Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی هنر
 
تصوير بايد معتاد طراحي باشد
تجسمی- فرزانه فخريان:
طراحي پوستر و تمبر جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان جرقه‌اي شد براي بررسي مباني، كاربرد و وضعيت گرافيك ايران،‌ با «قباد شيوا».

 گرچه در اين جشنواره از آثار وي استفاده نشد، ‌اما شيواي 67ساله، امروز تنها پيشكسوت ايراني گرافيست است كه آثارش در مجموعه 12جلدي 12 گرافيست برتر دنيا به چاپ رسيده است و البته مجلدي كه انجمن بين‌المللي طراحان گرافيك (AGI) درباره اين هنرمند منتشر كرده، در ايران في‌الواقع مهجور مانده است.

 شيوا كه دانش‌آموخته دانشگاه (PRATT) نيويورك است، سالهاست هم تدريس مي‌كند و در اتاق كارش در موسسه فرهنگي -هنري شيوا طرح مي‌زند. لبخند را هم فراموش نكرده است.

  • هنوز هم گرافيك هنري و گرافيك بازاري نامتعادلند؟ ما چه برداشتي از هر يك داريم؟

- گرافيك از سويي به عنوان يك شغل مطرح است. در واقع 80درصد گرافيستهاي دنيا كاري را انجام مي‌دهند كه مردم مي‌خواهند و طلب مي‌كنند. گرافيك بازاري فقط كار مردم را راه مي‌اندازد.

 اما هيچ كس در دنيا براي گرافيك از  اين دست، نه  نمايشگاهي برگزار مي‌كند و نه بي‌ينال. مجلات بسياري هستند كه لي‌اوت زيبايي دارند، اما چون گرافيك در مورد آنها، نقش يك حرفه و شغل را بازي مي‌كند، داعيه هنر ندارند.

از سوي ديگر، درصدي هستند كه براي گرافيك به غير از عملكرد اطلاع‌رساني، ارزش‌هاي عميق هنري هم قائلند. من اين دسته از هنرمندان را گرافيست «مؤلف» مي‌نامم؛ يعني كسي كه وقتي سفارشي مي‌گيرد، علاوه بر اين كه با انجام سفارش نظر مشتري را جلب مي‌كند، خودش هم در اثر، به عنوان يك آرتيست حضور دارد.

اين آرتيست مؤلفه‌هاي خاص هنري خودش را در كار طوري نشان مي‌دهد كه اثر، ماندگار مي‌شود. نمونه‌اش پوستري است كه در اتاق كارم روي ديوار است، مربوط به يك تئاتر. هم سالن تئاتر مورد نظر حتماً‌ سالهاست از بين رفته و هم خالق اثر از دنيا رفته، اما به واسطه ويژگي‌هاي حرفه‌اي- هنري، اين پوستر همچنان چاپ مي‌شود و در اكثر موزه‌هاي مهم موجود است.

در ايران هم درصد بسيار كمي براي حرفه‌شان، اين خصيصه هنري را نيز در نظر مي‌گيرند، چون مي‌دانند كه اثر گرافيكي از جنبه اطلاع‌رساني تاريخ مصرف دارد، اما جنبه هنري آن بعد از تاريخ مصرف مشخص مي‌شود. عده‌اي هم هستند از نسل جوان، كه در كار گرافيك خود، داعيه هنر دارند و هنوز وارد كار نشده، تصور مي‌كنند با داده‌هاي اندك غربي، در بي‌ينال‌هاي بين‌المللي برنده شوند.

 اما در عين حال، محصول گرافيكي آنها يا ويژگي‌ ماندگار هنري ندارد و يا با داده‌هاي غربي نمي‌تواند نماينده هنر گرافيك ايران باشد.

  • اين نقص در سطح حرفه‌اي هم ديده مي‌شود؟

- كم و بيش گاهي به چشم مي‌آيد. كافي‌است سري به بعضي از نمايشگاههايي كه هر سال در كشور برگزار مي‌شود، بزنيد تا ببينيد كه اگر در اكثر آثار گرافيكي نمايش داده شده، مانند پوستر، خط فارسي حذف شود، هيچ المان ديگري كه نشان دهنده سبك ايراني اثر باشد، وجود ندارد.

 اين استضعافي است كه حتي برخي هنرمندان مؤلف هم به گرافيك روا مي‌دارند. تابعيت از زيبايي‌شناسي غربي، ضد هنر است. اين را هم نبايد فراموش كنيم كه آرتيست‌هايي هم وجود دارند كه به فرهنگ ايراني تكيه مي‌كنند و با هويت ايراني به اثرشان روحيه‌اي مي‌دهند كه بسيار هم مورد توجه است.

  • دليل اين كه اين گرافيستها پيشينه ذهني لازم براي به كارگيري‌اش را در اختيار ندارند، چيست؟

 در حيطه آسيب‌شناسي اين مسأله، فاكتورهايي زيادي به نظر مي‌آيند. مهمترين موضوع به مسائل آموزشي برمي‌گردد. بدون در نظر گرفتن يك شخص خاص، در كل سطح علمي هيأت علمي عمده مراكز آموزشي ما پايين است.

 وقتي شخصي از دانشگاه فارغ‌التحصيل مي‌شود، اما نمي‌تواند به عنوان يك  ديزاينر وارد بازار كار شود و دوام آورد، به اين نتيجه مي‌رسد كه تنها فضاي كاري او تدريس است. در نتيجه دانشجويي كه تحت تعليم اين استاد باشد هم نمي‌تواند در كار خود شاخص شود‌، چون اطلاعاتي كه به او ارائه شده، محدود و اندك بوده است.

 نكته ديگر در اين زمينه اشتباهي است كه جوانان در دوره ورود به مراكز آموزشي انجام مي‌دهند. وقتي كسي بدون علاقه و استعداد هنري، تنها به كمك معلومات غيرهنري تصميم مي‌گيرد در شاخه هنر كنكور بدهد و قبول هم مي‌شود، شايد تنها ايده‌آل او در آمدزا بودن گرافيك باشد. اما بايد گفت تنها پنج درصد گرافيك مدون است و 95درصد ديگر را خود فرد بايد زحمت بكشد و درك كند. بدون تكيه به قريحه و همچنين فرهنگ هم نمي‌توان از پس اين درك برآمد.

  • براي چنين مطلوبي چه بايد كرد؟ وجه تمايز عناصر گرافيك ايراني براساس فرهنگ را بايد تبيين كرد؟

 بله، بهترين ارجاع در اين مورد، توجه به هويت فرهنگي است. به عنوان مثال اگر چه فرانسه و آلمان در جوار يكديگرند، اما نوع هنر گرافيك آنها، از هم قابل تمايز است. در هر صورت، در هر جامعه‌اي انحرافات هويتي وجود دارد، اما هنرمندان و روشنفكران هستند كه فرهنگ يك قوم را، در عين ارتباط با فرهنگ اقوام و سرزمين‌هاي ديگر، حفظ مي‌كنند.

مسئوليت فرهنگ‌سازي هنرمند است كه بايد دانشجو را به شناخت صحيح ترغيب كند. حتي شناخت از فرهنگ خارجي هم، براي استفاده در محصول هنري، بايد از سطحي بودن خارج نشود و به سطح كاربردي و اصيل آن برسد.

  •  برداشت شما از وضعيت آن چه به نام تايپوگرافي رواج يافته، چيست؟

 نمايشگاه‌هايي كه چند سالي‌است با نام تايپوگرافي در ايران برگزار مي‌شود، چيزي به جز تايپوگرافي ارائه مي‌دهد. وقتي از خطاطي استفاده مي‌شود، كار در قالب «كاليگرافي» ارائه مي‌شود. تنها استفاده از حروف چاپي است كه در تعريف «تايپوگرافي» مي‌گنجد. وقتي لغت دخيل براي توصيف استفاده مي‌شود، بهتر است سري به دايره‌المعارف‌ها زده شود و معناي دقيق آن برداشت شود.

در غير اين صورت اين نقص و اشتباه فرهنگ‌ نوشتاري در هنر را تخريب مي‌كند.اگر از عنوان اين روش بگذريم، نكته ديگر در نوع استفاده از اين روش در ايران، جلب توجه مي‌كند. در گرافيك كه علم رسانه‌اي است، نوشته، براي خواندن استفاده مي‌شود. هنر به كار گرفته شده در تايپوگرافي و كاليگرافي نبايد به گونه‌اي باشد كه مانع خواندن سريع و درك منظور نوشته شود.

  • در تصويرگري چطور؟ آثار ما حرفهاي تازه‌اي براي گفتن دارند؟

- نقطه ورود به دنياي تجسمي و علي‌الخصوص تصويرگري، طراحي است. اگر طراحي هنرمند قوي نباشد و كارش وابسته به رايانه باشد، با قطع برق هنر او هم متوقف مي‌شود. شايد بهتر باشد بگوييم تصوير بايد به طراحي معتاد باشد.

تاریخ درج: 17 اردیبهشت 1386 ساعت 09:04 تاریخ تایید: 17 اردیبهشت 1386 ساعت 09:14 تاریخ به روز رسانی: 17 اردیبهشت 1386 ساعت 09:14
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است