گردشگری- آرش نورآقايي:
كتاب «راز داوينچي» علاوه بر تمام بحثهايي كه با خود به همراه داشت، شامل اتفاق ديگري هم بود.
كساني كه اين كتاب را خواندند خيلي مايل شدند دوباره از موزه لوور، در واقع همان جايي كه رئيس موزه در آن كشته شده بود، ديدن كنند.
امروزه يكي از راههاي انتخاب سفر، انتخاب براساس ادبيات روز يا ادبيات كهن است. اين ادبيات ميتواند شامل افسانهها و اسطورهها، رمانها، سفرنامهها، تاريخ بناها و راهها و جنگها و حماسهها باشد.
به فرض ايتالياييها تمايل دارند كه همان مسير ماركوپولو را دنبال كنند و سفرشان را طبق مسير سفر او برنامهريزي كنند و يا اين كه كم نيستند كساني كه در مسير جاده ابريشم سفر ميكنند و علاقه دارند فضاي زماني كه اين جاده بسيار پر رونق بود را در ذهن خود مجسم كنند، فضايي كه با كمك توصيف سياحان و مورخان ايجاد شده است.
حتي خيلي از جهانگرداني كه به ايران سفر كردهاند و از اصفهان ديدار كردهاند، در آرزوي ديدار از شهري بودند كه «شاردن» توصيف كرده بود.
موضوع اين است كه امروز ادبيات نقش مهمي در توريسم ايفا ميكند و به نظر ميرسد ايران از اين نظر از پتانسيل خوبي برخوردار است كه مورد كمتوجهي واقع شده است.
از اين منظر ميتوان گفت كه بخش مهمي از جاده ابريشم در ايران واقع شده. آن فضاي افسانهاي هزار و يك شب با اين كه عربها به خود منسوب ميكنند همان فضاي اصفهان و شيراز خودمان با آن كاخها و كوشكها و عمارتهاي دلرباست و اين هر دو از جاذبههاي كمنظير ادبياتي- توريستي هستند كه كشور ما از آنها برخوردار است.
ما نه تنها از ادبيات كهن خود در صنعت گردشگري بهره نبردهايم بلكه سعي در خلق آثاري نو در اين زمينه هم نداشتهايم و يا آنها را حتي در داخل كشور معرفي نكردهايم.
يك موضوع نبايد فراموش شود و آن اين كه ايران هنوز براي مردم دنيا كشوري رازآميز محسوب ميشود. هم جذابيتهاي گردشگري و هم ادبياتش ناشناخته باقي مانده است. حرف آخر اين كه اين هر دو براي شناخته شدن ميتوانند به كمك هم بيايند.