Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ليگ برتر فوتبال ايران
ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ورزش
 
نقره و طلا، ارثيه‌خانوادگي
تورنمنت- مهدي اميرپور:
در المپيك آسيايي 90 پكن شاهرخ و شاهين بياني در تيمي كه علي پروين با خود به چين برده بود، ستاره به حساب مي‌آمدند.

 آن‌ها با بازي‌هاي خوبي كه داشتند، توانستند ايران را به قهرماني مسابقات فوتبال پكن برسانند و ايران به تك مدال طلاي فوتبال برسد.

چند سال پس از آن، يك جفت برادر كشتي‌گير هم در كشتي ايران ظهور كردند. رسول و اميررضا خادم هم با يك گوني پر از مدال‌هاي جهاني و آسيايي، آبروي‌ پدرشان حاج خادم بزرگ را حفظ كردند. اما رسول به شوراي شهر رفت و اميررضا وكيل مجلس شد تا ديگر ورزش، هيچ خانوادة افتخارآفريني را به خود نبيند.

با وجود اين در المپيك آسيايي دوحه باز هم همه ديدند كه دو جفت برادر و يك جفت خواهر و برادر، روي سكو رفتند. آيدين و صمد، مهروز و هادي، و حسين و حسن براي رسيدن به اين مدال‌ها داستان دارند.

همديگر را نمي‌زنيم

خانوادة روحاني پس از پايان المپيك آسيايي دوحه يكي از پرافتخارترين خانواده‌هاي آسيا به حساب مي‌آيند.

دو پسر كاكل‌زري آن‌ها حسن و حسين، با مدال‌هاي طلايي كه در كاراته گرفتند، هم ايران را از جايگاه نهم جدول مدال‌ها به ردة ششم بردند و هم نام خانوادة روحاني را در تاريخ ورزش آسيا ثبت كردند. حسن و حسين، اولين دوقلوهايي هستند كه در المپيك آسيايي شركت كردند و طلا گرفتند.

البته اين دو كاراته‌كاي زنجاني، پيش از اين هم يك بار ديگر، نام خودشان را در ورزش دنيا ثبت كرده‌اند. در مسابقات جوانان جهان در تركيه، حسن و حسين كه در يك وزن شركت كرده بودند، در فينال به هم مي‌‌خورند. در مسابقة فينال، همه مي‌نشينند تا مبارزة دوقلوهاي ايراني را ببينند. اما سي ثانيه از آغاز مبارزه مي‌‌گذرد و حسين و حسن حتي از جايشان تكان نمي‌‌خورند.

كار به جايي مي‌رسد كه داوران به آن‌ها گير مي‌‌دهند و از آن‌ها مي‌خواهند به جان هم بيفتند. اما تنها كاري كه دوقلوهاي ايراني انجام مي‌‌دهند، زل زدن به چشم يكديگر است.

دست آخر كار به جايي مي‌كشد كه حسن دستكش‌هايش را درمي‌آورد و مي‌رود سمت حسين تا روي او را ببوسد. حسن بابت پانزده ثانيه‌اي كه از حسين بزرگ‌تر بود، از فينال كنار كشيد تا برادر كوچك‌تر، مدال طلاي مسابقات را مال خود كند.

البته آن روز، اولين باري نبود كه دوقلوهاي روحاني از مبارزه با همه فرار مي‌كردند. حسن مي‌گويد: «تا حالا نشده كه با هم مبارزه كنيم. نمي‌توانيم همديگر را بزنيم. بعضي وقت‌ها توي تمرين، كس ديگري نيست، اما باز هم با هم مبارزه نمي‌كنيم. نه كه تمام قلق‌هاي هم را بلديم، ديگر فايده‌اي ندارد كه با هم تمرين كنيم.»

دوقلوها با هم كاراته را آغاز كردند. آن‌ها حتي با هم به باشگاه رزمي محله رفتند تا اسمشان را براي كلاس كاراته بنويسند. آن‌ها شش سال تمام با هم لگد زدند و با هم كمربند گرفتند تا اين كه به تيم ملي نوجوانان رسيدند.

اما به خاطر اين كه هم‌وزن بودند، هميشه يكي از آن‌ها كنار مي‌كشيد تا ديگري بتواند به مسابقات بين‌المللي برود. اين‌جا هم دوقلوها به راحتي مشكل را حل كردند. حسن در يك دوره پرخوري، توانست وزنش را پنج كيلو بالاتر ببرد تا در يك وزن بالاتر شركت كند و ديگر رقيب حسين به حساب نيايد.

با وجود اين، آن‌ها هميشه با هم هستند. وقتي يكي مبارزه مي‌كند، ديگري كنار تاتامي تماشا مي‌كند. وقتي يكي ضربة محكمي مي‌خورد، ديگري هم درد را حس مي‌كند. هر وقت يكي از دوقلوها به يك ضربة خاص فكر مي‌كند، ديگري روي تاتامي، آن ضربه را به حريف مي‌زند و امتياز مي‌گيرد.

يك مرتبه در مسابقات جوانان جهان، حسن در نيمه نهايي با حريف ترك مسابقه داشت. با اين كه حسن از رقيب پيش بود، اما كاراته‌كاي ترك با ضرباتِ خارج از كنترل، به جان حسن افتاد و در عرض چند ثانيه لبش پاره شد و صورتش خوني. حسين اين صحنه را كه ديد، رفت روي تاتامي.

اگر مربيان ايران دخالت نمي‌كردند ممكن بود كار به جاي باريك بكشد. اما او را به زور بيرون بردند و همه ديدند كه حسين براي كاراته‌كاي ترك خط و نشان مي‌كشد: «اگر برسي فينال، بيچاره‌ات مي‌كنم!» البته حسن آن مسابقه را برد تا حسن و حسين در فينال به هم بخورند و حسن با آن سناريو به نفع برادر كوچك‌تر كنار بكشد.

با اين كه دوقلو هستند، اما شباهت چنداني به هم ندارند. براي همين، آرزو به دل مانده‌اند كه يك بار جاي هم، روي تاتامي مسابقه بدهند و كسي مچ‌شان را نگيرد.

حسين الگوي حسن است و هر دو در اين كه مادرشان بزرگ‌ترين مربي‌شان بوده، شك ندارند. تصورش را بكنيد كه مادر دوقلوهاي روحاني، هر روز مجبور بوده لباس عرق كردة دو پسرش را بشورد. بالاخره داشتن دو قهرمان آسيا غير از آن سختي‌ها، لذت‌هايي هم داشته. شبيه لذتي كه پس از كسب دو طلاي منفي 60 و منفي 65 كيلوي المپيك آسيايي به خانوادة آن‌ها دست داد.

برج‌‌هاي تجارت جهاني

در تاريخ المپيك آسيايي، بسكتبال ايران شاهكار مي‌كرد نهايتا مي‌رسيد به مقام پنجم ششم.

اما امسال با اين كه آن‌ها در بازي اول خودشان به اردن باختند، ولي دست آخر به جايي رسيدند كه در نيمه نهايي ببازند.

آن‌ها در ثانيه‌هاي پاياني، برتر از قطر بودند، ولي به خاطر چند تا پرتاب سه امتيازي، حضور در فينال مسابقات را با بازي رده‌بندي عوض كردند.

به هر حال، آن‌ها به مقام سومي المپيك آسيايي دوحه رسيدند تا پس از 55 سال، بسكتبال براي ايران مدال بياورد. مدال برنز آن‌ها هر چند تأثير چنداني در رده‌بندي كلي ايران در جدول مدال‌ها نداشت، اما در بسكتبال، يك اتفاق مهم به شمار مي‌رفت.

در اين اتفاق بسيار مهم، برادران نيكخواه‌ بهرامي نقش پررنگي داشتند. صمد و آيدين كه اصليتي آذري دارند، با ته چهره‌‌هايي شبيه به هم، دو تا از چهره‌هاي تيم بودند. البته نام خانوادة نيكخواه بهرامي، يك ماه پيش از آغاز مسابقات دوحه هم به ميان آمده بود؛ جايي كه از منصور نيكخواه بهرامي در مراسم چهره‌‌هاي ماندگار تجليل شد.

با اين كه آيدين از صمد بزرگ‌تر است، اما صمد تجربة بيشتري در تيم ملي بسكتبال دارد. آيدين با 203 سانتي‌متر قد، از صمد 5 سانتي‌متر هم بلندتر است. ولي سابقه صمد كه متولد ارديبهشت 1362 است، يك سال بيشتر از دو سال سابقة آيدين در تيم ملي است كه در بهمن 60 به دنيا آمده.

صمد و آيدين، بسكتبال را با هم آغاز كرده‌اند . يك دوره توي باشگاه چمران تهران (بولينگ عبده) تمرين مي‌كردند. بعد در تيم الكترا هم‌‌‌تيمي بودند و بعد در ايران نارا. اما تنها سابقة دو سال همبازي بودن كافي بود تا اين دو بفهمند ديگر تا آخر عمر نبايد در يك تيم بازي كنند.

صمد هميشه با آيدين حرفش مي‌شد و دعواي آن‌ها تيم را به هم مي‌ريخت. با اين حساب اصلا عجيب نبود كه آيدين از صمد جدا شود و به صباباتري برود. صمد هم در اين سه سال، هميشه در تيم رقيب صباباتري بازي كرده.

دو سال با صنام و امسال با مهرام. نبرد برادران نيكخواه در مسابقات ليگ برتر بسكتبال، هميشه هيجان‌انگيز بوده. مسابقات آن‌ها به قدري جذاب است كه پدرشان هميشه پاي ثابت سالن بازي‌هاست.

البته صمد و آيدين، الان يكي دو سالي است كه باز هم مجبورند همديگر را تحمل كنند. حالا ديگر هر دوي آن‌‌ها ملي‌پوش بسكتبال هستند و دست‌كم بايد در اردوها آبروداري كنند.

هر چند در روزهاي اول باز هم به پروپاي هم مي‌پيچيدند، ولي انگار ديگر چند ماهي مي‌شود سرشان به سنگ خورده و بچه‌هاي منضبطي هستند. پيش از آغاز مسابقات دوحه، اردوي تيم ملي به خاطر اعصاب ضعيف صمد، تا مرز گردگيري جدي كشيده شد.

اما بالاخره قضيه به خير گذشت تا با پرتاب‌هاي سه امتيازي آيدين و دو امتيازي‌هاي دقيق صمد، تيم در دوحه به مقام سوم برسد. آن‌ها پس از كسب مقام سوم، مدتي است با هم خوب تا مي‌كنند. ولي هيچ‌كدام از آن‌ها قول نمي‌دهند كه در ماه‌هاي آينده در جايي از شرمندگي هم در نيايند.

ماجراي تكواندوكار شدن مهروز خانم

هر وقت هادي به باشگاه تكواندوي محله در «سه‌راه ورامين» شهرري مي‌رفت، مهروز به در و ديوار لگد مي‌زد تا داداش از تمرين برگردد و تكنيك‌هاي جديد را به او ياد بدهد.

مهروز، هشت سال از هادي كوچك‌تر بود و بايد درسش را مي‌خواند. در خانه همه مي‌دانستند كه اگر اسم مهروز را توي باشگاه تكواندوي محل بنويسند، ديگر درس و مشق را مي‌بوسد و مي‌گذارد كنار.

براي همين، هادي به مهروز قول داده بود كه توي خانه به او تكواندو ياد بدهد. اما مهروز كه بزرگ‌تر شد و رفت دبيرستان، ديگر نگراني زيادي وجود نداشت. مهروز سر به راه شده بود و درس مي‌خواند.

اما هادي كه مي‌دانست خواهر كوچك‌ترش با اين استعداد و انگيزه در تكواندو براي خودش يك چيزي مي‌شود، بالاخره رضايت خانواده را گرفت كه مهروز در كلاس تكواندو ثبت‌نام كند.

مهروز هم شبيه به فنري كه در تمام اين مدت فشرده شده بود، با سرعت پله‌هاي ترقي را پيمود تا اين كه در وزن هفتم تكواندوي ايران، بي‌همتا شد. او پنج ماه پيش توانست به مسابقات جهاني دانشجويان برود.

هر چند كه نتوانست در آن بازي‌ها به مدال برسد، اما به قدري چشمگير بود كه همه بفهمند خانوادة ساعي غير از هادي، يك آس ديگر را هم رو كرده. البته مهران برادر ديگر مهروز هم چند سال پيش تكواندوكار بود و حتي به تيم ملي تكواندو  رسيد. اما يك‌دفعه قيد همه چيز را زد  و تكواندو را ول كرد.

به هر حال، مهروز توانست يكي از سهميه‌هاي تكواندوي دختران ايران در دوحه باشد تا همان مدالي را كه هادي گرفت، به گردن او هم بيندازند. هر قدر كه مدال برنز ساعي براي كاروان ورزشي ايران يك شكست بزرگ به حساب مي‌آمد، مدال برنز مهروز، يك پيروزي بزرگ در بين دختران ايران بود. او دومين مدال تاريخ ورزش زنان  ايران را در المپيك آسيايي گرفت  تا شكست هادي را جبران كند.

البته چند روز پس از ناكامي هادي در صعود به فينال، همه فهميدند كه او با وجود مو برداشتن كف پا و شكستگي دست، مبارزاتش را ادامه داده بود.

هادي با همان دست و پاي شكسته، نقش مربي را در مسابقات مهروز داشت. او به قدري فرياد مي‌زد كه ديگر پس از مسابقه، صدايش درنمي‌آمد.

مهروز و هادي در تمام ساعات غير از مسابقه هم با هم بودند. مهروز مي‌گويد: «هادي، هم برادر بزرگ‌تر من است، هم در زندگي نقش پدرم را بازي كرده. در دهكده المپيك از من جدا نمي‌شد تا احساس غريبي نكنم. همه به رابطة من و هادي حسودي مي‌كردند.»

 البته رابطة خواهر و برادري آن‌ها به اين محدود نمي‌‌شود. مهروز با افتخار از اين كه تمام فرم مبارزاتش را از هادي تقليد مي‌كند حرف مي‌زند: «تمام مسابقات هادي را نگاه مي‌كنم. خيلي دوست دارم بتوانم تكنيك‌‌هاي هادي را اجرا كنم. اصلا دلم مي‌خواهد مثل هادي مبارزه كنم. حتي سبك نگاه كردن هادي را هم تقليد مي‌كنم. وقتي هادي در مبارزه به حريف نگاه مي‌كند، رقيب ته دلش خالي مي‌‌شود.»

اما مهروز هنوز به جايي نرسيده كه احساس كند مي‌تواند در مبارزه با هادي برنده شود. «خوابش را هم نمي‌بينم.»

تاریخ درج: 5 دی 1385 ساعت 09:17 تاریخ تایید: 5 دی 1385 ساعت 10:38 تاریخ به روز رسانی: 5 دی 1385 ساعت 10:37
 
مطالب مرتبط
فیلم‌ها با ما چه مي‌كنند؟ زمستان پدرسالار فقط بزها علف نمي‌خورند! حمله به جزيره گنج يه ديواره كه روش هيچي نداره... ديدار با برج‌هاي‌تقريبا دوقلو برج هاي دو قلو در جوان 99 افسانه‌هاي امروزي قلبي كه مي‌تپيد،سازي كه مي‌نواخت آخرين بين بهترين بيمارستان دنيا! اگر اغراق توي كار نباشد دوزار نمي‌‌‌ارزد كليك كليك تا كنكور يلدا هم مدرن شده كرسي گفتي و كردي كبابم! بسكتبال ايران مدال برنز بازي‌هاي آسيايي را گرفت دوحه 2006: روحاني در كاراته به فينال رسيد دوحه 2006: بسکتبال ایران به نیمه نهایی راه پیدا کرد نامه اعتراض آمیز ایران به اتحادیه تکواندو آسیا هادي‌ ساعي‌ در برابر حريف كره‌اي متوقف شد ساعی به دور سوم راه یافت ايران، ميزبان بسكتبال باشگاه هاي آسيا شد
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است