روزنامهنگاری- همشهري آنلاين- ترجمه و تلخيص اميد پارسانژاد:
روي پيتر كلارك، پژوهشگر ارشد مؤسسه پوينتر، انتشار رشته مقالاتي را درباره مطالب دنبالهدار مطبوعاتي آغاز كرده است.
او در نخستين بخش اين مطالب مينويسد: تكنولوژي و تجارت خبر از سال 1995 كه من نخستين مطلب دنبالهدار خود را نوشتم تا كنون دستخوش تغييرات بزرگ بوده است. تيراژ روزنامهها كاهش يافته، تعداد اعضاي تحريريهها كم شده، فضاي انتشار اخبار، كوچك شده و اندازه روزنامهها آب رفته است.
عادات خوانندگان پرمشغله نيز عوض شده. پارههاي اطلاعات به طور خام در وبسايتها ارائه ميشود و مردم به تدريج ميآموزند اخبار تلگرافي را روي صفحه تلفنهاي همراه خود بخوانند.
اما به نظر من، در رويارويي با اين تغييرات، نوشتن مطلب بلند براي روزنامهها درست به همان اندازه بيمعني است كه اين ادعا: مخاطبان امروز رسانهها فقط «خبر» ميخواهند، آن هم فوري و سرراست.
چنين واكنشي در قبال تغييرات عظيم جاري، اغراقآميز و ناشي از ترس است. من هم به اندازه هر خواننده ديگري كمحوصله هستم و معمولاً حوصله نميكنم مطالب طولاني را بخوانم. درست به همين دليل مطالب دنبالهداري كه از قسمتهاي كوتاه تشكيل ميشود به نظرم تا اين اندازه معقول ميآيند. مطلبي كه در قسمتهاي كوتاه پنج دقيقهاي ارائه شده باشد خواننده را دلزده نميكند. چنين مطالبي وقتي به طرزي شايسته سازماندهي و به آرشيو مطالب وبسايت مرتبط شوند، چيزي قدرتمندتر از اطلاعات ارائه ميكنند؛ آنچه ارائه ميكنند در واقع تجربه است.
طبعاً «روايت دنبالهدار» اختراع من نيست. اما در خلال اين سلسله مطالب كه نخستين شماره آن را ميخوانيد، شما را در درك اين پديده ياري خواهم كرد. اين شيوه از قديميترين روشهاي داستانگويي است كه هنوز حتي براي مخاطبان امروزي ايدهآل به نظر ميرسد.
ريشه چرخه داستانگويي را ميتوان در عهد باستان و سنتهاي شفاهي جستجو كرد. روشن است كه سابقه مطالب دنبالهدار به عنوان يك قالب ادبي به قرن نوزدهم و به زماني باز ميگردد كه روزنامهها و مجلات داستانهاي ديكنز و نويسندگان سرشناس ديگر را به صورت پاورقي منتشر ميكردند. انتشار مطالب دنبالهدار مطبوعاتي -داستاني و غير داستاني- از نيمه اول قرن بيستم در روزنامهها و مجلات آغاز شد. اما اين روش توسط رسانههاي الكترونيك، راديو، تلويزيون و سينما نيز اقتباس و با نيازهاي آنها سازگار شد. به نظر من تمام نمايشهاي تلويزيوني، از جمله گزارشهاي خبري، نوعي روايت دنبالهدار هستند.
(كلارك در اينجا ماجراي معروف اليان گونزالز كوبايي را كه در سال 2000 ميلادي اتفاق افتاد شاهد مثال ميآورد و اين سه خصوصيت را در آن بر ميشمارد:
• اين روايت، شخصيتي جذاب داشت، پسربچهاي شش ساله كه مخاطبان نگرانش بودند.
• ماجرا نقطهعطفهاي دراماتيك داشت يا بالقوه ميتوانست تعليق ايجاد كند: نجات در دريا، رسيدن پدر و تهاجم به خانه.
• يك «موتور» مشخص به روايت جان ميداد، پرسشي كه همه اميدوار بودند سرانجام پاسخش را دريابند: چه به سر پسربچه ميآيد؟)
بگذاريد آهستهتر برويم. در سراسر قسمتهاي ششگانه اين مقالهي دنبالهدار -كه هماكنون بخش اولش را ميخوانيد- درباره اين عناصر و ساير عناصر روايتهاي دنبالهدار خواهم نوشت تا اين شيوه را توضيح دهم و به شما كمك كنم دريابيد آيا موضوعتان مناسب اين قالب هست يا خير.
وقتي اين معيارها را شرح دادم، تفاوتهاي مهمي آشكار خواهد شد. دارم درباره روايتهاي طولاني مينويسم كه در بخشهاي كوتاه و مرتبط با هم ارائه ميشود. هر يك از سه بخش ابتدايي اين سري مطالب به طور متوسط حدود 1000 كلمه خواهد بود و خواندن آن بين 5 تا 7 دقيقه طول ميكشد [و از آنجا كه براي خواندن هنگام صرف صبحانه مناسب است آن را مطالب صبحانهاي ميخوانيم]. به مسئله اندازه بعداً بيشتر خواهم پرداخت، ولي همه ما روايتهاي دنبالهداري را هم ديدهايم كه خواندن هر قسمت آن 45 دقيقه طول ميكشد [و آنها را روايتهاي بلند دنبالهدار ميخوانيم].
اين دو قالب، مطالب صبحانهاي و روايتهاي بلند دنبالهدار، در تقابل با هم نيستند. آنها به هم شبيه هستند و بسياري از اصولي كه براي يكي به كار ميرود، براي ديگري هم صادق است؛ البته نه همه اصول. هر جا تفاوتي ميان اين دو وجود داشته باشد توضيح خواهم داد.
در شش قسمت اين مقاله دنبالهدار، با رازهاي روايتهاي دنبالهدار، از جمله منافعي كه براي روزنامهها و سايتهاي اينترنتي دارند، آشنا خواهيد شد. آزمونهايي را خواهيد آموخت كه با انجام آن درباره هر موضوع ميتوانيد دريابيد آن موضوع براي نوشتن يك مطلب دنبالهدار مناسب است يا خير... و از همه مهمتر خواهيد آموخت كه...
خب! اين را تا مطلب بعدي نميتوانم بگويم. ميدانيد؟ هر ماجراي دنبالهداري به تعليق نياز دارد.