Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
مروري بر كتاب هانا آرنت اثر ديويد واتسن
مرور- محمد نجاری:
«تقریباً همه پژوهشگرانِ آثار آرنت‌، او را نظریه‌پرداز سیاسی مي‌دانند و از اين موضوع به بحث درباره آثارش مي‌پردازند»(ص3) اما ديويد واتسن نويسنده کتاب‌هانا آرنت سعي دارد بي طرفي فلسفي‌، در انديشه وي را در هفت فصل نشان دهد.

فصل اول: نخستين سال‌ها‌، فصل دوم: تحصيلات دانشگاهي‌، فصل سوم: فرار از نازيسم فصل چهارم: آرنت و صهيونيسم‌، فصل پنجم: آيشمن و اورشليم‌، فصل ششم: آرنت و جمهوري آمريکا فصل هفتم: حيات ذهن.

 ‌هانا آرنت فيلسوف يا نظريه پرداز سياسي

هانا آرنت هرگز نمي‌خواست متفکري فلسفي باشد وي در يکي از مصاحبه‌هايش مي‌گويد: «من فيلسوف نيستم‌، شغل من اگر بتوان آن را چنين ناميد‌، نظريه‌پردازي سياسي است.

من با فلسفه وداع گفته‌ام»(ص100) امّا آنچه که از رهاورد آثار وي برداشت مي‌شود، تاثير فيلسوفان بزرگي چون کانت‌، ‌هايدگر‌، مارکس‌، هگل و غيره بر انديشه‌هاي اوست.

از اين نظر مي‌توان با ديويد واتسن هم عقيده بود که در اين باره مي‌گويد: «کار آرنت تلاش فلسفي و مالاً در اين مرحله نهايي‌، خود فلسفه است»(ص101). توجه به زبان و ادبيات آلماني‌، بررسي آثار کانت و توجه به آثار‌هايدگر و نزديک دانستن خويش به قطب «اگزيستانسيل» و سعي در پيوند برقرار کردن بين انديشه مارکس و هگل و توجه به مسائل روز که داراي تحليل فلسفي بود تا سياسي‌، همه گواه اين مدعاست که: «آرنت يک زن فيلسوف بود. »

اروپا و سايه شوم توتاليتاريسم

هانا آرنت به سال 1906 و در شهر «هانوفر» آلمان چشم به جهان گشود‌، وي پدرش را به علت بيماري سفليس در کودکي از دست داد و مادرش براي بقاي خود و تنها دخترش با مرد مسن و ثروتمندي که دو دختر داشت زندگي مشترکي را آغاز کرد، هرچند که رابطه آرنت با او مملو از مهر و محبت بود امّا فاصله عميق فکري در ميان آنها کاملاً مشهود بود.

آرنت در طي دوران تحصيلش دختري موفق و طغيان‌گر بود. وي در دانشگاه برلين به تحصيل پرداخت و در سال 1925 با درجه عالي(ممتاز) به موفقيت رسيد‌. دقيقاً در همان ايام است که وي رابطه عاشقانه‌اي با مارتين‌هايدگر سي و پنج ساله پيدا مي‌کند‌. «او در اين دانشگاه يکي از دانشجويان درخشان دوره کارشناسي رشته فلسفه بود و استاد راهنماي او مارتين‌هايدگر بود»(ص 17) وي در کتاب «سايه‌ها» سعي مي‌کند گذشته و سيماي روحي خود و احساسش را نسبت به‌هايدگر شرح دهد هرچند که نامه‌هاي خصوصي بين اين دو در اختيار محققان قرار نمي‌گيرد، امّا اين کتاب گوياي ناگفته‌هاي بسياري است‌.

آرنت براي دوره کارشناسي ارشد و فرار از پيامدهاي روحي و مادي اين رابطه به «‌هايدلبرگ» مهاجرت مي‌کند و زير نظر کارل ياسپرس‌، در نقطه مقابل‌هايدگر به ادامه تحصيل مي‌پردازد، و رساله دکتري‌اش را پيرامون «مفهوم عشق از نظر آگوستين قديس» به کمک همسر اولش «گونتر اشترن» به رشته تحرير در مي‌آورد‌، علي رغم تلاش گسترده‌اي که اشترن براي قبولي آرنت در آزمون تدريس دانشگاه فرانکفورت انجام داد‌، در نهايت به دليل مخالفت «تئودر آدورنو» اين امر محق نشد و آرنت پس از طي کردن دوران کوتاه روزنامه‌نگاري به فرانسه مهاجرت کرد و از سال 1933 موقتاً مقيم پاريس شد.

 همان سالي که دولت نازي در آلمان‌، ‌هايدگر را به رياست دانشگاه فرايبورگ منصوب کرد، وي نيز «قوانيني را که حکومت نازي بر ضد استادان … وضع کرده بود به اجرا گذاشت از جمله نسبت به استاد خود‌، هوسرل»(ص25) در همين سال آرنت نيز آپارتمانش را پس از مهاجرت همسرش محل مخفي‌شدن افرادي کرد که از گروه تجسس نازي‌ها مي‌گريختند‌.

بدين ترتيب همين مسئله منجر به فرار خود وي از نظام سياسي‌- اجتماعي نازي گرديد‌، او نيز رهسپار پاريس شد و به همسرش پيوست‌، امّا پس از چندي هر دوي آن‌ها تصميم گرفتند دوستانه به زندگي مشترکشان پايان بخشند و اشترن براي هميشه راهي نيويورک گرديد و‌هانا آرنت نيز با بلوشر براي زندگي مشترک به توافق رسيد و «سرچشمه‌هاي توتاليتاريسم» را با تبييني تاريخي و جامعه شناختي به رشته تحرير در آوردند‌.

 آرنت درباره توتاليتاريسم نوشت: «توتاليتاريسم مشکلي جديد و کاملاً مدرن از استيلاست که بر محو فرديت در اجتماع توده‌ها و بر ايدئولوژي وحشت مبتني است»(ص29).

وي عقيده دارد تا زماني‌که اين تفکر(محو فرديت) نيرو دارد‌، افراد حاضرند جان خود را براي آن بدهند و همه زندگي خود را فداي اين ايدئولوژي و آرمان کنند امّا به محض اين‌که اين قدرت با ضعف و يا نابودي مواجه گردد‌، اعضاء و افرادي که تا ديروز حاضر بودند همه هستي خود را فداي اين نوع خاص نگرش کنند به يک باره به هويت اصلي و فرديت خود باز مي‌گردند و از اين حالت مسخ گونگي رهايي مي‌يابند.

طوري كه مي‌توان مصداق آن را در جهان معاصر به حکومت کمونيست‌ها در شوروي سابق و يا حزب بعث در عراق امروزي ارجاع داد! نکته ديگري که ذهن‌هانا آرنت را به خود مشغول کرده بود «مسئله تقصير آسماني‌» است‌، مسئله‌اي که کارل ياسپرس نيز بدان پرداخته بود‌، ‌هانا آرنت در دو مقاله تحت عناوين «تقصيرهاي سازمان يافته و مسئوليت‌هاي جهان» در سال 1945 و «مسئوليت فردي در نظام ديکتاتوري» در سال 1964 و از منظري سياسي بدان پرداخت، امّا کارل ياسپرس انواع تقصير را از ديدگاه اخلاقي و در چهار دسته و به تفکيک بر شمرد:

1 تقصير کيفري‌، به معناي نقص معناي صريح‌. 2 تقصير سياسي‌، يعني مسئوليت همه در برابر شيوه حکومت‌. 3 تقصير اخلاقي‌، به مفهوم قضاوت در حيطه وجداني. 4 تقصير متافيزيکي‌، مسئوليت انسان‌ها در مقابل جناياتي که در برابر جهان رخ مي‌دهد‌. هر چند که تفسير ياسپرس بسيار وسيع‌تر از برداشت‌هاي آرنت نسبت به مسئله «تقصير آسماني» است امّا نتيجه گيري يکساني را مي‌توان از انديشه هر دوي آن‌ها دريافت کرد: «متهم کردن همه مردم به جرم، بي‌معناست‌. بنابراين هيچ تقصير جمعي براي مردم يک سرزمين يا گروهي از آنان وجود ندارد‌، جز در مسئوليت سياسي»(ص40).

از ‌هانا آرنت مجموعه مقالاتي در فاصله سالهاي 1955 تا 1968 به رشته تحرير در آمده که مجموع آن‌ها را وي تحت عنوان «انسان‌هاي عصر ظلمت» در کتابي مستقل به چاپ رسانده است‌، اين اثر در حقيقت بررسي آثار و انديشه شاعران‌، اديبان‌، فيلسوفان‌، متفکران و شخصيت‌هاي سياسي است که آرنت به آن‌ها علاقه داشته و از سويي نسبت به آن‌ها احساس دين مي‌نمود‌، متفکراني که گاهي آرنت در پي توجيه گذشته‌شان برآمد مانند «مارتين‌هايدگر» و قهرمان مبارزي چون «رزا لوکزامبورگ» که احتياجي به معرفي آرنت نداشت‌، امّا وجه مشترک اکثر اين شخصيت‌ها که آرنت آن را به تحليل و نقد کشيده ‌، سرنوشت خاص آن‌ها در اروپا بويژه آلمان قرن بيستم بوده است.

 ‌هانا آرنت در آمريکا

آرنت که به تعبير ديويد واتسن قرباني به قدرت رسيدن حکومت نازي‌ها در آلمان شده بود در سال 1941 به همراه همسرش (بلوشر) وارد نيويورک شد‌. «آرنت با اين هدف به دنياي جديد رفت تا دريابد چه بر سر اروپا و بخصوص آلمان آمده بود»(ص79). جامعه آمريکا پرسش‌هاي جديدي در ذهن آرنت نشاند‌: انديشمندي از سنت فلسفي آلمان‌، مجبور به کشف پاسخ‌هاي مناسبي براي مسائل روز‌، چون نژاد‌، اخلاق‌، تعليم و تربيت و وضع جهان برآمد

تاریخ درج: 13 فروردین 1386 ساعت 16:29 تاریخ تایید: 16 فروردین 1386 ساعت 20:17 تاریخ به روز رسانی: 16 فروردین 1386 ساعت 20:16
 
مطالب مرتبط
دوازدهمين شماره خردنامه؛ ويژه انديشه 85 نقدي بر پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي حوزه انديشه نگاهي به كتاب برنده جايزه پوليتزر 2006 نگاهي به كتاب توكجايي؟ مروري بركتاب توتاليتريسم مروري بر كتاب فرهنگ جامعه شناسي انتقادي پاسخي به نقد رسول جعفريان بر كتاب تاريخ اسلام كمبريج مروري بركتاب تشيع اثر هاينس هالم نگاهي به كتاب نقد ادبي و دموكراسي اثر دكتر پاينده درباره هملت با برگردان اديب سلطاني نگاهي به كتاب اعتراضات و پاسخ‌ها اثر دكارت نقدي بر كتاب مكتب تبريز سيد جواد طباطبايي مروري بر مهمترين كتابهاي ديني درسال 85 نگاهي به كتاب چالش ميان عربي و فارسي دكتر آ‌ذرنوش نگاهي به فرهنگ پوياي دكتر باطني تورق چند كتاب تازه در عرصه انديشه و دين تحليلي بر انتخابات 24 آذر نگاهي به آراي جورجو آگامبن قاعده ديگر بازي؛ تحليلي بر غروب شرق افسانه پاپ نگاهي گذرا به ديدگاه پاپ درباره اسلام سرچشمه رحمانيت ازلي ملاحظاتي درباره يك ديكتاتور هولوكاست؛ پس از 70سال گزارشي از مجادله نصر و سروش نگاهي به‌زندگي و آثار مرحوم حجت الاسلام علي دواني نگاهي به زندگي و آثار آيت الله معرفت نگاهي به زندگي مرحوم آيت الله تبريزي بررسي ديدگاه‌هاي مرحوم صالحي نجف‌آبادي و استاد مطهري درباره عاشورا گزارش همايش تجليل از آيت الله عطاردي طبقات اجتماعي در انديشه پولانزاس نقش خاتمي در انديشه سياسي ايران روش شناسي پست مدرن در علوم سياسي معيارهاي ترجمه متون ديني روشنفكران ايراني ‌و دغدغه حضور درحوزه عمومي وضعيت روشنفكري هگل و مسئله متافيزيك فلسفه در خيابان؛ مقدمه‌اي بر فلسفه زندگي سكوت به‌مثابه غايت كوشش‌هاي فلسفي درآمدي فلسفي براخلاق زيستي عاشوراي حسيني و عاشوراي ما گفتاري از دكتر محقق داماد درباره جذابيت‌هاي اسلام از ديدگاه برخي متفكران قرآن و انسان نو مباني تفسير در گفت‌وگو با آيت الله علي حائري
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است