Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
انتظامي؛ سمفوني و توجه به روح موسيقي‌ايراني
ديدگاه- همشهري آنلاين- سيد ابوالحسن مختاباد:
اگر از هر ايراني و يا شرقي علاقه‌مند به موسيقي بپرسند كه مهمترين ركن يك موسيقي از نظر وي چيست؛ بدون ترديد كثيري از اين افراد پاسخ خواهند داد ملودي.

چرا كه آن چيزي كه در ذهن مي‌ماند و بر لب به زمزمه در مي‌آيد، ملودي است و اين ملودي است كه مي‌تواند همانند پي محكمي براي ساختمان موسيقي به حساب ‌آيد و ظرايفي چون آهنگسازي، هارموني و كنترپوآن و نيز برخي فرم‌هاي موسيقي چون سونات، سمفوني، دوئت ويا سوييت سمفونيك و همه و همه همانند ماه و خورشيد و فلك را به خدمت  خود مي گيرد تا بر تاثيرات خود بيفرايد.
 از اين نظر (خلق ملودي هاي زيبا و گوشنواز) مجيد انتظامي در ميان آهنگسازان ايراني كه كار موسيقي فيلم يا  سمفونيك انجام مي‌دهند و موسيقي را با ظرايف و پيچيدگي‌هاي افزونتري مي‌شناسند، نامي ماندگار است.

نگاهي به موسيقي متن فيلم‌هايي چون روز واقعه، از كرخه تا راين، دوئل بسياري فيلم‌هاي ديگر و نيز موسيقي برخي سريال‌هاي تلويزيوني  و نيز سمفوني‌هايي كه وي درباره برخي رخدادهاي مهم سه دهه اخير همانند فتح خرمشهر و دفاع مقدس نگاشته است، از جمله همين اثر اخير كه اين فصل را با من بخوان نام دارد، نشان مي‌دهد كه ملودي‌هاي محكم و البته خلاقانه، جوهر اصلي كار اين آهنگساز شاخص عرصه موسيقي كلاسيك و سمفونيك را شكل مي دهد.

بر همين بينان است كه تمامي موسيقي‌هايي كه وي به سفارش اين ارگان و آن سازمان و نهاد ساخته است، بي هيچ ترديدي با اقبال عمومي روبرو شده و كمتر كسي در پي نقد نهاد و ارگاني برآمد كه انتظامي براي  و به سفارش آنها موسيقي ساخته است.

در حالي كه در سال گذشته برخي از سمفوني‌هايي كه به سفارش بخش موسيقي حوزه هنري و يا سازمان صدا و سيما از سوي برخي از موسيقيدانهاي شناخته شده، تهيه و توليد و عرضه شده‌اند، با انتقادات سخت رسانه‌ها و حتي اهالي موسيقي روبرو شدند.

 اگر بخواهيم نقطه محوري اين انتقادات را بشكافيم و برجسته كنيم، در نهايت به نبود ملودي‌هاي جذاب و گوشنواز در متن و محتواي اين آثار برمي‌خوريم  و از آن مهمتر نبود روح شرقي و ايراني دراين آثار كه آنها را با هجمه تند منتقدان روبرو ساخته و نهادهاي سفارش دهنده اين كارها را با پرسش‌هاي جدي روبرو كرده است.

اين درحالي است كه اين آثار به لحاظ ساختار موسيقايي و فرمي كه آهنگساز براي گسترش كار خود انتخاب كرده است (يعني فرم سمفوني) از ساخت و پرداخت حرفه‌اي و قابل اعتنايي برخوردار است و به تعبير دقيق‌تر كمتر موزيسين يا منتقدي مي‌تواند از اين آثار ايراد فني و تكنيكي بگيرد، اما همه ما مي‌دانيم كه هنر تكنيك  صرف نيست و آنچه هنر را هنر مي‌كند، و جمعي را اسير آن،  جوهره‌اي است كه در ذات زيباشناختي فرد هنرمند نهفته است. اگر بخشي از اين زيبايي شناسي را به آموخته‌هاي اكتسابي هنرمند نسبت دهيم، بخش بزرگتر آن را بايد به خلاقيت و نبوغ و موقع شناسي هنرمند منتسب كنيم كه توانسته هنرش را به آرايه‌هايي بيارايد كه ديگران كمتر به سراغ آن مي‌روند.

مجيد انتظامي را بايد در مجموعه هنرمنداني قرار داد كه زبان و ذائقه  مخاطب ايراني را مي‌شناسند و بر همين بنيان به خلق اثر دست مي‌زند. البته اين شناخت هم خلق‌الساعه به دست نيامده است و وي سعي كرده در خلق هر اثر خود  نشانه‌اي از موسيقي شرقي و ايراني و يا عناصري از موسيقي منطقه را بگنجاند كه اين هم حاصل دانش وي از گستره پهناور موسيقي نواحي ايران است كه متاسفانه برخي از هنرمندان و اهالي موسيقي از آن غفلت مي‌كنند و به جاي استفاده از اين سرمايه بكر و دست نخورده به سراغ ملودي‌هايي مي‌روند و از فرمي در تلفيق شعر با موسيقي استفاده مي‌كنند كه فهم آن خود نيازمند ديلماج  و مترجم است.

 اين در حالي است كه در كارهاي آقاي انتظامي اين درك بومي و مخاطب شناسانه بروز و ظهوري جدي دارد كه نمونه آن استفاده از سازهاي مخصوص مناطق د رفيلم‌هايي چون ازكرخه تا راين (ساز دف)، دوئل (ساز ني انبان) و...  است كه به خوبي در ساختار اركستر و سازبندي وي مستحيل شده است.

حال با چنين پيش زمينه مثبتي اين پرسش را با برخي از دست اندركاران نهادهاي فرهنگي درميان مي‌نهيم كه اگر قصد از ساختن برخي از قطعات، به خصوص سمفوني سازي كه تب آن در چند سال اخير دامن‌گير فضاي موسيقي ايران شده است، معرفي و بيشتر شناساندن آن مفهوم يا فرهنگ و يا نامي خاص است، چرا بايد از عناصر و ملودي‌هايي استفاده كرد كه با توضيحات چند باره در بروشورها و نيز مصاحبه‌هاي مختلف هم در ذهن و ضمير شنونده نمي‌نشيند؟

به راستي برخي از اين آثار كه تحت عنوان سمفوني توليد و عرضه شده‌اند، چه ميزان توانسته‌اند مخاطبان ايراني را راضي كنند و حد اقل ما بشنويم كه  ملودي يكي از آنها از سوي خواننده يا مخاطبي عادي زمزمه شده باشد و يا در جايي و برنامه‌اي از آن به عنوان يك موسيقي شنيدني استفاده شده باشد. اگر نه اصرار بر ساخت سمفوني‌هايي از اين دست چه توجيهي دارد؟

اين نوشته درپي نفي كار سفارشي نيست و اصولا معتقد است وقتي امكانات خوب و مناسب فراهم باشد خلاقيت هم به جوش خواهد آمد، سخن بر سر اين است كه چرا هنرمندي همانند مجيد انتظامي در ساخت آثار سفارشي به گونه‌اي عمل مي‌كند كه كارهايش شنيدني و ماندني‌اند و  برخي ديگر از بزرگان موسيقي اين گونه نيستند.

تاریخ درج: 6 مهر 1386 ساعت 15:51 تاریخ تایید: 6 مهر 1386 ساعت 22:07 تاریخ به روز رسانی: 13 مهر 1386 ساعت 15:23
 
مطالب مرتبط
در وطن خويش غريب 14 بهمن؛ سمفوني انقلاب در تالار وحدت نيمه پر ليوان كنسرت لطفي فراز و فرود يك زيست بوم فرهنگي شوراي شهر و مرز ظريف يك تصميم راه‌سوم شهرام ناظري هنر و مقوله آموزش خانه موسيقي و مكانيزم انتخاب لغو اجراي اركستر ملي در تبريز نواي بدون ترجمه سازها فخرالديني و اركستر ملي به شهرستان‌ها مي‌روند كنسرت اركستر بادي تهران از آدم به بعد هر كه بامش بيش كيوان ساكت و تلاش‌هاي جدي براي موسيقي شهرستان‌ها با همه مشكلات كنار آمده‌ايم ارکستر موسیقی ملی در یک نگاه طنين سمفوني انتظار در تالار وحدت زندگي در جان جانان مولانا اركستر سمفونيك و بحران مخاطب اركستر ملل و صدايي تازه نگاهي به آلبوم گريز اثر مشترك شهبازيان - گلچين
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است