چاپاول- هشمهري آنلاين:
تازه ترين كتاب دكتر محمد جواد غلامرضاكاشي با عنوان "نظم و روند تحول گفتار دمکراسی در ایران" از سوي انتشارات گام نو به بازار كتاب عرضه شد
به گزارش همشهري آنلاين این کتاب گزارش تحقیق دكتر كاشي است که با دستیاری آقای محمد وحیدی انجام و در سال 1383 به پایان رسید.
این تحقیق، عهدهدار تحلیل گفتمانی ساختار گفتار دمکراتیک، از مشروطه به این سو است.
مولف مقاطعیکه گفتار دمکراسی در ایران به یک گفتار عمومی و جذاب بدل شده و به عنوان یک گفتار پر مصرف، عرصه سیاسی را به خود اختصاص داده، انتخاب كرده و با بهرهگیری از تکنیک تحلیل گفتمان، ساختار گفتار دمکراتیک و تطور آن از مشروطه به بعد را مورد بررسي قرار داده است.
در این تحقیق، چهار مقطع موضوع بررسی بوده است: دوره مشروطه، دوران پس از سقوط رضاشاه، دوران نهضت ملی در دهه سی و سرانجام تحول اخیر که تحت عنوان دوم خرداد شناخته شده است.

فصول مربوط به دوران رضاشاه و دوران نهضت ملی را محمد وحیدی نگاشته شده است
این کتاب، مکملی است بر کتاب دیگری که تحت عنوان "جادوی گفتار" از سوی كاشي در سال 1379 منتشر يافت. اين پژوهشگر حوزه سياست و جامعه در آن كتاب به تحلیل گفتمانی تبلیغات انتخاباتی در دوم خرداد سال 1376 پرداخته بود كه در نوع خود اثر تاليفي بديعي به شمار مي رفت.
به نظر مي رسد در هر دو کتاب یکی از مسائل مورد نظر نويسنده، نشان دادن این نکته بوده که گفتار دمکراتیک در ایران، اصولاً گفتار نظم بخشنده نیست، و اگر هم گفتاری نظم بخشنده باشد، در ساختار خود ساماندهنده به نظمی دمکراتیک نیست.
در کتاب اخیر، نظم گفتار دمکراتیک در بدو ظهور خود در مشروطه مورد بررسی قرار گرفته و پس از تطور آن در تاریخ معاصر ایران، بر فضای پس از پیروزی در انتخابات دوم خرداد تمرکز يافته است.
مولف در بررسي گفتمان بعد از دوم خرداد به روزنامههای مهم و یادداشت نویسان مهم توجه كرده و آنها را مورد بررسي قرار داده و از دو نظم گفتاری سخن گفته است؛ نخست نظم گفتاري کارناوالی که به اعتقاد نويسنده موید و مشوق نحوی سیاست گریزی است و نظم سیاسی را برای گشودن فضای حیاتی در عرصه خصوصی شالوده شکنی میکند.
این گفتار به هیچ روی نظم بخشنده نیست و اصولاً معطوف به نظم سیاسی نیز نبوده است. طنز ابراهیم نبوی یکی از شاخصههای این الگوی گفتاری است كه نويسنده در كتاب خود با ذكر مثالهايي از اين طنز و به خصوص طنزهاي وي باعنوان ستون پنجم و مقايسه با طنز گل آقا آن را مورد تحليل قرار داده است.
دوم گفتاری است که نويسنده از آن با عنوان دمکراسی ستیزنده یاد کرده و مقصود از آن را گفتاری ميداند که مقوله دمکراسی را با تکیه بر مبانی لیبرالی و فایده گرایانه، به یک خواست ضروری و فوری بدل کرده است و به نحوی ستیزنده بسیج عمومی در عرصه سیاسی را ترویج میکند.
كاشي، اکبر گنجی را نماينده اين نوع نظم گفتاري معرفي ميكند و با ارزيابي نوشتههاي گنجي نشان ميدهد که چگونه این نظم گفتاری خود از ساختارهای زبانشناختی معطوف به نظم دمکراتیک محروم است و مروج هنجارهای ستیزشی برای وصول به نظم دمکراتیک است و به نحوی شگرف به همان نظم گفتاری شباهت دارد که با آن بنای ستیز گذاشته است.
به عبارتی دیگر این تحقیق، نشانگر دو رویکرد بنیادین در آن چیزی است که ظاهراً دمکراسی خواهی قلمداد شده است: نحوی گرایش آنارشیستی و اقتدارگریز از یکسو و نحوی جستجوی نظم بسته سیاسی با علم و پرچم دمکراسی.
بنا بر اين به اعتقاد نويسنده چندان شگفت انگیز نیست اگر سخن دمکراسی در فضای بسته محیط فاقد تجربه نظم دمکراتیک به یکی از این دو سنخ گرایش داشته باشد. سخن دمکراسی نیز فرزند همین محیط است. خودی تر از آن است که گاه تصور میشود.
كتاب در نوع خود نخستین اثری است که با روایتی نقادانه سخن دمکراسی را موضوع نقد و بررسی قرار داده است. در باب دمکراسی اغلب آثار به موانع و عوامل ظهور نظم دمکراتیک توجه کردهاند. آنها نیز که به سخن دمکراسی توجهی نشان دادهاند، بیشتر برای بحث در این باب بوده است که تا چه حد رهبران دمکراسی هنجارها و مفاهیم دمکراتیک را خوب فهم کردهاند.
اما در این کتاب، که فی الواقع گزارشی از یک پژوهش کیفی است، بنا و فرض اولیه بر آن است که اصولاً سخن دمکراسی در میدان تداولات قدرت و به اقتضای آن فهم و ترویج و تبلیغ میشود. بنابراین اصولاً مبانی و بنیادهای نظری دمکراسی چندانکه متفکران و فیلسوفان دمکراتیک از آن سخن گفتهاند، حائز اهمیت نیست. مساله عبارت از آن است که سخن دمکراسی در این میدان عمل خاص در ایران، با کدام معانی تولید و مصرف شده، و این معانی بنیادی در سیر تطورات خود دستخوش چه تحولاتی شده است.
سخن دمکراسی در این تحقیق، عامل بازنمایی کننده ساختار فهم عمومی است. به نحوی از فرهنگ عمومی و فهم متعارف سخن میگوید. سخنی که در عمل انرژی آفریده و عامل بسیج بوده است، نه چنانکه در لفافههای کلام آکادمیک نهفته است.
به اعتقاد كاشي تقدس زدایی از ساختار سخن دمکراسی عنوانی است که میتواند توصیف کننده سیر تحول سخن دمکراسی طی یکصد سال اخیر باشد. هر دو الگوی سخن دمکراسی که پس از دوم خرداد ظاهر شدهاند، نیز از همین خصیصه بهرهمندند. سخن کارناوالی، اصولاً بر نحوی زیبایی شناختی حوزه خصوصی استوار است و روایت ستیزنده نیز بر منطق منازعه عریان قدرت.
نويسنده خواسته خواننده را به این نتیجه برساندکه سخن دمکراسی در فرایند تطور تاریخی خود، به تدریج در حال به در آمدن از لفافه تقدس است و معقتد است كه این خود از رخدادهای امیدوار کننده است. اما در عین حال ضروری است به معطوف کردن این سخن به نظم دمکراتیک هم توجه شود. این سخن هنوز هم نمیتواند خود را از دوگانه نظم ستیزی و شالوده شکنی نظم مستقر از یکسو و بازتولید گوهرهای نظم بسته توتالیتر از سوی دیگر نجات بخشد.
كتاب در7 فصل و 460 صفحه قطع رقعي منتشرشده است.