رفتارها- گروه دانش:
محققان مؤسسه پژوهشگران طب و توسعه بهداشت با انتشار گزارش يك پژوهش آماري اعلام كردهاند كه به رابطهاي بين اثر و نقوش پوست انگشتان سبابه هر دو دست و انگشت كوچك دست چپ با بهره هوشي پيبردهاند.
اين تحقيقات نشان ميدهد كه نقوش دست افراد تيزهوش، عادي و كم توان ذهني با يكديگر متفاوت است.
مسئله هوش بهعنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب میشود، از دیرباز مورد توجه بودهاست.
زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف میتوان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان، هوش را بهعنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار دادهاند.
فلاسفه بر اندیشههای مجرد بهعنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت، بر توانایی یادگیری تاکید داشتهاند.
چارلز اسپیرمن، روانشناس بریتانیایی، در 1904 نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روشهای تجربی و کمی تشریح کرد.
تعریف هوش
نكتهاي كه بسياري از روانشناسان در باره آن پژوهش كرده و نوشتهاند مفهوم واقعي كلمه «هوش» است. روانشناسان در مورد تفسير نظري مفهوم هوش بايكديگر توافق ندارند.
اما بهطور کلی تعاریف متعددی را که برای هوش ارائه شده، میتوان به 3 گروه تربیتی (تحصیلی)، تحلیلی و کاربردی تقسیم کرد.
هوش تربیتی: به اعتقاد روانشناسان تربیتی، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی میشود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی بهشمار میرود.
آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره میکنند که کودکان باهوش نمرههای بهتری در دروس خود میگیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند.
مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمیتوان به نمرهها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به طور کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.
هوش تحليلي: بنابه اعتقاد نظریه پردازان هوش تحلیلی، توانایی استفاده از پدیدههای رمزی یا قدرت و رفتار مؤثر یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله «دیوید وکسلر»، روانشناس آمریکایی
پیشنهاد شدهباشد که بیان میکند هوش یعنی تفکر عاقلانه، عمل منطقی و رفتار مؤثر در محیط.
هوش كاربردي: در تعاریف کاربردی، هوش پدیدهای است که از طریق تستهای هوش سنجیده میشود و شاید عملیترین تعریف برای هوش نیز همین باشد. تستهاي هوش، كميتي را بيان ميكند كه به هوشبهر يا IQ معروف است.
با توجه به نمرات حاصل از اجزای آزمونهای هوشی و تعیین بهرههوشی، افراد در طبقات مختلفی قرار میگیرند.
در طبقه بندیهای گذشته افراد دارای هوش پایین در طبقات کودن، کانا و کامیو قرار میگرفتند.
امروزه دیگر این طبقه بندی رایج نیست و از طبقه بندی عقب مانده ذهنی، بهره هوشی پایین، متوسط و بالا استفاده میشود.
تست بینه بهعنوان قدیمیترین آزمون برای سنجش هوش شناخته میشود که آزمون استنفرد - بینه شکل تجدیدنظر شده آن به فارسی نیز برگردانده شدهاست.
تست ریون از دیگر آزمونهای هوش است که به لحاظ سهولت اجرا معروف است.
آزمون وکسلر که آزمونی پیشرفته برای سنجش ابعاد مختلف هوش است، آزمون دقیقی است که برای گروههای سنی خردسالان و کودکان و بزرگسالان فرمهای مجزایی دارد.
آزمون سيمون و بينه مجموعهاى از مسائل است كه از كودك انتظار مىرود بدون استفاده از يادگيرىهاى قبلى يا حافظه طوطىوار، و با يارىگرفتن از نيروى داورى و استدلال خويش، از پس حل آنها برآيد، گرچه در اين باره كه آيا مىتوان از كودك، يا هر فردى، انتظار داشت كه مستقل از پيشينه اطلاعاتى خويش به پرسشهايى پاسخ صحيح بدهد جاى پرسش و تأمل است.
بينه دريافت كه نسبت سن عقلى كودك به سن حقيقىاش تقريباً در تمام مراحل رشد او ثابت است.
براى مثال، كودكى كه در4 سالگى سن عقلىِ او 2 سال است، به احتمال زياد در8 سالگى سن عقلى او 4 سال نشان مىدهد، يعنى سن عقلى اين كودك در برابر سن عقلىِ يك كودك بهنجار همواره نسبت يك به دو خواهد بود.
نسبت تقريباً ثابت بين سن حقيقى (يا تقويمى) و سن عقلى را هوشبهر مىنامند.
اين آزمون و معادله منتج از آن مبناى همه ارزيابيها و سنجشهاى مهارتهاى ذهنى قرار گرفت.
براى پيدا كردن ضريب هوشى، سن عقلىِ فرد را بر سن حقيقى يا تقويمىِ او تقسيم مىكنيم و با ضربكردن اين عدد در 100، بهره هوشى بهدست ميآيد.
مثلا اگر سن عقلىِ يك فرد 20ساله در حد 15 سال باشد، هوشبهر او 75 خواهد بود. اما مثلا اينجاست كه وقتى مىگويند كسى در سن 40 سالگى از ضريب هوشىِ 160 برخوردار است، يعنى سن عقلىِ چنين فرد نيكبختى در حد فردى 64 ساله است.
حالا پرسش اين است كه مگر، در تجربه و در عالم واقع، هر فرد 64 ساله تقريباً دو برابر فردى 40 ساله از توانايى يادگيرى و مهارت ذهنىِ برخوردار است؟ پاسخ اين است كه نظريه سنجش هوش و تكنيكهاى تخمين ضريب عددى براى هوش، مربوط به دوره رشد كودك است.
عوامل مؤثر بر هوش
از عوامل مهم مؤثر بر هوش، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت.
سطح هوشی والدین، تغذیه دوران کودکی و نوزادی، شرایط و امکانات محیطی و نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل مؤثر در رشد و شکوفایی هوش بهشمار میروند.
عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا میدارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش نقش اساسی دارد.
چون افراد كمتوان ذهني نيازمند مراقبت، آموزشهاي خاص و خدمات اختصاصي پزشكي از بدو ورود به مدرسه هستند، استفاده از اين روش اختصاصي در شناسايي افراد بيش و كم توان ذهني در هنگام تولد و دوران كودكي مفيد خواهد بود.
سرپرست مؤسسه پژوهشگران طب و توسعه بهداشت كه پژوهش آماري فوق را انجام دادهاند دراين مورد ميگويد: «در اين مطالعات اثر انگشت دست ۱۴۴دانشآموز تيزهوش، ۱۰۲دانشآموز عادي و ۹۶دانشآموز كمتوان ذهني مدارس راهنمايي يكي از شهرستانهاي كشور مورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس مطالعات انجام شده روي انگشتان دست اين دانش آموزان نقوش دست دانش آموزان تيزهوش، عادي و كم توان ذهني با يكديگر متفاوت است.»