ايران- اميررضا خادم:
به صورت كاملاً ملموس، بيشترين بار مصرف انرژي در ساعات اوليه شب يعني تقريباً از غروب آفتاب تا حداكثر 11 شب است. غروب آفتاب در 6 ماهه اول سال بهطور متوسط حدود ساعت 7 و سيدقيقه بعدازظهر است.
بنابراين مدت زمان بيشترين بار مصرف در اين 6 ماه، حدود 5/3 ساعت ميشود. حال اگر ساعت رسمي كشور در اين 6ماه به ميزان يك ساعت جلو برود، به اين معنا كه غروب آفتاب از ساعت 5/7 به 5/8 بعدازظهر تغيير يابد، توانستهايم از اين طريق زمان 5/3 ساعته پرمصرف را به 5/2 ساعت كاهش دهيم.
با توجه به اينكه يكي از اصليترين مشكلات مبحث صرفهجويي در مصرف انرژي، كاستن از حجم فشار وارده بر نيروگاهها در زمان پرمصرفي است، لذا تغيير ساعت در شش ماه اول هر سال، در كاهش اين حجم بار مؤثر خواهد بود.
ميزان كل صرفهجويي در مصرف انرژي در طول مدت 6 ماه مسئله قابل توجهي است. هرچند با توجه به بلندي طول روز و روشن شدن زودتر هوا، اين تغيير ساعت تفاوتي در ميزان مصرف انرژي صبحگاهي ندارد، اما همانطور كه در فوق گذشت، تغيير ساعت باعث كاهش مصرف انرژي شبانگاهي ميشود.
براساس نظرات كارشناسي شده و متفاوتي كه در اين مورد اعلام شده، رقم ريالي اين صرفهجويي در 6 ماه، بين هزار تا 3 هزارو 500 ميليارد ريال است. چنان كه در بدبينانهترين حالت، در قبال هريك درصد صرفهجويي انرژي متأثر از تغيير ساعت، 600 ميليارد ريال صرفهجويي ريالي حاصل ميشود.
با توجه به گزارشهاي نشر يافته از تأثيرات اين تغيير بر صرفهجويي انرژي و مالي، هيچ برآوردي كمتر از 5/1درصد كاهش مصرف وجود ندارد. يعني در نازلترين حالت، همانطور كه گفته شد، هزار ميليارد ريال صرفهجويي، قطعي است.
نكته قابل اشاره ديگر فرهنگ مصرف در جامعه ايراني است. مردم ما عادت كردهاند حداكثر استفاده و گاه استفاده غير ضرور از اقلام متنوع انرژي بنمايند. البته يكي از علل اين عادت، ارزان بودن انرژي در كشور و پرداخت يارانه قابل توجه بابت آن توسط دولتها بوده است.
متأسفانه اين نوع از اسراف در كشور ما نهادينه شده است. لذا، يكي از راهكارهاي كاستن غيرمحسوس از مصرف بالا، طرح تغيير ساعت بوده است كه البته نتيجه آن نيز مثبت ارزيابي ميشود.
البته ديدگاه ديگري هم در ارتباط با اين موضوع وجود دارد. عدهاي معتقدند: «به فرض تأثير مثبت تغيير ساعت بر صرفهجويي انرژي، نبايد با اين كار باعث اختلال در زندگي مردم شويم! بهتر است به جاي تغيير ساعت رسمي كشور، ساعت شروع به كار مردم را تغيير دهيم.»
اگر بخواهيم اين ديدگاه را مورد نقد قرار دهيم، طرح چند نكته ضروري به نظر ميرسد. اين نكات عبارتند از:
اولاً؛ تجربه كوتاهمدت تغيير ساعت كاري در ابتداي سال85، كه اصليترين تبلور آن در تغيير ساعت شروع به كار مدارس بود، تجربه موفقي به نظر نميرسد. اين اتفاق باعث كاهش ساعت استراحت گروه سني كودكان، نونهالان و نوجواناني شد كه در اين سنين، بيش از سايرين به مراقبتهاي خاص دوران رشد چون خواب خوب و كافي نياز دارند.
در صورتي كه تغيير ساعت كار مدارس باعث زودتر بيدار شدن آنان در صبح و تغيير نيافتن ساعت به بالين رفتنشان در شب ميشود. اين حالت براي بزرگسالان نيز با درصد تأثيرگذاري كمترتر صادق است.
ثانياً؛ همانطور كه در بالا اشاره شد، مسئله اصلي در بحث انرژي، كاستن از بار مصرف در شامگاهان است و از اين رو تغيير زمان شروع به كار روزانه، تغييري در ميزان مصرف انرژي ندارد.
ثالثاً؛ ايجاد اختلال در برنامهريزي زندگي مردم به عكس نظر فوق زماني اتفاق ميافتد كه مردم ساعت شروع و اتمام كارشان در هر 6 ماه متفاوت با 6 ماه قبل باشد. در حالي كه با توجه به تغيير ساعت رسمي در ابتداي سال و عيد نوروز، تقريباً كسي متوجه اين تغيير در روند زندگي نميشود و خيلي سريع به آن عادت ميكنيم. (هر چند اگر مسئله صرفهجويي در مصرف نبود، طبيعتاً همان روال عادي زندگي، بهترين روش ميتوانست باشد اما...)
در بحث تغيير نكردن ساعت در اروپا اين نكته قابل توجه است كه فرهنگ مصرف بيرويه در كشور ما و ارزان بودن انرژي در ايران، مسئلهاي است كه به هيچ وجه در ديگر كشورها وجود ندارد و به همين خاطر بايد گفت، به فرض نبود چنين طرحي در ديگر كشورها نيز در ايران اين كار با توجه به وضع موجود بايد اتفاق بيفتد.
نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي