مرور- محمود فاضلي:
هاينسهالم محقق آلماني اهميت سياسي شيعيان در تحولات تاريخي ايران را موضوع نگارش اثري تحليلي به نام تشيع(انتشارات اديان) قرار داده و درصدد است تا ضمن آشناكردن مخاطب با مباني اعتقادي و تاريخي شيعيان نقش روحانيون شيعه را هم در تحولات سياسي ايران پيگيري كند.
به رغم آن كه ده درصد از جمعيت قريب به يك ميلياردي مسلمانان در جهان امروز پيرو مذهب شيعه هستند، پيش از انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 به زحمت ميتوان در جهان افرادي را يافت كه به تشيع توجه كافي كرده باشند.
امروزه، آثار و نوشتههاي مربوط به تشيع خالي از حب و بغض نيست و بسياري از اين موارد بايد از اصل آن پيراسته شود. ظهور ناگهاني علاقه به تشيع ناشي از رويدادهاي سياسي و بويژه ترسهاي حاصل از آن رويدادهاست؛ در نهايت سرزمينهاي اصلي شيعيان يعني عراق، ايران و ناحيه نجد عربستان، مهمترين سرزمينهاي توليد نفت خاورميانه هم هستند.
پويايي سياسي اسلام شيعي اصولاً در خود آگاهي اين مكتب به عنوان قهرمان مبارزه مستضعفان عليه مستكبران، ستمگران، مستبدان و استثمارگران از هر نوع آن نهفته است؛ مبارزهاي كه درباره آن احاديث شيعي نه تنها يك سلسله مثالهاي بيپايان از تحمل رنج و قيام، بلكه مدينه فاضلهاي از حكومت برحق حضرت مهدي(عج) امام غايب منتظر را كه در جهان پر از جور و بيدادگري امروز، عدل و احسان خواهد گسترد، ارائه ميدهند.
بعد از آنكه براي حل مسائل اجتماعي و اقتصادي ملل مسلمان، تجويزهايي بيروني(از نوع سرمايهداري و سوسياليستي) ناكام مانده و تمام جذابيت خود را از دست دادهاند، سنتي مذهبي با قدمتي بيش از هزار سال، تفسير و راه حلي براي كشمكشهاي اجتماعي كنوني ارائه ميدهد. امروزه آيين شيعه در عرصه جهاني و به خصوص جهان اسلام به عنوان مذهبي تاثيرگذار شناخته ميشود كه تاثير عميقي بر تحولات سياسي اجتماعي، فكري و فرهنگي مسلمانان گذاشته است.
به همين دليل، اين مذهب مورد توجه بسياري از محققان و پژوهشگران در سراسر جهان قرار گرفته و روند نگارش مقاله و كتاب در اين موضوع در دهههاي اخير به خصوص پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران روبه فزوني است. كتاب تشيع نوشته «دكترهاينسهالم» از جمله اين آثار است كه به زبان فارسي هم ترجمه شده است.
بي ترديد يكي از پرسشهايي كه غالبا در ذهن دانشجويان و اشخاص علاقه مند به شناخت بيشتر درباره اسلام به وجود ميآيد، اين پرسش بنيادي است كه تفاوت ميان شيعه و سني چيست؟ هدفي كه اين كتاب دنبال ميكند نه فقط پاسخ دادن به اين سئوال، بلكه ارائه طيفي گسترده از عقايد موجود در ميان فرقههاي شيعه است.
نقل قولهايي كه در اين كتاب از قرآن شده برگرفته از ترجمه انگليسي آن به كوشش «مارماديوك پيكتا»(محل نشر: لندن، تاريخ انتشار: 1957) است. كتاب در پنج بخش «منشأ شيعه، اماميه يا شيعه دوازده امامي، شيعه غالي، اسماعيليه يا شيعيان هفت امامي و زيديه» به موضوع مذكور ميپردازد.

بيترديد يكي از بخشهايي كه ميتوانست با دقت بيشتري مورد توجه قرار گيرد، سرفصل روحانيت شيعي و سلسله پهلوي(1399 – 1344 ق) از بخش دوم كتاب است. از ديدگاه هاينسهالم انقلاب مشروطيت و جنگ داخلي توام با نفوذ فزاينده روسيه و بريتانياي كبير طي جنگ جهاني اول سبب ضعف حكومت قاجاريه و تقويت نيروهاي جدايي طلب در ايران شد.
تجزيه قريب الوقوع ايران سبب شد نيروهاي مليگرا وارد مبارزه شوند و ضياء الدين طباطبايي روزنامهنگار با پشتيباني قزاق كلنل رضاخان كه از قزوين به تهران آمده و پايتخت را به اشغال خود درآوردند. سپس رضاخان در كابينه طباطبايي وزير جنگ و سردار سپه شد. او با الهام از نمونه تركيه نوين به رهبري آتاتورك، كوشيد كه در ايران يك جمهوري غير روحاني ايجاد كند، اما با مقاومت علما طرحهاي خود را تغيير داد.
نويسنده سپس به ترك نجف و كربلا از سوي مجتهدان به علت آشوبگريهاي ضد انگليسي و عزيمت به قم اشاره دارد و اينكه رضاخان به ملاقات آنان در اين شهر رفته تا آنها را متقاعد سازد كه سعي ندارد يك جمهوري به تقليد از جمهوري تركيه ايجاد كند: «رشته قوانيني قبلا در دوران نخست وزيري رضا خان به تصويب رسيده بود و امتيازات پيشين علما را تا حد زيادي كاهش داده بود، با اين قوانين علما نه فقط بخش زيادي از نفوذ اجتماعي خود را از دست دادند، بلكه از يكي از مهمترين منابع درآمد خود كه حقالثبت بود، محروم شدند». اما همزمان نويسنده به تلاش رضاشاه براي تنظيم برنامه تحصيلات ديني، تاسيس دانشگاه الهيات در دانشگاه تهران، ايجاد قوانيني در رابطه با پوشيدن لباس به تقليد از نمونه آتاتورك، ممنوعيت پوشيدن چادر براي زنان، تلاش براي توقف حركت دستجات عمومي و زنجيرزني و نوحهخواني در ماه محرم اشاره، و نتيجه گيري نموده است: «سياستهاي رضا شاه با مقاومت يكپارچه و نيرومند روحانيون مواجه نشد و صرفا مخالفتهاي افرادي همچون مدرس و يا وعظ غضب آلود آيتالله بافقي عليه زنان درباري كه بدون پوشيدن چادر به زيارت حرم معصومه(س) رفتند، ديده شد».
وي سپس به نقش آيتالله حائري در پيشبرد اهداف مجتهدان شيعه در ايران اشاره ميكند. از نگاه وي نتيجه اقدام او بود كه مهمترين حوزه علميه شيعيان دوازده امامي ايران در شهر قم تاسيس شد و بر اثر فعاليت خستگي ناپذيرش اين شهر داراي چندين مدرسه، يك كتابخانه، بيمارستان، زائر سرا و مقبرههايي شد. آيتالله حائري وارد سياست نشد و مانند شاگرد و جانشين خود آيتالله بروجردي مظهر نوع سنتي يك عالم بود كه در نظرش تمام امور دنيوي كراهتآميز بود و حتي المقدور بايد از آن دوري ميشد. اين پرهيز سياسي علماي برجسته مسلمان دنبال كردن سياستهاي تمركز بخشي و غير ديني كردن حكومت را براي شاه آسان تر ميكرد.
نويسنده سپس به تلاش آيتالله حسين علي طباطبايي بروجردي و دعوت ايشان از دو هزار تن از علما در مدرسه فيضيه قم و دعوت از آنها مبني بر اين كه به هيچ حزبي نپيوندند و در امور سياسي دخالت نكنند، اشاره و سپس ادعا ميكند علما به سبب افكار آزادانديشانه جبهه ملي و همكارياش با جناح چپ، به آن بدگمان بودند و زماني كه مصدق در سال 1331 شمسي قانوني مربوط به حق راي بانوان تهيه كرد. مخالفت مجتهدان برجسته، شامل آيت بروجردي، سبب شكست اين طرح شد.
مولف هيچ اشارهاي به دليل اين اقدام روحانيت نكرده است. اين درحالي است كه روحانيت تا اين زمان پشتيبان اصلي دولت ملي بودند. درواقع خطر برآمدن حزب توده كه از يك سو با قدرت نمايي تودهاي و از طرف ديگر با ميدان دادن دولت ملي با آنان همراه بود. اين ترس يا توهم را پديد آورد كه بزودي كمونيستها حكومت را به دست خواهند گرفت. فرار شاه و تهديد برخي از اعضاي جبهه ملي به ويژه دكتر فاطمي براي از ميان بردن سلطنت، به نوعي مويد اين مسئله تلقي شد. همه اينها فضايي را ايجاد كرد كه طيفي از مذهبيها و روحانيون ساكت بمانند.
هرچند نويسنده خود اذعان دارد كه نميتوان تجزيه و تحليل علل گوناگون سياسي، اقتصادي و اجتماعي انقلاب اسلامي در ايران را بطور كامل مطرح ساخت، اما تاكيد دارد كه روحانيت شيعه در ايران تحول ناگهاني و نقش عمدهاي داشت و عاقبت تصور خود درباره حكومت الهي مطلق را به اجرا درآورد. نيروي محركه اين حادثه امام خميني(ره) بود.
ايشان مانند تقريباً تمام مجتهدان جناح طرفدار اصلاحات، تحصيلات خويش را منحصرا مرهون حوزههاي علميه روحانيت شيعي بود. ايشان در سال 1364ق، براي نخستين بار عقايدش را در نوشتهاي مطرح و به صورتي انتقادي، انديشههاي ضدروحاني احمد كسروي و در نتيجه سياستهاي غير مذهبي رضا شاه را رد كرد.
مهمترين اثر امام خميني(ره) با عنوان «حكومت اسلامي» در نجف انتشار يافت. اين رساله براساس دو سخنراني ايشان بود كه شاگردانش به رشته تحرير درآوردند و رهبر انقلاب در آن كتاب بي ديني پادشاهان را آشكار و حكومت الهي آينده يعني جمهوري اسلامي را پيش بيني كرد. ايشان و پيروانش موفق شدند به تدريج جمهوري اسلامي ايران را چنان كه مورد نظر امام (ره) بود، تاسيس كنند. دليل عمده توفيق آيتالله را مسلما بايد در اين حقيقت جستجو كرد كه وي تنها فردي بود كه توانست تودههاي عظيم مردم را بسيج و هدايت كند.
نويسنده در بخشي از سرفصل « روحانيت شيعي و سلسله پهلوي» نقش دكتر شريعتي را مورد بررسي قرار داده و نتيجه گيري نموده است: «كوشش قابل توجه در مجامع انديشمندان غير روحاني به منظور نوين سازي سنت شيعي و مناسبتر كردن آن به چشم ميخورد. كانون اين فعاليتها حسينيه ارشاد بود. محلي كه به منظور اداي احترام به امام حسين(ع) در تهران بنا شده بود. دكتر علي شريعتي خيلي زود با سخنرانيها و كتابهاي خود در جمع اين انديشمندان مقامي برجسته يافت.
او دانشمندي ديني و جامعه شناسي داراي گواهينامه دكتري از دانشگاه سوربن بود كه انديشههايش نه فقط از تجدد گراياني اسلامي چون اسد آبادي، محمدعبده و محمد اقبال، بلكه كارل ماركس و ماكس وبر، سارتر، هربرت ماركوزه و فانون متاثر بود». شريعتي متقاعد شده بود در يك جامعه شيعي سنتي هرگونه كوششي براي رهايي مردم ناموفق خواهد بود مگر آن كه نمادها و ارزشهايهاي شيعي محترم شمرده شود.
نوشتههاي او تا حد زيادي مورد توجه انديشمندان ايران خاصه دانشجويان بود. اما انقلاب اسلامي ايران تفكرات او را كه متاثر از انديشههاي غربي بود، در اندك زماني پشت سر گذاشت.