اينترنت- دكتر عاملي ميگويد: وبلاگ يك فضا و بيان شخصي است كه افراد خودشان را در آن بيان ميكنند و در معرض ديد همگان قرار ميدهند كه البته اين تشخص ميتواند متعلق به يك گروه، سازمان و يا يك جامعه بزرگ نيز باشد.
وبلاگ؛ ژورناليسم تعاملي
دكتر سعيد رضا عاملي عضو هيئت علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: تعريف يك رسانه عمومي آن است كه به صورت رسمي در اختيار همگان قرار ميگيرد و در رسانههاي سنتي مانند روزنامه، راديو و تلويزيون ظهور پيدا ميكند. در ايران هنوز به وبلاگ بهعنوان يك فضاي شخصي نگاه ميشود تا فضاي عمومي و رسانهاي، و صرفاً يك بيان شخصياست كه جايگاه ملي و جهاني ندارد.»
رييس مركز مطالعات اروپا و آمريكاي شمالي، گفت: « وبلاگ يك رسانه تعاملي است كه در نوع خاص خود ژورناليسم جديد را تعريف ميكند كه ميتوان از آن به ژورناليسم تعاملي تعبير كرد. در واقع وروديهاي اين عرصه رسانه همراه است به انعكاس درك و عكسالعمل خواننده. وبلاگ رسانه فردي و گروهياست كه در دسترس همه جهان قرار ميگيرد و جامعه محلي و دياسپرا را با خود پيوند ميدهد.»
دكتر عاملي در پاسخ به اين سؤال كه وبلاگ از چه زماني شكل گرفت، گفت: « وبلاگ از يك "تقويم روزانه آنلاين" (Online Diary) در سال 1994 آغاز شد. نويسندگان اين نوع تقويم روزانه مجازي خود را ژورناليست تقويم (Diarist Jornalist) تعريف ميكنند. جوستين هال و براد فيپتريك از پيشگامان اين نوع "حضورهاي روزنامهنگاري فردي" در فضاي مجازي محسوب ميشوند، اما واژه وبلاگ براي اولين بار در 17 دسامبر سال 1997 توسط جورن بارگر (Jorn Barger) و واژه بلاگ توسط پيتر مرهولز (Peter Meholz) مطرح شد و به صورت اسم و فعل به كار گرفته شد. بلاگيسم " يعني امر جديد و نو و وبلاگ را وبلاگ ميگويند چون يك مطلب نو را وارد فضاي جهاني ميكند.»
تأمينكننده نيازهاي هويتي
وي اظهار كرد: «وبلاگ نيازي را تأمين ميكند كه به هويت انسانها باز ميگردد، با توجه به اين كه هر يك از ما در جهان واقعي به دليل هنجارهاي پيرامونمان و يا محدوديتهايي كه به لحاظ شخصي در جمعي كه حاضريم براي خود قائل هستيم، يك نياز و احساس "بيان شدن خارج از فضاي هنجاري" در ما وجود دارد. لذا با اين نگاه ميتوان گفت وبلاگ يك فضاي رها شده از "هنجاري هاي سياسي، فرهنگي و حتي اقتصادي" است.»
عاملي افزود: «وبلاگ يك ارتباط با غائب است، ( اگرچه در فضاي هميشه پيوستهي آينده، ميتوان آن را ارتباط با حاضر هم تلقي كرد) ولي به هر حال با كاركرد فعلي آن يك ارتباط حاضر با غايب و يا يك ارتباط غير حضوري با مخاطب محسوب ميشود.»
درك فضاي واقعي
وي با تأكيد بر اين كه درك فضاي مجازي و وبلاگ مستلزم درك فضاي واقعي است، گفت: « زماني ميتوانيم اين فضا را به طور عميق درك كنيم كه زمينه اجتماعي را كه وبلاگ در آن ظهور پيدا كرده است، درك كنيم. در واقع فضاي مجازي خصوصا "فضاي فردي وبلاگ" در بستر فضاي واقعي جامعه قابل تفسير است. بنابراين فضاي وبلاگ ايراني شديدا با فضاي واقعي جامعه ايراني پيوند خورده است، و تفاوتهاي زيادي با فضاي وبلاگ آمريكايي، فرانسوي، انگليسي دارد. با اين نگاه، ميتوان گفت در فضاي پراگماتيسم آمريكا، وبلاگ يك كاركرد حرفهاي و اقتصادي دارد و نه لزوماً يك كاركرد عاطفي.»
وي ادامه داد: « در فضاي وبلاگي ايران گفتمانهاي غالب ادبيات، موسيقي، احساسات و هيجانات رمانتيك و عاشقانه و همچنين گفتمانهاي ديني و سياسي نيز دو وجه مهم فضاي وبلاگ در ايراني است. نگاه موزهاي و جمعآوري در قالب وبلاگهاي عكس و تصوير، خاطرات و توريسم و يا حتي وبلاگهاي علمي و درسي و همچنين وبلاگهاي روزنامهنگاران و يا نقد فيلم موضوعات ديگري است كه در قالب گفتمان قالب وبلاگ ايراني ميتوان از آن نام برد.»
عاملي همچنين گفت: « تقسيم كار جهان واقعي بايد به نوعي در فضاي مجازي ظهور و بروز پيدا كند، اما ما اين مساله را در فضاي وبلاگ به طور جدي نميبينيم، فضاي وبلاگ ما يك اظهار خود است تا يك بيان حرفهاي كاربردي كه خروجيهاي اقتصادي و يا حتي آموزشي مفيد داشته باشد.»
قدرت توليد واقعيت
اين مدرس دانشگاه تهران به تفاوت وبلاگ با ساير رسانهها اشاره كرد و گفت: « ويژگيهاي وبلاگ دقيقا به خصوصيات فضاي مجازي باز ميگردد، فضاي مجازي يك فضاي ديجيتال در مقابل فضاي آنالوگ است. جهان واقعي يك فضاي آنالوگ است به طوري كه فرايند تك توليدي در آن جريان دارد. فضاي آنالوگ از انعطاف و تغيير پذير سريع برخوردار نيست. ولي اگر توليد مشابه مثل نور كه هم از ظرفيت آنولوگ برخوردار است و هم به صورت دجيتالي شكل ميگيرد، ظهور پيدا كند، انعطاف و تغيير و تركيب و همچنين تقسيم نور با زبان رياضي، منعكس كننده يك انفجار تغيير در توليد است.»
وي با اشاره به اين كه انعطاف در جهان فيزيكي كم و در جهان مجازي بينهايت گسترده است، گفت: « دليل آن ساخته شدن فضاي ديجيتال بر منطق اعداد رياضي است، به طوري كه به همان ميزاني كه ميتوان بينهايت تركيب اعداد را در رياضي ايجاد كرد، بينهايت تركيب متناسب با نظام برنامهاي طراحي شده در فضاي وبلاگ، وبسايت و چت نيز به وجود ميآيد. به عنوان مثال در فضاي مجازي يك تصوير به هر شكل تغيير ميكند، چون آن چيزي كه در واقع منبع و منشاء تصوير است، تركيب اعداد است.»
عاملي به عدم انعطاف در رسانههاي آنالوگ اشاره كرد و در عين حال گفت: « امروزه رسانههاي سنتي جاي خود را به رسانههاي ديجيتال داده اند، لذا مواجه شدن ما با پديدهي چند رسانهاي شدن ( multi media) ناشي از همين خصيصه ديجيتالي بودن فضاي مجازي است.»
وي ويژگي ديگر فضاي وبلاگ را " محسوس كردن معاني " دانست و گفت: « ما در فضاي مجازي تلاش ميكنيم كه يك واقعيت مجازي توليد كنيم و ميخواهيم يك نوع مشابهسازي از واقعيت كنيم كه البته در تكنولوژي سايبر تلاش بر اين است كه به حدي فضاي مجازي به فضاي واقعيت نزديك شود كه ما در آينده نزديك با " واقعيت واقعي " مواجه باشيم نه با " واقعيت مجازي ".»
وي افزود: «در اين فضا حس، صدا و تصوير و ابعاد منتقل ميشود كه البته همه اينها عين واقعيت نيست، چون وقتي با آنها مواجه ميشويم ديگر خودشان نيستند، يك كپي است كه بسياري از عناصر را در خود آورده است. بنابراين فضاي مجازي و وبلاگ قدرت توليد واقعيت را دارد.»
عاملي در عين حال تصريح كرد: « فضاي وبلاگ "دورها" را "نزديك" و نزديكها را دور ميكند، اين فضا ميتواند جغرافياي ژئوپولتيك، زباني و روابط انساني را تغيير دهد.»
وي ادامه داد: « زماني كه در كنار يك وبلاگ، موسيقي و تصاوير را قرار دهيم، و در اين فضا با اشاره به يك عكس، متن و يا صداي هايپرلينگ، پرواز به فضاها و جغرافياهاي ديگر فراهم مي شود در واقع "مكان" معناي خود را از دست ميدهد و حتي زمان از يك منطق متفاوتي به عنوان "منطق مجازي" برخوردار مي شود. امكان "هايپر تكس " در فضاي وبلاگ يعني اين خانه فقط همين خانه نيست، بلكه همه خانههاست. لذا وبلاگ ضمن اينكه خانه فردي محسوب ميشود ولي با يك معناي جمعي نيز گرهخوردهاست كه اين خانه را خانه همه همفكران و دوستان ميكند.
وقتي فرد وارد فضاي وبلاگ ميشود، يعني وارد همه فضاها ميشود، لذا دائماً اسامي، مفاهيم و تصاوير از طريق "هايپرلينك " امكان وارد شدن از يك فضا به فضاهاي ديگر را دارند.»
فضاي از توليد به مصرف
عاملي خصيصه ويژه ديگر فضاي وبلاگ را آسان بودن توليد عنوان كرد و گفت: «فشرده كردن صنايع جديد و آسان شدن توليدات به صورت جدي در حال رشد است، جمع شدن حجم وسيع كتابخانهاي اطلاعات در يك CD يا فايل كوچك، نشان دهنده اين است كه اين صنعت به دنبال آسان كردن و كوتاه نمودن فرآيندهاست.»
به گفتهي وي، در فضاي وبلاگ، مراحل مختلف و پيچيدهاي كه در صنعت چاپ بايد براي مثلا توليد يك مطلب طي شود، از بين ميرود و يك مطلب در وبلاگ مستقيم و بدون هر گونه واسطهاي توليد ميشود، بنابراين در اين فضا واسطههاي بسياري در توليد رسانهاي از بين ميرود.»
عاملي با بيان اين كه، وبلاگ يك فضاي از توليد به مصرف است، اظهار داشت: « در حال حاضر اين نگاه تكنولوژيك وجود دارد كه انسان به مجرد اين كه فكر ميكند، فكر او به data ( داده) تبديل ميشود و در وبلاگ اين امكان وجود دارد كه ذهنيتها به آساني به مطالب تبديل شود.»
كمك به يكدستي فرد
به عقيده وي، فضاي وبلاگ به يكدستي فرد كمك زيادي ميكند، چون فرد ميتواند موضوع چندگانگي، هويت و... باشد و فضاي وبلاگ آن چيزي كه انسانها هستند را به نمايش ميگذارد. به عبارتي فضاي وبلاگ به لحاظ شخصيتي موجب كاهش دورويي و نفاق اجتماعي است.
هنوز يك جريان عموميرسانهاي نيست
اين مدرس گروه ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به رسانه نبودن وبلاگ به معناي مصطلح آن در حال حاضر، گفت: « ممكن است در اين راستا استثناهاي قابل توجهي وجود داشته باشد، مثلا برخي وبلاگها مانند وبلاگ دكتر شكرخواه كه به صورت جدي و آموزشي و تخصصي در حوزه ارتباطات است و او از طريق اين رسانه با دانشجويان خود و اهل فكر و انديشه در حوزه روزنامهنگاري ارتباط برقرار كند.»
وي افزود: « من شخصاً به روند رشد وبلاگ در اين راستا بسيار خوشبين هستم و به نظر ميرسد تمايل جدي به حرفهاي شدن اين فضا در حال شكل گيري است و ما شاهد وبلاگهاي بسيار تخصصي در حوزههاي مختلف ادبيات، فرهنگ شناسي، مردم شناسي و مطالعات رسانهاي هستيم. البته وبلاگهاي كشكولي كه صرفاً خلجانهاي روزمره فرد را منعكس ميكند هم بسيار زياد هست.»
اين مدرس روزنامهنگاري اظهار داشت: « در جهان غرب، رسانهها از حالت عمومي به تخصصي تبديل شدند، اما همانطور كه گفته شد شواهد جدي از ظهور رسانههاي تخصصي در فضاي وبلاگ ايران را نيز مي توان ديد، ولي هنوز وبلاگ به يك جريان عموميرسانهاي تبديل نشده است.»
خانه هويت و تجسم بخش شخصيت
عاملي تأكيد كرد: « وبلاگ برخلاف فضاي چت رومها يك فضاي با هويت است، در فضاي چت انسانها خود را در آن پنهان ميكنند، ولي در فضاي وبلاگ، افراد ممكن است در ابتدا به دليل وجود يك سري ابهامات با نام مستعار حضور پيدا كند، اما به تدريج به دليل آن كه وبلاگ خانه هويت و تجسم بخش شخصيت ميشود، نميتوانند در ادامه خود را پنهان كنند. وبلاگ يك فضاي " ابراز " است كه فرد با مشخصههايي خود را ابراز ميكند و در تعامل گسترده با علاقمندان قرار ميگيرد.»
وي مهم ترين دليل استفاده از نام مستعار در وبلاگ را وجود هنجارهاي اخلاقي و سياسي در جامعه دانست و گفت: « افراد احساس ميكنند كه هنجارهاي فضاي واقعي به صورت جدي در فضاي مجازي نيز وجود دارد. زماني كه جامعه هنجاري از يك نقطه به فضاها، فرهنگها و ارزشهاي اخلاقي ديگر دسترسي پيدا ميكند، فرد در آن دچار يك دو گانگي ميشود. از يك طرف با هنجارهاي اجتماعي خود و از طرفي ديگر به دليل توسعه حوزهي ارتباطات و انتخابهايش با ارزشهاي جديدي مواجه است. بنابر اين زماني كه ميخواهد خود را در فضاي وبلاگ نشان دهد، آن هنجارها وجود دارد كه به او اجازه بيان نام و هويت واقعي خود را نميدهد.»
وي در عين حال گفت: « وبلاگ نويسان در ابتدا به دليل آن كه شناخت عميقي از اين فضا ندارند، متوجه واقعي بودن آن نيستند، ولي به تدريج كه از رفتارشان در اين فضا، بازخوردها و عكسالعملهاي جدي ديگران را دريافت ميكنند، متوجه ميشوند كه اين فضاي واقعي است كه افراد نيز در آن واقعي عمل و به صورت واقعي بازتابهاي اجتماعي و حتي حقوقي پيدا ميكنند.»
وبلاگ و قانونمندي
اين مدرس دانشگاه در خصوص امكان قانونمند شدن فضاي وبلاگ گفت: « تمام نورمهاي فضاي واقعي به تدريج به فضاي مجازي منتقل ميشود، هندسه جهان مجازي بر هندسه جهان واقعي مبتنياست، بنابراين تمام قوانين دولت - ملتها، در هندسه فضاي مجازي اعمال ميشود و قوانين جدي پيدا ميكند. البته به دلايل مختلف نظام حقوقي فضاي مجازي لزوماً از نظام حقوقي دولت-ملتها تبعيت نخواهد كرد و فضاي مشترك حقوقي جهاني نيز در آن وجود دارد.»
عاملي ادامه داد: « ما هنوز به اهميت اين موضوع واقف نشديم كه يك جهان جديد در كنار جهان قديمي ما به وجود آمده است، يك جهاني مجازي در كنار جهان واقعي، جهاني كه به تدريج تمام عناصر واقعي در آن تكرار ميشود، تمام كاركردهاي جهان واقعي مانند، تردد، خريد، نظام بانكداري، آموزش و پرورش و.... در جهان مجازي تكرار ميشود.»
وي گفت: «از طرفي ديگر، فضاي مجازي، يك جهان موازي را براي جهان واقعي ايجاد ميكند، حال اگر تمام مسيرهاي زندگي در جهان مجازي وارد شود، اين جهان نميتواند بدون قانون ادامه دهد، به همين دليل اين فضا نيز از قانونمند شدن مستثني نيست، چون اين قوانين هستند كه تعامل قابل انتظار را ايجاد و روابط را تعريف ميكند.»
عاملي در خصوص نظارت دولت بر فضاي وبلاگها تاكيد كرد: « دولت به دليل قوي شدن فرديت ناگزير است كه حوزهي انتخابهاي فرد را توسعه دهد و به عنوان يك واقعيت به آن احترام بگذارد. بنابراين هر چه به جلو ميرويم با دولت حداقلي و اختيارات حداكثري فرد مواجه هستيم.»
عاملي با بيان اين كه فضاي مجازي فضاي "همه جهان" است، گفت: «به دليل قوي شدن فرديت، دولتها نيز در عرصه فرهنگ واقعي محدودتر مي شوند و ناگزير هستند كه در مديريت حوزه ملي يك باز تعريف از نوع تعاملات خود با مردم به وجود آورند، بنابراين اگر دولت در جهان واقعي حداقلي ميشود، در جهان مجازي نيز حداقلي خواهد بود.»
استفاده اخلاقيتر از وبلاگ
وي گفت: « دولت ميتواند قوانين و مقرراتي در حوزههايي كه ممكن است مشكلات بسياري را ايجاد كند، قرار دهد؛ زيرا اگر هيچ قانوني را نگذارند به وظيفهي كنترل اجتماعي خود عمل نكرده اند و فرصتطلبان در تخريب اجتماعي موقعيت پيدا مي كنند. آسيبهاي جهان مجازي به خصوص براي گروههاي سني وجنسي متفاوت است. فضايي است كه به صورت جدي به تفاوتها توجه نمي كند. بنابر اين نياز مند يك نوع سياست گذاري ملي است. بنابر اين دولت بايد در بخشهايي وارد شود، ولي نميتواند براي وبلاگنويسان تعيين كند كه چه چيزي را بگويند و يا نگويند، كما اين كه دولت هيچ گاه نميتواند در گفت وگوهاي شخصي افراد دخالت كند، مگر گفتاري كه پيامد قانوني و حقوقي داشته باشد.»
وي افزود: « اساسا به لحاظ فرهنگي انسان هر چه در انتخابها آزادتر باشد ولي دركنار آن راهنمايي هم شود، بهتر عمل ميكند، اين طبيعت انسان است كه در برابر " بايدها " ترديد ميكند. ولي زماني كه انتخابهاي بهتري را در برابر او قرار دهيم، مطلوبتر خواهد بود، لذا دولت در اين راستا ميتواند فقط با ارايهي الگوها و كمكهايي، امكان استفادهي بهتر و اخلاقيتر از اين فضا را فراهم كند. از طرفي ما امروز در همه عرصهها نيازمند يك اخلاق حرفهاي هستيم و فضاي مجازي شديدا نيازمند "اخلاق مجازي" است.»
خاص گرايي جهاني
عاملي در خصوص تاثير وبلاگ نويسي از فرهنگ مكتوب اظهار داشت: «ما با يك رشد كمي و كيفي انفجاري وبلاگها مواجه هستيم به نوعي كه شروع 100 وبلاگ در سالهاي 1996، و 1997 به 50 ميليون وبلاگ در سال 2005 تبديل شده است. همچنين گزارش 500 تا يك ميليون وبلاگ ايجاد شده در ايران همگي نشان دهنده اين است كه ما با يك توسعه "فرهنگ مجازي مكتوب" مواجه هستيم.»
وي اظهار داشت: «در گذشته، اين نخبگان اجتماعي بودند كه كتاب مينوشتند و به نوعي صاحبان فرهنگ مكتوب بودند، ولي امروزه تك تك عناصر نسل جوان ما ظرفيت، و اعتماد به نفس نوشتن را پيدا كردهاند. اين به معناي آن است كه به لحاظ فرهنگي وارد دورهاي شدهايم كه نسل متفاوتي وارد حوزهي فرهنگ مكتوب ما شدند، نسلي كه لزوما نخبگان اجتماعي نيستند، طبقهي متوسطي هستند كه بخش عمده آن را نسل جوان دانشگاهي و در عرصه ديني نسل جوان حوزوي تشكيل ميدهند.»
اين مدرس گروه ارتباطات دانشگاه تهران درباره توسعه انفجاري فرهنگ مكتوب گفت: « امروز، اين فرهنگ فقط در گوشه كتابخانهها قابل دسترس نيست، بلكه كتابخانه جهاني سياري است كه امكان دسترسي جامعه محلي، ملي و جميت پراكندهاي از ايران، شرق شناسان و ايران شناسان را حول خود جمع كرده است.»
وي با اشاره به ايجاد يك " خاص گرايي جهاني " در فضاي وبلاگ گفت: « اين خاص گرايي امكان مشاركت همه در اين فضا را فراهم ميكند، فضايي كه اگر قدرتمند باشد تعامل قدرتمندي را هم ايجاد ميكند، گاهي ما با وبلاگهايي مواجه ميشويم كه 80 هزار كامنت در آن وجود دارد كه اين موضوع، تحولي را در همه توليدات ايجاد ميكند.»
وي در اين خصوص به مثالي اشاره كرد وگفت: « زماني كه كمپاني " فورد " در خطر " ورشكستگي " قرار داشت، با ايجاد يك وبلاگ و عرضه محصولاتش قبل از توليد در آن، توانست با دريافت بازخورد مشتريان، محصولاتي مطابق خواسته آنها، به بازار ارايه كند و تحولي را در اين راستا ايجاد كند، بدين ترتيب جامعهاي داراي تعامل معنا دار در فضاي وبلاگ به وجود آمد.»
دكتر عاملي ادامه داد: « وبلاگ يك فضاي تعامل قابل درك است كه قطعا افراد خاصي آن را درك ميكنند و عكسالعملهاي نشان ميدهند، ولي در عين حال مانند فضاي واقعي، ناهنجاريها و آسيبهايي در آن وجود دارد، مثلا افراد لزوما آن چه را در نظرهاي خود مينويسند، ممكن است اظهارات واقعي آنها نباشد، ولي هر چه اين پديده از فضاي احساسي به حرفهاي تبديل شود، تعاملات آن نيز دقيق تر خواهد شد.»
فضاي "خود آسايشي "
اين مدرس دانشگاه تهران با تاكيد بر اين كه فضاي مجازي منعكس كننده فضاي واقعي است، تاكيد كرد: « در مقطعي كه فضاي فعالان سياسي يا فرهنگ مخالفت سياسي قوي بود، همان هم در فضاي وبلاگ منعكس ميشد، ولي در حال حاضر كه آن فضاي فرهنگ مخالفت تضعيف شده است بر وبلاگ نيز تاثير گذاشته است.»
وي دربارهي فضاي غالب وبلاگها در حال حاضر گفت: « امكان تحمل فضاي " منفي مدار " براي همه وجود ندارد. فضاي منفي و نقد تلخ را افراد خاصي دنبال ميكنند، جامعه بيشتر به دنبال " خود آسايشي " است، بنابراين فضاي غالب وبلاگها هم يك فضاي " خود آسايشي" است.»
وي افزود: « افراد امروز در وبلاگها به دنبال اين هستند كه با قرار دادن يك قطعه ادبي، تصوير و امور مختلف، بخشي از زيباييشناسي كه در جهان پيرامون خود دارند را منعكس كنند، بنابراين فضاي وبلاگ در كشور بايد با رويكردي " زيبايي شناسانه " مطالعه شود.»
به عقيدهي وي، در هيچ مقطعي فضاي غالب وبلاگهاي ما " سياسي " نبوده است و چون شروع اين فضا " سياسي " بوده، برخي بر اين عقيدهاند كه محتواي غالب آن سياسي است. امروزه، وبلاگها برجستگيهاي روحي و خلاءهاي " نوستالژيك " جامعهي ايران را كه لزوما در سنت گرايي و يا مدرن گرايي خلاصه نميشود و مي تواند برآيندهاي از هر دوي اينها باشد را نيز منعكس ميكنند.
وبلاگهاي تخصصي
عاملي درباره وبلاگهاي تخصصي گفت: « جامعهي هشت ميليوني كاربران اينترنت ما يك جامعه اجتماعي و بزرگ است، به طور قطع اين جامعه هر چه گستردهتر و فضاي مجازي به لحاظ عدد به فضاي واقعي نزديكتر شود، به طوري كه تمام افرادي كه وارد مسير فعال زندگي ميشوند، از آغاز دوره تحصيل خود به موازات فضاي واقعي به فضاي مجازي نيز داخل شوند، مسير تخصصي شدن وبلاگ نيز توسعه پيدا ميكند.»
رييس مركز مطالعات آمريكا و اروپاي دانشگاه تهران با بيان اين كه تخصصي شدن وبلاگها به ميزان درگير شدن زيرساختهاي اصلي با اين فضا بستگي دارد، اظهار داشت: « تخصصي شدن وبلاگها به اين بستگي دارد كه چقدر مراكز ما مانند ادارهها، بانكها، فروشگاهها و... در امور مختلف مجازي ميشوند؟ و از طرف ديگر فضاي مجازي چه ميزان درگير مسايل واقعي ميشود؟ به طور قطع هر چه اين تعامل گستردهترشود، مسير تخصصي وبلاگها و وب سايتها نيز توسعه مييابد.»
عاملي گفت: « فضاي مجازي يك فضاي " با بيان " و يك سيستم "خود راهبر " است كه بايد خود راهنمايي كند، بنابراين بايد وبلاگهايي ايجاد شوند كه تك تك عناصر زندگي اجتماعي را پوشش دهند.»
وي افزود: « شكل گيري وبلاگهاي تخصصي منوط به كاربردي شدن آنهاست، يك وبلاگ تخصصي زماني ايجاد ميشود كه بتواند يك خروجي مشخص و با بهره هم براي بلاگر و هم براي مشتري فراهم كند.»
عاملي به صنعت فراگير كامپيوتري و ايجاد پديدهي " همه جا كامپيوتري شدن " اشاره و تصريح كرد: « اگر با منطق تسهيل كردن و تكنيك به زندگي اجتماعي نگاه شود، آن زمان وبلاگ نيز ميتواند به وسيله كمك زندگي تبديل شود وفقط در كامپيوتر محدود نميشود، بلكه در تمام عناصر زندگي مورد استفاده قرار ميگيرد.»
وي همچنين گفت: « روند هفت ساله تبديل 100 وبلاگ به 50 ميليون وبلاگ، امكان رشد خلاقيت فردي در آن و همچنين شامل شدن هزاران موضوع به لحاظ تنوع در وبلاگها نشان دهنده حركت به سمت توسعه است.»
توسعه حوزه بيان در جامعه
عاملي در ادامه به بحث هويت در وبلاگها پرداخت و گفت: « افرادي كه به سراغ وبلاگ ميآيند اغلب شامل سه گروه هستند، گروه اول افرادي هستند كه رابطهي موقتي با وبلاگ برقرار ميكنند، اين افراد وبلاگ را همچون ساير سرگرميهاي زندگي يك سرگرميموقت ميدانند، بنابراين تمام وبلاگهاي غير فعال متعلق به اين گروه هستند.»
اين مدرس ارتباطات دانشگاه تهران افزود: « گروه دوم، افرادي هستند كه به وبلاگ به عنوان يك خانه علاقه و سرگرميشخصي نگاه ميكنند، اين گروه هميشه يك سري علايق شخصي را براي اوقات فراغت خود دارند، مانند كسي كه به جمعآوري تمبر علاقه دارد، فردي هم به وبلاگ به عنوان خانه آرامش خود و اوقات فراغت و علاقه شخصياش نگاه ميكند.»
وي ادامه داد: « گروه سوم، وبلاگ را به عنوان فضاي كار و عمل حرفهاي دنبال ميكنند، در اين گروه، وبلاگ ديگر يك سرگرمينيست، بلكه يك فضاي حرفهاي است كه به عنوان يك واسطه امور مختلف مانند كاريابي، بازاريابي، مشترييابي، خريد وفروش و حتي درمان پزشكي عمل ميكند.»
عاملي با اشاره به وجود هر سه گروه در ايران گفت: « در بسياري اوقات، انسانها توانايي گفتن حرفهاي خود را ندارند و يا به دلايل اجتماعي و سياسي حاشيه نشين مي شوند. اين گروه به لحاظ ارتباطات بين فرهنگي " گروه لال " محسوب مي شوند. وبلاگ گروه لال را كاهش و حوزه بيان را در جامعه توسعه ميدهد و امكان اظهار بيان را براي همه ايجاد ميكند، براي گروهي كاريابي ميكند، براي افرادي كه قابليت نويسندگي دارند امكان اعلام و حضور عمومي را فراهم مي كند و يا به نوعي موجب مي شود كه "صداي اجتماعي" پيدا كنند. اين اتفاق به لحاظ مديريت اجتماعي، اتفاق مباركي است كه در صورت تساهل و تحمل موجب آرامش اجتماعي ميشود.»
توليد معنا؛ مبناي تقسيمبندي در فضاي مجازي
دكتر عاملي در خصوص ايجاد طبقه بندي جديدي به لحاظ اجتماعي با ظهور وبلاگها گفت: « در فضاي واقعي، طبقات بالا و پايين وجود دارند و مبناي قشر بندي اجتماعي به صورت عمده ثروت و جايگاه اجتماعي است، ولي مبناي اين تقسيم بندي در فضاي مجازي " توليد معنا " است نه ثروت. ما با يك تقسيم بندي فضا مواجه هستيم، در اين فضا ماهيت سخن مهم است نه گوينده آن.»
تقويت فرديت؛ تقويت جامعه
عاملي همچنين درباره تاثير وبلاگ به لحاظ فردي و اجتماعي گفت: « اين فضا " فرديت " را تقويت ميكند و تقويت فرديت، يعني تقويت جامعه، فردي كه امكان گفتن براي همگان را دارد، هم خود احساس رضايت دارد و هم به لحاظ اجتماعي جايگاهي پيدا ميكند، مهم آن است كه چه گفته ميشود، به چه ميزان نفوذ پيدا ميكند و به يك استدلال اجتماعي تبديل ميشود؟»