دین- محمدرضا جباران:
ماه شعبان از نظر نزول بركات حق همچون ماه رمضان است. از آن سبب، در اين ماه به انجام عبادات و مناجات توصيه اكيد شده است.
از جمله عواملي كه موجب تقدس اين ماه شده، تولد امام حسين(سوم شعبان)، تولد حضرت ابوالفضل(چهارم شعبان)، تولد حضرت سجاد(ع) (پنجم شعبان) و تولد حضرت قائم (عج) در آن است كه به آن قدر و ارزشي چند برابر بخشيده.
همچنان كه اشاره شد، سوم شعبان، خجسته زادروز امام حسين(ع) است و چه نيكوست اتصال چنين فرخنده روزي به تولد مبارك حضرت ابوالفضل؛ قهرمان كربلا.
در سومين روز ماه شعبان سال سوم هجري، امام حسين(ع) در دامن بزرگ بانوي زنان جهان، فاطمه زهرا (سلاماللهعليها) پا به جهان نهاد. تولد اين نوزاد خجسته، حادثهاي عجيب در خاندان رسالت بود؛ چرا كه اشك و شادماني و اندوه و تبسم ايشان را به هم آميخت.
پيامبر گرامي اسلام(ص) در روز تولد او هم شاد شد، هم گريست؛ در گوش او اذان و اقامه گفت؛ براي او قرباني كرد و به مادرش فرمود تا براي او صدقه دهد و به فرمان خدا نامش را حسين نهاد كه هم معني نام دومين فرزند هارون، برادر حضرت موساي كليم بود.
امام حسين(ع) هفت سال دوران كودكي خود را در دامان پرمهر پدربزرگ خويش حضرت محمد مصطفي(ص) سپري كرد؛ اين دوران زيباترين، شادترين و پرخاطرهترين سالهاي زندگي آن حضرت را تشكيل ميدهد. سالهاي كودكي او از روزهايي تشكيل ميشود كه در آغوش و بر دوش يا دست در دست پيامبر از كوچههاي مدينه يا نخلستانهاي اطراف ميگذشت.
اين رفت و آمدها هرچند براي پيامبر اكرم(ص) كار و تلاش بيوقفه بهشمار ميآمد، براي حسين نوباوه، گردشهاي دلپذيري بود كه ياد آن تا پايان عمر، كام جانش را شيرين ميكرد. روزهايي كه در خانه چشم بهراه پيامبر بود يا دست به دامان مادر آويخته به سوي او ميشتافت، روزهايي كه در كوچههاي مدينه بر سر راه پيامبر به بازي ميپرداخت تا مگر پيامبر از آنجا بگذرد، او را با خنده و شادي دنبال كند، سپس وي را در بر گرفته و گونه و لبهايش را ببوسد، روزهايي كه در مسجد، از لابهلاي مسلمانان كه مشتاقانه به سخنان پيامبر(ص) گوش ميكردند، ميگذشت تا به منبر برسد و خود را در دامان او جاي دهد.
شكوه سجايا
زندگي در سايه اخلاق انساني هدف اصلي انبياي بزرگ الهي است؛ چرا كه نياز انسان به اخلاق، همان نياز به زندگي است.
زندگي بدون اخلاق پاكيزه چيزي جز رنج و تباهي و پريشاني نيست. تفاوت آدمي با حيوانات نه در شكل و ظاهر و نه در نيازهاي جسماني است. انسان هنگامي از حيوانات متمايز ميشود كه به دانش و معرفت و اخلاق الهي آراسته شود و پيامبران آمدند كه اين خط تفاوت را پررنگ كنند و آدمي را با انديشه و عمل آسماني به خوشبختي و رستگاري رهنمون شوند.
دين اسلام به عنوان كاملترين برنامه آسماني، نقطه اوج اخلاق الهي و رفيعترين قله فضايل انساني را وجهه همت خود ساخته است. پيامبر خاتم ميفرمود:« اني بعثت لاتمم مكارمالاخلاق.»
امام حسين(ع)، به يقين يكي از شاخصترين دستپروردههاي آخرين سفير آسمان و يكي از شخصيتهاي مطرح در جهان اسلام است. همه كساني كه امام حسين(ع) را ميشناسند، چه مسلمان و چه ارباب معرفت از پيروان اديان ديگر، او را نمونهاي كامل از تربيتيافتگان مكتب اسلام ميدانند.
پيوند امام حسين با اسلام، چنان است كه اهل جهان، سخن او را سخن اسلام، عملكرد او را عملي اسلامي و اخلاقي و صفات او را مورد پسند اسلام ميدانند.فقيهان، چه شيعه و چه سني با تكيه بر سخنان او بر احكام ديني استدلال ميكنند؛ چرا كه شيعه او را به عنوان امامي معصوم باور دارد كه قول و فعلش حجت و پيروي از او واجب است و سني او را به عنوان زاده پيامبر و يار و صحابي ارجمند او ميشناسد كه ميتواند از گفتار و كردار پيامبر اسلام(ص) خبر دهد و در اين صورت نيز مخبري صادق و مورد اعتماد است كه پا از صراط مستقيم بيرون ننهاده و پيروي او مايه هدايت و نجات است.
رواياتي كه به صورت موردي از خصال نيك حضرت سيدالشهداء خبر ميدهد، چنان انبوه است كه يك زندگي سراسر مكرمت و فضيلت را گزارش ميكنند. نقل مشهور است كه آن بزرگ، مهمان را گرامي ميداشت، به خواهندگان ميبخشيد، صله رحم ميكرد، بر درويشان انعام ميفرمود، سائل را عطا ميداد، برهنه را ميپوشاند، گرسنه را سير ميكرد، قرض بدهكار ناتوان را ميپرداخت، بر يتيم مهربان بود، به نيازمند مساعدت ميكرد و هرگاه مالي به او ميرسيد بين مستمندان تقسيم ميفرمود. از بصره و كوفه اموالي كه بهدست او ميرسيد و امام تا همه آنها را تقسيم نميكرد از پاي نمينشست.
روزي امام به خزانهدارش فرمان داد به نيازمندي، هزار دينار پرداخت كند. خزانهدار از آن مرد پرسيد: آيا چيزي به ما فروختهاي؟ فقير گفت: آري آبرويم را. امام كه گفتوگوي آنها را ميشنيد، به خزانهدار فرمود: راست ميگويد به او سه هزار دينار بده و به مرد نيازمند فرمود: هزار دينار براي رفع نيازت، هزار دينار براي آبرويت و هزار دينار براي آنكه حاجت به نزد ما آوردي.
خروش باشكوه
مهمترين حادثه زندگي حضرت امام حسين(ع) نهضت كربلاست كه هدف آن احياي فضيلتهاي فراموش شده و برپايي دولت اخلاق در ميان مسلمانان بود؛ همان اخلاقي كه پيش از اسلام راه افراط يا تفريط ميپيمود و نبياكرم(ص) آن را به راه صحيح بازآورد و برپايه آن امت اسلامي را تشكيل داد و مقدمات حركتي فرهنگي و تمدني شكوهمند را فراهم ساخت.
حفظ امت اسلامي از تباهي نياز به حركتي توفنده داشت كه اركان تباهي را منهدم و قلبهاي به خواب رفته مسلمانان را بيدار كند. امام حسين(ع) با انقلاب خويش اخلاق به تاراج رفته آدميان را به آنها بازگرداند و شخصيت اسلامي انسان را از مرداب سياستهاي گمراهكننده امويان بيرون كشيد و بر صراط مستقيم الهي قرار داد.
شكوه شهادت
واقعه عاشورا سكه دورويي است كه در يك طرف آن امام حسين(ع) قرار دارد با همه فضايل و كمالات انساني و در طرف ديگر آن لشكر كوفه با تمام رذالتها و پستيها.
كربلا هر چند از طرف مردم كوفه پستترين، شرمآورترين و رذيلانهترين نمود سقوط و انحطاط انسان به شمار ميرود، از جانب امام حسين(ع) و يارانش تجليگاه اوج تعالي انسانيت است.
اين حادثه اگر به درستي بازخواني شود، دائرهالمعارف بزرگ بشريت است كه تمام خوبيها و مجموعه بديها را در دو صفحه خود گرد آورده است. كساني كه به دنبال تربيت روح و پرورش فضايل انساني هستند بدون شك ميتوانند بهترين معيارهاي انسانيت را در روش و منش آن حضرت به دست آورند.
اندكي بيش از نيمروزي كه از صبح عاشورا تا لحظه شهادت امام حسين طول كشيد، نمايش مختصري از تمام عمر شريف آن حضرت بود؛ زيرا آن حضرت در گفتار، رفتار و موضعگيريهاي حكيمانه خود همه ابعاد عقيدتي، اخلاقي و عملي موردنظر شارع مقدس را رعايت فرمود. او در روز عاشورا گريست، جنگيد، ياران را در آغوش گرفت، نماز گزارد، از بيمار عيادت كرد، به مجروحان كمك كرد، مجاهدان را ياري داد، با كودكان مهرباني كرد، كودك شيرخوار را بوسيد، حتي با اسبان ملاطفت و مهرباني كرد، با دلايل روشن با مخالفان بحث و گفتوگو كرد و به طور كلي همه مفردات اخلاقي را با دقت به انجام رسانيد.
به گواهي تاريخ، عاشورا پيوسته الهامبخش مردان و زنان بزرگ در حركتهاي الهي- انساني بوده است و درست به همين دليل پيشوايان معصوم ما بزرگداشت خاطره عاشورا و شهيدان كربلا را در شمار وظايف خويش قرار داده، شيعيان و پيروان خود را به حفظ و حراست آن سفارش كردهاند و چنين است كه در بين شيعيان اقامه مجلس عزا و ذكر شهيدان كربلا در كنار عبادات مقبوله مطرح بوده است.
سهم زمان ما از شكوه عاشورا
امروز خطري دهشتناكتر ازهرزماني ساحت پاك مكتب كربلا را تهديد ميكند.
روزگاري كه مداحي و مرثيهخواني به حرفهاي تبديل شده كه گروهي با آن امرار معاش ميكنند و بيش از هر چيز و به جاي هر كاري به عزاداري پرداخته ميشود، بر مناسبتهاي عزا، بي هيچ مستند عقلي و شرعي ميافزايند و مجالس عزاي حسيني خالي از كرسي خطابه و منبر موعظه برگزار ميشود؛ چنان كه جوانان پاكسرشت بيآن كه با نكتهاي از مكتب عاشورا آشنا شوند يا درسي از قيام حسيني بياموزند، عزاداري ميكنند .
مرثيهخوانان نيز با سبكهاي جديد و شيوههاي مدرن در دستگاههاي متنوع موسيقايي در تشويق جوانان به گريه و خودزني افراطي هنرنمايي ميكنند و بدينوسيله حس مذهبي آنان به صورت كاذب اشباع ميشود، به راستي روزگار عجيبي است كه بيش از هر زماني بر حقيقت عاشورا پرده ميپوشد.
اگر حركت در خلاف جهت اهداف نهضت عاشورا گناه است، اگر تهي شدن مراسم عزاداري امام حسين از معارف و حقايق اسلامي خسارت است و اگر ابداع شيوهها و روشهايي كه معلوم نيست مورد تأييد شارع مقدس باشد، بدعت به شمار ميرود، نهي از اين گناه زشت، جبران اين خسارت بزرگ و مقابله با اين بدعت نابخشودني وظيفه عالمان آگاه است كه روضهخواني و ذكر مصيبت را با مقام علمي خود در تعارض نميبينند و اگر به حكم حديث شريف ثقلين، تنزيه سيماي نوراني اهل بيت از تحريف و خرافه چون حراست قرآن كريم از زيادت و نقصان واجب است، اين پاسباني به عهده دانشمندان ديني است كه همگام با تفسير قرآن و بيان احكام به مرور تاريخ عاشورا و ذكر مصائب اهلبيت اهتمام ورزند.