعاتي آنها با خواندن روزنامه‌ها فراهم نمي‌شود. اين قيمت روزنامه‌ها نيست كه سبب بي‌توجهي مخاطبان مي‌شود، چون هستند نشريات هفتگي و ماهانه كه تيراژ بالا و فروش خوبي دارند، اما انتظاري كه خواننده يك روزنامه از اين نشريه دارد با انتظار خواننده يك نشريه تفنني كاملا متفاوت است.

روزنامه‌هاي ما در چند سال اخير رويكرد تازه‌اي پيدا كرده‌اند و در موارد قابل توجهي به‌طور خنثي به انعكاس اخبار روز مي‌پردازند. روزنامه‌ها ديگر انتقادي نيستند، بلكه صرفا خبري هستند. خبرهايي كه تا لحظه انتشار مرده‌اند.اين روزنامه ديگر محصولي مطلوب نيست، كه در بازار كشش تقاضا داشته باشد.

 از جنبه فرهنگي هم، روزنامه ديگر يك كالاي با پر ارزش محسوب نمي‌شود. برخي مردم به راحتي تلويزيون يا اينترنت را جايگزين روزنامه مي‌كنند، چون اگر قرار باشد همان اخبار معمولي منتشر شود ، راديو پيام، شبكه خبر و ديگر شبكه‌ها اين كار را بهتر و سريع‌تر انجام مي‌دهند!

هر چند كه هزينه استخراج اطلاعات و اخبار روز در مقايسه با روزنامه‌ها گران‌تر است، اما مردم احساس مي‌كنند در فضاي ديجيتال نيازشان به دسترسي به اطلاعات بدون واسطه و مميزي انجام مي‌شود.

 مشتري پول نمي‌دهد

در كشورهاي اروپايي جبران بخش قابل توجهي از هزينه‌هاي روزنامه به دليل تيراژ بالا از تك فروشي، يعني بخش مخاطب حاصل مي‌شود، در حالي‌كه در كشور ما، بخشي از هزينه‌ها از جانب آگهي‌ها تأمين شده و بخش ديگر هم مربوط به سوبسيد و يارانه هاست. حتي بهترين روزنامه‌هاي خصوصي وطني هم كمتر از 10 درصد هزينه‌هاي خود را از فروش روزنامه تأمين نمي‌كنند.

 سوبسيد يارانه ارزي و ريالي و يارانه كاغذ سبب شده، قيمت تمام شده براي صاحبان روزنامه‌ها پايين باشد. اگر يارانه قطع شود، قيمت روزنامه‌ها افزايش مي‌يابد و ديگر روزنامه‌ها نمي‌توانند به حيات خود ادامه دهند، چون در آن صورت روزنامه‌اي كه اين روزها با 32 صفحه تمام رنگي، تنها با پرداخت 100 تومان به دست مشتري مي‌رسد، بدون يارانه، قيمتي بين 300 تا 400 تومان پيدا مي‌كند و خواننده هم كه عادت به قيمت پايين دارد، ديگر آن روزنامه را خريداري نمي‌كند.

 متأسفانه در كشور ما كاهش تقاضا سبب پايين آمدن تيراژ روزنامه‌ها شده است. برگشتي برخي روزنامه‌ها بين 50 تا 60 درصد است و صاحبان روزنامه سعي مي‌كنند تعادلي بين عرضه و تقاضا به وجود بياورند، البته در كشور ما هم هنوز برخي روزنامه خوان‌هاي حرفه‌اي هستند كه حاضرند براي يك نسخه روزنامه 250 تومان بپردازند يا حتي روزانه دو يا سه روزنامه خريداري كنند. بالا بودن سطح مطالعه در هر كشور، يكي از نشانه‌هاي حركت جامعه به سمت توسعه است.

 بالا بودن تيراژ نشريات، بيشتر در جوامعي به چشم مي‌خورد كه به لحاظ فرهنگي- اقتصادي و اجتماعي، در جايگاه مطلوبي قرار دارند و با برخورداري از شاخص‌هاي توسعه يافتگي در كنار ساختار و قواعد دمكراتيك، ميل شهروندان را به افزايش سطح مطالعه به لحاظ كمي و ارتقاي كيفيت مطالعه تقويت مي‌كنند.

 خبرنامه‌هاي كاغذي چند دسته‌اند

 تعدادي از نشريات مكتوب به‌طور روزانه منتشر مي‌شوند و محتواي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي دارند. اين روزنامه‌ها به‌طور يكسان به تمام حوزه‌هاي خبري پرداخته و تقريبا در تمام حوزه‌ها يك‌سري اطلاعات به روز دست خواننده مي‌دهند، البته گاهي پيش مي‌آيد كه يك جنبه در آنها تقويت مي‌شود، مثل روزنامه اي كه بيشتر به لحاظ سياسي قوي شده و به تبع آن مورد توجه قرار مي‌گيرد.

 طرفداران اين دسته روزنامه‌ها در بين اقشار مختلف جامعه و عامه مردم يافت مي‌شوند. برخي روزنامه‌هاي ديگر تخصصي هستند، به‌عنوان نمونه ورزشي يا اقتصادي. اين روزنامه به‌طور تخصصي تنها در يك حوزه خاص فعاليت داشته و اخبار و اطلاعات موجود در آن حوزه را در روزنامه منعكس مي‌كنند و به تبع آن خواننده‌هاي خاص خود را دارند.

 در اين ميان برخي نشريات هم هستند كه به صورت روزانه، هفتگي يا ماهانه منتشر مي‌شوند؛ اين نشريات كه البته اغلب روزانه نيستند عنوان نشريات زرد يا عامه‌پسند را يدك مي‌كشند كه البته اين دو عنوان از يكديگر قابل تفكيك است. اين دسته نشريات در بين خانواده‌ها طرفداران بسيار و به تبع آن تيراژ بالايي دارند.

نشريات عامه پسند، آن دسته نشرياتي هستند كه حقيقت را با اغراق مي‌نويسند، به طوري كه گاه معاني اضافي از اصل چيز را به خواننده القا مي‌كنند كه ممكن است از واقعيت دور باشد. نشريات عامه‌پسند، مكمل روزنامه‌هاي حرفه‌اي هستند، آنها با پرداختن به جزئيات حوادث، مطالب را به شكل جذاب تري براي خواننده ارائه مي‌دهند كه البته در كنار آن گاهي ديدگاه و نظرات روانشناسان و متخصصان مربوطه هم منعكس مي‌شود .

تاريخچه پيدايش روزنامه‌هاي عامه پسند به اواخر قرن نوزدهم و كشور آمريكا برمي گردد. آن زمان اين روزنامه‌ها اخبار مربوط به افراد معروف و مورد توجه مردم نظير ستارگان سينما و ورزشكاران را به شكل هيجان انگيز و جذابي منعكس مي‌كردند.

نشريات عامه پسند مي‌توانند سبب توسعه روزنامه خواني در ميان عامه مردم و طبقات كم‌سواد شوند، اما نشريات زرد عوام گرايانه به كدام دسته اطلاق مي‌شود؟ اين دسته از نشريات به هر نحو ممكن، تمام تلاش خود را صرف جذب مخاطب مي‌كنند. اين كار هدف اصلي اين نشريات است كه آن را به هر قيمت ممكن انجام مي‌دهند.

نشريات زرد عوام گرايانه كه گاهي اوقات نشريات مبتذل هم نام مي‌گيرند، حاوي مطالب سرگرم‌كننده و اخبار حوادث هستند. اين نشريات حواث را به شكلي جنجالي بزرگ كرده و به آنها پرو‌بال مي‌دهند، گاهي يك خط خبر را آنقدر بزرگ مي‌كنندكه با بزرگنمايي، تبديل به چند صفحه مي‌شود. در اين ميان اخبار كذبي هم در مورد چهره‌هاي معروف سينمايي و ورزشي ارائه مي‌دهند.

روزنامه مهم‌تر است يا همبرگر؟

 ما هر روز سوداي داشتن خيلي چيزها را داريم. گاهي وسايلي براي روز و روزمرگي ما، از چيپس و پفك و خوردني‌هاي تنقلاتي، يا پيتزا و ساندويچ و... گاهي هم كمي عميق‌تر؛ وسايل خانگي و رفاهي و امثال آن. اما چه بخشي از جيب ما براي كالاهاي فرهنگي اختصاص دارد؛ كالاهايي براي خواندن و دانستن!

 مي گويند ما ايراني‌ها فقط 17 دقيقه درسال مطالعه مي‌كنيم؛ شما باور مي‌كنيد؟ اين را آمارها مي‌گويند. حتي اگر باور نكنيم، واقعيت اين است كه همه مطبوعات ما حدود 2 ميليون نسخه تيراژ دارد و اين در حالي است كه جمعيت ايران 70 ميليون نفر است.

حالا بماند، اگر قرار باشد 2 ميليون تيراژ در خانواده هم برده شود، سهم ايرانيان از مطالعه چندان بهبودي نمي‌يابد.

 اينك روي پيشخوان روزنامه فروشي‌هاي ما در كشور، روزنامه‌هاي مختلفي با عناوين و شيوه‌هاي مختلف اطلاع رساني، به چشم مي‌خورد. از 25 تومان براي يك روزنامه اقتصادي تا 150 تومان براي يك روزنامه با ظاهر روشنفكري و شكل و شمايل خاص و رنگي. در اين ميان هنوز هم روزنامه‌هايي هستند كه كمتر از 100 تومان قيمت دارند.

قيمت يك كالاي خوراكي مثل بستني چوبي از 100تومان تا 250 تومان است. قيمت يك كالاي خوراكي ديگر مثل پفك بين 150 تا 300 تومان است و چيپس و تنقلات ديگر هم در همين حدود.

يك عدد نان هم در ايران بين 25 تا 200 تومان است. حالا به‌نظر شما روزنامه‌ها گران است؟

 در فرانسه در شرايطي كه يك نان باگت يك يورو قيمت دارد، يك نسخه روزنامه فيگارو، 4 يورو فروخته مي‌شود و يك نسخه لوموند يك يورو، اما در فرانسه كتاب به‌شدت گران است. با اين حال مردم سعي دارند روزانه يكي- 2روزنامه بخرند و بخوانند.

با اين اوصاف به‌نظر مي‌رسد مشكل پايين بودن سرانه مطالعه در كشور ما بيشتر متاثر از بسترهاي فرهنگي- اجتماعي و سياسي باشد تا اقتصادي. در واقع شيوه‌هاي اطلاع رساني، نامناسب به‌نظر مي‌رسد، زيرا در همان شرايط كه روزنامه‌هاي ما كم تيراژ روي دكه مي‌آيند، هفته نامه‌هاي عامه پسند و مجلات خانوادگي به نسبت با تيراژ بهتر با اقبال بيشتري مواجهند؛ گويا خريداران ترجيح مي‌دهند يك حادثه با آب و تاب بخوانند، ولي از ماجراهاي جدي مملكت خبري نگيرند!

 از طرف ديگر به‌نظر مي‌رسد عادت‌هاي اجتماعي- فرهنگي ما دچار اشكال است، چون عموما اوقات بسياري را در اتوبوس، مترو، تاكسي و...در ترافيك و شلوغي‌ها به هدر مي‌دهيم، اما حاضر نيستيم در اين وضع به اطلاعات و داده‌هاي اجتماعي - فرهنگي خود بيفزاييم. حالا اگر 6 روز هفته، يك روزنامه 50 توماني بخريد مي‌شود هفته‌اي 3 هزار تومان، در حالي كه هم جدول دارد و هم مطالب و سرنخ‌هايي براي مطالعه عميق‌تر.

ضمن آن‌كه با هفته‌اي 3 هزار تومان شما سرمايه‌گذاري اجتماعي- فرهنگي، هم روي خود و هم روي نسل آتي خانواده و جامعه كرده‌ايد. از طرفي با نگاهي اقتصادي مي‌توان با ردگيري اخبار، حوادث و ماجراها، براي زندگي برنامه‌ريزي كرد و طبق اين اطلاعات به واقعيت‌ها در مسائل سرمايه‌گذاري و خريد و فروش‌ها دست يافت.

زردها مي‌تازند

 از آنجايي كه نرخ مطالعه در كشور ايران بسيار پايين است. مردم ما گرايش بسياري به روزنامه‌خواني ندارند و البته در مقايسه ميان روزنامه‌ها و نشريات، اين نشريات زرد هستند كه تيراژ بسيار بالاتري نسبت به روزنامه‌ها دارند. اگر به كيوسك‌هاي روزنامه فروشي نگاهي بيندازيد متوجه مي‌شويد كه تعداد نشريات تفنني خيلي بيشتر از روزنامه‌هاي سياسي- اجتماعي و نشريات تخصصي است.

 نشريات تفنني كه بيشترين خواننده‌ها را دارند، گاه تيراژشان به 400 هزار نسخه هم مي‌رسد و برگشتي آنها تنها 5 درصد است.نشرياتي كه در مقايسه با نشريات جدي‌تر خطوط قرمز كمتري دارند. مطالب اين نشريات هر چند در نگاه اول ممكن است خواندني به‌نظر برسد، اما درون آن، فاقد ارزش است.

تصور كنيد روزي را كه سوبسيدهاي دولتي كاغذ برداشته شوند و صاحبان روزنامه‌هاي اجتماعي- سياسي و تخصصي مجبور باشند قيمت‌هاي خود را افزايش دهند.

 با فرهنگ و سليقه روزنامه خواني امروز بايد نگران روزي باشيم كه ديگرهيچ روزنامه باارزشي را در كيوسك‌هاي روزنامه فروشي نبينيم.

تاریخ درج: 14 آبان 1386 ساعت 13:48 تاریخ تایید: 16 آبان 1386 ساعت 09:21 تاریخ به روز رسانی: 16 آبان 1386 ساعت 09:19
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است